امروز: جمعه 01 آبان 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 28 اسفند 1401 - 19:00
اختصاصی اتحاد خبر/ به بهانه‌ی نوروز

اتحادخبرـ قدرت مظاهری: توی این روزگار خاکستری که حتی دولت هم به انحاء مختلف دستشو تا آرنج فرو برده توی جیب مردم  و روز به روز فقیر و فقیرترشون میکنه، چه دلخوری میتونی داشته باشی که وقتی در خونه‌ی یکی از آشناها، اقوام یا دوستان رو میزنی، در رو باز نکنن روت. حتی اگه برای دید و بازدید رفته باشی. حتی اگه برای عیددیدنی پشت درشون وایساده باشی....

 اومدیم، بودین، رفتیم

قدرت مظاهری

اواخر دهه‌ی پنجاه بود و پنج شیش ماهی میشد که کشور توی یه حالت جنگی فرو رفته بود. جنگ، باعث شده بود که وضعیت زندگی و کار و  معیشت مردم تحت‌الشعاع قرار بگیره و یه فقر و نداریِ ناخواسته، دامن اونا رو بگیره‌. هر کسی نهایت سعی و تلاشش این بود که بتونه قوت لایموت خونواده و اهل و عیالش رو تأمین کنه. همه‌ی مردم "بَرج" رو از زندگیاشون انداخته بودن بیرون و فقط به تأمین "خَرج" فکر می کردن.
یه روز توی همون ایام، بعد از ناهار با ننه ام که پیرزنی پنجاه شصت ساله بود، از روستا زدیم بیرون که برای عیددیدنی، بریم خونه‌ی قوم و خویشای شهری مون.
پیرزن، هر کاری کرد یکی دو نفر از آدم بزرگای خونه رو راضی کنه که همراه بشن باهاش، موفق نشد. این بود که با یه رشوه‌ی کوچیک در حد ده پونزده تومن، من رو خرید و با خودش برد.
اولین خونه‌ای که زنگشو زدیم، خونه‌ی یکی از عموزاده‌ها بود که یه مغازه‌ی فکسنی توی بازار داشت و همیشه ی خدا هم هشتش گروی نُهِش بود. هرچه زنگ زدیم و بلبلِ توی خونه رو اذیت کردیم، در باز نشد. احتمال دادم که خودشون جای دیگه رفتن برای عیددیدنی. ننه یه سنگریزه از رو زمین ورداشت، داد دستم و گفت: «رو دیوار کنار درشون بنویس اومدیم، نبودین، رفتیم»
با خط کج و معوجی شبیه خط میخی، متن ننه رو نوشتم و رفتیم.


دومین خونه، خونه‌ی یکی از خاله زاده‌ها بود که معلم بود و توی یکی از مدارس شهر درس میداد. شروع کردیم به زنگ زدن و کوبیدن رو سطح در فلزی ولی هیچ خبری نشد. دو دقیقه، پنج دقیقه، ده دقیقه، هرچه منتظر وایسادیم، فایده نداشت. ننه دوباره یه سنگریزه پیدا کرد، داد دست من و گفت: «بنویس اومدیم، نبودین، رفتیم» اینجا هم با همون خط چپ اندر قیچی نوشتم و رفتیم.
خونه‌ی بعدی، خونه‌ی یکی از اقوام دور بود که همیشه می اومد خونه مون و ننه رو خاله جون خطاب می کرد. یه زنگ کوچیک کنار درشون بود و یه کوبه‌ی بزرگ هم وسط در جا خوش کرده بود. ده دوازده بار زنگ زدیم و بعدش ننه رفت سراغ کوبه و هزار و سیصد و پنجاه و نه بار اون رو کوبید ولی صدای سرفه‌ای هم از داخل خونه شنیده نشد. ننه یه تیکه گچ از رو زمین ورداشت و گفت عین همون جمله‌ی قبلی رو بنویسم رو درشون.
تا غروب، بیش از بیست خونه از خونه های قوم، خویش، دوست و آشنای دور و نزدیک رو سر زدیم و زنگاشون رو فشار دادیم ولی دریغ از یکی از خونه ها که درش باز بشه رومون. توی همه‌ی این موارد، ننه با دادن یه تیکه سنگ و گچ و زغال ازم می خواس که بنویسم: «اومدیم، نبودین، رفتیم»
غروب که نشسته بودیم توی صندلی مینی بوس و داشتیم برمی گشتیم آبادی، ننه گفت: «بودن. همه شون بودن ولی باز نکردن!»
بعد پرسید: «میدونی چرا باز نکردن !؟»
گفتم : « نه !»
گفت : « مهمون، خرج داره ننه. روزگار، کاری کرده با همه که نمی تونن در رو رو مهمونشون هم باز کنن ! »
***
این روزا قریب به چهار دهه از اون روزا میگذره. با وجود اینکه نه توی جنگ نظامی درگیریم و نه ثروت مملکت به قهقرا رفته، ولی مردم از تنگی و عسر و حرج شدیداً رنج میبرن منظورم از مردم البته مردم معمولی ان، نه آدمایی که گردناشون به کلفتی تنه ی درختای هزارساله اس و غیر از مفتخوری و دزدی و وراجی و خزعبل بافی و چرندگویی پشت تریبونای وحشتناک شون، هیچ مایه ای ندارن
با اینکه آروم ترین و نجیب ترین مردم دنیاییم، ولی تندروی و تمامیت خواهی عده ای قلیل، موجب شده که همه‌ی دنیا باهامون دشمن بشن و متخاصم بنظر برسن.
توی این روزگار خاکستری که حتی دولت هم به انحاء مختلف دستشو تا آرنج فرو برده توی جیب مردم  و روز به روز فقیر و فقیرترشون میکنه، چه دلخوری میتونی داشته باشی که وقتی در خونه‌ی یکی از آشناها، اقوام یا دوستان رو میزنی، در رو باز نکنن روت. حتی اگه برای دید و بازدید رفته باشی. حتی اگه برای عیددیدنی پشت درشون وایساده باشی. حتی اگه یکی دو سال باشه ندیده باشین همدیگه رو.
ننه ام اگه حالا بودش و سنگریزه و گچ و زغالش رو می داد دستم که اون سه کلمه‌ی کذایی رو بنویسم، قطعاً می نوشتم: «اومدیم، بودین، رفتیم»
شرمندگی و خجالتِ این جمله برای اهالی اون خونه نیس که در رو باز نمی کنن روی مهمون. برای اوناییه که با حلقومایی پر از دروغ و چشایی پر از بی حیایی و رویی محکمتر از سنگ پا، مردم رو به این حال و روز انداختن و خودشون و آگُه زاده‌هاشون توی ینگه ی دنیا با سرمایه‌های همین مردم، دارن برج و باروای میلیارد دلاری عَلَم میکنن.


نوروز همه تون مبارک



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • سه کوهنورد پتروشیمی پردیس؛ روایتی از صعود تا قله‌های زندگی
  • آبدان قهرمان کونگ‌فو توآ جنوب بوشهر شد / درخشش ۱۲۰ ورزشکار در میزبانی کنگان
  • نقشه راه مهار بحران ارزی و معمای پنهان‌سازی ذخایر در اقتصاد تحریمی
  • هیچ سلاحی در برابر دشمن کارآمدتر از وحدت ملی نیست
  • بررسی وضعیت درمانی خارگ با حضور معاون وزیر بهداشت
  • شیرودی: ایرلاین‌ها به‌جای جنجال، نقص هواپیماهای ام‌دی را رفع کنند
  • ارتباط میان غذاهای فوق‌ فرآوری‌ شده با خطر سکته مغزی
  • کمبودی در کالاهای اساسی نداریم؛ بازار تحت کنترل است
  • ۵ ماده غذایی که برای بهبود قندخون موثرند
  • رئیسی: پزشک خانواده به همکاری دستگاه‌ها و بیمه‌ها نیاز دارد
  • قلعه‌نویی کار سختی برای قهرمانی ایران دارد؛ انتقاد ازAFC
  • ندا غایبی در بوچیا به مدال نرسید
  • ایران در برابر محاصره دریایی آمریکا حق دفاع مشروع و مطالبه خسارت دارد
  • زینی‌وند: دولت در شرایط جنگی اجرای طرح‌های توسعه‌ای را متوقف نکرده است
  • سرلشکر رضایی: ذره‌ای از مواد هسته‌ای غنی شده ایران خارج نخواهد شد
  • پیشنهادات کارگروه ویژه پرستاری اجرایی نشده است
  • افتتاح و بازدید از ساختمان اداری منطقه آزاد بوشهر با حضور مسئولان ارشد کشور و استان / تصاویر اختصاصی اتحاد خبر
  • «پیام سپاس و خداحافظی سروش گرمسیری‌نژاد از دشتستان / آغاز خدمت در معاونت دفتر فنی استانداری بوشهر»
  • محبی: توانمندسازی فرهنگی و تحصیلی دانش‌آموزان اولویت دارد
  • شهردار آب‌پخش از دانش‌آموزان موفق و برتر جشنواره علمی خوارزمی شهر آب پخش تجلیل کرد
  • نفی اعتماد نه نفی مذاکره!
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/07/25
  • فرزانگی در عصر تفرقه
  • بهره‌برداری از دستگاه‌های سرور و اکوکاردیوگرافی جدید در بیمارستان سلمان فارسی بوشهر
  • توقف جذب در وزارت نفت؛ مشاور وزیر خواستار ورود مجلس برای تعیین تکلیف استخدام فرزندان ایثارگران شد
  • دو نماینده نوجوان کاراته ایران در جمع مدعیان برنز
  • بازدید استاندار و دبیر شورای عالی مناطق آزاد کشور از شرکت‌های مستقر در منطقه آزاد تجاری ـ صنعتی بوشهر
  • پیگیری بودجه‌ اختصاصی برای نگهداشت تجهیزات پزشکی
  • ورزش اشتباه می‌تواند قندخون شما را به خطر بیاندازد
  • اداره استقلال با سرپرست ۱۴ ماهه شد؛ در انتظار معرفی مدیرعامل جدید
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/07/02
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/07/02
  • بازدید معاون عمرانی استاندار بوشهر از محور کنارتخته–دالکی با همراهی معاون عمرانی فرماندار دشتستان
  • دستگیری شکارچی متخلف و ضبط گونه‌های حفاظت‌شده در منطقه شکارممنوع دشتستان
  • گردشگری می‌تواند زنجیره گسترده‌ای از فعالیت‌های اقتصادی را فعال کند
  • درخواست رسیدگی به وضعیت معیشتی بازنشستگان انتظامی
  • وقتی صنعت کنار پدافند ایستاد/تقدیر ویژه پدافند هوایی ارتش از مدیر عاملی که تمام جنگ رمضان را در شرکت ماند
  • 🎥ویدیو/مسئولیت افزایش کالابرگ به سازمان برنامه و بودجه سپرده شد
  • استاندار بوشهر: رضایتمندی مردم، شاخص اصلی ارزیابی مدیران است
  • روز جهانی دریانوردی و به یاد شهدای شناور «دلیر»
  • یک سال گذشت؛ سهم توانیابان بوشهر از تغییر و تحول مدیریتی چه بود؟
  • برداشت خرما در حمیدیه
  • 🎥ویدیو/دستاورد پزشکیان در نیویورک؛ روایت تازه‌ای از قدرت ایران
  • سروش گرمسیری‌نژاد سرپرست معاونت حمل‌ونقل و ترافیک دفتر فنی استانداری بوشهر شد
  • آمریکا مقابل ملتی ایستاده که از چیزی جز خدا نمی‌ترسد
  • .: منطق حدود 21 ساعت قبل گفت: فقط جنوب استان بوشهر ...
  • .: علیرضا حسین آبادی حدود 23 ساعت قبل گفت: متأسفانه مرحوم کوهی برای ...
  • .: نیکنام حدود 4 روز قبل گفت: احسنت قلمت مانا و ...
  • .: مریم حدود 5 روز قبل گفت: عالی هست ...
  • .: فرهنگی بازنشسته حدود 9 روز قبل گفت: تبریک فراوان به جناب ...
  • .: محمود حدود 12 روز قبل گفت: درود بر شما.. و ...
  • .: محمد حدود 15 روز قبل گفت: جناب حیاتی تخلف چای ...
  • .: هادی جلالی ثابت حدود 19 روز قبل گفت: با سلام در ظاهر، ...
  • .: سامی حدود 24 روز قبل گفت: احسنت براقای یوسف منافی ...
  • .: بچه شمرون حدود 24 روز قبل گفت: ارواح مطّهر تمامی شهدا ...