امروز: شنبه 02 تير 1397
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 06 شهريور 1395 - 08:31
به بهانه هفته دولت؛

اتحادخبرـ عبدالخالق عبدالهی: از روزی که اولین روزنامه در ایران منتشر شد یعنی از حدود 190 سال قبل همواره میان قدرت و قلم جنگ و گریزی پایان ناپذیر وجود داشته است.  یک پای این کشمکش  دولتیانی بوده اند که توپ و تفنگ و تریبون و پول و خلاصه همه ابزار های کنترل و حتی شکستن قلم را در اختیار داشته اند. آن ها  معمولا هر نقدی را به حساب چوب لای چرخ دولت ....

کشمکش 190 ساله قدرت و قلم

عبدالخالق عبدالهی:

 از روزی که اولین روزنامه در ایران منتشر شد یعنی از حدود 190 سال قبل همواره میان قدرت و قلم جنگ و گریزی پایان ناپذیر وجود داشته است.  یک پای این کشمکش  دولتیانی بوده اند که توپ و تفنگ و تریبون و پول و خلاصه همه ابزار های کنترل و حتی شکستن قلم را در اختیار داشته اند . آن ها  معمولا هر نقدی را به حساب چوب لای چرخ دولت گذاشتن و کارشکنی می نهند و به عبارتی " کوچکترین انتقادها را زیاد و بزرگترین تعریف و تمجیدها را کم می دانند " و صد البته عاشق انتقادات سست و بی مایه و آبکی هستند و اسمش را هم می گذارند " انتقاد سازنده " . پای دیگر این جنگ نابرابر، روزنامه نویس ها خصوصا از نوع انتقادی نویسانش قرار دارند که تنها ابزارشان قلم است و تفکر که انتقاد و به چالش کشیدن قدرت را حق مسلم و اصلا رسالت خود می دانند . این کشمکش و جنگ و گریز نابرابر منحصر به کشور ما نیست و در بیشتر ممالک مرسوم بوده ، هست و احتمالا تا ابد هم خواهد بود . این را به عنوان مقدمه داشته باشید و اما اصل سخن: 
چند روز قبل دوستی از من پرسید : فلانی ! شما قبلا مطالب انتقادی  نمی نوشتید یا می نوشتید من نمی دیدم ؟ این سئوال باعث شد با خود فکر کنم راستی ما چرا قبلا نمی نوشتیم ؟ و بعد به این نتیجه رسیدم که این یک واقعیت است که خیلی ها و خصوصا خودم  تا چند سال قبل یا اصلا چیزی نمی نوشتیم یا اگر هم می نوشتیم بیشتر درباره تاریخ بود و شاهان قجر و پهلوی یا به قول دوستی درباره " مرده های بی خطر و بی صاحب " . البته نه اینکه آن زمان سوژه انتقادی نبود یا ما نمی خواستیم بنویسم ، نه ، سوژه بود اتفاقا سوژه های خوبی هم دم دست بود  منتها  فضا ، شرایط و سیاست آن دولت و خصوصا بعضی مسئولان وقت در شهرستان و استان که  " نوم خدا جونشون" از پاپ هم کاتولیک تر بودند و اگر دستورمی رسید  کلاه بیاورند سر و کلاه را با هم می آوردند  آستانه تحملشان آنقدر پائین بود که اصولا نقد را هرچند منصفانه و از سر دلسوزی هم که بود بر نمی تافتند  لذا روزنامه نویس به اجبار می رفت سر وقت مطالب بی خطر و کم خطر و خنثی ، پس آن وقتها  به قول معروف " چون اسب نبود ، زین می نهادیم به خری " . کاری به جناح بندی های سیاسی و چپ و راست و بالا و پائین ندارم اما این یک واقعیت است که مدتی است در این دولت و خصوصا در این شهر نوشتن و انتقاد کردن آسان شده ، هزینه چندانی ندارد و دیگر خبری از برخورد و بگیر و ببندهای سابق نیست و امروزه منتقدان دولت می توانند از "الف" تا "یای" مسئولین را بنویسند و به نقد بکشند و این تفاوت تساهل و تسامح مسئولان امروز با گذشته نه چندان دور موضوعی است که همه می دانیم و بیاد داریم . به گمانم  اگر اندکی انصاف داشته باشیم می پذیریم که تا سه سال قبل فضا برای فعالیت های مدنی و اجتماعی و نوشتن حتی برای خود طیف اصولگرایی هم مهیا و مناسب نبود و اصولا چنین مباحثی به آسانی برتافته نمی شد و حتی یک اصولگرای معتقد هم اگر منتقد بود نمی توانست بدون واهمه و هزینه همفکر خود را که در راس قدرت بود نقد کند چه رسد به روزنامه نویسان دگراندیش . همین چند روز قبل یکی از دوستانم که از قضا اصولگرای سفت و سخت و دوآتشه اما منصفی است می گفت در دوره قبل یک انتقاد کوچک از فرماندار وقت  نوشتم  هنوز که هنوز است دارم  تاوان یا به تعبیر خودش " پسآروی " این نقد کوچک و کم خطر را می دهم اما امروز الحمدالله فضا طوردیگری شده ، روزی نیست که نشریات مکتوب و مجازی با مورد و بی مورد پنبه مسئولان از استاندار گرفته تا رئیس فلان اداره در فلان شهرستان را نزنند و از آنها انتقاد نکنند و حتی به خصوصی ترین مسائل آن ها نپردازند . با اینکه کتمان نمیکنم صبغه فکری ام به اعتدال گرایان نزدیک تر است تا اصولگرایان اما قصد تطهیر مسئولان فعلی و تخطئه گذشتگان را ندارم به هر حال همانطور که گذشتگان در دولت قبلی نقاط قوتی داشتند متصدیان امروز هم ایراداتی داشته و دارند که همیشه نوشته ایم و اگر لازم باشد باز هم می نویسیم اما اینها دلیل نمی شود که  واقعیتها را نگوئیم واقعیتی مثل این که بنده در فاصله یک هفته ، دو یادداشت انتقادی تند و تیز درباره فرماندار دشتستان نوشتم و منتشر کردم ، اما برخوردی که نشد هیچ تلویحا تقدیر و تشکر هم کردند . الان که به آرشیو نوشته هایم رجوع می کنم می بینم دریک سال گذشته دو نامه انتقادی تند و تیز به استاندار محترم ، دو یادداشت سرگشاده تند و تیزتر به فرماندار محترم ، یک نامه انتقادی درباره معضلات فرهنگی به مدیر کل محترم ارشاد از این قلم منتشر شده که دوتایشان تند و یکی هم بسیار تند و حتی  کمی هم چاشنی بی اوچیشی داشته که اگر در گذشته بود انتشار فقط یکی از آن ها می توانست واکنش بسیار تند مسئولان  را به همراه داشته باشد .
البته بنده کماکان معتقدم رسالت اصلی یک روزنامه نویس انتقاد از مسئولین و دیدن و نوشتن معایب است به عبارت دیگر برای یک روزنامه نویس " یک وجب شاخ به مراتب لازم تر و کارآمدتر از یک متر دُم است " و تا وقتی می توان نقد کرد هیچ حاجتی به تعریف و تمجید نیست منتها الان فضای انتقاد و تساهل و تسامح دولتمردان با گذشته تومنی دوزار فرق کرده و مسئولی که کوچکترین نقد را هم بر نمی تافت امروز در این دولت و در این شهر بیشترین هجمه و نقد با مورد و بی مورد را می شنود و خم هم به ابرو نمی آورد . به قول یکی از روزنامه نویسان قدیمی می گفت " در رژیم سابق مشکل این بود که ما روزنامه نویسها می خواستیم چیزهایی بنویسیم که 20 میلیون جمعیت آن روز ایران بفهمند اما سرهنگ هژبر کیانی ( متصدی سانسور ساواک ) نفهمد " . این را نوشتم که بگویم روزنامه نویسان همیشه در رنج سانسور بوده اند و نوشتن درباره کمبود و کاستی ها و نقد مسئولان کاری بس بزرگ است اما به گمانم کار بزرگتر را کسانی انجام می دهند که این تیرهای تیز و جنجالی و گاه زهرآگین "انتقاد" را می چشند و می توانند قلم ها را بشکنند و نمی شکنند و گرنه ما همان روزنامه نویسان سابق هستیم که به قول شاعر " من کجا و هوس لاله به دستار زدن ؟ " اجازه بدهید داستان کوچکی بگویم . می گویند فتحعلی خان گراشی حاکم لار در زمان ناصرالدین شاه در لار کاروانسرا و میدانی به تقلید از میدان نقش جهان اصفهان ساخته بود . مشهور است که چون میدان و غرفه های اطراف آن به پایان رسید از پیشکار خویش به نام " حاجی آخوند " پرسید : این میدان با میدان نقش جهان اصفهان چه فرقی دارد؟ حاجی آخوند گفت : "همان فرقی که بین تو و شاه عباس است" . به حوزه های دیگر کاری ندارم اما در حوزه رسانه و مطبوعات کیست که نداند فرق امروز با گذشته به اندازه فرق فتحعلی خان گراشی با شاه عباس صفوی است . بنده معتقدم اینکه خیلی ها امروز قلم بدست می گیریم و می نویسیم و در امنیت کامل از صدر تا ذیل دولت را از دمِ تیغ نقد می گذرانیم نعمتی است بس عظیم و شایسته شکر گزاری ، تکلیف شکر از نعمتی که معلوم نیست تا کی دوام داشته باشد هم که معلوم است ، نگهبانی و نگاه داشتن آن . در پایان ضمن تبریک هفته دولت به جناب استاندار، دولتمردان و فرمانداران همه شهرستانها امیدوارم این فضای باز ژورنالیستی و نقد نویسی همچنان باز باقی بماند و مسئولان و ارگانهایی که کمتر نقد می شوند یا خود را کمتر در معرض نقد قرار می دهند نیز از دولت تاسی نموده و بپذیرند که به مصلحت جامعه است یک انتقادی نویس قلم به دست بگیرد و از کاستی ها بنویسد لذا بنظرم :
 عاشقان را بگذارید بنالند همه 
مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید


کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1395/06/12 - 20:42
0
7
مطالبتان خوب بود، اما باید به این نکته اشاره کرد که اگر من و شما الان به این راحتی نقد می کنیم، دلیلش وجود شبکه های مجازی است که این فرصت را به افراد می دهد تا حرفشان را بزنند. دیگر این که انتقاد کردن و حرف زدن زمانی فایده دارد، که بتوان نتیجه آن را دید. برای مثال؛ اگر از وضعیت نان انتقاد می شود، زمانی این انتقاد ارزش دارد، که کیفیت نان بهبود پیدا کند، در غیر این صورت انتقاد تبدیل می شود به؛ کو گوش شنوا!
1395/06/10 - 09:17
0
2
"فریبت میدهد بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست .....
یادگار سیلی سرد زمستانسسست.....
صحبت سرما و دندانسسست. صدایی گر شنیدی.....
حریفا گوش سرما برده است ....
و قندیل سپهر تنگ میدان مرده یا زنده به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود پنهان است .....
...........رو چراغ باده را بفروز
شب با روز یکسان است ....."/ج
1395/06/06 - 21:14
0
2
درود و سپاس آقای عبدالهی عزیز، مطلب وزینی ست و البته شیرین به لحاظ خلط عبارات عامیانه در اوج رسایی و زیبایی، اما اگر واقعا این چنین است که انگاشته ای نعمت غنیمت دان و بنویس که مجال تنگ است. پیروز باشید./ج
با سپاس از قلم توانای جناب عبدالهی
لازم دیدم نکته ای را خدمت این عزیز یادآوری کنم و آن اینکه در هنوز بر همان پاشنه می چرخد با این تفاوت که امروز دولت موجود کمی تا قسمتی از جنس مردم است. و الا نقد قدرت همچنان یا محال یا مشکل آفرین است. امروز چون قدرت قاهره با دولت نسبتا مردمی موجود ذاویه دارد با روزنامه نگاران مدارا می کند. اگر راست می گویید به نقد سایر ارکان قدرت که از بد حادثه عامل تمام نابسامانی های جامعه می باشند بپردازید آنگاه خواهید دید یک من ماست چند من کره دارد.

1395/06/06 - 12:26
1
2
احسنت بر آقای عبدالهی که واقعا با شجاعت هر چه تمام رسالت روزنامه نگاری و بحث نقد و انتقاد را خود تحلیل نمودند./ج
1395/06/06 - 12:16
1
1
دقیقا همینطور است - خدا قوت بر شما/ج
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین