- گامی علمی برای توسعه زنجیره ارزش پتروشیمی؛ رونمایی از کتاب تخصصی تولید پروپیلن با تألیف مدیرعامل پتروشیمی جم
- امضای تفاهمنامه همکاری بانک سینا و پتروشیمی سروش مهستان عسلویه
- حسن یزدانی مقتدرانه شروع کرد؛ پیروزی تانک روس در گام نخست
- "رحمان بیرحم" طوفانی شروع کرد
- بازسازی واحدهای آسیبدیده پتروشیمی با تأمین مالی شتاب میگیرد
- توسعه حملونقل ایران و ترکیه نقش کلیدی در اتصال بازارهای منطقه دارد
- آزمون بزرگ بازار سرمایه در جذب اسکناسهای خانگی با سود ارزی
- کمالوندی: امروز صنعت هستهای ایران به بلوغ کامل رسیده است
- پازوکی: پروژه محاصره ایران شکست خورده است
- پزشکیان: رسیدگی به مناطق محروم در اولویت بنیاد مستضعفان باشد
اتحادخبر-فریده فهیمی:خدای من! چی می بینم اینجا ؟ خیلی جالبه. خودشونن. اصلِ اصلن. شک ندارم. می شناسمشون. ازخوشحالی توی پوست خودم نمی گنجم. چشم اَزَشان بر نمی دارم. شوکه شدم انگار. حس می کنم خوشبخت ترین آدم روی زمینم. باورم نمیشه. همه خستگی وکوفتگی سفر از تنم در رفت. یادم رفته اومدم رستوران برای چی؟ گارسون شیک وپیک پاپیون قرمز...

فریده فهیمی:
خدای من! چی می بینم اینجا ؟ خیلی جالبه. خودشونن. اصلِ اصلن. شک ندارم. می شناسمشون. ازخوشحالی توی پوست خودم نمی گنجم. چشم اَزَشان بر نمی دارم. شوکه شدم انگار. حس می کنم خوشبخت ترین آدم روی زمینم. باورم نمیشه. همه خستگی وکوفتگی سفر از تنم در رفت. یادم رفته اومدم رستوران برای چی؟ گارسون شیک وپیک پاپیون قرمز، برای دومین دفعه، با ابرویش اشاره به منوی غذای روی میزم می کند، صداش را صاف می کند و می پرسد:
- چی میل دارید؟
گارسون خوش قد وقواره، خودش وخودکارش جوابی نمی گیرند روی کاغذ چیزی یادداشت نمی کند. چقدر این پاپیون قرمز به یقه پیرهن سفیدش می آید. یادم باشد برای طراحی رنگ بافت هایم از طراح لباسش، مشاوره بگیرم.
احتمالا، کم کم حوصله زن ومرد میز روبه رویی سر می رود، از بس زل زدم بهشان کلافه می شوند. بیچاره ها نفهمیدن چی خوردن زیر بارسنگین نگاه من. بالاخره از کور در می روند، قاشقی ،چنگالی، چه می دانم سماق دان یا نمک پاش را به طرفم پرت می کنند که صد البته حق دارند. اگر من هم بجای شان بودم همین کار را می کردم. خدایا، اگرنشانه گیری شان حرف نداشته باشد چه خاکی بر سرم بریزم؟ احتمالا فرق سرم یا پیشانی را نشانه بگیرند ، شاید هم چشمهام را. پیشانی ام می شکافد، خون راه می افتد. گرمای خون را حس نمی کنم. شوری اش را هم احتمالا حس نکنم . همه حس های پنج گانه ام از کار افتاده اند. حس ششم را که دیگر حرفش نزن. کلا تعطیل. باریکه خون ازتنه ذوق زده ام گرمتر نیست. سر از پا نمی شناسم ازشور وشوق. هـُرم نفسهام می خورد روی صورتم. گـُر گرفته ام. انگار مرکز انرژی گرمایی زمین شده ام. رکورد منبع انرژی گرمایی درونی ترین لایه هسته کره زمین را زده ام. باور کن دقیقا در شعاع شش هزار وسیصد، چهارصد کیلومتری زمین معلق هستم. احتمالا با اولین فوران آتشفشانی می زنم بیرون و مواد مذاب هم حسابی گل مالی ام می کنند. چه ملغمه ای از آب در آیم. همان یک صحنه اول که، برق ظرف های دست ساخته ام چشمهام را گرفت بهانه خوبی بود برای پرانرژی شدن. انرژِی گرمایی گرفته ام، رسانا شده ام. گرما می گیرم، پس می دهم. گرم می شوم، گرم می شوی. چه تسلسل با شکوهی.
با نوک انگشت سبابه ام برای هفت یا هشتمین بار است که منوی غذای را بالا وپایین می کنم. زن ومرد جوان نمی دانند توی دل من چه هنگامه ای برپاست. فکرکنم خانمه رژیم داره، یاشاید هم خیلی گرسنه نیست،یا شاید هم کلا زن کم اشتهاییه. چه می دانم شاید هم یک نوع کلاس یا فاز بخصوصه. گارسون هم از دلم بی خبره. پاپیون قرمز را انگار با چسب چسباندندبه یقه اش، تر و تمیز ومرتب سرجاش فیکس شده. زن ومردجوان به نان تنوری توی بشقاب حصیری دست نزدند اما دو سه دفعه ای بشقاب را این ور و آن ور کردند. آقا به خانم گفت:«به نظرت چوبیه؟»
زن جواب داد: « نمی دونم،به گمونم از چوب وبرگ یه نوع درخت بافته شده باشند. »
زن جوان حق دارد، تا فاصله دو هزارکیلومتری شان، درخت نخل سبز نمی شود. اگرهم باشد تزئینی هست. به قول داداش وسطیم: « فیکه، اورجینال نیست.» چه حالی دارم من! همین الانه که ازخوشحالی بترکم. قبلن ها آدم با جنبه ای بودم، نمی دانم چرا اینجوری شدم. یکی بیاد منو بگیره. اگر یک نخ بهم وصل کنند نخ را رها کنند احتمالا تا آن بالابالاهای آسمان بروم. ذوق زده شدم. عین برق گرفته ها شدم . زبانم سنگین شده، نمی چرخد توی دهنم. اینجا کجا واین ظرف وظروف کجا؟ اصلا تصورش را هم نمی کردم که یک زمانی توی رستوران شمال کشور با این صحنه مواجه بشوم. الان خیلی بیشتر از اولین باری که یهویی و بدون برنامه ریزی، گذرم افتاد به کارگاه حصیربافی، شگفت زده شده ام. یک اتوبوس دانش آموزان دبیرستانی را آورده بودند. رفتم ببینم چه خبره؟ مربی شان گفت :
- هفته مشاغل است، شایدتک وتوکی شان در این بازدید، علاقمند بشوند صنایع دستی سنتی را رواج دهند.
اما انگار نه انگار، هدف انگیزه بخشی است. مدیرومعلم مدرسه، دل شان را به چه خوش کرده اند؟ چندتایی شان فقط سبد وبشقاب ها را ورانداز می کردند و می گذاشتند سرجاش.گاهی قیمت را هم می پرسیدند. انگار ظروف وزیراندازهای حصیری چنگی به دل شان نزد، بافتن برگهای نخل، از نظرشان جذّاب نبود. حتی تشت های رنگارنگ رنگ آمیزی برگهای نخل هم به دلشان ننشست. استادپیرکارگاه حصیربافی تکیه داده بود به دیوار، نی قلیانش توی دهنش بود دوتا دستش تند تند برگهای نوک تیز نواری نخل را که چندروز پیش از شاخه شان جدا کرده بود وگذاشته بود برآفتاب خشک بشود، بهم می بافت. دانش آموزان گوششان بدهکار حرف های پیرمرد حصیرباف نبود. فقط یکی شان،آن هم به طعنه، ازپیرمردپرسید : «مواداولیه تان را ازکجا تهیه می کنید ؟» پیرمردگفت: « از نخلستان های اطراف. فراوونه، کم نمی یاریم. » دوسه تاشون هم انگشت هایشان را فروبردند توی تشت رنگ آمیزی برگ ها وحروف انگلیسی را که معلوم نبود اول اسم خودشان است یا عزیز دلشان، روی لـُپ همدیگر نوشتند ویک دل سیری خندیدند. تندی برگشتند روی صندلی های اتوبوس نشستند. آدم است دیگر، فقط حرص می زند. یکی نیست به این نوجوان ها بگوید باباجان، شما که با همین اتوبوسی که آمدید، برمی گردید، نگران چه هستید؟ اما من چهارچشمی دستان پیرمرد را پاییدم دانش آموزان که رفتند ،محضر استاد را ترک نکردم تا زمانیکه بافت همه ظروف را را یاد گرفتم. بافتن زیرانداز زیر پای پیرمرد از همه بافت ها راحت تر بود.
هنوز نگاهم به سمت زن ومرد جوان است. پلک نمی زنم. اصلا نمی بینمشان. خوشحالی زیاد، کورم کرده. همه هوش وحواسم ریخته کف کارگاه کوچکم. چشمهام را هم همانجا جاگذاشته ام. هی دل دل می کنم بروم سر میز شان، یکی از بشقاب های کوچک رابردارم. شک ام را با یقین تاخت بزنم. چه می گویم من؟ هنگ کرده ام! خل وچل شده ام. گره هایی را که زده ام، تک تک رج هایی که بافته ام را می شناسم، بافته هایم از ده متری تابلوهستند، نیازی نیست بروم از نزدیک سبک وسنگین شان کنم. فکرش را هم نمی کردم بافنده ماهری بشوم، آنهم در حد ملی وغلو نکنم فراملی. کم کم باید بساط صادرات را راه بیندازم. دنیا را چه دیدی؟ شاید اگر سفرخارجه هم داشته باشم دست ساخته هایم را دررستوران های آنجا هم ببینم. توی کف کارگاهم نقش بر زمینم. هرگز باور نمی کردم به این سرعت صنعت دست من، ملی بشودکه در شمال کشوربا ظروف صنایع دستی جنوب کشور پذیرایی بشوم. دوباره سر وکله ی گارسون خوش قد وقواره پیدا می شود.
تازه ترین خبرها
- حسن یزدانی مقتدرانه شروع کرد؛ پیروزی تانک روس در گام نخست
- "رحمان بیرحم" طوفانی شروع کرد
- توسعه حملونقل ایران و ترکیه نقش کلیدی در اتصال بازارهای منطقه دارد
- آزمون بزرگ بازار سرمایه در جذب اسکناسهای خانگی با سود ارزی
- کمالوندی: امروز صنعت هستهای ایران به بلوغ کامل رسیده است
- پازوکی: پروژه محاصره ایران شکست خورده است
- پزشکیان: رسیدگی به مناطق محروم در اولویت بنیاد مستضعفان باشد
- عارف دستور تشکیل کارگروه تدوین قوانین فضای دیجیتال را صادر کرد
- عراقچی: برای فرصت به دیپلماسی، ارتباط با واسطهها را ادامه میدهیم
- انهدام یک فروند پهپاد پیشرفته MQ-۱ در تنگه هرمز
- سلیمی: دولت در معرفی وزرای پیشنهادی نفت و اطلاعات به مجلس تسریع کند
- استقلال به دنبال تکرار عنوان قهرمانی و چند تیم در اندیشه جبران گذشته
- استقلال اسیر چند بازیکن حریف شد؛ تخریب آبیپوشان اوضاع را بدتر میکند
- قهرمانی کشتی ایران کهکشانی بود؛ ضعف بزرگ نداشتن کرسی بینالمللی است
- رئیسزاده: دانشکدههای پزشکی بی کیفیت باید تعطیل شوند
- ایران جزو پنج کشور اول دنیا در پیوند سلولهای بنیادی چشم
- حل جدول ممکن است زوال شناختی ناشی از سن را کاهش دهد
- ارتباط میان پیادهروی سریعتر و طول عمر بیشتر
- کلاهبردار با رسید جعلی بانکی در دشتستان دستگیر شد
- صفایی بوشهری: زیرساخت های ارتباطی استان بوشهر تقویت شود
- تشییع و تدفین شهدای تازه تفحص شده دوران دفاع مقدس در استان بوشهر
- تخصیص اعتبار برای تکمیل سالن ورزشی علیآباد شهر برازجان
- رئیس هیئت پارادوومیدانی استان بوشهر انتخاب شد
- ۴۵۰ قطعه زمین به خانوادههای مشمول قانون جوانی جمعیت دشتی واگذار شد
- برترینهای مسابقات قهرمانی جودوی بانوان استان بوشهر معرفی شد
- دوچرخه سواران برازجانی به مقصد میناب بدرقه شدند
- محموله پرندههای شکاری قاچاق در استان بوشهر کشف شد
- عناوین روزنامههای امروز1405/08/07
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/08/07
- نخبگان بودجه مستقل میخواهند؛ توسعه فقط جادهسازی نیست
- آینده بوشهر به دانش، خلاقیت و اراده جوانان استان وابسته است
- تجلیل از برگزیدگان نهمین دوره جایزه امیدآفرین / تصاویر
- پادشاهی اسماعیلی در ۶۷ کیلوگرم؛ پیام قاطع نابغه ایرانی به مدعیان جهان
- برنامه مسابقات و اسامی داوران اعلام شد؛ ناظمی داور بازی صدرنشین شد
- نوار پیروزیهای استقلال چگونه پاره شد؛ نقش یک بازیکن ایرانی در شکست!
- مسیر پیشرفت جودو هموار و بدون دشواری نیست؛ روزهای سختی را گذراندیم
- وضعیت استقلال و پرسپولیس برای نخستین دربی؛ سرخ ها برتر از رقیب آبی
- احتمال بارش پراکنده و تندباد لحظهای در استان بوشهر
- پیامک های ارسالی سرشماری فاقد لینک هستند
- رئیس بیمارستان دیّر: تأمین دستگاه سیتیاسکن مطالبه ضروری است
- ثروت پنهان خلیج فارس در سفره تولید؛ توسعه آبزیپروری در استان بوشهر
- جوان ۲۱ ساله بوشهری ناجی چند بیمار نیازمند عضو شد
- زلزله ریز در استان بوشهر را لرزاند
- آماده باش النینویی؛ از لایروبی رودخانهها تا اصلاح گلوگاههای سیلابی
- افت قیمت جهانی طلا و نقره؛ آخرین نرخ اونس فلزات گرانبها
- نسخه مجلس برای عبور از ناترازی انرژی بدون تکیه بر بودجه دولتی
- ورود دیوان محاسبات به تهاتر غیرقانونی ۱۱ همتی تیپیکو و شرکت پخش البرز
- گفتگوی تلفنی وزرای امور خارجه ایران و اردن
- پزشکیان: سفر به روسیه سازنده و ثمربخش بود
- بقایی: اعتراف ترامپ به نقض تفاهم اسلامآباد، رسوایی مضاعفی است


چاپ خبر

