امروز: دوشنبه 18 آبان 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 29 تير 1393 - 09:49
معجزه و عنایت طفل شش‌ ماهه در دل چاه،‌نور ایمان و زندگی بخشید.

اتحاد جنوب: شب گذشته در بیست و یکمین روز از ماه مبارک رمضان، ویژه برنامه "ماه عسل" در شب‌های قدر دریچه دیگری از قصه‌های خود را به روی مخاطبان گشود.
 
علیخانی پس از سلام به روی ماه هموطنان گرانقدر و دوست داشتنی خود و همچنین ضمن عرض تسلیت ایام شهادت امیرالمومنین(ع) به مخاطبان "ماه عسل" گفت:‌ برای امروز خیلی تلاش کردیم و احساس می‌کنم روز متفاوتی برای ماه عسل 93 خواهد بود.  چرا که نقل قصه‌ای بسیار متفاوت و غیر قابل تصور را خواهیم داشت.
 
پس از پخش تیتراژ با صدای مهدی یراحی، علیخانی در خصوص معرفی قصه‌ی امروز برنامه ماه عسل گفت: شاید خیلی از افراد از این گونه قصه‌ها به عنوان افسانه یاد کنند، ولی وجود دارد.
 
مهمان برنامه که یک خانم بود اینگونه به شرح قصه‌ی افسانه‌ای و پر ماجرای خود پرداخت: متولد تهران هستم و پدر و مادرم فرهنگی هستند، بعد از مدتی پدرم تصمیم گرفت برای زندگی به سمنان برویم. بنابراین حدود 18 سال است که در سمنان زندگی می‌کنیم.
 
من فرزند اول خانواده هستم و یک خواهر و برادر کوچکتر از خودم دارم. به دلیل علاقه خانواده به دختر، به من خیلی علاقه‌مند بودند و من برای خانواده خیلی خاص بودم، بنابراین پس از قبولی در دانشگاه تبریز به دلیل وابستگی به خانواده دانشگاه نرفتم و در سن 20 سالگی ازدواج کردم و پس از ازدواج به درسم ادامه دادم و الان ترم آخر مهندسی IT هستم. با همسرم در سمنان آشنا شدم و با یک عشق کاملا رویایی ازدواج کردیم. خانواده همسرم هم فرهنگی بودند و هم اکنون دارای 2 فرزند دختر هستم.
 
وی در ادامه گفت: سال 1385 به دلیل محرومیت استان سمنان به شوهرم پیشنهاد تاسیس یک شهربازی را دادم، پس از طرح آن شهرداری اولین شهربازی اختصاصی کودک را ساختیم ولی چون درآمد حاصل از آن با هزینه‌هایمان یکی بود، مجبور به اخذ وام شدیم، به همین جهت به دلیل گرفتن وام، بدهکار شدیم.
 
عشق من به همسرم غیر عادی بود و گواه عشق خاص من به همسرم، خود او و مادرش است. همسرم هم من را دوست داشت ولی عشق من به او خاص بود.
 
علیخانی برای شرح اصل قصه‌ی مهمان از او پرسید چرا به فکر گنج افتادید؟ مهمان اینگونه بیان کرد: کارگر ما که حدود 2 سال نزدمان کار می‌کرد، به همسرم گفت گنجی در این منطقه است که من به دلیل ناتوانی مالی قادر به پیدا کردن آن نیستم ولی اگر شما به من کمک کنید، 2 میلیارد سهم شما خواهد شد.
 
من از ابتدا خبری از این پیشنهاد نداشتم و در ادامه کار متوجه شدم، و پس از اطلاع همچنان مایل نبودم و مخالفت می‌کردم ولی ته دلم علاقه‌مند به رسیدن به چنین پولی بودم. حدود 8 ماه گذشت ولی هیچ گنجی پیدا نشد تا اینکه آن فرد ادعای پیدا کردن آن گنج را کرد و دلیل پنهان کاری خود را هم متوجه نشدن کسی از این مسئله عنوان کرد و اینکه قصد دارد سهم ما را بدهد.
 
یک شرایط و زمانی را برای دادن سهم ما تعیین کرد. او 3 شرط گذاشت، اول اینکه حتما من با همسرم باشم، دوم اینکه با موتور برویم و سوم اینکه کسی از این ماجرا اطلاع پیدا نکند.
 
مهمان در ادامه اظهار داشت: چهارشنبه 23 مرداد سال 92 ساعت 6 با آن فرد قرار گذاشتیم و پس از ورود به آن منطقه بسیار ترسیدم و به همسرم گفتم برگردیم، اگر ما را اینجا بکشد هیچ کسی متوجه نمی‌شود ولی همسرم گفت: نفوس بد نزن.
 
آن فرد ما را کمی معطل کرد تا اینکه غروب شد. علیخانی با تعجب پرسید: اصلا به او شک نکردید؟ مهمان اینگونه پاسخ داد: آن فرد کارگر ما بود و حدود 2 سال با خود او و خانواده‌اش رفت و آمد داشتیم.
 
مهمان افزود: آن فرد به من گفت چون مانتوی شما رنگی است، اینجا بنشین تا کسی به ما شک نکند و بعد با همسرم رفتند ولی من صدای آن‌ها را می‌شنیدم که ناگهان صدای ترسناکی به گوشم رسید. به سمت آن‌ها دویدم ولی همسرم نبود. به او گفتم بهروز کجاست؟ گفت بهروز را کشتم، تو هم باید بپری توی چاه، من از اینکه متوجه شدم چه اتفاقی افتاده روی زمین نشستم و خاک روی سرم می‌ریختم و یا حسین، یا حسین می‌گفتم که صدای همسرم بلند شد. به آن فرد گفتم با زندگی من و خودت بازی نکن، هر چیزی بخواهی به تو می‌دهم، تو برو من خودم آتش نشانی را صدا می‌زنم و بهروز را از چاه بیرون می آورم ولی او قبول نکرد، بعد چاقو کشید و من را درون چاه هل داد،‌ عمق چاه 25 متر بود، حدود ساعت 8 شب این اتفاق افتاد.

در این قسمت آیتمی از صحنه نجات این خانم توسط نیروهای هلال احمر پخش شد.
 
مهمان در ادامه این قصه بیان کرد: آن فرد موتور را هم داخل چاه می‌اندازد و می‌رود،‌ حدود 4 ساعت بی‌هوش بودم، پس از بیدار شدن همسرم کنارم بود و نور چراغ قوه موبایل را روی صورتم انداخته بود، ساعت 12 و نیم به بهروز گفتم نترس، ذکر یا الله بگو و او پس از چند بار تکرار ذکرهایی که می‌گفتم گفت خوابم می‌آید و دیگه هیچ وقت بیدار نشد.
 
اگر در شرایط عادی بهروز را از دست می‌دادم، شاید حدود 2 ماه بعد هم خود من می‌مردم، من بهروز را از فرزندانم هم بیشتر دوست داشتم، ولی تنها دو روز اول ناراحت بودم، چون با وجود درد‌های وحشتناکی که داشتم، فکر می‌کردم خودم هم می‌میرم.
 
علیخانی از مهمان پرسید کنار یک مرده نمی‌ترسیدید؟ که مهمان گفت: همسرم جزئی از وجود من بود، ترس معنا نداشت.
 
علیخانی در این میان از مهمان پرسید شما مذهبی بودید؟ مهمان اینگونه پاسخ داد: که در خانواده مذهبی به دنیا آمدم ولی در مشکلات اخیر زندگی‌ام هرچه توسل کردم، هیچ نتیجه ای نگرفتم، بنابراین خیلی سست شده بودم و به این رسیده‌ بودم پس توکل هیچ فایده‌ای ندارد ولی چهار چوب عقایدم مانند شب‌های قدر، ایام فاطمیه، ایام محرم را داشتم ولی مثلاً نمازم را سست می‌خواندم.
 
مهمان ادامه داد: پس از گذشت چند روز یعنی روز شنبه در چاه تازه متوجه وجود دو فرزندم شدم. از آن زمان توسل و توکل کردم، اول به حضرت علی (ع) متوسل شدم تا من را به خاطر فرزندانم نجات دهد. روز یکشنبه به حضرت محمد (ص) توکل کردم، خیلی گرسنه بودم. به یاد شعب ابی طالب سنگ به شکم بستم و گرسنگی ام تحلیل رفت. من در تمام مدت 24 ساعت روز ذکر می‌گفتم تا اینکه یک شنبه شب بریدم و گفتم چرا نجاتم ندادی، اصلا هستید؟ صدا من را می‌شنوید؟ یا اصلا نیستید؟ ناگهان ندای درونی به من گفت: یک عمر اشتباه کردی، به تمام اشتباهات ایمان بیار که البته من نمی‌خواهم آن موارد را ذکر کنم.
 
مهمان افزود: به یاد حدیث کساء افتادم و اینکه تمام پنج تن در این دنیا سختی کشیدند. شیعه یعنی پیرو، پس ما باید از آن‌ها درس بگیریم.
 
علیخانی در بین صحبت‌های مهمان گفت:در آن شرایط یک جنازه کنار شما بود و به این چیزها فکر می‌کردید؟ مهمان که از لفظ کلمه‌ی جنازه خوشش نیامده بود، با تذکر به علیخانی گفت: همسرم کنارم بود و علیخانی از مهمان بابت به کار بردن لفظ جنازه عذرخواهی کرد.
 
سپس مهمان تصریح کرد: روز دوشنبه نور امید در دلم جرقه زد و حدود 3 روز با ایمان  توسل کردم و اینکه خدایا تو دریا را برای موسی شکافتی، پس قادر به نجات من هم هستی. آن شب پهلو‌هایم خیلی درد می‌کرد و بسیار تشنه بودم و با شن خودم را خنک می‌کردم تا آن شب زنده ماندم.
 
مهمان برنامه با اشاره به اینکه تعریف او از همه چیز در دل آن چاه برای او تغییر کرد مفاهیمی مثل مرگ، زندگی، گرسنگی و عطش گفت: چهارشنبه صبح به حضرت علی اصغر، کوچکترین فرد خاندان امام حسین (ع) توسل کردم که فرزندانم را از نعمت مادر محروم نکن. 3 ساعت بعد صدای پا شنیدم و بعد ساعت 10 صبح من را پیدا کردند.
 
وی افزود: آزمایش در زندگی یک فرد تنها مخصوص خود آن فرد نیست، بلکه برای تمام افراد است. من سال گذشته برنامه شما را می‌دیدم که شما در برنامه این جمله را گفتید که شاید سال بعد شما مهمان برنامه ماه عسل ما باشید، بعد من با خودم گفتم برای من که چنین اتفاقی نمی‌افتد!
 
مهمان در پاسخ علیخانی که چه چیزی شما را از دل چاه نجات داد؟ تصریح کرد: لطف و عنایت اهل بیت و معجزه من را نجات داد. همه‌ی ما در چاه زندگی هستیم، ولی من از چاه آدم بیرون آمدم. خدا از طریق یک بچه‌ی 6 ماهه قدرت و عنایتش را به من نشان داد، این‌ها دلیل کمی نیست که من از این به بعد ایمان نیاورم.
 
علیخانی به دلیل نصفه ماندن قصه‌ی مهمان و همچنین هزاران سوال در ذهن مخاطب به بینندگان قول داد تا حتما فردا خود به طور کامل باقی قصه‌ی مهمان را برای مخاطبان بازگو کند.
 
علیخانی پس از خروج از صحنه‌ی ماه عسل اظهار داشت: در این شب‌ها شاید گنج همان رنج مردی باشد که در چاه درد و دل می‌کند و آن چاه به آسمان وصل است. /ب1

 باشگاه خبرنگاران



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • « تولید در خطِ‌مقدم ، منابع انسانی در حاشیه! »
  • بازدید رئیس کل بانک مرکزی و استاندار بوشهر از مجتمع مبین انرژی خلیج فارس
  • رئیس‌کل بانک مرکزی: بازسازی تأسیسات گازی آسیب‌دیده تأمین مالی می‌شود
  • برخورد سمند و کوئیک در محور دالکی - کنارتخته؛ ۴ نفر مصدوم شدند
  • ۱۶ مورد تجاوز غیرمجاز به بستر و حریم رودخانه‌های برازجان رفع تصرف شد
  • بازدید رئیس کل بانک مرکزی و استاندار بوشهر از پتروشیمی دماوند
  • اقدام عملی بانک شهر برای حمایت از بازسازی و توسعه پتروشیمی جم
  • پایان مسابقات کونگ‌فو توآ بانوان کشور در قزوین/ معرفی برترین‌های سه رده سنی
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/08/16
  • پیگیری مشکلات حوزه راه بخش سعدآباد در دیدار بخشدار با مدیرکل راهداری و حمل و نقل جاده‌ای استان بوشهر
  • کاروان خدمت جوانان به ۱۰ روستای کم‌برخوردار استان بوشهر می‌رود
  • لزوم ارتقای کیفیت فرآورده‌های معدنی و مصالح ساختمانی در بوشهر
  • گام تحولی ورزش دانشگاهی بوشهر؛ فعال‌سازی هیئت‌ها در قطب‌های صنعتی جم و کنگان
  • پتروشیمی جم کادر پزشکی خود را با جذب متخصصان بومی تقویت کرد
  • رئیس کل بانک مرکزی وارد استان بوشهر شد
  • 🎥ویدیو/حضور گسترده مردم بوشهر در راهپیمایی ۱۳ آبان
  • راهپیمایی یوم‌الله ۱۳ آبان در برازجان برگزار شد
  • « تولید در خطِ‌مقدم ، منابع انسانی در حاشیه! »
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/08/11
  • قطع ۱۲ ساعته گاز در شهرستان عسلویه از ظهر سه‌شنبه
  • از میگو تا برق خورشیدی؛ ۹۶۰ هکتار اراضی شیلاتی و ۸۵۰ هکتار اراضی نیروگاهی در بوشهر واگذار شد
  • از سفرهای نمایشی تا خسارت‌های ماندگارِ احمدی‌نژاد
  • استاندار بوشهر خطاب به فرمانداران: اختلاف‌نظرها را کنار بگذارید؛ مدیران پای کار مردم باشند
  • خانواده‌ها اجازه ندهند موتورسیکلت، به بهای از دست رفتن جان فرزندانشان تمام شود
  • مسی گل زد و پاس گل داد، اینتر میامی پیروز شد
  • صعود قیمت طلا و نقره در بازارهای جهانی؛ بازگشت اونس طلا به ۳۹۰۰ دلار
  • تراکتور در مسقط به دنبال فرار از بحران آسیایی؛ نفتچی آزمون بازگشت؟
  • جلسه رصد و پایش هفتگی پروژه بزرگراه کنارتخته دالکی با حضور استاندار بوشهر و معاون وزیر راه و شهرسازی برگزار شد
  • واگذاری اراضی ملی در دیلم؛ سرمایه‌گذاری ۲۰۰ میلیارد تومانی و ایجاد اشتغال
  • دادگستری بوشهر: ۴۴۰ میلیون دلار مطالبات پتروشیمی جم وصول شد
  • پیشنهادات کارگروه ویژه پرستاری اجرایی نشده است
  • 🎥ویدیو/مسئولیت افزایش کالابرگ به سازمان برنامه و بودجه سپرده شد
  • سروش گرمسیری‌نژاد سرپرست معاونت حمل‌ونقل و ترافیک دفتر فنی استانداری بوشهر شد
  • کمیسیون اصل ۹۰ مجلس به پرونده مسکن ایثارگران برازجان ورود کرد
  • خاموشی یک صدا در قلب رسانه؛ در سوگ امید غضنفر
  • رئیس پلیس راهور استان بوشهر معارفه شد
  • تلف شدن خرس ماده بر اثر تصادف در بزرگراه شیراز-اصفهان
  • سرمایه‌گذاری گردشگری راهی برای حفظ فرهنگ شیراز است
  • وقتی قرار است آموزش سبک زندگی، فشار تازه‌ای بر دوش خانواده‌ها بگذارد!
  • شرایط جدید انتخاب مسئول ایمنی در کارگاه‌های فارس اعلام شد
  • ۱۳ نفر طی دو تصادف رانندگی در شیراز مصدوم شدند
  • گامی علمی برای توسعه زنجیره ارزش پتروشیمی؛ رونمایی از کتاب تخصصی تولید پروپیلن با تألیف مدیرعامل پتروشیمی جم
  • انتصاب محمدعلی عبدالشیخی به‌عنوان مشاور و دستیار مدیرعامل بیمه تعاون کشور
  • نفی اعتماد نه نفی مذاکره!
  • رازهای قرآنی شعر حافظ؛ از عشق الهی تا حقیقت‌جویی
  • .: جاوید حدود 12 ساعت قبل گفت: کاملا واقعیت دارد. این ...
  • .: زهره عرب حدود 13 ساعت قبل گفت: متأسفانه سرمایه‌ی انسانی آخرین ...
  • .: مسعود حدود 13 ساعت قبل گفت: وقتی مسولین متوجه ندانم ...
  • .: کریم حدود 13 ساعت قبل گفت: با درود و احترام ...
  • .: هادی حدود 14 ساعت قبل گفت: درود و سپاس از ...
  • .: نیما پور علی 1 روز قبل گفت: عالی ...
  • .: تانی حدود 4 روز قبل گفت: استاد عزیز💙💙💙💙 ...
  • .: یسنا پوزش حدود 9 روز قبل گفت: خیلی خوب ...
  • .: محمد حدود 16 روز قبل گفت: از توجه ویژه مدیر ...
  • .: منطق حدود 18 روز قبل گفت: فقط جنوب استان بوشهر ...