امروز: شنبه 09 آبان 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 29 آبان 1391 - 09:35
اکبر صابری در گفت و گو با نیشگون اتحاد جنوب:

ما مصمم بودیم که شب های اتحاد را ادامه بدیم. یک مقام مدیر که آوردن اسمش حساسیت ایجاد می کنه دو ماه پیش به من گفت: شب های اتحاد را به دو دلیل تعطیل کردیم. دوستان و مشاوران ما گفتند که اکبر صابری قصد کاندید شدن در مجلس را داره و...

نیشگون: رسالت و جایگاه مطبوعات محلی هم در حوزه ی مدنی و هم جامعه ی رسمی چگونه است؟
تا قبل از سر کار آمدن دولت احمدی نژاد مطبوعات و به طور کل رسانه ها، در یک جایگاه بسیار خوبی بودند. در سطح استان بوشهر ارشدترین مقام اجرایی که استاندار باشد به طور جد با مطبوعات تعامل داشتند. از استانداران دولت خاتمی ـ سینکی، انصاری و تبادار ـ هر سه به صورت دوره ای با مدیران مطبوعات و خبرنگاران تعامل داشتند و هر سالی دو تا سه جلسه با مطبوعات نشست داشتند و از مطبوعات نظرخاهی می کردند. به ژورنالیست ها و مطبوعات اهمیت می دادند.
شخص استاندار از دفاتر مطبوعات بازدید می کرد. از بخش هایی که زیر نظرشان بودند می خاستند که هر مطلب مربوط به حوزه ی کاری آن هاست و در مطبوعات به چاپ رسیده مطالعه کنند و مطالب مربوط به خود را پاسخ گو باشند. اما از ابتدای دولت احمدی نژاد متاسفانه، این روند بسیار کند شد و رسانه ها جایگاه خود را از دست دادند. رسانه ها و مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی کاملن بی معنا شد. من فکر می کنم در طول این 33 سال بعد از پیروزی انقلاب، مطبوعات و رسانه ها به نازل ترین جایگاه خود رسیده است.
ـ نیشگون: دلیلش را در چه می بینید؟
سیاست دولت! خاست و اراده ی دولت. امورات جامعه به سیاست حاکمانش تنظیم می شود. دولت احمدی نژاد اعتقادی به نقش رسانه ها ـ به خصوص نقش انتقادی ـ که باید در جامعه داشته باشند، ندارند و به همین دلیل همه شاهد هستند که بارها نشریات منتقد توقیف شده، برخورد شده، شکایت و تبعید شده اینجایی که نشریاتی که تاکنون کاری کنند، همه مجبور شدند یا زرد کار کنند و یا دست به عصا راه بروند.
ـ نیشگون: مانند اتحاد؟
مثل اتحاد.
ـ نیشگون: در قانون مربوط به مطبوعات آمده که نشریات تا حدودی قادر به نقد دولت هستند، خود دولت این حد را هم قبول ندارد؟
قانون خیلی کلیه! قانون اونقدر کلیت داره که بار هر شکلی قابل تفسیره! به همین دلیل کسانی که از مطبوعات شکایت می کنند یا نقد را برنمی تابند یا تصورهای بسیار تنگ نظرانه ای از قانون دارند. یک وقت من یک مطلبی را می نویسم که هدفم از این نوشته یک انتقاد سازنده است اما یک مدیر دولتی اون انتقادی که به نظر من سازنده است و برای اصلاح امورات نوشته شده را تشویش اذهان عمومی اعلام می کنه و اقدام به شکایت می کنه! قانون آنقدر شفاف و به ریز جزییات مطالب را بیان نکرده که چه مواردی مصادیق تشویش عمومی هستند و چه مواردی نیستند. مواردی بیان شده اما آن قدر کلی هستند که وقتی از طریق خودشان منجر به رای می شد، باعث مطرح شدن مواردی می شه که مطبوعات دست به عصا راه بروند. مثلن چند وقت پیش یکی از مدیران کل استان بوشهر، از بعضی نشریات که انتقاداتی کرده بودند شکایت کرد؛ علت شکایت را این اعلام کردند که علیه نظام مطلب نوشته اند، برای دفاع گفتند: ما نوشتیم تو یا مثلن حسن یا حسین که مدیرکل یک دستگاه اجرایی است. جواب دادند که این مدیرکل توسط دولت منسوب شده و دولت هم یعنی نظام. پس علیه من مطلب نوشتن یعنی علیه نظام!! این تفسیرهای من درآوردی است که باعث محدودیت شده. البته خیلی از موارد قوه قضاییه به مطبوعات کمک کرده و خیلی جاها هم تحت تاثیر فشار دولت بوده؛ اخیرن جهانبخش استاندار قبلی بوشهر علیه سایت ها و روزنامه ها بیش از 5 تا 6 مورد شکایت کرد که دادگاه همه را بخشید و گفت: این شکایت ها وارد نیست! ناگفته نماند همین تنگ نظری ها باعث شده که محدودیت ها ایجاد شود.
ـ نیشگون: به نظر من این خودخاهی محض دولت را می رسونه، درسته؟
نه این دولت، کلن قدرت و کسانی که در راس هرم قدرت قرار دارند مایل به چالش کشیدن قدرت نیستند، دوست دارند در آرامش بدون این که به چالش کشیده بشوند در محفلی که هستند بمانند و حاکمیت کنند. نقد خودشان را برنمی تابند، تحمل نمی کنند. اکثرن اینجور هستند. من به عنوان کسی که اواخر سال 77 شروع به کار مطبوعاتی کردم و حدود 6 سال از دوره ی اصلاحات نشریه کار کردم در طول اون 6 سال به اندازه ی 6 ماه دولت احمدی نژاد تذکر و اخطار رسمی دریافت نکردم. من در طول این دوره خصوصن 3 سال اول دوره ی احمدی نژاد فشار زیادی را تحمل کردم. این 3 سال اخیر، هم اونا تعاملشان بهتر شده و هم ما یاد گرفتیم دست به عصاتر بشیم! یعنی یاد گرفتیم اونقدر ملاحظه کنیم تا اخطار نگیریم!
ـ نیشگون: یعنی براتون می صرفه که در دولت حاضر با روش دست به عصا بودن و زرد بودن پیش برید؟
البته من قبول ندارم اتحاد جنوب نشریه ای زرد است. الان در اتحاد خیلی مطالب انتقادی چاپ می شه. ما استاندار، فرماندار و شهردار را نقد کردیم و به چالش کشوندیم اما همین نقدها را هم دست به عصا و با رعایت خط قرمزها و محدودیت نوشتیم.
خیلی دست به عصا شدیم اما این که زرد باشیم، نه، قبول ندارم! محدودیت ها باعث شد که همه ی مطبوعات استان به این توافق برسیم که نیم نفسی بیاید بهتر از این که هیچ نفسی نیاید! به همین دلیل تا اونجا انتقاد و صراحت در نشریه به کار می گیریم که آقایان تحمل داشته باشند و به توقیف نشریه نینجامد!!
ـ نیشگون: به نظر من نقدهای استاندار و فرماندار ـ نقدهایی واقعی نبودند ـ نمادین بودند ـ یعنی تا اونجایی که اتحاد بگه: آره، ما نشریه زرد نیستیم و برای فرار از این حرف ها، نقد رو شروع کردند. نقدی که نه اونا ضرر کنن و نه شما! این نوع نقد اصلن درست نیست.
سوال یا نظر شما رو با یک سوال جواب می دم. در همین شهرستان ما دو نشریه دیگه هم داریم، آیا تفاوتی بین اتحاد و دو نشریه دیگه شما احساس نمی کنید؟ همین اندازه نقد نمادین و آرام و ملایم در نشریات دیگه وجود داره؟
ـ نیشگون: دو نشریه دیگه خط مشی و سابقه ی فعالیت شون با اتحاد فرق می کنه، اگه نشریات را در کنار هم بگذاریم و مقایسه کنیم در یک حوزه کار نمی کنند. بعد از 14 سال فعالیت و یک خط مشی که با نقد همراهه باید تفاوتی با مثلن مردم جنوب که یک نشریه کاملن محافظه کاره داشته باشه، اما چیزی که ما از اتحاد انتظار داریم با سابقه ی 14 ساله خودش، بیشتر از این چیزهاست. نقدی که در یک شماره نوشته بشه و باعث تغییری نشه درست نیست. نقدی که به همراه آگهی اون ارگان باشه درست نیست.
نظرتون را قبول ندارم. ما برای نقد اطلاعیه ی عمومی زدیم و از همه ی مردم دعوت کردیم که وارد نقد بشن. نقدهای ما سفارشی نبود! یک نفر بیاید و بگه  نقد من چاپ نشده.
ـ نیشگون: من نمی گم سفارشی بوده، من می گم نمادین بوده و ساختگی.
پس شما این انتقاد را متوجه نشریه ندونید، متوجه نویسندگان نقد بدونید! فضای بسته ای که برای نشریات وجود داره، در کل جامعه سایه انداخته. در مقدمه ای که ما برای نقد فرماندار نوشتیم به این مطلب اشاره کردیم که به خیلی ها زنگ زدیم برای نقد فرماندار، اما گفتند: حرف داریم ولی مصلحت نمی دونیم یعنی فضا را مناسب نمی دونیم و در نقد شرکت نکردند. اون هایی هم که شرکت کردند اونقدر دست به عصا نوشتند که 4 تا خوبی را گفتند تا تونستند 2 تا بدی را کنارش اشاره کنند. این دیگه به نشریه برنمی گرده!
ـ نیشگون: شما این وضعیت را قبول دارید؟
به فضای موجود در جامعه کلن انتقاد دارم، جامعه نباید اینجور باشه. اصلن قبول ندارم.
ـ نیشگون: اتحاد چه کاری می تونه کنه تا جامعه از این ایستایی در بیاد؟
هیچ کار! هیچ کاری از دست ما برنمی یاد، فقط امید به آینده. یک آیه از قرآن هست که می گه: «سرنوشت هیچ قومی را ما تغییر نمی دهیم مگر این که مردم آن قوم خودشان بخاهند.» تغییر این فضا به خاست و اراده ی عموم جامعه بستگی داره، مردم باید این فضایی را که هست و نمی پسندند نسبت به اون واکنش نشون بدن. این واکنش مردمی باید دولت را مجبور کنه که فضا را برای نقد و آزادی بیان بیشتر فراهم کنه. از دست ما که یک نشریه هستیم و در یک قالب تعریف شده ی مشخص ـ که خیلی از حرف هایی که در محافل و مجالس راحت بیان می شه که ما حتا قادر به بیان یک هزارم از آن را هم نیستم ـ کار می کنیم، قادر به بیان خیلی از آن ها شیم. چرا؟ چن فردی که در کوچه حرفی را می زنه در برابر مراکز امنیتی ـ سیاسی و قضایی پاسخگو نیست ولی ما برای یک کلمه که مورد خاصی داشته باشد، باید به صد جا پاسخگو باشیم. از ما هیچ کار خاصی برنمی یاد جز این که با این فضا کنار بیایم. در کنار همین وضعیت تا اونجایی که امکانش باشه انتقاد و اعتراض کنیم. خود من سالانه یک یا دو بار بر فضای محدودی که در جامعه وجود داره اعتراض می کنم.
ـ نیشگون: نتیجه ای هم داشته؟
خیر.
ـ نیشگون: چرا؟
چن اون کسی که باید فضا را آزاد کنه، کلیدش دست دولت مردان است که به انتقاد و نظرات دیگران توجه نمی کنند.
ـ نیشگون: بخش بزرگ مشکلات نشریات محلی بحث مالی است. این معضل به حدی هست که استقلال نشریات هم به خطر افتاده و یک آسیب بزرگ حساب می شه، اتحاد جنوب در زمینه ی مالی با بقیه ی ارگان های دولتی چه روندی داره؟
ما نشریه ی مستقل به معنای واقعی در ایران نداریم. نشریه مستقل به نشریه ای گفته می شه که یک ریال نیاز مالی به دستگاه های دولتی نداشته باشه. نشریه وقتی می خاد دولت را نقد کنه نباید دستش جلوی دولت دراز بشه. من در استان بوشهر نشریه ای را سراغ ندارم که حداقل 80 تا 90 درصد هزینه هاش را از دستگاه های دولتی تامین نکنه! بالطبع این شرایط اقتضا می کنه که نشریات با مدیران دولتی تعامل کنند و برای این که بتوانند درآمد کسب کنند و نشریه خود را چاپ کنن باید از دستگاه های دولتی آگهی بگیرند. اتحاد جنوب هم مثل بقیه.
خیلی از جاها ما با بعضی از ادارات دولتی تعامل برقرار کردیم تا بتونیم هزینه های مالی را تامین کنیم. تنها فروش نشریه برای چاپ کافی نیست. من بعضی نشریات استان را سراغ دارم که با فروش نشریه، درصدی از هزینه هاش هم تامین نمی شه، چن فروش نداره. قیمت تمام شده ی 8 صفحه نشریه ای که هر شماره چاپ می شه 1400 در می یاد حالا با هزینه های جاری آب، برق، هزینه های پرسنل، اتحاد را با قیمت 220 به دکه می فروشیم و دکه هم 300 می فروشه. یعنی هر عدد نشریه ما فقط 300 درآمد داریم. برای هر عدد نشریه ما چقدر کمبود بودجه داریم 1000 تومان ـ حالا این 1000 تومان را نشریه تونست از محل آگهی ها و رپرتاژها تامین کنه، می تونه به چاپش ادامه بده، نتونست باید در ِ نشریه را تخته کنه و ببنده! کما این که نشریات قدیمی بوشهر را می شناسم که دارند هر هفته ای را که آگهی دارند چاپ می کنند و هفته ای که آگهی ندارند چاپ نمی کنند. این بزرگترین ضربه ای هست که به استقلال مطبوعات وارد شده. من می تونم دستم جلوی دولت دراز باشه و علیه خودش مطلب بنویسم؟
ـ نیشگون: پس قبول دارید که با نون دولت، نمی شه دولت را نقد کرد؟
نمی شه، بله واقعن نمی شه! ولی ما با یک ظرافت تا حدی داریم این کار را می کنیم. از این اداره می گیریم اون اداره را نقد می کنیم. فرداش از اون اداره می گیریم این اداره را نقد می کنیم. بارها بوده دستگاهی را نقد کردیم و به دلیل همون نقد، مدیر اداره دستور قطع آگهی ها به اتحاد را داد، ما دعا می کردیم هر چه زودتر اون مدیر عوض شه، مدیر بعدی که اومده دوباره تعامل برقرار شده.
ـ نیشگون: خبر اعتصاب کارکنان شرکت سیمان را که نزدید دلیلش همین مساله مالی بوده؟
شاید یکی از دلایل این بوده، چن دلیل دیگه هم داشت.
ـ نیشگون: مساله اطلاعاتی بوده؟
مایل نیستم دلایل دیگرش را بگم! اما یک دلیلش تعاملی بود که در زمینه ی آگهی با شرکت سیمان داشتیم ولی صادقانه بگم دلایل دیگری بود، صرفن مساله مالی نبود!
ـ نیشگون: اطلاعات؟
عرض می کنم، دلایل دیگه ای هم داشت، مایل نیستم به دلایل دیگرش بپردازم!
ـ نیشگون: یکی از مشکلات از نظر من اینه که در بین مردم جا افتاده که اتحاد در وهله ی اول اقتصادی کار می کنه، بعد موارد فرهنگی و نقد. نظرتون؟
اصلن من این را مشکل نمی دونم!
ـ نیشگون: زمانی که یک نشریه آگاهی های زیادی از یک ارگان دولتی داشته باشه، این امر باعث می شه که اعتمادی که به اون نشریه داشتند کم رنگ بشه. در وهله ی اول با یک نگاه به نشریه ما بیشتر آگهی می بینیم تا مطلب، این امر باعث کم تر شدن علاقه به خاندن اون نشریه نمی شه؟
من اصلن این مطلب را قبول ندارم! چن سند دارم. ما در طول سال 50 شماره منتشر می کنیم. 50 تا 8 صفحه ای می شود 400 صفحه. معمولن ماهی یک شماره 12 صفحه ای داریم به طور متوسط می شود، گفت: ما سالی 500 صفحه نشریه چاپ می کنیم، به غیر از ویژه نامه که مجله ای چاپ می شود و کامل رپرتاژ هست اما این 500 صفحه را بر اساس اون چیزی که الان در ذهن من هست شاید 25 درصد صفحات ما آگهی و رپرتاژ است یعنی حدود 100 صفحه آگهی و 400 صفحه هم مطلب تولیدی نشریات که ربطی به مسایل مالی ندارد. یعنی به خاطر پول چاپ نشده. این آمار، آمار بالایی برای یک نشریه نیست که مخاطبش را نگران کنه!
ـ نیشگون: اتحاد در چند تیراژ چاپ می شه؟
نشریات اعتقاد دارند که تیراژ ناموس اون هاست. حفظش می کنن. بیانش نمی کنن آمار واقعی تیراژ رو هیچ نشریه ای نمی گه!
ـ نیشگون: چرا؟
چن اونقدر بالا نیست که به صراحت بشه گفت تیراژمون چقدره!
ـ نیشگون: حالا اتحاد مثلن تیراژش چقدره؟ 2000 ـ 3000؟
عرض کردم مایل نیستم تیراژم را بگم! ولی به تحقیق تیراژ اتحاد از حدود 20 هفته نامه ای که در استان بوشهر وجود داره، به لحاظ تیراژ در استان بوشهر مقام دوم را داره و در شهرستان مقام اول، با فاصله هم اوله!
ـ نیشگون: با همین تیراژ محدودی که داره و با توجه به رپرتاژهای زیادی که می گیره، درآمد اتحاد چه اندازه است؟ شفافیت مالی اتحاد را می خام بدونم.
ببینید در مسایل مالی کسی شفاف نیست، این انتظار را از من هم نداشته باش! اگر من سرمایه گذاری و زحمتی که در اتحاد دارم می کشم در هر کار اقتصادی در بازار انجام داده بودم، درآمدش حداقل ده برابر اتحاد جنوب بود. تازه دادگاه، پاسگاه، کلانتری، اطلاعات، نیروی انتظامی، بازپرسی، دادگاه، محاکمه و برو و بیا هم نداشت! واقعیت این است که سود اقتصادی بالایی نداره!
ـ نیشگون: اتحاد نسبت به نشریات دیگر تعامل بسیار خوبی با ارگان دولتی داره، با این تیراژ محدود هزینه ی چاپ هم که نباید زیاد بشه و حقوق پرسنل هم اونقدر زیاد نیست پس هزینه ای که در می یارید باید سود زیادی هم داشته باشه؟
اشتباه می کنید.
ـ نیشگون: مگر حقوق بچه ها چقدره؟
حقوق بچه ها چقدره، یک چیز رسانه ای نیست یک توافق داخلی است که با بچه ها انجام می شه، این طور نیست که من بیام بگم آقا یا خانم فلانی اینقدر می گیرن! اما این را می تونم بگم که از نصف یک کارمند دولتی کم تر می گیرن! بچه هایی که در روزنامه کار می کنن حقوق قابل توجه ای نمی گیرن نه اتحاد جنوب، بلکه همه ی مطبوعات استان به همین شکل است. ولی با همین حقوق کم که به پرسنل داده می شه و با همین پول چاپخانه ای که حالا با همین تیراژ محدود زده می شه، ماهانه بین 3.5 تا 4 میلیون تومان هزینه ی اداره ی نشریه داریم. اگر یک ماهی ما آگهی هامون از 4 میلیون بیشتر شد اون می شه سود من! یک وقت ما ویژه نامه ی نوروز، هفته ی دولت یا انتخابات داریم که خدا انشاءا... هر سه تای این مراسم را زیادتر کنه، سود خوبی گیر ما می یاد.
هر سال در این سه ایام نشریات نسبتن سود خوبی دارند که می تونن هزینه ی بقیه ی ماه ها را جبران کنند. اینجوری عرض کنم که اگر سودی نصیب مدیر نشریه می شه در این سه مناسبت هست، بقیه ی ماه های سال به زحمت درآمد نشریه صرف هزینه هاش می شه. این هم نیست که شما نگاه کنید که نشریه چقدر آگهی داره، تعرفه ی آگهی برای یک صفحه ی رنگی یک میلیون و دویست هزار تومان هست. در ویژه نامه ها چن نصف می شود، هزینه ها هم نصف می شود یعنی 600 هزار تومان. خیلی از همین آگهی هایی که امسال در هفته ی دولت زده شد بعضی ادارات 200 هزار تومان دادند البته با چانه زنی و بحث! بعد کسی که از بیرون نگاه می کند می گه که 40 صفحه ی رنگی زده شده 40 تا 600 تومان می شه 24 میلیون حالا کسی نمی داند که اکثر این صفحات با مبلغ 200 تا 300 هزار تومان چاپ شده.
ـ نیشگون: به نظر من باز شما سود می برید.
سود می برم، من نمی گم سود نمی برم، اما سود قابل توجه ای نمی برم!
ـ نیشگون: شما به نویسندگان و گروه تحریریه پول هم پرداخت می کنید؟
نه ما حق تالیف نمی دیم.
ـ نیشگون: چرا؟
به لحاظ مالی توانش را نداریم. همه ی نویسندگان و گروه تحریریه به صورت افتخاری کار می کنند و از روی میل و رغبت شخصی خودشان.
ـ نیشگون: زمانی که یک روزنامه نگار با کار در یک نشریه نتونه استقلال مالی خودش را به دست بیاره چه طور می تونه فرصت این را داشته باشه که رشد کنه و به درجه های بالاتری برسه؟
برمی گردیم به بحث قبلی خود، نشریه استقلال مالی داره که بخاد نویسنده هاش استقلال مالی داشته باشن. خود نشریه برای این که چاپ بشه باید دستش را جلوی دولت دراز کنه. نه نویسنده نمی تونه استقلال مالی داشته باشه. نشریات کثیرالانتشار اینجوری نیستند. درآمد نشریات کثیرالانتشار بسیار خوب است چن درآمد آگهی و رپرتاژها اونقدر بالاست که نیازی به فروش روزنامه هم نداره.
ـ نیشگون: کارکرد نشریات کشوری با کارکرد نشریات محلی فرق می کنه؟
صد در صد! صدر در صد! هزینه هایی که نشریات کشوری برای رپرتاژ می گیرن با نشریه ای که در برازجان کار می کنه بسیار متفاوته همچنین با نشریه ای که در بوشهر کار می کنه!
یک اداره در برازجان با یک مدیرکل در بوشهر دارای اختیارات متفاوتی هستند. قابل مقایسه با برازجان نیست. گستردگی حوزه ی کاری توان مالی را هم گسترده می کند.
شما شهرداری بوشهر و برازجان را با هم مقایسه کنید. خیلی متفاوته. شهرداری بوشهر بیشتر نشریات را ساپورت مالی می کنه. در برازجان حالا ما هفته ای نصف صفحه آگهی از شهرداری داریم، بعضی ها فکر می کنن ما خیلی ساپورت مالی می شویم. حجم کاری که شهرداری بوشهر با ده تا دوازده نشریه در بوشهر داره انجام می ده خیلی بالاتر از اون کاری هست که ما با شهرداری برازجان داریم انجام می دیم. دست شهردار بوشهر بازتر هست. امکانات مالی بیشتری هم داره ضمن این که افکار فرهنگی و حمایت از مطبوعات را هم داره. یک زمانی حدود 8 یا 9 سال پیش در برازجان آقای شهرداری بود که اصلن اعتقادی به کار با مطبوعات نداشت. من به ایشون گفتم شما فکر کن به یک نهاد فرهنگی دارید کمک می کنید گفت من همچنین اعتقادی ندارم! پس هم تصور فرهنگی و اعتقاد به حمایت از مطبوعات باید وجود داشته باشه و هم تمکن مالی. تمکن مالی در مراکز استان بیشتر از شهرستان است. روزنامه های کثیرالانتشار که در تهران چاپ می شن قابل قیاس با نشریات محلی نیست. همین باعث شد که یک اختلاف بزرگی در بوشهر سر تاسیس خانه ی مطبوعات پیش بیاد. مدیران مطبوعات محلی گفتند مشکلات ما خاص خود ماست و با مشکلات نمایندگی روزنامه های کثیرالانتشار در استان بوشهر فرق می کنه، به همین دلیل آن ها را در جمع خودمان نمی پذیریم. اصل درگیری خانه ی مطبوعات بر سر همین قضیه بود. آن ها می گفتند خانه ی مطبوعات محلی و ارشاد می گفت: نه، البته اول پذیرفت و در خود ارشاد خانه ی مطبوعات تاسیس شد ولی بعد اختلافاتی که پیش اومد این بود نمایندگی روزنامه های کثیرالانتشار در بوشهر ادعا کردند که ما هم می خایم خانه ی مطبوعات داشته باشیم. ارشاد گفت: پس باید یکی بشه، مطبوعات محلی زیر بار نرفت، چرا؟ چن می گفتند مشکلات ما، خاص خودمان است. پول کاغذ، چاپ و ... را ما باید از جیب خودمان بدهیم اما نمایندگی های روزنامه ها از مرکز نمایندگی تامین می شوند. مشکلات مالی ندارند.
ـ نیشگون: به نظر شما نشریات محلی توان این را دارند که خودشون را در سطح نشریات کشوری پیش ببرند؟
نه، به هیچ عنوان.
ـ نیشگون: دلیلش؟
مشکلات مالی.
ـ نیشگون: فقط مشکلات مالی؟
فقط مشکلات مالی. در برازجان پتانسیل که به لحاظ نیروی انسانی هست، وجود داره. همین اتحاد 9 ماه دو شماره در هفته منتشر کرد. به دلیل مشکلات مالی نکشید و از سه روزنامه به هفته نامه تبدیل شد. هفته نامه پیغام 6 ماه دو شماره چاپ کرد، نکشید، تعطیل شد.
فقط یک نشریه در بوشهر موفق شد از هفته نامه به روزنامه تبدیل بشه به اسم آینه ی جنوب که آقای دادفر زمانی که دستش به پایتخت وصل شد تونست این کار را کنه و یکی دو ماه بیشتر دوام نیاورد و به دلیل مسایل سیاسی توقیف شد و برای همیشه به تاریخ پیوست.
ـ نیشگون: چرا کادر تحریریه اتحاد در طول این 14 سال مدام تغییر می کنه، دلیل این همه ریزش چیه؟ چرا اتحاد گروه تحریریه ثابت نداره؟
سوالات سخت سخت می پرسید! ببینید دلیل اصلیش برمی گرده به مشکلات مالی. نیرو می یاد، کار می کنه، تجربه پیدا می کنه، یک جایی امکان کاری با درآمد بیشتر از روزنامه براش فراهم می شه، طبیعی است که اینجا را رها می کنه و به سمت جایی می رود که درآمد بیشتری داره دلیل اول و اصلیش همینه! یکی، دو مورد هم که به خاطر اختلاف نظر در مورد کار بوده. عمدتن به خاست افراد به دلیل تامین مالی نشدن افراد این تغییرات صورت می گیره.
ـ نیشگون: تلاشی برای حل مشکلات مالی نکردید؟
شما می تونید با 100 تومان اضافه حقوق افراد را نگه دارید تا این قدر ریزش به وجود نیاد.
باید نگه داشتن اون نیرو به اون توقع مالی بیرزد. کسی با این اختلاف مالی از پیش ما نرفته. مسایل مالی یک چیز شخصی است و نمی تونم  وارد شم. اما کسی با این توقع مالی و این اختلاف مالی از پیش ما نرفته، توقعات مالی بیشتر از اینا بوده.
ـ نیشگون: این همه انباشت تجربه تو اتحاد به دست می یاد و بعد به خاطر یک اختلاف مالی تجربه را از دست می دید. نشریه خیلی ضرر می کنه. اگر شما بتونید از لحاظ مالی ساپورت کنید بهتر از این است که یک نیروی جدید پرورش بدید.
این مشکل خاص اتحاد نیست. از نقاط آسیب پذیر مطبوعات محلی است. همه این مشکل را دارند. در همه ی نشریات نیروها هر از گاهی تغییر می کنند. نشریه ای که بتونه یک نیرویی را حداقل 12 سال داشته باشه کم است. من با آقای فکراندیش ـ یادش به خیر ـ 12 سال کار کردیم.
ـ نیشگون: فکراندیش چرا رفت؟
از خودشون بپرسید. ولی یکی از مشکلات شاید همین بود که ما نتوانستیم توقعات مالی اش را برآورده کنیم و شاید موارد دیگر هم بود که من ترجیح می دم وارد نشم و شما از خودشون بپرسید. ولی عمدتن مسایل مالی بود. ما در بعضی موارد اختلاف نظرهایی با هم داشتیم.
ـ نیشگون: بعد از 12 سال کار با هم، باز هم اختلاف نظر داشتید؟
در بعضی موارد با هم اختلاف نظر داشتیم اما هیچ وقت اختلاف نظرها بر اشتراک نظرها نچربید. حتا تا روزی که رفت تا اونجایی که در ذهنم هست فکراندیش در یکی از جلسات گفت: «ما با هم حدود 80 درصد اشتراک نظر داریم.» اوایل اختلاف نظرها بیشتر بود ولی هر چه جلوتر رفتیم این نزدیکی نظرات بیشتر شد. الان اختلاف نظرهای آن چنانی روی کار نداشتیم، عمدتن موارد مالی بود و در کنارش یک سری موارد دیگر که بیشتر کاری بود.
ـ نیشگون: بعد از 12 سال همکاری، برخی موارد دیگر جدای از مسایل مالی تا این اندازه برجسته بوده که باعث رفتن یک نفر بشه؟
این ها را ببینید عرض کردم، از خودشون بپرسید. من این قدر برای فکراندیش احترام قایل بودم و هستم که هیچ کس نمی تونه بگه اتحاد جنوب، فکراندیش را بیرون کرد. ایشون با توجه به شرایطی که در اتحاد بود ترجیح داد بره.
ـ نیشگون: چرا؟ شما به جز شرایط مالی نمی خاید هیچ حرف دیگری بزنید؟
شما هر جور می خاید فکر کنید، برداشتتون محترم!
ـ نیشگون: می خام بدونم.
ما اختلاف نظرهایی داشتیم ولی هیچ وقت این اختلاف نظرها باعث جدایی فکراندیش از کار نبود.
ـ نیشگون: شما یک جا می گید اختلاف نظر نداشتیم، یک جا می گید داشتیم.
ما اختلاف نظرهایی داشتیم ولی حدود 80 درصد اشتراک داشتیم و 20 درصد آن قدر نبود که باعث جدایشون بشه. آن چه به ظاهر باعث جدایی شون از اتحاد شد صرفن مسایل مالی بود که روی مسایل مالی به توافق نرسیدیم اگر چیز دیگری هم هست از خودشون بپرسید.
ـ نیشگون: نیرویی که 12 سال برای شما کار کرد، بهتر نبود در مسایل مالی با هم کنار می اومدید؟
من باید وضع مالی نشریه را بسنجم بعد جواب بدم. شاید برای یکی، دو ماه بتونیم این کار را بکنیم اما دراز مدت این اطمینان را دارم که نمی تونیم به همین دلیل در مسایل مالی به توافق نرسیدیم.
ـ نیشگون: نظرتون درباره ی این جمله چیه؟ «اتحاد جنوب تبدیل به یک مطبوعات خانوادگی و طایفه ای شده» چن شما از 6 نفر کارکنان نشریه 3 نفر اقوام هستید.
نه نظر درستی نیست. به این نگاه نکنید که کادر ما سه نفر اقوام هستیم و 3 نفر دیگر نسبتی نداریم. به این نگاه کنید مجموعه ای که با اتحاد همکاری دارند فقط همین کادر نیست. برون داد نشریه حاصل کار این 6 نفر هست یا 30 نفر گروه تحریریه؟
ـ نیشگون: بقیه به صورت رسمی که با اتحاد کار نمی کنن، کادر رسمی اتحاد نصف به نصف است این سه نفر از کادر رسمی، اگر وظیفه ی روزنامه نگاری خودشون را انجام بدهند، لطمه ای به عملکرد نشریه نمی زند. من یک صفحه آرا لازم دارم. این صفحه آرا هر کس می تونه باشه. اتحاد خانوادگی نیست حدود 30 نفر در اتحاد کار می کنند. ضمن این که یکی از قدیمی ترین نشریات استان بوشهر از 10 نفر گروه تحریریه 8 نفر خانواده هم هستند.
ـ نیشگون: در حال حاضر در بین بعضی این اعتقاد وجود داره که شما فکراندیش را بیرون کردید که اقوام خود را بیاورد.
شاید این افراد به دلیل این که من برای ماندن فکراندیش زیاد تلاش نکردم دلخور باشند؛ دوستان نظر خودشون را بدون این که با من وارد بحث شوند، منتج به نتیجه کرده اند در صورتی که زمانی که خانم سهراب پور اومد، به فکراندیش گفتم شما دو وظیفه ی صفحه آرایی و سردبیری را دارید، صفحه آرایی را بدیم به خانم سهراب پور و سردبیری را شما داشته باش و بمانید. روی ماندن ایشون هم تاکید کردم، در ضمن از قبل هم من با فکراندیش در این مورد صحبت کرده بودم. شنبه اوج کاری ما در اتحاد است. ما باید نشریه را در شنبه ببندیم. باید صفحات چک بشن، تیتر مطالب انتخاب بشه، تیتر یک و دو مشخص بشه. کار سردبیری تمرکز می خاد. اصولن فکراندیش روزهای شنبه سردبیر نبود فقط صفحه آرا بود. من برای حل این مشکل و برای این که ایشون بتونن به کار سردبیری اش برسن، چند ماه قبل از این که بره و چند ماه قبل از این که خانم سهراب پور بیاد در این باره صحبت کردم و خودشون هم گفتند: چه عالی، چه عالی، بسیار خوب. کاش می شد یک نفر صفحه آرایی می کرد و من به کار سردبیری می رسیدم. وقتی صفحه آرا اومد، شرایط جدیدی پیش اومد و فکراندیش گویا اون شرایط جدید را تحمل نکردند.
ـ نیشگون: چه شرایط جدیدی؟
نمی دونم، مایل نیستم خیلی وارد جزییات بشم. با این که با اومدن صفحه آرا، فکراندیش موافق بود و قبلش هم با ایشون صحبت کرده بودم اما وقتی صفحه آرای جدید اومد فکراندیش نتونست شرایط جدید را تحمل کنه و بالطبع پولی که از اتحاد دریافت می کرد بخشی به خاطر سردبیری بود و بخشی هم بابت صفحه آرایی. اون هزینه ی صفحه آرایی را کم کردیم و به صفحه آرا دادیم. صرفن بر اساس عدم توافق مالی بود. نه این که من یکی از فامیل هایم رو آورده باشم و ایشون را بیرون کنم. حالا فامیل من نبود یک غریبه، من قبلن با ایشون صحبت کرده بودم و به توافق رسیده بودیم.
ـ نیشگون: چرا شب های اتحاد تعطیل شد؟
قطع و قمش کردن! تعطیلش کردن! نه تعطیل شد. ما مصمم بودیم که شب های اتحاد را ادامه بدیم. یک مقام مدیر که آوردن اسمش حساسیت ایجاد می کنه دو ماه پیش به من گفت: شب های اتحاد را به دو دلیل تعطیل کردیم. دوستان و مشاوران ما گفتند که اکبر صابری قصد کاندید شدن در مجلس را داره و با این شب های اتحاد داره برای انتخابات مجلس زمینه چینی می کنه و قصد مطرح کردن خودش را داره، این یک دلیل بود نه این که مدیران ما مدام تغییر می کنند در جریان صحبت های گذشته ی افراد نبستند. این آقا اگر در سال 81 در برازجان بود متوجه می شد که من اعلام کرده بودم که تا زنده ام هیچ پست دولتی قبول نمی کنم.
در هیچ انتخاباتی کاندید نمی شوم حتا انتخابات شورای مدرسه. تا الان 10 سال است که روی حرفم مانده ام. پست هایی هم به من پیشنهاد شده اما در شرایط خاصی بود که باید معامله می کردم. دوم همفکر سیاسی اون ها نبودم. این موارد باعث شد میدون را به من ندهند. بهانه هایی مطرح کردند که مثلن نشریات این کار را باید در چارچوب همون 8 صفحه انجام دهند. آقای دهقایدی، معاون سیاسی امنیتی فرماندار به من گفتن که شما حق ندارید جلسات عمومی در سطح شهر برگزار کنید. چن نشریه دارید و هر کاری دارید در همون نشریه انجام بدید.
ـ نیشگون: پس شما این ادعا را دارید که نه روشنفکرید و نه سیاستمدار؟
اگر نظرتان اینه که سیاستمدار آدمی هست که به دنبال کسب قدرت سیاسی است، نه. من آدم سیاستمداری نیستم. قبلن هم در یک مطلبی که در اتحاد چاپ شده نوشتم که دوست دارم یک ژورنالیست باقی بمانم. دوست دارم یک روزنامه نگار باشم، خودم را روشنفکر هم نمی دونم. نه! روشنفکر یک شرایط خاصی دارد که من خودم را واجد اون شرایط نمی دونم اما دوست دارم یک ژورنالیست باشم. دوست دارم باشم، ادعا نمی کنم که به صورت حرفه ای هستم اکر تا حالا تونستم راحت حرفی بزنم دلیلش اینه که پست دولتی ندارم پس من خاستم یک ژورنالیست بمونم نه یک سیاستمدار و نه یک روشنفکر.
ـ نیشگون: حالا خط مشی اتحاد چیه؟
اتحاد جنوب یک اصلاح طلب معتدل هست که اعتقادی به تندروی و افراط در هیچ زمینه ای نداره. اوایل اتحاد جنوب این نبود. با این که در شماره اول اتحاد جنوب دوست داشتم مستقل باشم و نه چپ باشم و نه راست، اما دوستانی که وارد اتحاد شدند کفه ی ترازو را به نفع راستی ها پایین بردند. در سال سوم فعالیت اتحاد، قاسم یاحسینی در یک دسته بندی که در خصوص نشریات استان انجام داد اتحاد را در راستی ها دسته بندی کرد. 11 سال پیش به شدت به من برخورد. حالا اگه راستی بودم به آن افتخار می کردم و می رفتم بابتش امتیاز می گرفتم اما من نه تنها به آن افتخار نکردم ـ روزی که راستی بودن هم نام داشت و هم نان نه امروز که نه نام دارد و نه نان ـ بلکه با آقایان یاحسینی تماس گرفتم و با عصبانیت گفتم: منصفانه قضاوت نکردید. کفه ی ترازوی اتحاد به نفع راستی ها می چربد قبول دارم، اما راستی نیستم. نشریاتی مانند لیان، قابل قیاس، با اتحاد نیست. من گفتم منصفانه نیست مخصوصن درباره ی یادداشت های خود من، وقتی می بیندید اصلن تمایلی به راست ها ندارد. پس برگشتم به میانه که از اول نظر خود من بود. از سال 4 و 5 و 6 میانه ی میانه شدم و از سال 7 تا 14 هم مشی کاملن اصلاح طلبانه دارم. با صراحت و شفافیت مشی خود را اعلام می کنم و از این که به این سمت آمدم خدا را شکر می کنم و این اعتقاد قلبی خود من هم هست.
ـ نیشگون: در شماره ی 566 در سال 88 مطلبی نوشته شده که آقای لواسانی گفتند: «همانطور که قبلن هم گفته ایم، مشی ما در اتحاد جنوب اصلاح طلبی خردمندانه است» منظور از اصلاح طلبی خردمندانه چیست؟
این واژه ای بوده که آقای لواسانی به کار برده اما تا اونجایی که من می دونم برای نوشتن این متن نه با من مشورت شد و نه نظری گرفته شد. فقط نظر خودشون را نوشتند.
ـ نیشگون: اما ایشون از «ایم» استفاده کرده نه از «ام» حالا این اصلاح طلبی خردمندانه یعنی چی؟
اصول گرایی هم می تونه خردمندانه باشد، اصلاح طلبی هم می تونه. هر چیزی که مبنایش بر عقل و خرد باشه ارزشمند است، چه اصلاح طلبی باشد چه اصول گرایی
ـ نیشگون: پس برای اصلاح طلبی خردمندانه نظری ندارید؟
نه از آقای لواسانی بپرسید. من می گم خط مشی اتحاد جنوب اصلاح طلبی معتدل است. اون تعبیر خاص خود آقای لواسانی بوده. حدود یک سال و نیم اتحاد را مدیریت کرد. شاید برون داد اتحاد در اون مدت معنای خردمندانه باشه و شما این معنا را تو اون پیدا کنید.
ـ نیشگون: شما در شماره های 566 و 567  اتحاد گفتید که به خاطر بعضی مشکلات و فشارهایی که بر اتحاد وارد شده فضا را ترک می کنید» اون فشارها چی بودن؟ الان اون فشارها برطرف شدن که باز برگشتید؟
هنوز فضا، اون فضای مناسبی که بشه همه ی موارد را گفت، نیست اما این را می تونم بگم که در همون سال منتهی به مهاجرت، 4 شکایت علیه من صورت گرفت. 2 تا فرماندار بود، یکی مدعی عموم (دادستان) و یکی هم شخصی بود که بعدن متوجه شدم به یک جاهایی دیگر وصل شده، خوب برای نشریه ای که 4 شکایت داشتند، من چقدر می تونستم دادگاه برم و بیام. بیشتر روزهای من شده بود سوال و جواب. اینقدر به من فشار اومد که یقین پیدا کردم اراده ای در شهرستان شکل گرفته که اکبر صابری یا نشریه اش را تعطیل کنن.
ترجیح دادم اکبر صابری خودش تعطیل بشه اما اتحاد جنوب تعطیل نشه. حساب کردم با یک تغییر در اتحاد جنوب می شود فضا را تغییر داد و ترجیح دادم مدتی نباشم که این مدت یک سال و نیم شد. البته صادقانه بگم برای مدت محدودی با آقای لواسانی صحبت نکرده بودم. برای یک مدت نامحدود از ایشان خاهش کرده بودم اما یک مشکلاتی برای خود ایشون به وجود اومد که باعث شد ایشون بروند و من مجبور به برگشتن شم.
ـ نیشگون: شکایاتی که شده بود مربوط به چه موضوع هایی بود؟
مربوط به سال 88 است و درست یادم نیست. فقط یک مورد که در خاطرم هست را می گم.
ما یک خبر نوشته بودیم که در دشت گور ناامنی وجود داره و عملکرد فرمانداری و نیروی انتظامی ضعیف است و مردم ناراضی هستند. چَن در دشت گور یک خانه را به رگبار بسته بودند. خبرنگار ما هم عکس گرفته بود و جای گلوله ها مشخص بود. شکایت کردن که شما دارید به ناامنی در شهرستان دامن می زنید و باعث تشویش اذهان عمومی می شید. موارد دیگه یادم نیست باید سوابق را نگاه کنم. مهم اینه که من تحت این فشارها بودم. از بعضی جاها این مطلب به من رسید آقایانی که قدرتی دارند، دور هم نشسته و گفته بودند: اکبر صابری دیگه قابل تحمل نیست و ما باید کاری کنیم؛ به همین دلیل ترجیح دادم این تغییر را در اون شرایط انجام بدم.
ـ نیشگون: الان مگه فضا تغییر کرده؟
الان فضا بهتر شده، بیشتر ما را تحمل می کنند و ما هم دست به عصاتر شدیم. تندی و تیزی سال های قبل را نداریم چن فضای در حال حاضر بیشتر از این به ما این اجازه را نمی ده.
ـ نیشگون: اینکه شما هم مدیر مسئول و هم سردبیر هستید، مشکلی ندارید. مدیر مسئول به کار سردبیر نظارت می کنه. شما خودتون روی کارهای خودتون نظارت می کنید.
80 درصد مطبوعات ایران صاحب امتیاز، مدیر مسئول و سردبیر، هر سه تاش یک نفر هستند.
ـ نیشگون: اگر شما یک سردبیر با دیدگاه ها و طرز فکر جوان پسند، انتخاب کنید فکر می کنم باعث می شه اتحاد سرزنده تر بشه.
با شما موافقم فکر تو، نیروی جوان و خلاق خوبه. شاید من هر چی اندیشه داشتم در این سال ها خرجش کردم. ولی آمدن یک نیرو جوان و خوش فکر می تونه تغییر و تحول ایجاد کنه و می تونه بهتر کار کنه.
ـ نیشگون: در نشستی که با خبرنگاران داشتید به صراحت گفتید که به فرماندار و نماینده مجلس رای ندادید.
فرماندار، نماینده ی اون دولتی هست که بهش رای ندادم. اگر چه امروز به انتخاب مردم احترام می گذارم و با دولت هم که سر عناد ندارم. ولی فکرم با این دولت یکی نیست. با نماینده ی دولت هم یکی نیست. من به نماینده ی مجلس هم رای ندادم اما به ایشون احترام می گذارم؛ خبرها، فعالیت ها و نظراتشون را در اتحاد به مردم انعکاس می دم. چن نشریه را متعلق به خودم تنها نمی دونم، اتحاد متعلق به همه ی مردم استان است. الان در خیلی از موارد سیاسی مملکت من با آقای موسوی نژاد هم قدم نیستم. نظرات هم را قبول نداریم. با هم زاویه ی سیاسی داریم اما در مواردی که مربوط به توسعه شهرستان هست با هم مشکلی نداریم. اتفاقن، با هم اشتراک نظر هم داریم. وقتی آقای موسوی نژاد به بحث راه آهن می پردازد من چرا باید با ایشون مخالفت کنم. مطلق گرایی کار بدی است. این که بگم کلن قبول ندارم درست نیست، در موارد سیاسی با هم، هم نظر نیستیم، با فرماندار و نماینده ی مجلس زاویه ی فکری دارم اما در موارد توسعه ی شهرستان هم فکر هستیم و نظرات هم را قبول داریم.
ـ نیشگون: اگر جای فرماندار بودید کدام مشکلات شهرستان را در اولویت کاریتون قرار می دادید؟
مشکلات شهرستان را باید در کنار هم دید و از هیچ کدام غافل نشد. اما بحث امنیت و آرامش مردم به علاوه ی فرهنگ سازی در زمینه های مختلف را مد نظر قرار می دادم. تا حالا من ندیدم در این شهرستان، برای خشونت، نزاع های دسته جمعی، پرخاشگری و ... فکر اساسی کرده باشند. تا حالا چند تا همایش برگزار کردند. چند تا کارشناس و خبره ی کشوری را از تهران آوردن تا پژوهش میدانی و کار تحقیقاتی انجام بدن، تا پرونده های قضایی را بررسی کنن و دلیل و مشکل دعواها، خشونت ها، قتل ها و ... را ریشه یابی کنند. مردم ما در صحبت با هم دچار عصبانیت گفتاری و لفظی هستند. این که نیروی انتظامی درجه ی رتبه را بالا ببره و 200 مامور را به 300 مامور افزایش بده، قرص مسکنی هست اما فکر اساسی و زیربنایی نشده، من جای فرماندار نیستم و هر کس به جای خودش اما من اگر فرماندار بودم مساله ی راه آهن را اولویت اصلی قرار می دادم. با جان و دل روش کار می کردم. نماینده ی مجلس، امام جمعه، اعضای شورای شهر و شهردار را بر می داشتم و در اتاق وزیر راه می خابیدم؛ این که یک نامه بنویسی برای 6 ماه تا بعد کاری انجام نمی شه. در بحث راه آهن 4 ساله مردم سر کارند. این می گه می شه، اون می گه نمی شه! الان کلنگ هم زدند. نصف پروژه هم داره کار می شه. پروژه ای که داره کار می شه را چه جور می شه تغییر داد؟! فصل تغییر و زمانش داره می گذره، مردم در بحث راه آهن هنوز ناراضی هستند. چه فکری براش شده؟ بحث امنیت بهتر شده اما به لحاظ اصلاح رفتارهای خشن در بین مردم کار فرهنگی صورت نگرفته. بهداشت، درمان، آموزش و فرهنگ مواردی هستند که به شکلی که دارد کار می شود نظرم با آقای فرماندار متفاوته. اگر بودم جور دیگری عمل می کردم.
ـ نیشگون: چه جور عمل می کردید؟
در بعد فرهنگی آمار می دن که 6 میلیارد بودجه فرهنگی داشتیم. برای فرهنگ چه کاری کردید؟ 5 طبقه ساختمان برای حوزه ی علمیه خرج کردید این کار فرهنگی نیست، این کار ساختمانی است! 5 میلیارد ساختمان ساختید. اگر نیاز به حوزه ی علمیه و طلبه داریم، بفرستیم بهترین حوزه ی علمیه ی ایران در تهران، قم، مشهد، اصفهان و ...
ما اینقدر خانه ی عالم ساختیم! من اگر باشم این ها را کار فرهنگی نمی دونستم، تقسیم می کردم. به مرور زمان، گام به گام، یک پنجم، دو پنجم برای ساخت حوزه ی علمیه! حوزه علمیه برای این شهر با این جمعیت به این گستردگی چه نیازی هست؟ کوچک تر با هزینه ی کمتر کار می کردم. در بخش فرهنگی در بحث 7 هنر کدام یک از این هنرها رشد کرده؟ هیچ کدام.
چقدر تحرک می بینیم؟
اگر من باشم بخشی از پول ها را به این سمت هدایت می کردم. این بخش ها را فعال می کردم. این تفاوت دیدگاهی است که در مدیریت وجود داره.
ـ نیشگون: تا حالا این موارد را مطرح کردید؟
بخشی از این ها را گفتم. در جلسه ای که روز خبرنگار بوده هم پارسال و هم امسال این موارد را مطرح کردم اما با این صراحت انجامش ندادم و فرصتش هم به وجود نیامده.
ـ نیشگون: بحث فرهنگی اگر برای شما یک دغدغه است، اگر با صحبت های پراکنده نمی شود کاری کرد، خوب برید پشت در اتاق فرماندار بست بنشینید!
این موارد را با فرماندار مطرح کردم. قول گرفتم که جلسه ای با گروه تحریریه اتحاد داشته باشند. اگه می دونستم بابت نشستن پشت در فرماندار این مشکلات حل می شه، این کار را می کردم اما می دونم تنها به صرف گفتن به فرماندار این مشکلات حل نمی شه!
ـ نیشگون: اگه مدام نوشته بشه و این موارد مطرح بشه فایده ای داره؟
هر کس باید وظیفه ی خود را انجام بده! وظیفه ی من گفتن و نوشتن است. باز هم می گم و می نویسم.
ـ نیشگون: جیب هاتون را خالی کنید.
کارت ملی، یک فیش پرداختی به کمیته امداد، یک یادداشت برای کتاب برازجان، کارت ایثارگری از بنیاد شهید، یک دعا و مقداری پول.





































 



             








کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • گامی علمی برای توسعه زنجیره ارزش پتروشیمی؛ رونمایی از کتاب تخصصی تولید پروپیلن با تألیف مدیرعامل پتروشیمی جم
  • سلیمی: دولت در معرفی وزرای پیشنهادی نفت و اطلاعات به مجلس تسریع کند
  • انهدام یک فروند پهپاد پیشرفته MQ-۱ در تنگه هرمز
  • استقلال به دنبال تکرار عنوان قهرمانی و چند تیم در اندیشه جبران گذشته
  • کلاهبردار با رسید جعلی بانکی در دشتستان دستگیر شد
  • امضای تفاهم‌نامه همکاری بانک سینا و پتروشیمی سروش مهستان عسلویه
  • تخصیص اعتبار برای تکمیل سالن ورزشی علی‌آباد شهر برازجان
  • تشییع و تدفین شهدای تازه تفحص شده دوران دفاع مقدس در استان بوشهر
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/08/07
  • ایران جزو پنج کشور اول دنیا در پیوند سلول‌های بنیادی چشم
  • بازسازی واحدهای آسیب‌دیده پتروشیمی با تأمین مالی شتاب می‌گیرد
  • پزشکیان: رسیدگی به مناطق محروم در اولویت بنیاد مستضعفان باشد
  • کمالوندی: امروز صنعت هسته‌ای ایران به بلوغ کامل رسیده است
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/08/07
  • دوچرخه‌ سواران برازجانی به مقصد میناب بدرقه شدند
  • گامی علمی برای توسعه زنجیره ارزش پتروشیمی؛ رونمایی از کتاب تخصصی تولید پروپیلن با تألیف مدیرعامل پتروشیمی جم
  • زنگ سرشماری ۱۴۰۵ در برازجان نواخته شد / آمار دقیق، زیربنای توسعه دشتستان
  • ۸۱ درصد تصادفات فوتی موتورسواران در معابر شهری ناشی از سرعت غیرمجاز و تخلفات رانندگی است
  • دبل پیروزی دشتستان در لیگ تیراندازی استان بوشهر؛ درخشش تیم‌های الف و ب در هفته سوم
  • استقلال چگونه فرصت رسیدن به صدر را از دست داد؛ ۷ شاخص به سود آبی‌ها
  • مرکز آموزشی پژاک منهدم شد
  • پیروزی مقتدرانه تیم‌های الف و ب هیئت تیراندازی دشتستان در هفته چهارم لیگ استان بوشهر
  • تقدیر رئیس نظام پزشکی دشتستان از پزشکان و داروسازان نمونه
  • تداوم حضور ترامپ و نتانیاهو، افول سلطه آمریکا را سرعت می‌بخشد
  • درخشش آتش‌نشانان پتروشیمی پردیس در رقابت‌های منطقه پارس؛ پردیس برترین تیم در بین پتروشیمی‌ها شد
  • تشریح عوامل بالقوه بروز مسمومیت و راه های پیشگیری
  • جشنواره ورزشی بانوان در کنگان برگزار شد
  • شیوع فیبروم‌های رحمی در زنان؛ از علائم تا درمان
  • نوشیدن چای خطر بیماری‌های عروقی را کاهش می دهد
  • گوجه فرنگی پخته شده خطر سرطان پروستات را کاهش می دهد
  • .: محمد حدود 7 روز قبل گفت: از توجه ویژه مدیر ...
  • .: منطق حدود 9 روز قبل گفت: فقط جنوب استان بوشهر ...
  • .: علیرضا حسین آبادی حدود 9 روز قبل گفت: متأسفانه مرحوم کوهی برای ...
  • .: نیکنام حدود 11 روز قبل گفت: احسنت قلمت مانا و ...
  • .: مریم حدود 13 روز قبل گفت: عالی هست ...
  • .: فرهنگی بازنشسته حدود 17 روز قبل گفت: تبریک فراوان به جناب ...
  • .: محمود حدود 20 روز قبل گفت: درود بر شما.. و ...
  • .: محمد حدود 23 روز قبل گفت: جناب حیاتی تخلف چای ...
  • .: هادی جلالی ثابت حدود 27 روز قبل گفت: با سلام در ظاهر، ...
  • .: سامی حدود 1 ماه قبل گفت: احسنت براقای یوسف منافی ...