- رکوردشکنی سراجه در آستانه فصل سرد/ تکمیل زودهنگام ذخیرهسازی گاز فراتر از برنامه
- پیامک های ارسالی سرشماری فاقد لینک هستند
- رئیس بیمارستان دیّر: تأمین دستگاه سیتیاسکن مطالبه ضروری است
- ثروت پنهان خلیج فارس در سفره تولید؛ توسعه آبزیپروری در استان بوشهر
- جوان ۲۱ ساله بوشهری ناجی چند بیمار نیازمند عضو شد
- زلزله ریز در استان بوشهر را لرزاند
- آماده باش النینویی؛ از لایروبی رودخانهها تا اصلاح گلوگاههای سیلابی
- افت قیمت جهانی طلا و نقره؛ آخرین نرخ اونس فلزات گرانبها
- نسخه مجلس برای عبور از ناترازی انرژی بدون تکیه بر بودجه دولتی
- ورود دیوان محاسبات به تهاتر غیرقانونی ۱۱ همتی تیپیکو و شرکت پخش البرز

روزنامه شرق در یک گزارش میدانی، حال و هوای محله ای را که سعیدمرتضوی در آن پنهان شده و همانجا هم دستگیر شده است ، منتشر کرد.
به بهانه خوردن صبحانه، پرسانپرسان به قهوهخانهاي ميرويم تا شايد از ميان گپوگفت مردم، اطلاعات بيشتري دستگيرمان شود. آنجا هم كسي خبر دستاولي ندارد. ماجرا را اغلب در تلگرام گوشيهايشان خواندهاند. بيرون ميآييم و بيهدف در راسته مغازههاي كنار بلوار اصلي شهر قدم ميزنيم. اما گاهي چيزي كه به دنبالش ميگردي، خيلي نزديكتر از آن چيزي است که فكر ميكني و يك اتفاق تصادفي باعث ميشود پيدايش كني. رفتن اتفاقي به مغازه عطاري «محسن» براي خريدن عرق بهارنارنج، همان تصادفي است كه ما را به جايي راهنمايي ميكند كه سعيد مرتضوي، درست 24 ساعت پيش آنجا دستگير شده.
- آره. توي همين كوچه بغلي بوده. نميدانم كدام خانه، ولي نزديك امامزاده بوده... .
جايي كه محسن نشان ميدهد، خيابان درازي است كه در يكي از كوچههاي فرعي آن، «امامزاده عبدالمجيد» قرار دارد. بقعهاي كوچك كه براي جمعآوري كمكهاي مردمي به آن، «بنري» تبليغاتي با تصوير حجمي مكعبي از ضريح مرمري و دو دست سبز به يك تير برق آويختهاند كه روي آن نوشته شده «المان سلام به امامزاده عبدالمجيد» كمي آن طرفتر، يك وانت خاكستري ايستاده و زنهاي محل دورش حلقه زدهاند. وانت پر است از قابلمه و ماهيتابه و ظرف و ظروف خانه. معلوم است كه فروشنده با اهالي آشناست و هرازگاهي براي كاسبي به اينجا ميآيد. همه، كنجكاوانه به همديگر نگاه ميكنيم. هم آنها، هم ما. با توجه به اتفاقات ديروز، حضور سر صبح غريبهها توجهشان را جلب كرده. كافي است يك كلمه بگويي «مرتضوي» تا همه با هم شروع به حرفزدن كنند.
من «چمیک» شدم، نرفتم
- متوجه نبودم که این بود [مرتضوی]. سه، چهار روزی اینجا بود. نمیدانم چطور بود، شنود داشتند یا زیر نظرش داشتند، یک روز اینجا ایستاده بودم که دیدم سه مرد آمدند. با ماشین پژو. یک هفته پیش بود. دیدند که من به آنها مشکوک شدهام، رفتند در این کوچه و آن کوچه. گفتند که این زن متوجه ما است، رفتند.
- شب قبلش از یکی از پسرهای ما پرسیدند که اینجا کوچه ۱۱۵ است؟ گفتیم نه ما که ۱۱۵ نداریم. شب اینها را زیر نظر داشتند و ما هم متوجه نبودیم. صبح که من اینجا تنها ایستاده بودم، دیدم پنج، شش ماشین آمدند. مردها هیکلی بودند و در خانه را باز کردند و رفتند تو. یکییکی که ماشینها جمع شدند، آدمها هم فراوان شدند. آدمها هم جمع شده بودند. هرچقدر به اینها میگفتیم چه شده؟ میگفتند هیچی. بروید داخل خانههایتان. ما میگفتیم چه خبر است. کسی را میبرید؟ میگفتند نه هیچی نیست.
- از دماوند برای ما آب میآورند. من هم اینجا داشتم آب میگرفتم. به مردم گفتند برويد؛ اما من «چمیک» {کنه} شدم و نرفتم. گفتم من باید ببینم. [به من میگفتند] خانم خواهش میکنم برید تو، من هم نمیرفتم. گفتم من نمیروم اینجا درِ خانه من است، به شما چه ربطی دارد. هر کاری کردند، من نرفتم. یکدفعه دیدیم در خانه باز شد. زنگ زدند ۱۱۰ بیاید. آنها که آمدند، از آنجا [سر کوچه را نشان میدهد] تا اینجا [ته کوچه] پر از ماشین و آدم شده بود. دیگه از همه خواهش کردند که بروند تو، من نرفتم. شیشه ماشین دودی بود. از آن تو {درون خانه} سوارشان کردن و دیگر رفتند.
شما خودش را دیده بودی؟
- نه من {تا آن روز} ندیده بودمش. همسایه بغلی ما فهمید.
این خانه تا کی خالی بود؟
-این بیچاره همیشه مستأجر میآورد. عید هم اجاره داد. خانه را همیشه اجاره میدهد.
-شب آمدند زیر نظر گرفتند. دور خانه را گرفتند. سه نفر آن بالا بودند.
-آره سه نفر آن بالا بودند شب. زیر نظر گرفتنش. آره از پسره پرسیده بودند که اینجا کوچه ۱۱۵ داریم که گفت نه ما ۱۱۵ نداریم. این کی «بیه» [بوده؟].
قاضی بوده و از مقامات دولت قبلی... .
- قاضی کل ایران «بیه». (شلوغ میشود و هرکسی نظر میدهد. یکی دارد خاطره خودش را از یک قاضی میگوید که حق را به او نداده).
خانهاي كه سعيد مرتضوي روزهاي آخر در آن پنهان شده بوده، كنار يك مغازه كوچك لباسهاي زنانه است. مغازهاي كه در حقيقت بخشي از ديوار حياط است كه به جاي آجر، آن را شيشهاي ساخته و تبديل به ويترين كردهاند. پشت ويترين هم پردههاي ضخيم آويختهاند تا خانم خانه - كه همزمان فروشنده هم است - به آسودگي و به طور همزمان به كارهاي منزل و دكان برسد. اين زن، يگانه شاهد عيني (در واقع شنيداري) بازداشت دادستان سابق پايتخت است.
شنيدهايم که مرتضوی اینجا دستگیر شده است.
بله خانه بغلی بودند.
وقتی دستگیر شد، شما خودتان بودید؟
بله.
ممکن است تعریف کنید که چه اتفاقی افتاد؟
والا پنج شب پیش بود که همسایه ما به شوهرم زنگ زد که من خانهام را به یک نفر، دوماهه اجاره دادهام. گفت یک آقا هست که پدر و مادرش هم همراهش هستند. خانواده هستند. گفت که اینها خیلی به حجاب اهمیت میدهند و چون حیاط خانه ما به خانه آنها دید دارد، این دیوار [اشاره به دیوار بین خانه خودشان و خانهای که مرتضوی در آن بوده] را میخواهند سایهروشن کنند.
یعنی طلق بزنند؟
آره. شوهرم نخواست که بگذارد؛ چون دیوار ما مشترک است؛ اما چون همسایه ما بود، من گفتم اشکالی ندارد؛ چون ما هیچ بدیای از او ندیده بودیم... . گفتم اشکالی ندارد، همسایه است و بگذار سایهروشن بزند. بعد که دو شب شد [گذشت]، من به شوهرم گفتم اصلا از این خانه صدای زن نمیشنوم. رفت و آمدشان هم همهاش از ساعت دو شب به بعد است. حرف و سروصدایشان هم همهاش ساعت دو و سه شب به بعد است.
چند نفر بودند؟
من احساس کردم دو نفر بودند؛ ولی میآمدند و میرفتند. بعد من به شوخی به دخترم گفتم چند روز دیگر از این خانه یک صدایی میآید که «کشف بزرگترین مواد منفجره» (خنده)... به خدا... چون خودم یک حس بدی داشتم. دخترم گفت نه مامان این چه حرفیه. پریشب بود که به شوهرم گفتم من توی این خانه اصلا هیچ صدای تلويزیون ایرانی نمیشنوم. فقط دارند اخبار بیگانه گوش میدهند. چون یک دیوار بیشتر بین ما نیست.
اخبار فارسی یا انگلیسی؟
فارسی ولی خارجی. من گفتم فقط از این خانه صدای اخبار بیگانه میشنوم، اینها چطور حزباللهیاند که فقط اخبار بیگانه گوش میدهند؟! شوهرم هم تعجب کرد، گفت واقعا! من هیچ صدای تلویزیون ایران یا برنامه دیگری نمیشنیدم، چون صدای تلویزیون ما هم اگر بلند باشد آنها میشنوند. پریروز که من مغازه بودم دیدم همین آقا (مرتضوی) با یک هیوندای سفید آمد اینجا ایستاد.
شما خودت ديديش؟
آره، ولی من اصلا نمیشناختمش.
چه شکلی بود؟ چه پوشیده بود؟
یک پیراهن ساده و یک شلوار پارچهای.
عینک هم داشت؟
نه، عینک هم نداشت.
ریش و سبیل؟
نه هیچی نداشت. باهاش قشنگ چشمتوچشم شدم، ولی واقعا نشناختمش، چون اصلا از جریان اطلاع نداشتم. دیشب هم که با خواهرم تلفنی صحبت میکردم بهم گفت: «خواهر یکم اخبار گوش بده» (خنده)... بعد، [مرتضوی] رفت تو...
با هیوندای سفید؟
نه هیوندا را اینجا پارک کرد. این چندروزه فقط یک ۲۰۶ سفید توی حیاط بود که از در بیرون نیامد. چنددقیقه بعد که من هنوز توی مغازه بودم، یک آقایی آمد و هیوندا را برد.
از خانه آمد بیرون و ماشین را برد؟
متوجه نشدم. دیروز صبح ساعت 9:15 صبح بود که صدای همهمه شنیدم. خانه بودم و اصلا بیرون نیامدم. در را باز کردند [در خانه مرتضوی را]. کسی از دیوار بالا نیامد. در را با کلید باز کردند. {احتمالا رفته بودند كليد حياط را از صاحبخانه گرفته بودند} هیچکسی از دیوار بالا نرفت که بخواهد در حیاط بپرد، چون من اینجا قشنگ متوجه میشوم. در را باز کردند و رفتند تو و هِی درِ جلو را میزدند.
در داخل خانه را؟
آره. در را میزدند و میگفتند: «در را باز کن». کسی حرف نمیزد. در میزد و میگفت: «در را باز کن». بعد دید کسی جواب نمیدهد، گفت: «آقا سعید ما میدانیم شما تویی، در را باز کن». یک ربع تمام صداش زد. بعد گفت: «آقا سعید اگر در را باز نکنی، ما مجبوریم در را بشکنیم و بیاییم تو». این را که گفتند در را باز کرد. در كه باز شد، یک ربعی با هم جروبحث کردند.
چه میگفتند؟
میگفتند که ما حکم داریم و اینها... که [نهایتا] این آقاهه [مرتضوی] حکم را پاره کرد.
حکم را پاره کرد؟! از کجا متوجه شدید؟
حکم را پاره کرد، چون من قشنگ صدایش را شنیدم. بعد {مأمور دستگيري} گفت: «برای من حکم پاره میکنی؟!». این را که گفت، صدای یک خانمی را شنیدم که گفت: «آقا توروخدا نبریدش». این خانم این چند روز را در خانه بود، اما صدایش درنمیآمد. این خانم چند روز توی خانه بود، چون کسی از صبح نرفت توی خانه. گفت: «توروخدا نبریدش» که دیگه دستوپایش را گرفتند و بردنش. فکر کنم دستش را زنجیر کردند و بردنش.
دستبند؟
بله دستبند.
مقاومت میکرد؟
آره خیلی سروصدا میکرد، ولی چنددقیقهای هم ساکت شد. من احساس کردم که مثلا میگوید میخواهم به کسی زنگ بزنم یا اینکه داشت زنگ میزد، ولی کسی جوابش را نمیداد. سه، چهاردقیقهای همه ساکت بودند داخل خانه. حالا منتظر کسی بودند، داشتند به کسی زنگ میزدند، نمیدانم... .
منبع: پایگاه خبری تحلیلی انتخاب
تازه ترین خبرها
- پیامک های ارسالی سرشماری فاقد لینک هستند
- رئیس بیمارستان دیّر: تأمین دستگاه سیتیاسکن مطالبه ضروری است
- ثروت پنهان خلیج فارس در سفره تولید؛ توسعه آبزیپروری در استان بوشهر
- جوان ۲۱ ساله بوشهری ناجی چند بیمار نیازمند عضو شد
- زلزله ریز در استان بوشهر را لرزاند
- آماده باش النینویی؛ از لایروبی رودخانهها تا اصلاح گلوگاههای سیلابی
- افت قیمت جهانی طلا و نقره؛ آخرین نرخ اونس فلزات گرانبها
- نسخه مجلس برای عبور از ناترازی انرژی بدون تکیه بر بودجه دولتی
- ورود دیوان محاسبات به تهاتر غیرقانونی ۱۱ همتی تیپیکو و شرکت پخش البرز
- گفتگوی تلفنی وزرای امور خارجه ایران و اردن
- پزشکیان: سفر به روسیه سازنده و ثمربخش بود
- بقایی: اعتراف ترامپ به نقض تفاهم اسلامآباد، رسوایی مضاعفی است
- قطر به لوازم میانجیگری پایبند باشد
- تاکید ایران و ویتنام بر گسترش همکاریهای حسابرسی دولتی
- فشارخون بالا دارید؛ این ۷ میوه را بخورید
- ارتباط نوع غذای فوق فرآوری شده با خطر سرطان روده بزرگ
- خوردن ماهی میتواند خطر مرگ و میر را کاهش دهد
- نظارت سازمان غذا و دارو بر سلامت شیر مدارس
- کمیته قیمتگذاری دارو درگیر تعارض منافع است
- فرماندار عسلویه: صیانت از حقوق کارگران در اولویت صنایع باشد
- فرماندار بوشهر: طرح ساماندهی ترافیک و سد معبر اجرا میشود
- استاندار بوشهر: اعتبارات ملی متناسب با سهم استان در اقتصاد اختصاص یابد
- مدیرکل شیلات بوشهر:توسعه اقتصاد دریامحور نیازمند مشارکت دانشگاهیان است
- بازداشت «پزشک قلابی» در بوشهر
- فرماندار دشتی: نظارت مستمر بر پروژههای عمرانی ضروری است
- سرشماری ثبتمبنا در استان بوشهر با استفاده از ۲۰ سامانه اطلاعاتی| تخصیص ۲۰ درصدی بودجه عمومی بوشهر
- ناصری: تکمیل طرحهای پیشران استان بوشهر در دستور کار است
- عناوین روزنامههای امروز1405/08/06
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/08/06
- تأکید بر توسعه نظارت هوشمند و ایمنسازی معابر در منطقه پارس جنوبی
- تقدیر رئیس نظام پزشکی دشتستان از پزشکان و داروسازان نمونه
- استاندار بوشهر در دیدار با معاون اول رئیسجمهور بر تخصیص اعتبارات بیشتر برای تکمیل پروژههای مهم استان تاکید کرد
- کرونا و آنفلوانزا به آستانه هشدار رسیدند
- مسیر واردات کیتهای آزمایشگاهی سخت شده است
- وزیر اقتصاد از مجلس کارت زرد گرفت
- مهاجرانی: با عزت صلح را دنبال میکنیم؛ در دفاع از کشور کوتاه نمیآییم
- پوردهقان: در صورت تکرار شوک ارزی استیضاح وزیر اقتصاد را پیگیری میکنیم
- تابآوری بومگردیهای بوشهر درجنگ؛ ضرورت عبور از بحران به توسعه پایدار گردشگری
- بخشدار ویژه خارگ: یادمان شهید غواص جزیره ساماندهی شود
- بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار تردد بیناستانی در جادههای بوشهر ثبت شد
- ترخیص شبانهروزی کالاهای اساسی و مواد اولیه تولید در استان بوشهر
- فرماندار دشتی: کارکنان حوزه سلامت عرصه خدمترسانی را رها نکرده اند
- نرخ حواله پنج ارز در مرکز مبادله ایران اعلام شد
- ورود سامانه بارشی جدید به کشور از پنجشنبه؛ بارش برف و باران در راه است
- کالابرگ کد ملیهای ۷، ۸ و ۹ شارژ شد
- طلب ارزی واردکنندگان کالاهای اساسی ۴.۰۷ میلیارد یورو تأیید شد
- نقشهی راه نخبگان کشور برای «ایران هرچه قویتر»
- قالیباف: درآمد حاصل از صرفهجویی گاز به حساب خانوارها واریز شود
- سرلشکر عبداللهی: هیچ شناور متخلفی امنیت نخواهد داشت
- نشست چهارجانبه تهران، ثمره مقاومت ملت ایران و رشادت نیروهای مسلح بود


چاپ خبر

