- بازدید معاون عمرانی استاندار بوشهر از محور کنارتخته–دالکی با همراهی معاون عمرانی فرماندار دشتستان
- آغاز عرضه گرید F7000 با نام و هویت تجاری جم
- آئین آغاز سال تحصیلی جدید در روستای عیسوند و تجدید میثاق با شهدا
- اتحاد و همدلی مردم نقشههای دشمنان را خنثی کرده است
- پیشنهاد مدیری را بیتردید پذیرفتم؛ چالش حضور در «مرد سه هزار چهره»
- امکان اعتراض داوطلبان به نتایج نهایی آزمون استخدامی آموزش و پرورش
- استاندار بوشهر در دیدار با وزیر صمت، مهمترین ظرفیتها و مطالبات استان در حوزه تولید، صنعت و تجارت را مطرح کرد
- موضعگیری سازمان بدر درباره خلع سلاح گروههای عراقی
- مهرِ نامهربان؛ بوی تلخ تورم و بیانگیزگی دانشآموزان
- انتقاد عراقچی از مواضع مداخلهجویانه فرانسه در قبال ایران
اتحاد خبر: بناست به دیدن مردی برویم که با «هزارسالهگان» سر و سرّی داشته و مدعی است فردوسی را با دستان خودش دفن کرده است؛ «به هرکس میگویم فردوسی را من دفن کردم، باور نمیکند». در محوطه آرامگاه یا به گفته خودش باغ، رخبهرخ مقبره مرمر نشسته است، ساکت، مثل سنگ، تا رسیدن ما.
اتحاد خبر: بناست به دیدن مردی برویم که با «هزارسالهگان» سر و سرّی داشته و مدعی است فردوسی را با دستان خودش دفن کرده است؛ «به هرکس میگویم فردوسی را من دفن کردم، باور نمیکند». در محوطه آرامگاه یا به گفته خودش باغ، رخبهرخ مقبره مرمر نشسته است، ساکت، مثل سنگ، تا رسیدن ما.
دست میدهیم، محکمتر از معمول، پنجهاش را دور دستم قفل میکند و زور میآورد، ردِ قوتِ جوانی را در پیشانی طرفش میجوید. پسرش که پا جای پای او گذاشته و نگهبان مجموعه است، کنارمان ایستاده است، میخندد «حاجآقا از پهلوانهای قدیمه». پیرمرد اسطقسداری است. کمگو است، اما حرفهایی دارد که تعداد زندگان آگاه از آن، احتمالا از تعداد مردگان کمترند. شاید در هیچ کتابِ تاریخی یا خاطرات آدمهایی که در ساخت آرامگاه فردوسی دست داشتهاند، نامی از «قاسم ارفع» نیامده باشد، اما او هست، او یکی از فراموش شدگان بزرگ تاریخ است؛ یکی از آنها که سنگهای اهرام مصر یا دیوار چین یا پارسه (تخت جمشید) را به گرده کشیدند و هیچجا نامی از آنها برده نشد.
او را مشقاسم صدا میکنند، سرکارگر بازسازیِ آرامگاه فردوسی در دهه ١٣٤٠ بوده است. کارش فقط به دستوردادن ختم نمیشده است «تمام این سنگها روی شانه من آمد پایین و روی شانه من رفت بالا. هر جا گیر میکردند، هر جا زور میخواستند، داد میزدند مشقاسم کجایی؟» اما آنچه داستان او را متفاوت میکند، جابهجایی سنگهای گران نیست؛ «قبر فردوسی را خودم چاک دادم، استخوانهایش را درآوردم و ساخت آرامگاه که تمام شد، خودم دوباره فردوسی را دفن کردم».
در گور فردوسی کوتی از استخوان بود و دو جمجمه
سال ١٣٤٣، ٣٠ سال پس از ساخت آرامگاه فردوسی با طرح کنونی که توسط کریم طاهرزاده بهزاد ترسیم شده بود، نشست سازه سنگین و کوچکبودن اتاقی که قبر فردوسی در آن قرار داشت، کار را به تخریب و بازسازی مجدد رساند؛ «سنه ١٣ این آرامگاه را ساختند، من هم همان سال دنیا آمدم. پدرم ساختهشدن آرامگاه را دیده بود، اما سال ٤٣ گفتند باید خراب شود، حکمش از تهران آمد. قبر فردوسی یک جای کوچکی بود، شاید یک اتاق سه در چهار، ١٠ نفر که میرفتند داخل، دیگر برای کسی جا نبود، این بود که گفتند خرابش کنید».
دستش توی هوا میچرخد، انگار همحالا در کار است «چوببست، بستیم و رفتیم تا سقف، از بالا یکییکی سنگها را کندیم و آمدیم پایین. یک معماری داشتیم به نام شاهغلام، همه سنگها را بهترتیب شماره میزد و میبرد از عقب باغ میچید و میآمد جلو. به کمر کار که رسیدیم، خراب نمیشد دیگر، بس که سفت بود؛ از ساروج بود. مجبور شدند با باروت خرابش کنند، خردهسنگها پرت میشد تا دهات اطراف».
دیگر بنایی در کار نیست، به کف میرسند، به قبر فردوسی. طبق نقشهای که مهندس هوشنگ سیحون و حسین جودت دارند، ظاهر و نمای آرامگاه همان طرح قبلی است، اما در قسمت داخلی آرامگاه باید تغییرات زیادی انجام شود. فردوسی باید بعد از هزار سال سر از قبر برون آرد، در هوایی تازه نفس بکشد و چهره دیگری از دنیا را ببیند و آن کسی که باید دست فردوسی را بگیرد و او را از آن گودال کهن و پوده بیرون بکشد، مشقاسم است. «بههرصورت بود خراب کردند و آمدند تا کف، ماند جای قبر، گفتند میخواهند قبرش را چاک بدهند.
خیلیها فکر میکردند فردوسی حتما گنجی، چیزی دارد. آن روز که قرار بود قبر را چاک بدهم و فردوسی را از گور دربیاورم، از تهران و مشهد خیلیها آمدند، استاندار، فرماندار، شهردار، فرمانده لشکر، اوووو، خیلیها بودند. دور تا دور محوطه را صندلی چیدند. قبر را خودم چاک دادم، به پایین که رسیدم، ته یک گودالی دیدم یک کوت استخوان است که دو تا کله (جمجمه) دارد؛ کلههای بزرگی هم بود. فرماندار به شوخی گفت فردوسی دو تا کله داشت! بعد هرچی استخوان بود جمع کردم و گذاشتم توی یک پارچه سفید، بعد گذاشتمش تو یک صندوق و بردمش دفتر».
به جمع گوربهگورهای تاریخ یک نفر دیگر را هم باید اضافه کرد؛ حکیم ابوالقاسم فردوسی. آمدهایم کنار سنگ قبر بزرگش که در طبقه پایین، زیرِ نمای آرمگاه قرار دارد؛ سنگی آنقدر بزرگ که خیال همه راحت است کسی که آن زیر خوابیده تازمانیکه اسرافیل در صور بدمد، شانهبهشانه هم نمیتواند بشود. مشقاسم بالا را نشان میدهد «قبر فردوسی آن بالا بود، اینجا نبود که، هفت متر گود کردند، این محوطه را ساختند و بعد دوباره سنگها را به همان شمارهای که بود گذاشتند سرجایش، چیدند رفت بالا، مثل روز اولش، هیچ فرقی نکرد.
تمام این سنگها روی شانه من آمد پایین و روی شانه من رفت بالا. هر جا گیر میکردند، هر جا زور میخواستند، داد میزدند مشقاسم کجایی؟ آن سنگ بالا را دیدی؟ بهش میگویند سنگ جمشید (سنگ یکتکه و بزرگی که نقش فروهر روی آن حک شده است و بالای مقبره در ضلع جنوبی قرار دارد)، شاید دو، سه تُن وزن داشته باشد، هیچکس نمیتوانست ببردش بالا، من نشستم پای قَرقَر که جرثقیل کوچکی بود و خیلی زور داشت، سنگ را نمدپیچ کردم و با سیم بکسل بستم و دادم بالا، بهخاطر همین کار به من یک ماه اضافهکاری، پاداش دادند».
فردوسی چهار سال بیرون از قبر بود
کار ساخت آرامگاه که تمام میشود، زمین به اندازه نگاهداشتن باقیمانده فردوسی آغوش باز میکند، جای استخوان در گور است «کار که تمام شد، دوباره استخوانها را همانطور که بود آوردم گذاشتم توی قبر جدید. روزی هم که میخواستم فردوسی را بگذارم توی قبر خیلیها آمده بودند، خیلی عکسبرداری کردند، ولی به خودم هیچ عکسی ندادند. حالا به هرکس میگویم فردوسی را من دفن کردم، باور نمیکند».
خب از کجا باید باور کرد «مدرک و سندی که ندارم، اما دو، سه تا از بچههای روستا که آن زمان با ما کار میکردند، شاهدند. بیشترشان مردهاند، اما چندتایی هنوز ماندهاند».
فردوسی چند سالی بیرون از دنیای مردگان بوده است، بین سالهای ١٣٤٣ تا ١٣٤٧ «خیلیها نمیدانند، اما فردوسی چند سال اصلا توی قبر نبود، از زمانی که آرامگاه را خراب کردند و قبر را چاک دادم و فردوسی را بیرون آوردم، تا زمانی که آرامگاه ساخته شد و دوباره گذاشتمش سرجایش، شاید چهار سال طول کشید. تمام این چهار سال هم توی همان جعبه بود، گوشه دفتر».
ساخت آرامگاه تمام میشود، کارگرها را راهی میکنند سر خانه زندگیشان، مهندسها باروبنه میبندند، اما او میماند، ٣٠ سال دیگر، کنار فردوسی؛ «مهندس جودت، گیو جودت، وقتی میخواست برود گفت دوست داری تو را کجای باغ بگذارم برای کار؟ گفتم هر جا که دوست داری؟ خلاصه گذاشتندم دم در. ٤٠ سال از عمرم را توی همین باغ گذراندم. خیلی برای این باغ زحمت کشیدم. روستای ما دیواربهدیوار آرامگاه است، همینجا دنیا آمدم، پدرم هم. قبل از خدمت توی باغ، شاگرد گلکار بودم، از خدمت که آمدم بعد از چند سال، کار ساخت آرامگاه شروع شد، بعدش هم ٣٠ سال دم در وایستادم».
یکروز قبل از سالروز بزرگداشت فردوسی (٢٥ اردیبهشت) است و با او در باغ هستیم. مشقاسم آدمها را نشان میدهد «میبینی، خبری نیست. اول انقلاب خیلی مسافر اینجا میآمد، تا روزی ١٥-١٦ هزار نفر میآمدند. از روی بلیت آمار داشتیم، اما الان خبری نیست». دور آرامگاه قدم میزنیم، کُند و سنگین راه میرود، روی دیوار در ضلع شرقی، شعری حک شده است، روبهرویش میایستد «بخوان، برایم بخوان، بیسوادم، خودم هیچوقت نتوانستم شاهنامه بخوانم، اما چند تا از شعرهایش را که برایم خواندهاند، حفظم. فردوسی مرد بزرگی بود، اگر نبود الان باید به زبان عربی حرف میزدیم».
بدین نامه بر عمرها بگذرد / بخواند هر آن کس که دارد خرد
جهان از سخن کردهام چون بهشت / از این پیش تخم سخن کس نکِشت
بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی
زمانم سرآورد گفت و شنید / چو روز جوانی به پیری رسید
رخ لالهگون گشت بر سان ماه / چو کافور شد رنگ ریش سیاه
ز پیری خم آورد بالای راست / هم از نرگسان روشنایی بکاست
کنون عمر نزدیک هشتاد شد / امیدم به یکباره بر باد شد
سر آمد کنون قصه یزدگرد / به ماه سِفَندار مَذ روز اَرد
شعر که به اینجا میرسد، زمزمه میکند، پیر و خشدار؛
کنون عمر نزدیک هشتاد شد / امیدم به یکباره بر باد شد
سرآمد کنون قصه یزدگرد / به ماه سِفَندار مَذ روز اَرد
انگار چیزی را انتظار میکشد، عاقبتی محتوم که فردا یا پسانفردا در خواهد زد «الان ٨١ سالمه، از دوستها و همکارهای آن زمان چندتایی بیشتر نماندند، حالا کِی خط قرمزی برای ما بکشند، دیگر دست خداست. خیلی دلم میخواهد کنار فردوسی دفنم کنند، اما نمیگذارند، نمیشود؛ ما که کسی نیستیم، باید ببرندمان توی همان قبرستان روستا که پدر و مادر و همه فامیلمان آنجا هستند. ما کسی نیستیم»/ب1
روزنامه شرق
تازه ترین خبرها
- بازدید معاون عمرانی استاندار بوشهر از محور کنارتخته–دالکی با همراهی معاون عمرانی فرماندار دشتستان
- آئین آغاز سال تحصیلی جدید در روستای عیسوند و تجدید میثاق با شهدا
- اتحاد و همدلی مردم نقشههای دشمنان را خنثی کرده است
- پیشنهاد مدیری را بیتردید پذیرفتم؛ چالش حضور در «مرد سه هزار چهره»
- امکان اعتراض داوطلبان به نتایج نهایی آزمون استخدامی آموزش و پرورش
- استاندار بوشهر در دیدار با وزیر صمت، مهمترین ظرفیتها و مطالبات استان در حوزه تولید، صنعت و تجارت را مطرح کرد
- موضعگیری سازمان بدر درباره خلع سلاح گروههای عراقی
- مهرِ نامهربان؛ بوی تلخ تورم و بیانگیزگی دانشآموزان
- انتقاد عراقچی از مواضع مداخلهجویانه فرانسه در قبال ایران
- عناوین و ضرایب دروس کنکور ۱۴۰۶ اعلام شد
- پیشرفت قطعات اول و دوم بزرگراه فیروزآباد–جم به ۵۰ درصد رسید
- جانشین نیسان آبی با طراحی کاملا جدید رونمایی شد
- افتتاح دو مسیر رفت و برگشت به طول حدود ۷۵۰ متر با قدردانی شهردار از مردم و مسئولان
- عناوین روزنامههای امروز1405/07/01
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/07/01
- فرماندار دشتستان: پیوند ارزشهای دفاع مقدس با سنگر تعلیم و تربیت، رمز تعالی کشور است
- مهرِ همدلی در سعدآباد؛ ۳۰۵ میلیون تومان برای بستههای تحصیلی دانشآموزان کمبرخوردار
- کمبود ۱۵۰۰ معلم در بوشهر جبران شد؛ هیچ کلاسی بدون معلم نمیماند
- افتتاح نخستین اتاق سیگار متروی تهران در ایستگاه صادقیه
- طوفان شدید در ژاپن قربانی گرفت
- مهاجری: بدون زیرساخت، صعود تیمهای بوشهری ممکن نیست
- پس از بایکوت کردن رسانهها، «تلویزیون ترامپ» راه اندازی شد!
- بررسی راهکارهای مدیریت سیلاب در سایت ۸۰ هکتاری مسکن بردستان
- حرفهای جنجالی اللهیار صیادمنش درباره قلعهنویی
- سردار آزمون: در ۴۰ سالگی مربی تیم ملی میشوم!
- رابطه عجیب قد و اندازه شکم با خطر ابتلا به یک سرطان
- افزایش قیمت طلا متوقف شد
- کشف تکاندهنده: مغز انسان در واقع ۲ عضو است!
- عکس| واکنش رامین رضاییان به بازگشت سردار آزمون به تیمملی
- توسعه ظرفیت ذخیرهسازی و نوسازی تجهیزات کالاهای اساسی اولویت استان است
- ۴ نشانه خاموش کمبود ویتامین K
- عکس آتلیهای «سالارالسلطنه، پسر ناصرالدین شاه» در خردسالی
- تتو در چه صورتی باعث معافیت سربازی میشود؟
- روزنامه اصولگرا :کسانی که در شبهای نخست تجمعات خیابانی حضور داشتند و کم کم فاصله گرفتند، دشمن یا بیتفاوت نیستند؛ شعارهای سیاسی آزارشان داد
- کمیسیون پزشکی بیرانوند!/ کاریکاتور
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/06/31
- عناوین روزنامههای امروز1405/06/31
- نسخه اینترنتی هفته نامه اتحاد جنوب/شماره 1407
- پیرصالحی: نظارت چند سازمانی بر صنعت باید برچیده شود
- بخشدار ارم: خانواده و مدرسه دو بال برای دانشآموزان هستند
- ورود ۲۵۸ هزار دانشآموز به مدارس بوشهر؛ افزایش سرانه فضای آموزشی
- آغاز سال تحصیلی در خارگ؛ مدارس جزیره آماده هستند
- تسریع در آمادهسازی سایت ۱۳۶ هکتاری دیلم
- جشن شکوفهها با ۱۷ هزار و ۲۰۰ نوآموز بوشهری آغاز شد
- خاموشیهای برق در استان بوشهر پایان مییابد
- بازار جهانی طلا در انتظار مسیر فدرال رزرو و تنشهای سیاسی
- بازگشت ظرفیت ازدسترفته پالایشگاههای پارس جنوبی شتاب گرفت
- تجهیزات نظامی ایران تقویت شده؛ دشمن را وادار به خروج از منطقه میکنیم
- قالیباف ارتحال آیتالله شبیری زنجانی را تسلیت گفت
- پیام تسلیت عراقچی در پی ارتحال آیتالله شبیری زنجانی


چاپ خبر

