امروز: يکشنبه 17 آبان 1405
- هشدار متخصص عفونی درباره افزایش شیوع آنفلوانزا در بوشهر
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/08/17
- عناوین روزنامههای امروز1405/08/17
- پیام مدیرعامل پتروشیمی خارک به مناسبت پانزدهم آبان، سالروز افتتاح مجتمع
- اقدام عملی بانک شهر برای حمایت از بازسازی و توسعه پتروشیمی جم
- ۶ مطالبه استاندار بوشهر در نشست شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی با حضور رئیس کل بانک مرکزی
- گام تحولی ورزش دانشگاهی بوشهر؛ فعالسازی هیئتها در قطبهای صنعتی جم و کنگان
- آشنایی با مسیرهای روزمره، زمینهساز کاهش تمرکز و افزایش خطر تصادفات است
- بازدید رئیس کل بانک مرکزی و استاندار بوشهر از پتروشیمی دماوند
- بازدید رئیس کل بانک مرکزی و استاندار بوشهر از مجتمع مبین انرژی خلیج فارس
اتحادخبر: نادر ابراهیمی به همان اندازه که خوب بلد بوده از عشق بنویسد، در زندگی هم عاشقانه زندگی کرد. گواهش آن همه نامه عاشقانه ای است که برای همسرش نوشت و چهل نامه از میان آنها هم کتاب شد.
اتحادخبر: نادر ابراهیمی به همان اندازه که خوب بلد بوده از عشق بنویسد، در زندگی هم عاشقانه زندگی کرد. گواهش آن همه نامه عاشقانه ای است که برای همسرش نوشت و چهل نامه از میان آنها هم کتاب شد.
«قلب، میهمانخانه نیست که آدم ها بیایند دو سه ساعت یا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند. قلب، لانه گنجشک نیست که در بهار ساخته بشود و در پاییز باد آن را با خودش ببرد. قلب؟ راستش نمی دانم چیست اما این را می دانم که فقط جای آدم های خیلی خوب است!»
آنها که «آتش بدون دود» و «بار دیگر شهری که دوست می داشتم» را خوانده اند می دانند که آثار نادر ابراهیمی سرشار است از چنین تغییرات زیبایی که مدام می خواهی زیرشان خط بکشی یا روی برگه جداگانه بنویسی و به خاطر بسپری.
این نویسنده محبوب، به همان اندازه که خوب بلد بوده از عشق بنویسد، در زندگی هم عاشقانه زندگی کرد. گواهش آن همه نامه عاشقانه ای است که برای همسرش نوشت و چهل نامه از میان آنها هم کتاب شد. نوشته هایی که بهانه گفتگوی ما با فرزانه منصوری همسر مرحوم نادر ابراهیمی شد.
شما چطوری با نادر ابراهیمی آشنا شدید؟
- در فامیل ما خانمی بودند که همه به ایشان احترام می گذاشتند؛ ایشان من را که آن زمان 21 سالم بود برای نادر که خواهرزاده همسرشان بود انتخاب کرد و این ماجرا را به پدر و مادرم گفت. من هم در سنی بودم که خواستگارانی داشتم و به همه می گفتم که می خواهم درس بخوانم و الان وقت ازدواجم نیست اما این بار رضایت دادم تا آشنایی صورت بگیرد.
چند باری همدیگر را در میهمانی های خانوادگی دیدیم و با نظرات و منش هم آشنا شدیم. از نظر ظاهر هم به دل هم نشستیم تا اینکه بزرگترها اجازه دادند در اتاقی با هم صحبت کنیم. بعد از صحبت های ابتدایی نظر قطعی مان را اعلام کردیم.
پس آن اول عشق و عاشقی در کار نبوده، درست است؟
- نه. ما بی عشق و دوست داشتن شروع کردیم اما به یاد می آورم در همان اولین سالی که با هم زیر یک سقف رفتیم نادر به من گفت «دوستت دارم» و یکی دو سال بعد به من گفت «تو را چون خاک می خواهم همسر من». نادر ابراهیمی عاشق خاکش بود و نهایت علاقه اش در خاک وطنش خلاصه می شد.
یعنی آن نامه های عاشقانه مربوط به بعد از ازدواج است؟
- «چهل نامه به همسرم» و «یک عاشقانه آرام» بعد از ازدواج مان نوشته شد که نادر تجربیاتی در زندگی مشترک پیدا کرد.
اینکه گفتید از ظاهر آقای ابراهیمی خوش تان آمده بود یعنی چی؟ مثلا آن روز چی پوشیده بود؟
- اولین مراسم آشنایی، میهمانی در خانه فامیلی بود که معرف ما به هم بود. آن روز نادر از کوهنوردی برگشته بود و به نظرم بسیار بلندبالا و خوش قواره آمد. پلیور شکلاتی رنگی پوشیده بود که یقه سفیدی روی آن برگشته و خوشایند بود.
معیارهای شما در آن روزگار برای ازدواج چه بود؟
- من معیارهایی برای ازدواج داشتم که بسیار ساده بود. می خواستم همسرم از نظر فرهنگی به فرهنگ خانواده من نزدیک باشد و از نظر مادی بتواند زندگی ساده ای را پیش ببرد. اینها را در او یافتم و به توافق رسیدیم.
مهریه تان چقدر بود؟
- در جلسه ای که با هم بودیم از خلقیات و خواسته ها و علایق مان گفتیم و نادر به من گفت دوست دارد که همسرش مهر داشته باشد و در سال 1344، مهریه مه 50 هزار تومان تعیین شد.
نامزدی تان چه مدت طول کشید؟
- از فروردین تا شهریور نامزد بودیم و بعد عقد کردیم.
اولین هدیه ای که برای همسرتان گرفتید را به خاطر دارید؟ اولین هدیه ایشان را چطور؟
- ما یازدهم فروردین نامزدی مان را اعلام کردیم. اولین هدیه من به نادر یک جفت دکمه سردست بود. نادر هم پارچه ای که مادرش برایم خریده بود را به من هدیه داد.
اولین کتابی که از همسرتان هدیه گرفتید را به خاطر دارید؟
- اولین کتابی که نادر به من داد «یکلیا و تنهایی او» و کتابی از فروغ فرخزاد بود.
در دوران نامزدی برایتان شعر هم گفت؟
- شعر نه؛ اما یک یا دو نامه دارم که مربوط به دوران نامزدی است و بسیار زیبا است.
پیش از ازدواج با نادر ابراهیمی، رابطه تان با ادبیات چطور بود؟
- من به عنوان یک دختر 21 ساله خیلی اهل ادبیات نبودم اما مطالعاتی داشتم. بعد از آشنایی با نادر، برای اینکه از او کم نیاورم به سمت خواندن سبک های ادبی رفتم و حتی کتاب های قطور مثل «کمدی الهی» دانته هم می خواندم.
آقای ابراهیمی نظر شما را در مورد داستان هایش می خواست؟
- بله؛ بسیار پیش آمده بود که از من نظر می خواست و برای اسم داستان با من مشورت می کرد. وقتی اولین بار جرقه داستانی در ذهنش می زد به اتاقش می رفت و طرح اولیه را می نوشت و من غالب مواقع خودم را جای مخاطب می گذاشتم و حس مخاطب و سوالاتی که برایش پیش می آمد را می پرسیدم. بارها نادر می گفت «تو رفیق منی یا خواننده؟» و من می گفتم می خواهم پیشاپیش آماده باشی که جواب سوالات را داشته باشی.
کلا زندگی کردن با یک نویسنده سخت نبود؟ مثلا اینکه بخواهند سکوت کنید تا بتوانند بنویسند یا چنین عادت هایی نداشت؟
- نه. بیشتر، شب ها که بچه ها خواب بودند می نوشت. وقتی می نوشت برای اینکه آهنگ کلام را متوجه شود بارها با صدای بلند داستان ها را می خواند اما هرگز نظم عادی زندگی را بر هم نمی زد.
هیچ وقت به زن های داستان های عاشقانه همسرتان حسادت نکردید؟
- در آثار نادر سه زن شخصیت اصلی بودند: هلیا، عسل و مهری. هلیا قهرمان «بار دیگر شهری که دوست می داشتم» است که داستان آن در زمان نامزدی ما نیمه کاره بود. عشق هلیا در واقع عشق به وطن است و این داستان از اولین نوشته هایی بود که نادر برای من خواند. بر اساس همین داستان نیز اسم دخترمان را هلیا گذاشتیم. هیچ گاه به هیچ کدام از زنان داستان هایش حسادت نکردم.
آنها که «آتش بدون دود» و «بار دیگر شهری که دوست می داشتم» را خوانده اند می دانند که آثار نادر ابراهیمی سرشار است از چنین تغییرات زیبایی که مدام می خواهی زیرشان خط بکشی یا روی برگه جداگانه بنویسی و به خاطر بسپری.

این نویسنده محبوب، به همان اندازه که خوب بلد بوده از عشق بنویسد، در زندگی هم عاشقانه زندگی کرد. گواهش آن همه نامه عاشقانه ای است که برای همسرش نوشت و چهل نامه از میان آنها هم کتاب شد. نوشته هایی که بهانه گفتگوی ما با فرزانه منصوری همسر مرحوم نادر ابراهیمی شد.
شما چطوری با نادر ابراهیمی آشنا شدید؟
- در فامیل ما خانمی بودند که همه به ایشان احترام می گذاشتند؛ ایشان من را که آن زمان 21 سالم بود برای نادر که خواهرزاده همسرشان بود انتخاب کرد و این ماجرا را به پدر و مادرم گفت. من هم در سنی بودم که خواستگارانی داشتم و به همه می گفتم که می خواهم درس بخوانم و الان وقت ازدواجم نیست اما این بار رضایت دادم تا آشنایی صورت بگیرد.
چند باری همدیگر را در میهمانی های خانوادگی دیدیم و با نظرات و منش هم آشنا شدیم. از نظر ظاهر هم به دل هم نشستیم تا اینکه بزرگترها اجازه دادند در اتاقی با هم صحبت کنیم. بعد از صحبت های ابتدایی نظر قطعی مان را اعلام کردیم.
پس آن اول عشق و عاشقی در کار نبوده، درست است؟
- نه. ما بی عشق و دوست داشتن شروع کردیم اما به یاد می آورم در همان اولین سالی که با هم زیر یک سقف رفتیم نادر به من گفت «دوستت دارم» و یکی دو سال بعد به من گفت «تو را چون خاک می خواهم همسر من». نادر ابراهیمی عاشق خاکش بود و نهایت علاقه اش در خاک وطنش خلاصه می شد.
یعنی آن نامه های عاشقانه مربوط به بعد از ازدواج است؟
- «چهل نامه به همسرم» و «یک عاشقانه آرام» بعد از ازدواج مان نوشته شد که نادر تجربیاتی در زندگی مشترک پیدا کرد.

اینکه گفتید از ظاهر آقای ابراهیمی خوش تان آمده بود یعنی چی؟ مثلا آن روز چی پوشیده بود؟
- اولین مراسم آشنایی، میهمانی در خانه فامیلی بود که معرف ما به هم بود. آن روز نادر از کوهنوردی برگشته بود و به نظرم بسیار بلندبالا و خوش قواره آمد. پلیور شکلاتی رنگی پوشیده بود که یقه سفیدی روی آن برگشته و خوشایند بود.
معیارهای شما در آن روزگار برای ازدواج چه بود؟
- من معیارهایی برای ازدواج داشتم که بسیار ساده بود. می خواستم همسرم از نظر فرهنگی به فرهنگ خانواده من نزدیک باشد و از نظر مادی بتواند زندگی ساده ای را پیش ببرد. اینها را در او یافتم و به توافق رسیدیم.
مهریه تان چقدر بود؟
- در جلسه ای که با هم بودیم از خلقیات و خواسته ها و علایق مان گفتیم و نادر به من گفت دوست دارد که همسرش مهر داشته باشد و در سال 1344، مهریه مه 50 هزار تومان تعیین شد.
نامزدی تان چه مدت طول کشید؟
- از فروردین تا شهریور نامزد بودیم و بعد عقد کردیم.

اولین هدیه ای که برای همسرتان گرفتید را به خاطر دارید؟ اولین هدیه ایشان را چطور؟
- ما یازدهم فروردین نامزدی مان را اعلام کردیم. اولین هدیه من به نادر یک جفت دکمه سردست بود. نادر هم پارچه ای که مادرش برایم خریده بود را به من هدیه داد.
اولین کتابی که از همسرتان هدیه گرفتید را به خاطر دارید؟
- اولین کتابی که نادر به من داد «یکلیا و تنهایی او» و کتابی از فروغ فرخزاد بود.
در دوران نامزدی برایتان شعر هم گفت؟
- شعر نه؛ اما یک یا دو نامه دارم که مربوط به دوران نامزدی است و بسیار زیبا است.
پیش از ازدواج با نادر ابراهیمی، رابطه تان با ادبیات چطور بود؟
- من به عنوان یک دختر 21 ساله خیلی اهل ادبیات نبودم اما مطالعاتی داشتم. بعد از آشنایی با نادر، برای اینکه از او کم نیاورم به سمت خواندن سبک های ادبی رفتم و حتی کتاب های قطور مثل «کمدی الهی» دانته هم می خواندم.

آقای ابراهیمی نظر شما را در مورد داستان هایش می خواست؟
- بله؛ بسیار پیش آمده بود که از من نظر می خواست و برای اسم داستان با من مشورت می کرد. وقتی اولین بار جرقه داستانی در ذهنش می زد به اتاقش می رفت و طرح اولیه را می نوشت و من غالب مواقع خودم را جای مخاطب می گذاشتم و حس مخاطب و سوالاتی که برایش پیش می آمد را می پرسیدم. بارها نادر می گفت «تو رفیق منی یا خواننده؟» و من می گفتم می خواهم پیشاپیش آماده باشی که جواب سوالات را داشته باشی.
کلا زندگی کردن با یک نویسنده سخت نبود؟ مثلا اینکه بخواهند سکوت کنید تا بتوانند بنویسند یا چنین عادت هایی نداشت؟
- نه. بیشتر، شب ها که بچه ها خواب بودند می نوشت. وقتی می نوشت برای اینکه آهنگ کلام را متوجه شود بارها با صدای بلند داستان ها را می خواند اما هرگز نظم عادی زندگی را بر هم نمی زد.
هیچ وقت به زن های داستان های عاشقانه همسرتان حسادت نکردید؟
- در آثار نادر سه زن شخصیت اصلی بودند: هلیا، عسل و مهری. هلیا قهرمان «بار دیگر شهری که دوست می داشتم» است که داستان آن در زمان نامزدی ما نیمه کاره بود. عشق هلیا در واقع عشق به وطن است و این داستان از اولین نوشته هایی بود که نادر برای من خواند. بر اساس همین داستان نیز اسم دخترمان را هلیا گذاشتیم. هیچ گاه به هیچ کدام از زنان داستان هایش حسادت نکردم.

شما خودتان به کدام یک از شخصیت های داستان های مرحوم ابراهیمی شبیه هستید؟
- بارها از من پرسیده اند که آیا شخصیت های داستان های نادر الگوبرداری از من است؟ نه نیست. ممکن است بخشی از ابعاد شخصیتی من در این زنان باشد یا اینکه در آنها بخشی از مشخصاتی باشد که نادر دوست داشته همسرش داشته باشد اما هیچ کدام از این افراد من نیستم.
اگر بخواهید انتخاب کنید کدام یک از نوشته های همسرتان را بیشتر دوست دارید؟
- من تمام کتاب های نادر را دوست دارم و الان که پس از پروازش کتاب ها را برای تجدید چاپ، ویراستاری می کنم، با وجود اینکه بارها آنها را خوانده ام؛ هنوز برایم جالب هستند و همه شان را دوست دارم. هنوز با قهرمان ها اشک می ریزم و با شادی شان لبخند می زنم اما «چهل نامه به همسرم» برای من جایگاه خاصی دارد زیرا مخاطبش به نوعی من هستم. بسیاری از این نامه ها واقعیت دارند و اصل شان قاب شده در خانه ماست.
داستان، شعر یا نامه ای دارید که تنها برای خودتان نگه داشته باشید و به کسی نداده باشید بخواند؟
- بله؛ دو نامه دارم که غیر از خودم هیچ کس آنها را نخوانده است./ص
هفته نامه تماشاگران امروز
مرتبط:
» زنانِ ماندگار در شعر معاصر ایران [بيش از 9 سال قبل]
» جسد فروغ فرخزاد در زمان تصادف با اتومبیل+تصاویر [بيش از 14 سال قبل]
» دشتستان بدون تو [بيش از 7 سال قبل]
» تشییع و خاکسپاری خالق شعرهای دشتسونی در برازجان/تصاویر اختصاصی [بيش از 7 سال قبل]
» جشنواره غدیر انتقال دهنده جلوه تازهای از معارف دینی است [بيش از 5 سال قبل]
نظرات کاربران
فرهاد
1394/09/27 - 20:44
خوب بود، تشکر از شما.تازه ترین خبرها
- هشدار متخصص عفونی درباره افزایش شیوع آنفلوانزا در بوشهر
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/08/17
- عناوین روزنامههای امروز1405/08/17
- ۶ مطالبه استاندار بوشهر در نشست شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی با حضور رئیس کل بانک مرکزی
- گام تحولی ورزش دانشگاهی بوشهر؛ فعالسازی هیئتها در قطبهای صنعتی جم و کنگان
- آشنایی با مسیرهای روزمره، زمینهساز کاهش تمرکز و افزایش خطر تصادفات است
- سخنگوی سپاه: محدودیت برد موشکها برای ما برداشته شده است
- استفاده از ظرفیت منطقه آزاد برای تأمین ماشینآلات عمرانی بنیاد مسکن
- زندینیا: ساماندهی کارگران فصلی در بوشهر ضروری است
- رئیسکل بانک مرکزی: بازسازی تأسیسات گازی آسیبدیده تأمین مالی میشود
- ۱۶ مورد تجاوز غیرمجاز به بستر و حریم رودخانههای برازجان رفع تصرف شد
- لزوم ارتقای کیفیت فرآوردههای معدنی و مصالح ساختمانی در بوشهر
- مرادزاده: صنایع بوشهر از پویشهای مردمی حفاظت از طبیعت حمایت کنند
- کاروان خدمت جوانان به ۱۰ روستای کمبرخوردار استان بوشهر میرود
- برخورد سمند و کوئیک در محور دالکی - کنارتخته؛ ۴ نفر مصدوم شدند
- حفاظت از حیات وحش با مشارکت مردم و مسئولیتپذیری صنایع تقویت میشود
- روستای «پرک» میزبان پیکر مطهر شهید گمنام میشود
- بوشهریها چشمانتظار بیمارستان مادر و کودک؛ ضرورت تسریع در تکمیل پروژه
- چرا قیمت کالاها افزایش مییابد؟
- تازهاترین نرخ جهانی طلا و نقره در بازارهای مالی
- نوسان قیمت نفت و انرژی در بازارهای جهانی
- ضرورت اولویتبخشی به ارز دارو و درمان در سایه مدیریت یکپارچه منابع ملی
- یک فروند پهپاد MQ۹ دشمن آمریکایی رهگیری و منهدم شد
- سراج: در صورت تعرض به ایران، زیرساختهای ارتباطی دشمن را مختل میکنیم
- لغزش پرسپولیس و فرصتطلبی رقبا؛ کورس قهرمانی جان گرفت
- پوشیدن پیراهن شماره ۱۰ آرژانتین ممنوع شد
- آزادکار ایران حضور در لیگ برتر را از دست داد
- استقلال میان نتیجهگیری و جوانگرایی گرفتار شده؛ سهراب چاره ای بیندیشد
- یاسر «جور» مهاجمان را میکشد؛ برد مقابل الشمال فراموش شود
- دوئل غیرمستقیم دو مدعی برای عقب نماندن از کورس؛ صدر جذابتر از همیشه!
- رئیس کل بانک مرکزی وارد استان بوشهر شد
- تاثیر آووکادو و انبه برای بهبود سلامت قلب
- معرفی میوه و سبزیجاتی که باید بیشتر مصرف شوند
- هشدار نسبت به عوارض پنهان دیابت؛ آزمایش قندخون بدهید
- نوشیدنیهای انرژیزا میتوانند برای جوانان مرگبار باشند
- پارس جنوبی جم قهرمان نخستین دوره جودو باشگاههای استان بوشهر شد
- فرماندار تنگستان:آزادگان و جانبازان نمادهای صبر هستند
- امنیت خلیج فارس مرهون ایستادگی مردم جنوب است
- مسابقات استانی کشتی فرنگی نونهالان در بوشهر برگزار می شود
- پیگیری مشکلات حوزه راه بخش سعدآباد در دیدار بخشدار با مدیرکل راهداری و حمل و نقل جادهای استان بوشهر
- عناوین روزنامههای امروز1405/08/16
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/08/16
- حوالی زندگی
- یک لحظه غفلت، ممکن است به قیمت جان یک کودک تمام شود
- به همت بخشدار صورت گرفت؛ نشست مسئولین و معتمدین بخش سعدآباد با مدیرکل ورزش و جوانان استان بوشهر
- دعوت پانیذ فطانت، هندبالیست شبانکارهای، به اردوی تیم ملی جوانان بانوان
- سه بیمارستان نیمهتمام استان اوایل سال آینده به بهرهبرداری میرسند
- رشد ۸۸ هزار واحدی شاخص بورس؛ تقاضا به معاملات سهام بازگشت
- مطالبات فروشگاههای طرف قرارداد کالابرگ تسویه میشود
- انتقاد نمایندگی ایران در وین از رویکرد دوگانه گروسی


چاپ خبر

