امروز: يکشنبه 17 آبان 1405
- هشدار متخصص عفونی درباره افزایش شیوع آنفلوانزا در بوشهر
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/08/17
- عناوین روزنامههای امروز1405/08/17
- پیام مدیرعامل پتروشیمی خارک به مناسبت پانزدهم آبان، سالروز افتتاح مجتمع
- اقدام عملی بانک شهر برای حمایت از بازسازی و توسعه پتروشیمی جم
- ۶ مطالبه استاندار بوشهر در نشست شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی با حضور رئیس کل بانک مرکزی
- گام تحولی ورزش دانشگاهی بوشهر؛ فعالسازی هیئتها در قطبهای صنعتی جم و کنگان
- آشنایی با مسیرهای روزمره، زمینهساز کاهش تمرکز و افزایش خطر تصادفات است
- بازدید رئیس کل بانک مرکزی و استاندار بوشهر از پتروشیمی دماوند
- بازدید رئیس کل بانک مرکزی و استاندار بوشهر از مجتمع مبین انرژی خلیج فارس
اتحاد خبر: انتخابات ریاست جمهوری با همه ی کری خوانی هایش تمام شد. انتخاباتی بدون بازنده.
برترین ها - ایمان عبدلی:
مورد یکم؛ ما با کمبود نهادهای مدنی مواجهیم و البته که حتی کوچکترین انجمن های مثلا ورزشی هم با محدودیت و سوظن مواجهند. اما پدیده ای به نام اینترنت و شبکه های اجتماعی نظیر: تلگرام و اینستاگرام، به جای آن نهادها و انجمن ها نقش چسب جمعیت را ایفا می کنند و به طبقه متوسط قدرتی افزون داده اند.
حالا طبقه متوسط می تواند با یک پست تلگرامی مثل آن چه که بر تتلو و رئیسی گذشت خواست خودش را به تمام ایران القا کند و با استمداد از طبقات فرو دست و فرا دست وزن خودش را افزایش دهد. یعنی اگر عرصه ای برای تشکیل کمپین در خیابان و کوچه نیست، طبقه متوسط که حجیم ترین طبقه ی اجتماعی است از طریق تلگرام یارگیری می کند و تا دوردسترین روستاها هم حرفش را می رساند. این البته در شرایطی است که خود این طبقه همیشه مردد، رفته رفته میل به مشارکت پیدا کرده و بنا به تجریات چند سال اخیر کمتر ریسک می کند.
مورد دوم؛ پیروزی اصلاح طلبان متوالی شده و در این میان تحلیل ها و تیترها، خبر از عقلانی گرایی مردم و غلبه منطق بر احساس می دهند. خیلی ها خوشحالند که مردم وعده های یارانه ای و جذاب را توجه نکرده اند و در ظاهر پوپولیسم شکست خورده، مردم عملگراتر شده اند و کمتر غرو لند می کنند و به داشته هایشان توجه می کنند. عده ای پا را فراتر گذاشته و این انتخاب را ثمره یکصد سال تلاش برای دموکراسی خواهی می دانند!
انصافا نکات مثبت زیادی هست و باید قدردادن و خوشحال باشیم، اما آیا ما هنوز احساساتی و جو زده عمل نمی کنیم؟ چه کسی می تواند تضمین دهد که اگر دو قطبی هفته های آخر نبود نتیجه چه می شد؟ مثلا قالیباف آرام تر عمل می کرد و همه ی کاندیداها در عرصه می ماندند و آیا باز هم روحانی، رئیس جمهور بود؟ پرسش مهم تری این که اگر حضور کاریزماتیک و برنده رئیس دولت اصلاحات نبود، چند درصد از آرای روحانی کم می شد؟ سهم آن دوقطبی و این کاریزما چقدر است؟
مورد سوم؛ در مورد جشن ها و شادی ها و میتینگ های خیابانی، فرصتی که برای خیلی از حضورهای نادیده گرفته شده، مهیا می شود. در این شب هایی که گذشت، خیابان نفس می کشید، بعضا کری ها سنگین بود اما این تمرین های شادی خیلی مغتنم است. حال خوبی است که شال و کلاه کنی برای شادی جمعی و خیابانی، این که خیابان جای گذر نباشد به میل خودت درآن بمانی، نه از جبر ترافیک! کاش آغوش شهر همیشه برای شهروندانش باز باشد.
ملاقات امیر تتلو با حجت الاسلام رئیسی محل حرف و حدیث های بسیاری شد. کنار هم قرار گرفتن منصب دار یک جایگاه قدسی و معنوی و موزیسین پرحاشیه ای که سبک زندگی اش هیچ نسبتی با قدسیت و معنویت ندارد، تناقض آشکاری داشت که قابل هضم نبود. تتلو پدیده ای است که خود آگاه ضعیفی دارد و با شتاب هر آن چه که از ناخودآگاهش گذر می کند را علنی و نمایان می کند. در واقع ما با دو تتلو مواجهیم؛ اولی، رفتاری افسار گسیخته و هنجار شکن دارد. تتلوی این جایگاه جنجالی و آزار دهنده و غیر قابل دفاع است. تتلوی دوم اما جوانی با استعداد و موزیسین است که در هر صورت طرفداران خاص خودش را دارد.
تتلوی اول؛ درمانده و بی آبرو
در ابتدا نوع کلامش جلب توجه می کرد. ورود ادبیاتی صریح و نه چندان مودبانه به موسیقی فارسی، جایگاه تتلو را در میان نسل های جدیدتر تثبیت کرد. استفاده از اصطلاحاتی مثل «کی از پست لباستو میبنده» در کنار کلیپ هایی که عصبیت و خشم و یا شکلی از سرخوشی عصیان گر را تبلیغ می کرد، جا پای تتلو را محکم کرده بود. او ادامه داد و شهرتی بهم زد.
از این جا به بعد خودآگاه ضعیف تتلو نتوانست سلسله رفتاری های یک سلبریتی نورس را مدیریت کند. با پیام صادقیان پرید و سر تمرین پرسپولیس آمد. تیتر روزنامه ها ی ورزشی شد، تتلو نشان داد، می خواهد رسمی باشد و قدم اول را برداشته بود. او به شهرت رسیده بود، اما هوای زیر زمین خسته اش کرده بود. پیام رفت و از پرسپولیس چیزی نماسید! تتلو اما همچنان تقلا می کرد. رفته رفته شیوه ی مستقیم را انتخاب کرد، حالا سالومه را زالومه می خواند، مرزبندی شفاف تر شده بود و تلویزیون برانداز هم هدف خوبی بود بود که تتلو وفاداری اش را ثابت کند.
آن کلیپ معروف روی ناو هم که تیر خلاص بود و نشان از ولع جوانی داشت که حق خودش را می خواهد. تتلو تقلا می کرد و مجوزها انگار آبی در سرابی بودند! نا خوداگاه خواهشگر او ریتم رفتارش را به هم زده بود؛ فرهاد مجیدی، هفتِ استقلال، تمرین با شمسایی... خلاصه هر کاری که بشود کرد و نشد، تتل مانده بود و حوضش!
کانال تلگرامی، چاکراه، اینستاگرام و لحنی که دائما خودش را هجو می کرد. عقل حسابگرش از کار افتاده بود، او از ترس از دست دادن زمان، حیثیت و اعتبارش را از دست داد و عاقبت مثل یک بوکسور ناک اوت شده به فحاشی افتاد؛ از استاد شجریان تا علی دایی، جواز که سهل است، حالا باید دنبال آبرویش باشد، آبی که ریخته شد و به جوی بر نمی گردد. این نسخه از تتلو فعلا در کما به سر می برد!
تتلوی دوم؛ موسیقی شفا می دهد
تتلوی دوم یک آوازه خوان خلاق و پر طرفدار است. او در سبک «آر اند بی» مهره ی قابل اعتنایی است (خواستگاه این موسیقی سیاهان آمریکا هستند و در این جا دچار استحاله شده و دسته ی تتلیتی ها را به مثابه یک قبیله جایگزین کرده) هنر و هنرمند را در این نگاه جدا می کنیم، ما می توانیم شنونده و هوادار هنرِ هنرمندی باشیم که لزوما تولید کننده آن از لحاظ شخصیتی، فردی قابل اعتنا نیست.
اصلا مگر در عرصه داد و ستد، کیفیت اخلاقی عرضه کننده خیلی مهم است؟ تتلوی دوم را می شود پذیرفت. او در بستر موسیقی می تواند فاصله میان شهرت و مقبولیت را کم کند ترانه سرای و آهنگ سازی و تاثیر گذاری در جریان موسیقی فارسی، تتلو را صاحب جایگاه خواهد کرد.
مسیر بازگشت تتلوی اول که در کما به سر می برد، دقیقا همین جاست؛ تلاش مجدانه در موسیقی. فکر این که اراده ای در بالا دست برای او آستین بالا بزند هم بیهوده ست و او در واقع میوه ای بود که به دست سیاست چیده شده و حالا تفاله هایش را هم نگاه نمی کنند. وزن هنری اش را که بالا ببرد، آن وقت نه نیازی به چاکراه است، نه ابراز ارادت به قرمز و آبی! آن وقت تتلیتی ها هم به رغم کنایه های منتقدان یک سرمایه اجتماعی خواهند بود، نه گله ای از بغ بغو کنندگان!
بر حسب موج های خبری چند وقت گذشته و همان طور که می شد پیش بینی کرد ورزشکاران شورا دیگر سهمی از صندلی های این نهاد انتخابی نخواهند داشت. در اولین جلسه شورا پس از انتخابات، عصبیتِ حاصل از ناکامی در روز رای گیری، منجر به درگیری جدیدی و دبیر شد. الفاظ زشت و تند در صحن شورا به آپرکاد و مشت رسید. تصاویری هم منتشر شد که زیر چشم کبود شده ای را نشان می داد، البته گفته اند ربطی به آن واقعه ندارد، آن ها گفته اند و ما هم باور می کنیم!
مساله اساسی این است که عباس جدیدی و هادی ساعی و...را نباید به همین راحتی فراموش کنیم، آن ها در کنار آن مرد مظلوم نما و کاپشن دوست و در کنار خیلی های دیگر که به نقاط حساس عاطفی ما دست می اندازند از حفره های دموکراسی در ایران سو استفاده می کنند و از کنار شهرت و ژستی که دارند دلبری می کنند و رای ما را می خرند.
این صفحات از تاریخ چند سال اخیر را باید اول کتاب «تجربیات دموکراسی ایرانی» بگذاریم تا یادمان نرود ما به خاطرات میهن پرستانه و غرور افزای ورزشی مان رجوع کردیم و به جدیدی رای دادیم، چون فکر کردیم شورا هم مثل المپیک آتلانتا است و اگر جایی خواستند حقمان را بخورند جدیدی غیرت می کند و مشت به میز داوران ناعادل می زند. ما فریب خوردیم چون حواس مردم مسلح به شناخت فریب های عرصه ی تبلیغات نیست.
صحبتِ درستی و نادرستی حضور ورزشکاران در شورا نیست. گاه یک ورزشکار می تواند از خیلی از درس خوانده های حوزه ی شهری در شورا موفق تر باشد، به شرط آن که کشش و استعداد مدیریت را در وجودش کشف کرده باشیم. عباس جدیدی هنوز در همان سطح از هیجان زدگی رقابت های ورزشی است. او و هم مسلکانش بهره ی کمی از تعقل و تدبیر مورد نیاز یک مدیر شهری با کفایت را دارند. افرادی که باید در نهایت صبر و شکیبایی از تمام امکان های بهتر شدن شهر استفاده کنند، اما دریغ که ناراحتی شکست را با مشت و لگد تخلیه می کنند.
درسی که باید دوره اش کنیم این است که در این سال ها خیلی احساسی شدیم، به میزانی که این نقاط ضعف قابل استفاده احساسی را کمرنگ کنیم به کنش سیاسی هدفمند نزدیک شده ایم. یک خاطره خوش ورزشی، یک چهره ساده ی مستضعف پسند، یک موزیسین خوش صدا و خوش سابقه هیچ کدام نباید باور ما را نسبت به احزاب و گزینه ها تقویت و تضعیف کند.
ما مجموع سوابق و رفتارهای یک کاندیدا یا یک حزب را ملاک قرار می دهیم، نمی خواهیم صبح مصدقی باشیم و غروب شعبان بی مخی! امیدواریم که با خواندن تاریخ و با بایگانی کردن این مشت و لگدها در ذهن، دیگر هر آن چه که مربوط به احساس است را وارد فضای سیاست نکنیم. شکست عشقی، غم دارد و شکست سیاسی، شرم. غم محترم است و شرم عذاب آور، عکس های جدیدی عذاب ما بود.
این یادداشت کوچک، شاید خیلی شخصی باشد. اگر هنوز می توانید همایون شجریان را دوست نداشته باشید، این چند خط را نخوانید.
پیش درآمد؛ انگار عصاره ی تجربیات استاد شجریان را در کالبد یک جوان ریخته باشی و کلی تلاش و جیدت کاری هم اضافه کرده باشی، می دهد «همایون شجریان »، حلقه ی وصل موسیقی سنتی و نسل های جدیدتر. کجا این نسل شعری از سیمین بهبهانی زمزمه می کرد؟ اگر که همایون «چرا رفتی» و «کولی» را نمی خواند؟ همایون یگانه ترین است اگر نبود که یادمان می رفت آواز روی فیلم چقدر می تواند تاثیر داشته باشد، هم فیلم را تقویت کند و هم حیاتی جدا داشته باشد؟ با «رگ خواب» مگر غیر این کرد؟
ساز و آواز؛ او می خواند، پس تصنیف و آواز به حیات خودش ادامه می دهد! او می خواند و ما تصنیف گوش می دهیم. خیلی از این ِسِلکت های امروزی که مملو از آرمین و تتل و مخته و...است فقط یک مهمان ناخوانده دارد؛ همایون شجریان، می دانید چرا؟ چون او بود که چیزی مثل «هوای گریه» را خواند و درست خواند. همایون شفای ماست. دقیقا میان سنت و مدرنیته ایستاده. همان چیزی که در همه ی حوزه ها آرزو می کنیم و پیدایش نمی کنیم، یک مدرنیته وفادار به سنت.
شور و همایون؛ فکر کنید پسر استاد شجریان باشی و از کودکی با علیزاده و مشکاتیان و لطفی و پورناظری و... دمخور باشی و این همه محجوب ماخوذ به حیا و این همه خوب و شیک و شسته رفته. سلبریتی ترین این روزها، فارغ از مداخله های زائد و البته نه که بی خیال و فارغ! اوهم در میان مردم است و هم مزاحم مردم نیست و چیزی به آن ها تحمیل نمی کند. چگونه این همه از غرور و نخوت دور است؟ سلبریتی نمونه ی شهر ما هیچ وقت جوگیر نشده، هیچ گاه اظهار نظر درشت نداشته! او لابه لای تحریرهایش خودنمایی می کند. هنرمند ترین سلبریتی یا سلبریتی ترین هنرمند؟ در انتها این که همایون جانِ شجریان همیشه خوب بمان با همین فرمان در همین جاده ی سبز و پر نور، گاهی که فکر می کنیم چشمه ی ستاره سازی در هنر این سرزمین خشکیده، نام شما مثال نقض است، فقط نام شما!
محسن فروزان را به خاطر فعالیت های همسرش محروم کرده اند، مثل این که آکیرا کوروساوا را به خاطر تکل ناکاتا در بازی ایران و ژاپن سه جلسه از کارگردانی محروم کنند. والسلام.
حسن روحانی یا (رئیس جمهور هفته)
انتخابات ریاست جمهوری با همه ی کری خوانی هایش تمام شد. انتخاباتی بدون بازنده؛ از هاشمی طبا که تجلی یک مدیر اخلاق گرا بود تا حتی قالیباف که به عنوان یک چهره ی وفادار اصولگرا صاحب جایگاه شد و رئیسی که برخلاف دو ماه پیش، حالا شناخته شده است و میرسلیمی که بعد از مدت ها به عرصه سیاست بازگشت و نام موتلفه را زنده کرد و در نهایت حسن روحانی که برنده شد و چهار سال دیگر فرصت دارد، آن چه که می خواهد کند. اندر احوالات این انتخابات، مواردی قابل ذکر است که در ذیل می آید.
مورد یکم؛ ما با کمبود نهادهای مدنی مواجهیم و البته که حتی کوچکترین انجمن های مثلا ورزشی هم با محدودیت و سوظن مواجهند. اما پدیده ای به نام اینترنت و شبکه های اجتماعی نظیر: تلگرام و اینستاگرام، به جای آن نهادها و انجمن ها نقش چسب جمعیت را ایفا می کنند و به طبقه متوسط قدرتی افزون داده اند.
حالا طبقه متوسط می تواند با یک پست تلگرامی مثل آن چه که بر تتلو و رئیسی گذشت خواست خودش را به تمام ایران القا کند و با استمداد از طبقات فرو دست و فرا دست وزن خودش را افزایش دهد. یعنی اگر عرصه ای برای تشکیل کمپین در خیابان و کوچه نیست، طبقه متوسط که حجیم ترین طبقه ی اجتماعی است از طریق تلگرام یارگیری می کند و تا دوردسترین روستاها هم حرفش را می رساند. این البته در شرایطی است که خود این طبقه همیشه مردد، رفته رفته میل به مشارکت پیدا کرده و بنا به تجریات چند سال اخیر کمتر ریسک می کند.
مورد دوم؛ پیروزی اصلاح طلبان متوالی شده و در این میان تحلیل ها و تیترها، خبر از عقلانی گرایی مردم و غلبه منطق بر احساس می دهند. خیلی ها خوشحالند که مردم وعده های یارانه ای و جذاب را توجه نکرده اند و در ظاهر پوپولیسم شکست خورده، مردم عملگراتر شده اند و کمتر غرو لند می کنند و به داشته هایشان توجه می کنند. عده ای پا را فراتر گذاشته و این انتخاب را ثمره یکصد سال تلاش برای دموکراسی خواهی می دانند!
انصافا نکات مثبت زیادی هست و باید قدردادن و خوشحال باشیم، اما آیا ما هنوز احساساتی و جو زده عمل نمی کنیم؟ چه کسی می تواند تضمین دهد که اگر دو قطبی هفته های آخر نبود نتیجه چه می شد؟ مثلا قالیباف آرام تر عمل می کرد و همه ی کاندیداها در عرصه می ماندند و آیا باز هم روحانی، رئیس جمهور بود؟ پرسش مهم تری این که اگر حضور کاریزماتیک و برنده رئیس دولت اصلاحات نبود، چند درصد از آرای روحانی کم می شد؟ سهم آن دوقطبی و این کاریزما چقدر است؟
مورد سوم؛ در مورد جشن ها و شادی ها و میتینگ های خیابانی، فرصتی که برای خیلی از حضورهای نادیده گرفته شده، مهیا می شود. در این شب هایی که گذشت، خیابان نفس می کشید، بعضا کری ها سنگین بود اما این تمرین های شادی خیلی مغتنم است. حال خوبی است که شال و کلاه کنی برای شادی جمعی و خیابانی، این که خیابان جای گذر نباشد به میل خودت درآن بمانی، نه از جبر ترافیک! کاش آغوش شهر همیشه برای شهروندانش باز باشد.
امیر تتلو یا (بغ بغوی هفته)
ملاقات امیر تتلو با حجت الاسلام رئیسی محل حرف و حدیث های بسیاری شد. کنار هم قرار گرفتن منصب دار یک جایگاه قدسی و معنوی و موزیسین پرحاشیه ای که سبک زندگی اش هیچ نسبتی با قدسیت و معنویت ندارد، تناقض آشکاری داشت که قابل هضم نبود. تتلو پدیده ای است که خود آگاه ضعیفی دارد و با شتاب هر آن چه که از ناخودآگاهش گذر می کند را علنی و نمایان می کند. در واقع ما با دو تتلو مواجهیم؛ اولی، رفتاری افسار گسیخته و هنجار شکن دارد. تتلوی این جایگاه جنجالی و آزار دهنده و غیر قابل دفاع است. تتلوی دوم اما جوانی با استعداد و موزیسین است که در هر صورت طرفداران خاص خودش را دارد.
تتلوی اول؛ درمانده و بی آبرو
در ابتدا نوع کلامش جلب توجه می کرد. ورود ادبیاتی صریح و نه چندان مودبانه به موسیقی فارسی، جایگاه تتلو را در میان نسل های جدیدتر تثبیت کرد. استفاده از اصطلاحاتی مثل «کی از پست لباستو میبنده» در کنار کلیپ هایی که عصبیت و خشم و یا شکلی از سرخوشی عصیان گر را تبلیغ می کرد، جا پای تتلو را محکم کرده بود. او ادامه داد و شهرتی بهم زد.
از این جا به بعد خودآگاه ضعیف تتلو نتوانست سلسله رفتاری های یک سلبریتی نورس را مدیریت کند. با پیام صادقیان پرید و سر تمرین پرسپولیس آمد. تیتر روزنامه ها ی ورزشی شد، تتلو نشان داد، می خواهد رسمی باشد و قدم اول را برداشته بود. او به شهرت رسیده بود، اما هوای زیر زمین خسته اش کرده بود. پیام رفت و از پرسپولیس چیزی نماسید! تتلو اما همچنان تقلا می کرد. رفته رفته شیوه ی مستقیم را انتخاب کرد، حالا سالومه را زالومه می خواند، مرزبندی شفاف تر شده بود و تلویزیون برانداز هم هدف خوبی بود بود که تتلو وفاداری اش را ثابت کند.
آن کلیپ معروف روی ناو هم که تیر خلاص بود و نشان از ولع جوانی داشت که حق خودش را می خواهد. تتلو تقلا می کرد و مجوزها انگار آبی در سرابی بودند! نا خوداگاه خواهشگر او ریتم رفتارش را به هم زده بود؛ فرهاد مجیدی، هفتِ استقلال، تمرین با شمسایی... خلاصه هر کاری که بشود کرد و نشد، تتل مانده بود و حوضش!
کانال تلگرامی، چاکراه، اینستاگرام و لحنی که دائما خودش را هجو می کرد. عقل حسابگرش از کار افتاده بود، او از ترس از دست دادن زمان، حیثیت و اعتبارش را از دست داد و عاقبت مثل یک بوکسور ناک اوت شده به فحاشی افتاد؛ از استاد شجریان تا علی دایی، جواز که سهل است، حالا باید دنبال آبرویش باشد، آبی که ریخته شد و به جوی بر نمی گردد. این نسخه از تتلو فعلا در کما به سر می برد!
تتلوی دوم؛ موسیقی شفا می دهد
تتلوی دوم یک آوازه خوان خلاق و پر طرفدار است. او در سبک «آر اند بی» مهره ی قابل اعتنایی است (خواستگاه این موسیقی سیاهان آمریکا هستند و در این جا دچار استحاله شده و دسته ی تتلیتی ها را به مثابه یک قبیله جایگزین کرده) هنر و هنرمند را در این نگاه جدا می کنیم، ما می توانیم شنونده و هوادار هنرِ هنرمندی باشیم که لزوما تولید کننده آن از لحاظ شخصیتی، فردی قابل اعتنا نیست.
اصلا مگر در عرصه داد و ستد، کیفیت اخلاقی عرضه کننده خیلی مهم است؟ تتلوی دوم را می شود پذیرفت. او در بستر موسیقی می تواند فاصله میان شهرت و مقبولیت را کم کند ترانه سرای و آهنگ سازی و تاثیر گذاری در جریان موسیقی فارسی، تتلو را صاحب جایگاه خواهد کرد.
مسیر بازگشت تتلوی اول که در کما به سر می برد، دقیقا همین جاست؛ تلاش مجدانه در موسیقی. فکر این که اراده ای در بالا دست برای او آستین بالا بزند هم بیهوده ست و او در واقع میوه ای بود که به دست سیاست چیده شده و حالا تفاله هایش را هم نگاه نمی کنند. وزن هنری اش را که بالا ببرد، آن وقت نه نیازی به چاکراه است، نه ابراز ارادت به قرمز و آبی! آن وقت تتلیتی ها هم به رغم کنایه های منتقدان یک سرمایه اجتماعی خواهند بود، نه گله ای از بغ بغو کنندگان!
عباس جدیدی و علیرضا دبیر یا (شورایی های هفته)
بر حسب موج های خبری چند وقت گذشته و همان طور که می شد پیش بینی کرد ورزشکاران شورا دیگر سهمی از صندلی های این نهاد انتخابی نخواهند داشت. در اولین جلسه شورا پس از انتخابات، عصبیتِ حاصل از ناکامی در روز رای گیری، منجر به درگیری جدیدی و دبیر شد. الفاظ زشت و تند در صحن شورا به آپرکاد و مشت رسید. تصاویری هم منتشر شد که زیر چشم کبود شده ای را نشان می داد، البته گفته اند ربطی به آن واقعه ندارد، آن ها گفته اند و ما هم باور می کنیم!
مساله اساسی این است که عباس جدیدی و هادی ساعی و...را نباید به همین راحتی فراموش کنیم، آن ها در کنار آن مرد مظلوم نما و کاپشن دوست و در کنار خیلی های دیگر که به نقاط حساس عاطفی ما دست می اندازند از حفره های دموکراسی در ایران سو استفاده می کنند و از کنار شهرت و ژستی که دارند دلبری می کنند و رای ما را می خرند.
این صفحات از تاریخ چند سال اخیر را باید اول کتاب «تجربیات دموکراسی ایرانی» بگذاریم تا یادمان نرود ما به خاطرات میهن پرستانه و غرور افزای ورزشی مان رجوع کردیم و به جدیدی رای دادیم، چون فکر کردیم شورا هم مثل المپیک آتلانتا است و اگر جایی خواستند حقمان را بخورند جدیدی غیرت می کند و مشت به میز داوران ناعادل می زند. ما فریب خوردیم چون حواس مردم مسلح به شناخت فریب های عرصه ی تبلیغات نیست.
صحبتِ درستی و نادرستی حضور ورزشکاران در شورا نیست. گاه یک ورزشکار می تواند از خیلی از درس خوانده های حوزه ی شهری در شورا موفق تر باشد، به شرط آن که کشش و استعداد مدیریت را در وجودش کشف کرده باشیم. عباس جدیدی هنوز در همان سطح از هیجان زدگی رقابت های ورزشی است. او و هم مسلکانش بهره ی کمی از تعقل و تدبیر مورد نیاز یک مدیر شهری با کفایت را دارند. افرادی که باید در نهایت صبر و شکیبایی از تمام امکان های بهتر شدن شهر استفاده کنند، اما دریغ که ناراحتی شکست را با مشت و لگد تخلیه می کنند.
درسی که باید دوره اش کنیم این است که در این سال ها خیلی احساسی شدیم، به میزانی که این نقاط ضعف قابل استفاده احساسی را کمرنگ کنیم به کنش سیاسی هدفمند نزدیک شده ایم. یک خاطره خوش ورزشی، یک چهره ساده ی مستضعف پسند، یک موزیسین خوش صدا و خوش سابقه هیچ کدام نباید باور ما را نسبت به احزاب و گزینه ها تقویت و تضعیف کند.
ما مجموع سوابق و رفتارهای یک کاندیدا یا یک حزب را ملاک قرار می دهیم، نمی خواهیم صبح مصدقی باشیم و غروب شعبان بی مخی! امیدواریم که با خواندن تاریخ و با بایگانی کردن این مشت و لگدها در ذهن، دیگر هر آن چه که مربوط به احساس است را وارد فضای سیاست نکنیم. شکست عشقی، غم دارد و شکست سیاسی، شرم. غم محترم است و شرم عذاب آور، عکس های جدیدی عذاب ما بود.
همایون جان شجریان یا (ستایش آمیز هفته)
این یادداشت کوچک، شاید خیلی شخصی باشد. اگر هنوز می توانید همایون شجریان را دوست نداشته باشید، این چند خط را نخوانید.
پیش درآمد؛ انگار عصاره ی تجربیات استاد شجریان را در کالبد یک جوان ریخته باشی و کلی تلاش و جیدت کاری هم اضافه کرده باشی، می دهد «همایون شجریان »، حلقه ی وصل موسیقی سنتی و نسل های جدیدتر. کجا این نسل شعری از سیمین بهبهانی زمزمه می کرد؟ اگر که همایون «چرا رفتی» و «کولی» را نمی خواند؟ همایون یگانه ترین است اگر نبود که یادمان می رفت آواز روی فیلم چقدر می تواند تاثیر داشته باشد، هم فیلم را تقویت کند و هم حیاتی جدا داشته باشد؟ با «رگ خواب» مگر غیر این کرد؟
ساز و آواز؛ او می خواند، پس تصنیف و آواز به حیات خودش ادامه می دهد! او می خواند و ما تصنیف گوش می دهیم. خیلی از این ِسِلکت های امروزی که مملو از آرمین و تتل و مخته و...است فقط یک مهمان ناخوانده دارد؛ همایون شجریان، می دانید چرا؟ چون او بود که چیزی مثل «هوای گریه» را خواند و درست خواند. همایون شفای ماست. دقیقا میان سنت و مدرنیته ایستاده. همان چیزی که در همه ی حوزه ها آرزو می کنیم و پیدایش نمی کنیم، یک مدرنیته وفادار به سنت.
شور و همایون؛ فکر کنید پسر استاد شجریان باشی و از کودکی با علیزاده و مشکاتیان و لطفی و پورناظری و... دمخور باشی و این همه محجوب ماخوذ به حیا و این همه خوب و شیک و شسته رفته. سلبریتی ترین این روزها، فارغ از مداخله های زائد و البته نه که بی خیال و فارغ! اوهم در میان مردم است و هم مزاحم مردم نیست و چیزی به آن ها تحمیل نمی کند. چگونه این همه از غرور و نخوت دور است؟ سلبریتی نمونه ی شهر ما هیچ وقت جوگیر نشده، هیچ گاه اظهار نظر درشت نداشته! او لابه لای تحریرهایش خودنمایی می کند. هنرمند ترین سلبریتی یا سلبریتی ترین هنرمند؟ در انتها این که همایون جانِ شجریان همیشه خوب بمان با همین فرمان در همین جاده ی سبز و پر نور، گاهی که فکر می کنیم چشمه ی ستاره سازی در هنر این سرزمین خشکیده، نام شما مثال نقض است، فقط نام شما!
محسن فروزان یا (مرتبط هفته)
محسن فروزان را به خاطر فعالیت های همسرش محروم کرده اند، مثل این که آکیرا کوروساوا را به خاطر تکل ناکاتا در بازی ایران و ژاپن سه جلسه از کارگردانی محروم کنند. والسلام.

مرتبط:
» تصاوير/ شوراي اداري استان [بيش از 14 سال قبل]
» ۴۰۰ واحد مسکونی ویژه مددجویان بهزیستی استان بوشهر ساخته میشود [بيش از 7 سال قبل]
» رئیس شورای شهر برازجان انتخاب شد [بيش از 10 سال قبل]
» آمریکا بار دیگر صدور بیانیه شورای امنیت درباره غزه را ناکام گذاشت [بيش از 9 سال قبل]
» افزایش حداقل دستمزد کارگران ۲۶ درصد شد [بيش از 6 سال قبل]
نظرات کاربران
تازه ترین خبرها
- هشدار متخصص عفونی درباره افزایش شیوع آنفلوانزا در بوشهر
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/08/17
- عناوین روزنامههای امروز1405/08/17
- ۶ مطالبه استاندار بوشهر در نشست شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی با حضور رئیس کل بانک مرکزی
- گام تحولی ورزش دانشگاهی بوشهر؛ فعالسازی هیئتها در قطبهای صنعتی جم و کنگان
- آشنایی با مسیرهای روزمره، زمینهساز کاهش تمرکز و افزایش خطر تصادفات است
- سخنگوی سپاه: محدودیت برد موشکها برای ما برداشته شده است
- استفاده از ظرفیت منطقه آزاد برای تأمین ماشینآلات عمرانی بنیاد مسکن
- زندینیا: ساماندهی کارگران فصلی در بوشهر ضروری است
- رئیسکل بانک مرکزی: بازسازی تأسیسات گازی آسیبدیده تأمین مالی میشود
- ۱۶ مورد تجاوز غیرمجاز به بستر و حریم رودخانههای برازجان رفع تصرف شد
- لزوم ارتقای کیفیت فرآوردههای معدنی و مصالح ساختمانی در بوشهر
- مرادزاده: صنایع بوشهر از پویشهای مردمی حفاظت از طبیعت حمایت کنند
- کاروان خدمت جوانان به ۱۰ روستای کمبرخوردار استان بوشهر میرود
- برخورد سمند و کوئیک در محور دالکی - کنارتخته؛ ۴ نفر مصدوم شدند
- حفاظت از حیات وحش با مشارکت مردم و مسئولیتپذیری صنایع تقویت میشود
- روستای «پرک» میزبان پیکر مطهر شهید گمنام میشود
- بوشهریها چشمانتظار بیمارستان مادر و کودک؛ ضرورت تسریع در تکمیل پروژه
- چرا قیمت کالاها افزایش مییابد؟
- تازهاترین نرخ جهانی طلا و نقره در بازارهای مالی
- نوسان قیمت نفت و انرژی در بازارهای جهانی
- ضرورت اولویتبخشی به ارز دارو و درمان در سایه مدیریت یکپارچه منابع ملی
- یک فروند پهپاد MQ۹ دشمن آمریکایی رهگیری و منهدم شد
- سراج: در صورت تعرض به ایران، زیرساختهای ارتباطی دشمن را مختل میکنیم
- لغزش پرسپولیس و فرصتطلبی رقبا؛ کورس قهرمانی جان گرفت
- پوشیدن پیراهن شماره ۱۰ آرژانتین ممنوع شد
- آزادکار ایران حضور در لیگ برتر را از دست داد
- استقلال میان نتیجهگیری و جوانگرایی گرفتار شده؛ سهراب چاره ای بیندیشد
- یاسر «جور» مهاجمان را میکشد؛ برد مقابل الشمال فراموش شود
- دوئل غیرمستقیم دو مدعی برای عقب نماندن از کورس؛ صدر جذابتر از همیشه!
- رئیس کل بانک مرکزی وارد استان بوشهر شد
- تاثیر آووکادو و انبه برای بهبود سلامت قلب
- معرفی میوه و سبزیجاتی که باید بیشتر مصرف شوند
- هشدار نسبت به عوارض پنهان دیابت؛ آزمایش قندخون بدهید
- نوشیدنیهای انرژیزا میتوانند برای جوانان مرگبار باشند
- پارس جنوبی جم قهرمان نخستین دوره جودو باشگاههای استان بوشهر شد
- فرماندار تنگستان:آزادگان و جانبازان نمادهای صبر هستند
- امنیت خلیج فارس مرهون ایستادگی مردم جنوب است
- مسابقات استانی کشتی فرنگی نونهالان در بوشهر برگزار می شود
- پیگیری مشکلات حوزه راه بخش سعدآباد در دیدار بخشدار با مدیرکل راهداری و حمل و نقل جادهای استان بوشهر
- عناوین روزنامههای امروز1405/08/16
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/08/16
- حوالی زندگی
- یک لحظه غفلت، ممکن است به قیمت جان یک کودک تمام شود
- به همت بخشدار صورت گرفت؛ نشست مسئولین و معتمدین بخش سعدآباد با مدیرکل ورزش و جوانان استان بوشهر
- دعوت پانیذ فطانت، هندبالیست شبانکارهای، به اردوی تیم ملی جوانان بانوان
- سه بیمارستان نیمهتمام استان اوایل سال آینده به بهرهبرداری میرسند
- رشد ۸۸ هزار واحدی شاخص بورس؛ تقاضا به معاملات سهام بازگشت
- مطالبات فروشگاههای طرف قرارداد کالابرگ تسویه میشود
- انتقاد نمایندگی ایران در وین از رویکرد دوگانه گروسی


چاپ خبر

