امروز: شنبه 16 آبان 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 22 آبان 1396 - 10:15
اتحاد خبر: زهرا اشراقی مصاحبه ای را با روزنامه شرق انجام داده است.

اتحاد خبر: بخشهایی از مصاحبه را می خوانید:

 
زهرا اشراقی: ما همیشه چادری بودیم 

*رابطه شما با بنی‌صدر چطور بود ؟ قبل و بعد از رئیس‌جمهورشدن و برکناری او.
 
قبل از انقلاب که رابطه‌ای نداشتیم و بنی‌صدر را نمی‌شناختیم. البته خانم بنی‌صدر را در فرانسه دیده بودیم. فکر کنم دو دختر هم داشتند که زیاد دیده نمی‌شدند. بعد از ریاست‌جمهوری بنی‌صدر، هر وقت همسر او و همسر امام در میهمانی شرکت می‌کردند، یکدیگر را ملاقات می‌کردند. سطح ارتباط ما در این اندازه بود. بالاخره بنی‌صدر ۷۰ درصد رأی داشت و آن موقع محبوب بود.
 
*‌‌یعنی مراوده دوستانه‌ای بین پدر شما و بنی‌صدر نبود؟
 
خیر. رابطه کاری بود و رابطه خانوادگی نداشتیم. حتی با دیگر چهره‌ها ازجمله همسران اعضای نهضت آزادی مثل همسر آقای بازرگان و سحابی ارتباط بیشتری داشتیم. از افرادی که با آنها رابطه خانوادگی داشتیم، خانم دکتر حبیبی بودند که هنوز هم با او در ارتباط هستیم. ما با خانم بازرگان رفت‌وآمد زیادی داشتیم. سبک ایشان را دوست داشتم، آنها خانوادگی همه خاص بودند. به همین خاطر، وقتی خانم به منزل آنها می‌رفتند، من هم سعی می‌کردم که با خانم همراه شوم.
 
ولی رابطه ما با خانم بنی‌صدر به این شکل نبود. به نظرم کمی گارد داشت. نمی‌شد خیلی به او نزدیک شد. فکر می‌کنم دخترهای او هم سن‌وسال من بودند، ولی من اصلا آنها را ندیده بودم. ارتباط بابای من و بنی‌صدر هم کاملا کاری بود. در مشکلاتی که درباره بنی‌صدر پیش آمد و کمیته حل اختلاف سه‌نفره تشکیل شد، بابای من با پیشنهاد آقا، به‌عنوان نماینده بنی‌صدر انتخاب شد. آقا، تصمیم گرفتند که بابای من را به دلیل روحیه ملایمش به‌عنوان نماینده بنی‌صدر انتخاب کنند. چون ‌طرف دیگر ماجرای آن اختلاف آیت‌الله یزدی بود. چند سال پیش آقای یزدی در یک برنامه تلویزیونی حاضر شده بود. در آن برنامه هرچه خواست به بابای من نسبت داد.  
 
*حجاب شما چه بود؟

ما همیشه چادری بودیم.

‌‌*از چه سنی چادر سر کردید؟

از زمانی که به سن تکلیف رسیدیم. اما قبل از اینکه به سن تکلیف برسم، وقتی متوجه شدم بابا دوست دارد با حجاب باشم اما مستقیم به من نمی‌گوید؛ تصمیم گرفتم، پیش بابا چادر به سر کنم و در راه مدرسه، پیچ دوم کوچه را که رد می‌کردم، چادر را تا می‌کردم و در کیفم می‌گذاشتم. به یاد دارم، یک‌ بار جشنی همراه با شعر و آواز و شادی در مدرسه برگزار شد؛ من هم در آن جشن شرکت کردم. بعدا فهمیدم که به بابا خبر داده بودند. چند روز بعد بابا غیرمستقیم گفت که اگر در مدرسه جشن و مراسمی برگزار شد، حواست باشد؛ بالاخره تو نوه آن پدربزرگ هستی. 
 
*‌شما با آیت‌الله یزدی در ارتباط بودید؟
 
ما قبل از انقلاب سالیان سال با آقای یزدی همسایه بودیم. به یاد دارم آیت‌الله یزدی هم به دلیل اینکه مدام در تبعید بود، در منزل حضور نداشت. دختر او -ملکه – هم‌سن‌وسال من بود و با هم دوست بودیم، پسرش مجید هم با برادرهای من دوست بود. خب [آیت‌الله یزدی] اخلاق خاصی داشت و امام هم می‌دانست برای برقراری تعادل در شورای حل اختلاف سه‌نفره، باید یک چهره ملایم حضور داشته باشد.
 
‌‌*امام به بنی‌صدر اعتقاد داشت که معتمد خود - آقای اشراقی- را نماینده بنی‌صدر کردند؟
 
امام به بابا خیلی اعتماد داشتند. احتمالا به این فکر کردند که با این انتخاب فضا را تلطیف کنند، چون دلش می‌خواست که اختلافات فروکش کند. شرایط عادی در کشور وجود نداشت، علاوه بر جنگ خارجی، جنگ داخلی هم ‌داشتیم. اجازه بدهید خیلی درباره بنی‌صدر صحبت نکنم. بعضی از اتفاقات را باید به تاریخ سپرد تا بعدا درباره آن قضاوت شود.
 
*‌قبل از اعزام به نوژه، بحثی شد که دیگر نروند؟
 
وقتی عزم رفتن کرد، خیلی برای او دعا خواندم. بابا گفت اوضاع اصلا خوب نیست و با لبخندی ادامه داد معلوم نیست که زنده برگردم یا نه. گفت خواب دیدم در یک صف نماز جماعت ایستاده‌ام که همه درگذشته‌اند. فکر می‌کنم گفتند که امام جماعت آن هم آشیخ عبدالکریم حائری بودند. بعد گفت آخرین نفر هم آقای مطهری بودند که من کنار ایشان ایستادم. این خداحافظی آخر ما با بابا بود. او واقعا مظلوم رفت. به بابا در ماجرای شورای حل اختلاف خیلی ظلم شد. وقتی که فوت کرد، می‌گفتند که او نماینده بنی‌صدر بوده، ضدانقلاب بوده و از این حرف‌ها خیلی زدند. تا اندازه‌ای که نمی‌گذاشتند مراسم عزا برگزار کنیم.
 
*‌یعنی فاتحه نگرفتید؟
 
حتی معلوم نبود که اجازه بدهند مراسم تشییع هم برگزار شود.
 
‌‌*چه کسانی؟
 
تندروها. زمان زیادی گذشت تا بفهمند بابا چه خدماتی انجام داد.
 
*‌یعنی شما مراسم ترحیم برگزار نکردید؟ چگونه مانع شدند؟
 
چرا مراسم را در حد یک مراسم معمولی برگزار کردیم. آقا کلا دوست نداشتند که برای خانواده خودشان مراسم برگزار شود و چون می‌دیدند که آقا دوست ندارند [از این موضوع] سوءاستفاده کردند.
‌
*زندگی‌ شما بعد از مرگ پدر چگونه سپری شد؟
 
چشمم را باز کردم و دیدم همه زندگی‌ام رفته است. با اینکه امام بود، ولی واقعا پشتم خالی شد. احساس کردم که از صد به صفر رسیدم. اما (به‌خودم گفتم) دیگر باید روی پای خودت بایستی و تنها خودت هستی. در این شرایط سخت‌ترین موضوع برای یک دختر، مسئله ازدواج است که خودم تصمیم‌ گرفتم، یعنی انتخاب خودم بود. دومین موضوع، ادامه تحصیل و انتخاب رشته دانشگاهی بود که خودم انتخاب کردم. وقتی به آقا گفتم دانشگاه قبول شدم، خیلی خوشحال شدند. می‌دانید که گزینش، من را هم رد کرد. من آن‌موقع ازدواج کرده بودم.
 
*‌گزینش برای چه شما را رد کرد؟
 
به خاطر نمره انضباط و رأی به بنی‌صدر بود. سال آخر دبیرستان نمره انضباطم را پنج دادند. به بابام می‌گفتم به من گفته‌اند تو به بنی‌صدر رأی دادی برای همین به من پنج داده‌اند.
 به آقا خبر دادم و گفتم: آقا من می‌خواهم از این مملکت بروم. گفتند: که چرا؟ چه شده. گفتم: جایی که نمی‌توانم ادامه تحصیل بدهم برای چه بمانم؟ گفتند: مگر چه شده؟ گفتم: گزینش من را رد کرده است. گفتند: علت چه بوده؟ گفتم: می‌گویند به بنی‌صدر رأی دادی. خب شما هم احتمال دارد به بنی‌صدر رأی داده باشید. گفتند: اینکه دلیل نشد برای رد کردن. گفتم: اگر نتوانم ادامه تحصیل بدهم می‌روم. فورا دایی (سیداحمد خمینی) را صدا زدند و گفتند احمد برو ببین چه شده. خلاصه آنجا پارتی‌بازی کردم! اما مثل من تعداد زیادی بودند که مجبور به ترک وطن شدند. به‌هرحال با رتبه خوب در دانشگاه تهران قبول شدم. بچه درس‌خوانی بودم. من بودم و مریم. مریم را هم رد کرده بودند.
 
*‌مریم؟
 
مریم، دختر مرحوم دایی مصطفی.
 
*‌او را به‌خاطر برادرش رد کردند؟
 
خیر. آن زمان مسئله برادرش مطرح نبود. او هم مثل من به اتهام ضدانقلابی‌ بودن رد شده بود. برچسب ضدانقلاب از اول انقلاب به ما خورده بود (خنده).
 
الان هم همین‌طور است! من مجلس هفتم ثبت‌نام کردم. پسر آقای یزدی به من زنگ زد، فکر کنم مجید بود. به من گفت که حاج‌آقا می‌گویند شما انصراف بدهید، چون قرار است رد صلاحیت شوید. گفتم: خب رد کنید، چرا انصراف بدهم؟ مجید به نقل از باباش گفت: خیلی بد است شما رد صلاحیت بشوید، زشت است. گفتم: زشت این است که شما نوه امام را حذف کنید. من تا دیروز و امروز شک داشتم که انصراف بدهم ولی حالا که خبر دادید، شهامت ردصلاحیت‌ کردن را داشته باشید.


کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • 15 آبان سالروز مجتمع پتروشیمی خارک گرامی باد
  • حیدری: صادرات جم به چین قابلیت افزایش از ۲۵۰ به ۵۰۰ هزار تن را دارد
  • پتروشیمی پارس از پیشگامان نوآوری و عملکردهای ویژه کارکنان تجلیل کرد
  • زیر میزی!!!
  • حبیب مظلومی و مجتبی غلامی، نمایندگان پتروشیمی زاگرس در مسابقات جهانی آتش‌نشانان
  • بازدید رئیس کل بانک مرکزی و استاندار بوشهر از مجتمع مبین انرژی خلیج فارس
  • پیگیری مشکلات حوزه راه بخش سعدآباد در دیدار بخشدار با مدیرکل راهداری و حمل و نقل جاده‌ای استان بوشهر
  • رئیس‌کل بانک مرکزی: بازسازی تأسیسات گازی آسیب‌دیده تأمین مالی می‌شود
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/08/16
  • برخورد سمند و کوئیک در محور دالکی - کنارتخته؛ ۴ نفر مصدوم شدند
  • پتروشیمی پارس مناقصه تأمین و تزریق پرلیت مخزن پروپان را به ارزش ۳۵۰ میلیارد ریال برگزار می‌کند
  • ۱۶ مورد تجاوز غیرمجاز به بستر و حریم رودخانه‌های برازجان رفع تصرف شد
  • رئیس کل بانک مرکزی وارد استان بوشهر شد
  • حفاظت از حیات وحش با مشارکت مردم و مسئولیت‌پذیری صنایع تقویت می‌شود
  • کاروان خدمت جوانان به ۱۰ روستای کم‌برخوردار استان بوشهر می‌رود
  • 🎥ویدیو/حضور گسترده مردم بوشهر در راهپیمایی ۱۳ آبان
  • راهپیمایی یوم‌الله ۱۳ آبان در برازجان برگزار شد
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/08/11
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/08/10
  • قطع ۱۲ ساعته گاز در شهرستان عسلویه از ظهر سه‌شنبه
  • انتقاد رسانه بلژیکی از «اکرت»؛ اشتباه مهاجم ایرانی گران تمام شد
  • بهسازی محور برازجان به گناوه با اعتبار ۷۵۰ میلیارد ریال در دست اجرا است
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/08/10
  • از میگو تا برق خورشیدی؛ ۹۶۰ هکتار اراضی شیلاتی و ۸۵۰ هکتار اراضی نیروگاهی در بوشهر واگذار شد
  • استاندار بوشهر خطاب به فرمانداران: اختلاف‌نظرها را کنار بگذارید؛ مدیران پای کار مردم باشند
  • ساماندهی کارگران ساختمانی و روزمزد در بوشهر پیگیری می شود
  • آمادگی دستگاه‌های اجرایی برای مقابله با تهدیدات احتمالی ارتقا یابد
  • خانواده‌ها اجازه ندهند موتورسیکلت، به بهای از دست رفتن جان فرزندانشان تمام شود
  • مسی گل زد و پاس گل داد، اینتر میامی پیروز شد
  • ۱۰ تکواندوکار در اردوی تیم ملی؛ غیبت کاپیتان و سه سهمیه قطعی گرندپری
  • پیشنهادات کارگروه ویژه پرستاری اجرایی نشده است
  • 🎥ویدیو/مسئولیت افزایش کالابرگ به سازمان برنامه و بودجه سپرده شد
  • سروش گرمسیری‌نژاد سرپرست معاونت حمل‌ونقل و ترافیک دفتر فنی استانداری بوشهر شد
  • کمیسیون اصل ۹۰ مجلس به پرونده مسکن ایثارگران برازجان ورود کرد
  • خاموشی یک صدا در قلب رسانه؛ در سوگ امید غضنفر
  • رئیس پلیس راهور استان بوشهر معارفه شد
  • تلف شدن خرس ماده بر اثر تصادف در بزرگراه شیراز-اصفهان
  • سرمایه‌گذاری گردشگری راهی برای حفظ فرهنگ شیراز است
  • وقتی قرار است آموزش سبک زندگی، فشار تازه‌ای بر دوش خانواده‌ها بگذارد!
  • شرایط جدید انتخاب مسئول ایمنی در کارگاه‌های فارس اعلام شد
  • ۱۳ نفر طی دو تصادف رانندگی در شیراز مصدوم شدند
  • گامی علمی برای توسعه زنجیره ارزش پتروشیمی؛ رونمایی از کتاب تخصصی تولید پروپیلن با تألیف مدیرعامل پتروشیمی جم
  • انتصاب محمدعلی عبدالشیخی به‌عنوان مشاور و دستیار مدیرعامل بیمه تعاون کشور
  • نفی اعتماد نه نفی مذاکره!
  • رازهای قرآنی شعر حافظ؛ از عشق الهی تا حقیقت‌جویی
  • .: یسنا پوزش حدود 7 روز قبل گفت: خیلی خوب ...
  • .: محمد حدود 15 روز قبل گفت: از توجه ویژه مدیر ...
  • .: منطق حدود 16 روز قبل گفت: فقط جنوب استان بوشهر ...
  • .: علیرضا حسین آبادی حدود 16 روز قبل گفت: متأسفانه مرحوم کوهی برای ...
  • .: نیکنام حدود 19 روز قبل گفت: احسنت قلمت مانا و ...
  • .: مریم حدود 20 روز قبل گفت: عالی هست ...
  • .: فرهنگی بازنشسته حدود 25 روز قبل گفت: تبریک فراوان به جناب ...
  • .: محمود حدود 28 روز قبل گفت: درود بر شما.. و ...
  • .: محمد حدود 1 ماه قبل گفت: جناب حیاتی تخلف چای ...
  • .: هادی جلالی ثابت حدود 1 ماه قبل گفت: با سلام در ظاهر، ...