کد خبر: 182340 ، سرويس: یادداشت
تاريخ انتشار: 29 مرداد 1402 - 13:49
اختصاصی اتحاد خبر
مردم و نظام بازنده مشارکت حداقلی

اتحاد خبر - امید دریسی : با پایان یافتن بازهٔ زمانی هفت‌ روزهٔ مرحلهٔ پیش‌ثبت‌نام دوازدهمین دورهٔ انتخابات مجلس در هفتهٔ گذشته، اکنون عمر مجلس یازدهم نیز رو به اتمام نهاده و تنها چند ماه تا برگزاری دوازدهمین دورهٔ انتخابات مجلس شورای اسلامی بیشتر زمان نمانده است. این که چه جریان یا کسانی و تا چه حد مقصر وضعیت فعلی هستند یک طرف قضیه است و انتقاد به آن محفوظ. اما هیچ نهادی را سزاوار تر از شورای نگهبان به جهت رقم خوردن وضعیت موجود برای انتقاد نمی‌شناسم.

 امید دریسی

با پایان یافتن بازهٔ زمانی هفت‌ روزهٔ مرحلهٔ پیش‌ثبت‌نام دوازدهمین دورهٔ انتخابات مجلس در هفتهٔ گذشته، اکنون عمر مجلس یازدهم نیز رو به اتمام نهاده و تنها چند ماه تا برگزاری دوازدهمین دورهٔ انتخابات مجلس شورای اسلامی بیشتر زمان نمانده است. این که چه جریان یا کسانی و تا چه حد مقصر وضعیت فعلی هستند یک طرف قضیه است و انتقاد به آن محفوظ. اما هیچ نهادی را سزاوار تر از شورای نگهبان به جهت رقم خوردن وضعیت موجود برای انتقاد نمی‌شناسم. آخر نماینده‌ای که برکشیدهٔ رقابتی ضعیف و در پسِ کاهش شدید مشارکت مردم و مثلاً با ۱۰% واجد الشرایط آرا به مجلس راه می‌یابد از طرف کدام مردم و چگونه می‌خواهد از موضع قدرت نطق کند و قرار است پیگیرِ چه مطالبه‌ای باشد؟ زیبندهٔ نظام اسلامی نیست که با گذشت بیش از چهار دهه از عمر خویش، آراء باطلهٔ مهم‌ترین انتخاباتش -ریاست جمهوری (سیزدهم)- مقام دوم را کسب کند!

آشی که توسط برخی دوستان در پی انتخابات اسفند ۹۸ و خرداد ۱۴۰۰ بار گذاشته شد و شاید مبارک هم باشد این بود که همهٔ هم‌فکرانِ اصول‌گرایی یک‌جا در عرصهٔ اجرایی و حلقهٔ تصمیم‌گیر دُور هم جمع گشتند تا طرحی نو در اندازند و نتیجه شد وضعیت موجود. از محسن رضایی میرقائد مردِ همیشه حاضر و بازنده در صحنهٔ انتخابات بگیر تا قاضی‌زاده و زاکانی که یکی شعار تبدیل ریال به پول اول منطقه می‌داد، دیگری که مشکل بورس را می‌خواست سه روزه حل کند تا آن دیگری که جایزهٔ انصراف خود به نفع رئیس‌جمهور را با راهی شدن به خیابان بهشت و با حکم شهرداری پایتخت دریافت نمود و البته سردار دکتر خلبان قالیباف که پیش‌تر سودای بهارستان کرد و ردای ریاست مجلس پوشید. هم‌او که با هم‌کاری مابقی مجلسیان دست‌آوردشان اظهرمن‌الشمس است و انواع شوراهای عالی، موازی با مجلس به کار قانون‌گذاری مشغول هستند!
صحبت از انصراف به میان آمد و جا دارد یادی کنیم از جملهٔ عبدالناصر همتی در مناظرات انتخاباتی که همهٔ افراد حاضر در صحنه را کاندیدای پوششی به ریاست سید ابراهیم رئیسی خواند و گفت من در مقابل ۵ کاندیدا هستم و الان هم اگر دوستان پوششی بخواهند من به آن‌ها پاسخ بدهم باید رسماً اینجا قسم بخورند تا آخر رقابت‌های انتخاباتی باقی بمانند. باقی نماندند البته و به جز جلیلی همگی به مناصب وزارت و معاونت و ریاست رسیدند تا هر آن‌چه که در چنته دارند رو کنند و اتفاقاً رو کردند و شد دلار ۵۰ تومانی تا بقیهٔ اجناس مملکت هم خود را با دلارِ اصول‌گرایی به‌روز کنند.

باری، همهٔ آن‌چه که در این دو سال از دولت سیزدهم و سه سال و اندی از مجلس یازدهم سپری شد به واقع معلولِ دست‌پختی است که با غیر رقابتی شدن انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری پزیده شد. آش هم آن‌قدر شور شد و کار تا بدان‌جا پیش رفت که رهبری را به واکنش وا داشت تا در علن و در سخنرانی عمومی لب به انتقاد بگشاید و خواستار جبران شود و هنوز که دوستان جبران کنند!

اکنون که حضرات همگی یک‌دست شده و جمع‌شان جمع است تازه از عالم رؤیا به صخرهٔ سخت «واقعیت» خورده‌اند و یک به یک در حال عقب‌نشینی از شعارهای‌شان هستند. آن از وضعیت ارزش ریال که در حضور معاون اقتصاد خواندهٔ اقتصادی دولت سقوط آزاد کرد، این از وضعیت ساخت سالی یک میلیون مسکن که رئیسی می‌گوید قبلی‌ها باید می‌ساختند کی بود کی بود من نبودم، در بحث رشد تورم در انواع بخش‌ها مِن‌جمله حوزهٔ خوراک و اجاره مسکن هم که علی برکت‌الله.. بورس هم که البته از بس مردم به صفحهٔ موبایل‌شان زل زدند تا آن سه روز موعود فرا برسد دیسک گردن برای‌شان به ارمغان آورده است! این وسط نیز یکی بود به نام حجت‌الله عبدالملکی و تز می‌داد که: «بسمه تعالی؛ مردم شریف و بصیر ایران، دولت با ارزپاشی به میزان ۳۰۰ میلیون دلار می‌تواند قیمت دلار را به کمتر از ۱۵ هزار تومان رسانده و تأمین این مبلغ برای بانک مرکزی از آب خوردن آسان‌تر است. والسلام»! او نیز پست گرفت تا از عالم رؤیا به صخرهٔ سخت «واقعیت» بخورد و ببینید آن‌چه را که باید، و آن‌گاه در قامت یک وزیر زودتر از بقیه شانه خالی کند و استعفاء بدهد و برود. مشت نمونه‌ای از خروار و تمام هنرِ بدیعِ مملکت‌داری آقایان در همین حد است. خوب یکی از نتایج مستولی شدن افراد ضعیف بر مسند کار، فارغ از گسترش فقر و فساد و نابسامانی اقتصادی، می‌شود تهی شدن بیش از پیش ایران در قالب مهاجرت و شیب مهاجرت به کف جامعه می‌رسد. سابق اگر نخبه‌ای با توجیه پیش‌رفت علمی جلای وطن می‌کرد اکنون اما به غربت رفتن و ترک وطن از سوی کف جامعه برای زیستی بهتر در حال انجام است. حالا هی ما شعار بدهیم و حاشیه‌ها بر متن غلبه کنند.

در این حیص و بیص نیز باشگاه‌های عربستانی فوق ستاره‌هایی نظیر رنالدو، بنزما و نیمار را با اهداف معرفی عربستان در سطح جهانی و البته بهرهٔ فنی به استخدام در می‌آورند و اکانت پادشاهی عربستان سعودی در بارهٔ امکان پخش رایگان مسابقات لیگ برتر فوتبال آن کشور در ایران به فارسی توییت می‌زند و یادآور می‌شود که درخواست‌های زیادی از مردم ایران مبنی بر تماشای مسابقات آن کشور دریافت کرده و نمک بر زخم می‌پاشد که ما این آمادگی را داریم تا چنین درخواستی رایگان در اختیار مردم ایران قرار بگیرد. کافی است این تفاوت در مدیریت فوتبال را به ادارهٔ دو کشور منطقه تعمیم دهیم تا شاید برخی مسئولان بیدار شوند. این در حالی است که ما بیست سال پیش چیزی تصویب کردیم به نام «سند چشم‌انداز ایران ۱۴۰۴» که دو سال به انقضای آن زمان مانده است البته!
مهم‌ترین هدف سند این بود که جمهوری اسلامی ایران به جایگاه اول در سطح منطقه و جهان اسلام و تعامل سازنده و مؤثر در روابط بین‌الملل دست یابد حالا اما عربستان و سایر کشورهای منطقه این‌گونه سبقت می‌گیرند و اخبار جدید هم حاکی از آن است که هفت میلیارد دلار پول بلوکه شدهٔ ما در کره جنوبی قرار است هفت دُور، به دُور دنیا بگردد و آن‌گاه پس از کاهش یک میلیارد دلاری بابت کاهش ارزش وون کره در برابر دلار و این دُور دُور، تازه به قطر منتقل و آن هم تازه در راه تأمین دارو، غذا و کالاهای غیر تحریمی هزینه شود و نه با اختیار خودمان در هر حوزه‌ای. این نیز مخلصی از روایتِ آزادسازی پول‌های بلوکه شده ایران بود که البته علم‌الهدی به درستی مبلغ را شش میلیارد -و نه هفت میلیارد به علت بخار شدن اصل بدهی ما به عللی که بالاتر آمد- عنوان می‌کند و می‌گوید آمریکایی‌ها پول‌ها را با ذلت پس دادند و جاسوسان‌شان را بردند. در این مقال به بامبول‌ها و مواضع غلط اخیر روسیه و چین در مورد جزایر سه‌گانهٔ ایرانی هم ورود نمی‌کنیم که به اندازهٔ مکفی نوشته شده است.

آن چه به قلم آمد اشارتی است تا بگوییم عدم شور و نشاط سیاسی برنده‌ای نخواهد داشت و بُرد اظهارات مقامات رسمی کشور در نظام بین‌الملل تحت لوای حضور پر رنگ مردم در صحنه و مشارکت‌های سیاسی است نه کم رونق شدن صندوق‌های رأی. همان‌طور که در مقدمه اشاره رفت وقتی آرا باطله گوی سبقت را از دیگر کاندیداها می‌رباید بدین معناست که قسمتی از این اُفت شادابی سیاسی خود را در کف خیابان نمایان می‌سازد و او که از صندوق رأی نا امید می‌شود و احساس می‌کند نماینده‌ای برای پیگیری مطالبات‌اش وجود ندارد رو به اعتراضات خیابانی می‌آورد. ایضاً حکم‌رانی نویی که قالیباف در بحبوحهٔ اعتراضات سال گذشته از آن سخن می‌راند و حال که کشور را نیازمند تصمیمات شجاعانه، سخت و تلخ می‌داند هر چه باشد این نیست که حتی در لایحهٔ حجاب اصطلاح محصلین بیاید و بتوان آنان را از خدمات عمومی منع کرد.
بهترین پاسخ را عباس عبدی با این جمله داد: کشور نیازمند یک تصمیم -و نه تصمیمات- شجاعانه و آسان و شیرین است. بازگشت به مردم، آزادی رسانه، حاکمیت قانون، و رفع موانع پیش پای حضور همه مردم در تعیین امور خویش»

جان کلام همین است و نویسندهٔ این سطور اسفند ۹۸ و پس از انتخابات مجلس یازدهم نیز طی یادداشتی که در همین تارنما به رشتهٔ تحریر در آمد(فرجامِ شگفتانه‌ی معجونِ اصولگرایانِ برخوردار و اصلاح‌طلبان بدلی!) در انتقاد از محدودیت‌ها و تنگ‌نظری‌ها نوشته بودم که نیروهای دل‌سوز و متخصص کم‌کم و به مرور جای‌شان با افراد ضعیف عوض شده و در برخی انتخابات گذشته شاهد آن بوده‌ایم که جریان تحول‌خواه موسوم به اصلاحات برای گذر از تیغ تیز نظارت استصوابی مجبور به معرفی نیروهای درجه چندم بوده است. در واقع در فقدان نیروهای اصیل و درجه یک و تیم اصلی، حکایت می‌شود همین که مشاهده می‌کنیم و پارلمان می‌شود یک پارلمان بی‌اثر یا کم‌اثر.» برخی هم البته بدشان نمی‌آید که با یک جبههٔ ضعیف شده رقابت کنند و فردای انتخابات تیتر بزنند و اعلام کنند که مردم شما را نخواستند، بروید به سلامت!

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/182340