امروز: پنجشنبه 23 مهر 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 27 دي 1403 - 08:24

اتحادخبر: مهدی شاه‌محمدی کارگردان مستند «۱۸ هزارپا» با اشاره به اقدامات مستقل خود در سوریه عنوان کرد روایتی کمتر شنیده شده از نقش آفرینی نیروهای ایرانی در حمایت از مردم مظلوم سوریه را ارائه کرده است.

 

اتحادخبر: مهدی شاه‌محمدی کارگردان مستند «۱۸ هزارپا» با اشاره به اقدامات مستقل خود در سوریه عنوان کرد روایتی کمتر شنیده شده از نقش آفرینی نیروهای ایرانی در حمایت از مردم مظلوم سوریه را ارائه کرده است.

 

چالش‌های مستندسازی در سوریه؛ ایرانی‌ها چطور از ارتفاع ۱۸ هزارپایی به مردم در محاصره کمک رساندند

به گزارش مهر، مهدی شاه‌محمدی کارگردان مستند «۱۸ هزارپا» که تندیس طلایی و دیپلم افتخار بخش شهید آوینی چهاردهمین جشنواره «سینماحقیقت» و جایزه مستند برگزیده شبکه مستند سیما را دریافت کرده است در رابطه با روند شکل گیری ایده و تولید این مستند به خبرنگار مهر، گفت: من مدت‌ها بود که می‌خواستم برای فیلمسازی به سوریه بروم ولی همیشه مشکلی پیش می‌آمد و نمی‌توانستم؛ خیلی دوست داشتم فیلمسازی در شرایط بحران جنگی را تجربه کنم، تجربه‌هایی از فیلمسازی در مناطق بحرانی را داشتم ولی حضور در سوریه جنس دیگری بود. سال ۹۶ از من خواستند که برای ساخت یک مستند به سوریه بروم، باید از بار ریزی‌های هوایی که ایران طی چند سال در سوریه انجام می‌داد و کمتر کسی می‌دانست که این موضوع توسط ایران انجام می‌شود، فیلمی می‌ساختم.

وی افزود: مدت‌ها بود که ایران در سوریه برای نجات مردم مناطق شیعه نشین از قحطی و مرگ که در محاصره مسلحان جبهه النصره بودند، بار ریزی هوایی انجام می‌داد، من به سوریه رفتم و یک کلیپ در مورد کارهایی که توسط ایران در آنجا انجام می‌گرفت ساختم. وقتی فیلم را تحویل دادم به من گفتند که می‌توانی به تهران برگردی ولی من می‌خواستم در آنجا فیلم مستند بسازم و با اصرار توانستم مسئولان را راضی کنم که به من ۲ هفته وقت دهند که با ماندن در سوریه مستند خودم را بسازم، مسئولان به من اسکان و رفت و آمد دادند ولی بقیه هزینه‌های ساخت فیلم با خودم بود. در واقع «۱۸ هزارپا» اولین فیلم مستندی است که به صورت مستقل ساخته شده است و کار سفارشی نیست.

چالش‌های مستندسازی در سوریه؛ ایرانی‌ها چطور از ارتفاع ۱۸ هزارپایی به مردم در محاصره کمک رساندند

این مستندساز در رابطه با نقش کادر هوابرد ایران در سوریه عنوان کرد: کاری که کادر هوابرد ایران در سوریه برای بار ریزی و کمک به مردم فوعه و کفریا می‌کرد کار بسیار پیچیده‌ای بود. مردم فوعه و کفریا ۳ سال بود که به محاصره مسلحان جبهه النصره درآمده بودند. ۱۸ هزار نفر که اکثر آنها زن و بچه بودند در منطقه کوچکی محاصره شده بودند و علاوه بر بمب‌هایی که بر سر آن ها می‌ریخت، غذا و سوخت برای ادامه زندگی نداشتند. هواپیماهای C۱۳۰ ایرانی روزی چند نوبت در حالی که تحت حمله موشکی بودند پرواز می‌کردند و در شرایط مختلف جوی بسته‌های غذا، سوخت و تسلیحات را در یک منطقه کوچک به زمین می‌ریختند. هواپیماها مجبور بودند برای اینکه موشک‌های دشمن به آنها برخورد نکنند در ارتفاع ۱۸ هزارپایی پرواز کنند.

وی در رابطه با نوع روایت این مستند، توضیح داد: موضوع کلی فیلم مشخص بود ولی باید به دنبال یک سوژه برای روایت داستان می‌گشتم. در جریان بازدیدی که از منطقه زینبیه داشتیم، در خانه‌ای مهمان بودیم که یکی از اعضای خانواده، فردی به نام احمد به زبان فارسی تسلط داشت. احمد از گذشته در قم زندگی کرده بود و به همین دلیل فارسی را به خوبی صحبت می‌کرد. او به عنوان مهمان در آنجا حضور داشت و گفتگوهای ما با او آغاز شد. احمد گفت که در تهران پزشکی می‌خوانده و به دلیل شرایط خاص در محاصره مانده بود. احمد فردی بسیار آرام به نظر می‌رسید و همین ویژگی‌ها باعث شد به این نتیجه برسم که او می‌تواند برای کار ما مناسب باشد. او به همراه تعدادی از اعضای خانواده اش در مبادله بزرگی که بین زندانی‌های جبهه النصره و مردم فوعه و کفریا انجام شده بود از محاصره در آمده بود ولی هنوز پدر، برادر و خانواده برادر او در محاصره بودند.

این کارگردان ادامه داد: احمد با توجه به توانایی‌اش در ترجمه و تسلط به زبان فارسی، گزینه‌ای مناسب برای جایگزینی مترجم ما بود. در طی دیدارها و مصاحبه‌هایی که با مردم فوعه و کفریا داشتم، با زندگی احمد و شرایط سختی که در زینبیه داشتند، آشنا شدم. خانواده‌هایی که در آنجا زندگی می‌کردند، معمولاً در خانه‌های موقت سکونت داشتند، خانه‌هایی که یا اجاره‌ای بودند یا متعلق به اقوام این افراد بودند. زندگی آنها با حداقل امکانات مانند یک فرش دست‌دوم یا وسایل گرمایشی ساده می‌گذشت، شرایط بسیار دشواری داشتند. در طول این آشنایی، هم سوژه‌های مختلفی برای پروژه پیدا کردم و هم با داستان زندگی احمد بیشتر آشنا شدم. احمد به تدریج به یکی از محورهای اصلی پروژه تبدیل شد. کم‌کم ایده‌ها شکل گرفت و تصمیم گرفتم احمد را به عنوان سوژه اصلی مستند انتخاب کنم.

وی درباره ساختار مستند توضیح داد: در جریان ساخت پروژه، به دنبال این بودم که یک قصه پرقدرت در زمان حال را با داستانی از گذشته تلفیق کنم، هدف این بود که روایتی جذاب و ماندگار ایجاد شود، نه صرفاً یک مستند معمولی که به‌سرعت فراموش می‌شود. ایده اصلی این کار از فیلم‌های مستند موفقی مانند «نگاه سکوت» جاشوا اوپنهایمر الهام گرفته شد؛ فیلمی که واقعه‌ای وحشتناک از گذشته را با یک داستان در زمان حال پیوند می‌دهد. این ساختار روایی باعث می‌شود مخاطب درگیر قصه شود و ارتباط عمیقی با آن برقرار کند.

چالش‌های مستندسازی در سوریه؛ ایرانی‌ها چطور از ارتفاع ۱۸ هزارپایی به مردم در محاصره کمک رساندند

وی با اشاره به بررسی ایده‌های مختلف برای این مستند، گفت: در ابتدا ایده‌های مختلفی را بررسی کردم، از یافتن کودکان تحت محاصره گرفته تا روایت داستان مادرانی که فرزندان آنها درگیر جنگ بودند. اما مشکل این بود که این سوژه‌ها ارتباط مستقیمی با شخصیت احمد نداشتند. از طرفی، احمد به دلیل ویژگی‌های شخصیتی‌اش، برای من به یک قهرمان اصلی تبدیل شده بود و می‌خواستم او را در قلب داستان نگه دارم. برای این منظور، احمد را به گروهی که مسئول جمع‌آوری و ارسال کمک‌های بشردوستانه بودند، معرفی کردم. او با اشتیاق به این گروه پیوست و نقش فعالی در فرآیند بسته‌بندی و ارسال کمک‌ها ایفا کرد. اولین پرواز او با هواپیمای باربری تجربه‌ای فراموش‌نشدنی بود. احمد در طول پرواز به من گفت: «احساس می‌کنم قلبم همراه این بسته‌ها به سوی مقصد می‌رود». این جمله برای من نقطه عطفی در داستان شد و ایده اصلی ارسال هدایا از طرف خانواده های خارج شده از محاصره به افرادی را که در محاصره قرار داشتند، به من داد.

شاه‌محمدی در رابطه با چالش‌های تولید این فیلم، عنوان کرد: در جریان برنامه‌ریزی برای ساخت مستندی درباره ارسال هدایای خانواده‌ها به مناطق محاصره‌شده سوریه، چالش‌های زیادی پیش روی ما قرار داشت. هدف اصلی این بود که بسته‌های هدایا از نقاط مختلف سوریه جمع‌آوری، بسته‌بندی و با هواپیما به فوعه ارسال شود. احمد ابتدا تردید داشت که آیا این هدایا واقعاً به دست خانواده‌ها خواهد رسید یا نه. او می‌گفت: «اگر بتوانید تضمین کنید که این هدایا به دست خانواده‌ها می‌رسد، من همراه شما می‌آیم وگرنه انگیزه‌ای برای این کار ندارم». این سخنان احمد نشان‌دهنده دغدغه و صداقت او بود. یکی از بزرگ‌ترین موانع، جمع‌آوری بسته‌های هدایا از سراسر سوریه و هماهنگی برای ارسال آن‌ها بود. من باید به تنهایی این کار را انجام می دادم چون فیلم مستقل می‌ساختم و شرایط اقتصادی سخت و بی‌اعتمادی عمومی، کار را دشوارتر می‌کرد.

وی ادامه داد: در ابتدای کار با چالش‌های متعددی روبه‌رو بودیم. اولین مشکل، جلب اعتماد مردم بود. بسیاری از خانواده‌ها در شرایط اقتصادی دشوار قرار داشتند و باور نداشتند که بسته‌های آنها به مقصد برسد. علاوه بر این، جمع‌آوری بسته‌ها از مناطق مختلف، نیازمند هماهنگی گسترده‌ای بود. برای مثال، در شهر لاذقیه، باید بسته‌ها را از مناطق مختلفی مانند روستاهای اطراف و مسجد مرکزی شیعیان جمع‌آوری می‌کردیم. مشکل دیگر، حمل و نقل بود. ماشین‌های محدودی در اختیار داشتیم و بسته‌ها بیشتر از ظرفیت ما می‌شدند. همچنین، نگرانی‌هایی درباره محتویات بسته‌ها وجود داشت؛ برخی از مردم ممکن بود اقلامی ممنوعه مانند سیگار یا سیم‌کارت در بسته‌ها قرار دهند که می‌توانست مشکلاتی ایجاد کند. برای حل این مشکلات، از ظرفیت گروه‌های محلی و شبکه‌های اجتماعی استفاده کردیم. اعلام کردیم که مردم می‌توانند بسته‌های خود را به مکان‌هایی مانند مسجد و هتل مرکزی بیاورند. همچنین، از جوانان بسیجی برای کمک به دسته‌بندی و ثبت بسته‌ها بهره بردیم. این افراد با دقت محتویات بسته‌ها را بررسی و لیست‌بندی می‌کردند.

چالش‌های مستندسازی در سوریه؛ ایرانی‌ها چطور از ارتفاع ۱۸ هزارپایی به مردم در محاصره کمک رساندند

این مستندساز در پایان با مرور یکی از لحظات به یادماندنی کارش، یادآور شد: روز پنجم جمع‌آوری بسته‌ها در لاذقیه بود. صبح زود جلوی مسجد نشسته بودیم و هیچ‌کس نیامده بود. ناامیدی در چهره‌های ما مشهود بود. ناگهان، یک تاکسی آمد و یک خانواده با چند کارتن کوچک پیاده شدند. این لحظه شروع موجی از مشارکت بود. مردم یکی پس از دیگری بسته‌های خود را آوردند و تا ظهر ۲ ماشین پر از بسته شد. در نهایت، طی چند روز، تعداد بسته‌ها به ۲۵۰۰ عدد رسید. این بسته‌ها شامل اقلام ضروری خانواده‌ها بود. دیدن این میزان از مشارکت و اعتماد مردم، انگیزه‌ای قوی برای ادامه کار ما ایجاد کرد. برای ارسال این هدایا، نیاز به هماهنگی با فرماندهان نظامی داشتیم. این هماهنگی خیلی پیچیده و سخت بود. قبل از آغاز جمع آوری من موافقت ارسال یک پالت بار را گرفته بودم ولی۲۵۰۰ بسته حدود سه بار هواپیما می‌شد و من باید برای این بار ریزی حجیم موافقت مسئولان را می‌گرفتم.

در خلاصه داستان این مستند آمده است: «احمد جوان ٢۵ ساله اهل سوریه، اهل شهر محاصره شده فوعه در استان ادلب بعد از خروج از محاصره تصمیم می‌گیرد به گروه امدادرسانی هوایی برای ارسال مواد غذایی به مردم شهرش ملحق شود.»

 



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • از پلاک خودروهای منطقه آزاد بوشهر رونمایی شد
  • 🎥ویدیو/مسئولیت افزایش کالابرگ به سازمان برنامه و بودجه سپرده شد
  • سروش گرمسیری‌نژاد سرپرست معاونت حمل‌ونقل و ترافیک دفتر فنی استانداری بوشهر شد
  • از ولایتی تا عراقچی!
  • پیگیری میدانی مطالبات دالکی؛ از آسفالت راه نخیلات تا اجرای ۳۵۰ انشعاب آب
  • سهم همه مردم بوشهر از سفره اقتصادی منطقه آزاد باید محقق شود
  • سالانه ۲۰ هزار نفر در تصادفات جان می‌بازند؛ خودروهای ایمن باید جایگزین شوند
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/07/22
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/07/22
  • زکات خرما؛ برکت خوشه‌های طلایی نخلستان‌های دشتستان
  • حجت الاسلام حاج‌علی‌اکبری درگذشت آیت‌الله قربانی را تسلیت گفت
  • سه گزینه احتمالی برای هدایت منچستریونایتد؛ کونته نزدیک به نیمکت
  • ارائه بیش از ۵۷ هزار خدمت بهداشتی به کودکان شهرستان دیّر
  • وعده قلعه‌نویی به مردم؛ در جام ملت‌ها بهتر از جام جهانی خواهیم بود
  • سرلشکر وحیدی: توان بومی و تداوم تولید، پشتوانه آمادگی دفاعی کشور است
  • در سوگ امید غضنفر، او که واژه ها هم برایش سوگوار اند
  • پایان رقابت کمانداران بوشهر و فارس در هفته فراجا؛ معرفی برترین‌های ریکرو و کامپوند
  • از پلاک خودروهای منطقه آزاد بوشهر رونمایی شد
  • شهردار آب‌پخش از دانش‌آموز نخبه آب پخشی تجلیل کرد+ تصاویر
  • کمیسیون اصل ۹۰ مجلس به پرونده مسکن ایثارگران برازجان ورود کرد
  • نفت ملی، ملت محروم؛ آقای میرسلیم، مگر خدا و پیامبر به نفت ایران نیاز دارند؟
  • کاهش 7 درصدی مصرف سوخت کوره 201 با نوآوری در سیستم مشعل/ صرفه‌جویی سالانه ۱۷۴ میلیارد تومانی مصرف انرژی
  • خاموشی یک صدا در قلب رسانه؛ در سوگ امید غضنفر
  • تأکید مدیر درمان تأمین اجتماعی بوشهر بر تداوم تعامل و همکاری با نیروی انتظامی در راستای ارتقای امنیت مراکز درمانی
  • شناسنامه رانندگی مدیران آریاساسول تدوین شد
  • فرصت تازه تحصیل در دانشگاه پیام نور برای داوطلبان استان بوشهر
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/07/18
  • تولید پایدار، فروش رو به رشد؛ کارنامه عملیاتی پتروشیمی خارک با مدیریت پورضیایی
  • نسخه اینترنتی هفته نامه اتحاد جنوب/شماره 1410
  • جانشین آسانی در ترکیب استقلال مشخص شد
  • فرمان رهبری و ضرورت بازگشت به هم‌صدایی
  • افتتاح نمایشگاه عکس هنرجویان سینمای جوان برازجان با حضور معاون فرماندار دشتستان
  • «دقایقی کوتاه با وزیر نفت»
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/07/02
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/07/02
  • پرسنل سازمان بنادر و دریانوردی، ایثارگران جبهه اقتصادی کشور در دفاع مقدس
  • بوتیمار، مهمان موقت آریاساسول به طبیعت بازگشت
  • بوروکراسی نوین!!!
  • بازدید معاون عمرانی استاندار بوشهر از محور کنارتخته–دالکی با همراهی معاون عمرانی فرماندار دشتستان
  • تقابل میان موازنه قدرت و حاکمیت قانون بین‌الملل
  • گردشگری می‌تواند زنجیره گسترده‌ای از فعالیت‌های اقتصادی را فعال کند
  • دستگیری شکارچی متخلف و ضبط گونه‌های حفاظت‌شده در منطقه شکارممنوع دشتستان
  • درخواست رسیدگی به وضعیت معیشتی بازنشستگان انتظامی
  • وقتی صنعت کنار پدافند ایستاد/تقدیر ویژه پدافند هوایی ارتش از مدیر عاملی که تمام جنگ رمضان را در شرکت ماند
  • استاندار بوشهر: رضایتمندی مردم، شاخص اصلی ارزیابی مدیران است
  • .: فرهنگی بازنشسته حدود 2 روز قبل گفت: تبریک فراوان به جناب ...
  • .: محمود حدود 5 روز قبل گفت: درود بر شما.. و ...
  • .: محمد حدود 8 روز قبل گفت: جناب حیاتی تخلف چای ...
  • .: هادی جلالی ثابت حدود 11 روز قبل گفت: با سلام در ظاهر، ...
  • .: سامی حدود 16 روز قبل گفت: احسنت براقای یوسف منافی ...
  • .: بچه شمرون حدود 16 روز قبل گفت: ارواح مطّهر تمامی شهدا ...
  • .: اکبری حدود 17 روز قبل گفت: خداقوت و دستمریزاد به ...
  • .: دوست حدود 18 روز قبل گفت: درود بر خلیل شجاع ...
  • .: ایران حدود 18 روز قبل گفت: 🤣🤣🤣🤣 ...
  • .: مهدی حدود 25 روز قبل گفت: دلسوز مردم بودن مستلزم ...