
ضمن احترام به نظر حضرتعالی به عنوان شهروند دشتستانی بنده به عنوان یک شهروند شبانکاره در نقد فرمایشات شما دلایلی بر می شمرم که امیدوارم بطور شایسته در ادامه این مطلب درج گردد و عدالت در انتشار نظرات موافق و مخالف رعایت گردد.
با سلام جناب آقای محمدزارع بوشهری!
ضمن احترام به نظر حضرتعالی به عنوان شهروند دشتستانی بنده به عنوان یک شهروند شبانکاره در نقد فرمایشات شما دلایلی بر می شمرم که امیدوارم بطور شایسته در ادامه این مطلب درج گردد و عدالت در انتشار نظرات موافق و مخالف رعایت گردد.
1. از آنجا که جنابعالی هم اذعان می نمائید یکی از مشخصه های دشتستان وسعت زیاد آنست لکن آیا وسعت زیاد شهرستان دشتستان منافعی را برای بخش های مختلف آن به ارمغان آورده است. مثلا آیا توانسته با توزیع مناسب امکانات وابستگی مردم بخش ها در موضوعات اساسی نظیر درمان و آموزش را به مرکز شهرستان بکاهد؟آیا با گسترش و توسعه راههای منتهی به مرکز شهرستان ایمنی تردد و حفظ جان مردم را باعث گردیده است؟آیا در بحث مقوله امنیت به نسبت دو دهه قبل پیشرفت های در خور توجه و ملموسی بوجود آورده؟ و ... مسلمن جواب منفی است چرا که روزانه شاهد هجوم مردم و ترافیک خودرو به برازجان جهت انجام امورات(درمانی، اموزش و حتی خرید پوشاک و مایحتاج زندگی) خود هستیم که این خود هزینه گزاف و فرصت زیادی را از مردم گرفته است. نمونه بارز دیگر مصداق گفته بنده گسترش بی رویه و بدون ضابطه شهر برازجان بدلیل مهاجرت مردم بخش ها بدانجاست. لذا با توجه به همه این معضلات فقط و فقط با توزیع عادلانه اعتبارات و مجوزها به همه بخش هاست که می تواند "وسعت زیاد" امتیازی برای یک شهرستان نسبت به شهرستان های همجوار باشد
2. به اعتراف شما و ما، شهرستان دشتستان پرجمعیت ترین شهرستان استان بوشهر است که بالغ بر 250 هزار نفر جمعیت دارد که طبق گفته مسئولان از این تعداد حدود 150 هزار نفر آن در بخش های آن ساکن هستند. آیا شما هم با این آمار موافقید و آنرا تائید می نمائید؟ آیا این حق مسلم سایر بخش ها نیست که پا به پای برازجان و در حد و قواره برازجان از امکانات و بودجه و اعتبارات شهرستانی برخوردار باشند؟ آیا این مولفه دلیلی جهت توسعه متوازن و یکپارچه شهرستان شده است یا نه؟ آیا با بینش حداقلی حق مردم این بخش ها وجود یک بیمارستان یا باز هم لااقل یک کلینیک درمانی نیست؟ چرا در خیابان چمران (بیمارستان) انواع تخصص های پزشکی و غیر پزشکی با تابلوها و ساختمان های شیک و پیک به عابران لبخند می زنند! لکن اگر سرکی به هر یک از بخش های شهرستان بزنیم حتی یک دکتر عمومی با تجربه هم پیدا نمی شود. باور کنید در مرکز بخش های مختلف شهرستان از مغرب به بعد دیگر باید دعا کنید که مریض نشوید چرا که یا باید با هزینه گزاف تری آواره برازجان شوید یا تا روز بعد با زجر، درد خود را تحمل کنید! آیا اگر توزیع عادلانه اعتبارات صورت می گرفت آیا اگر آنهایی که تنها راه انتخاب را در مهاجرت به شهر برازجان نمی دیدند و در زادگاه خود می ماندند و باعث شکوفایی شهر های خود می شدند آیا امکان حضور و بهرمندی از متخصصان پزشکی در بخش ها امکان پذیر نبود؟ پس اگر بخواهیم جمعیت را عامل توزیع اعتبارات و امکانات در نظر بگیریم حق دسترسی مردم سایر بخش ها به امکانات نسبت به برازجان نشین ها بیشتر و بیشتر است.
3. به یقین شهرستان دشتستان قطب کشاورزی استان است. از منطقه پشتکوه دشتستان گرفته با آب و هوای بی بدلیش تا وسعت نخل های بی کران از وحدتیه، دالکی تا سعد آباد و آبپخش و وجود ذخیره بی حد وحصر آب کشاورزی سد رئیس علی دلواری که در آینده ای دور با کشت صیفی جات و مرکبات شاهد رونق و آبادانی زمین های مستعد بخش شبانکاره نیز خواهیم بود همه و همه مصداق گفته جنابعالی و تائید اینجانب در خصوص قطب اقتصادی استان است لیکن جناب آقای زارع بوشهری آیا متوجه این شده اید که انگار فقط و فقط این بخش مرکزی شهرستان است که فاقد هرگونه امور کشاورزی و باغبانی است و این صفت بزرگ را به اعتبار بخش های دور و بر خود به ارث برده است.خدای ناکرده قصد تفاخر نیست ولی آیا پرسیده اید چرا باید دانشکده کشاورزی دانشگاه دولتی خلیج فارس و یا مرکز تحقیقات کشاورزی جهاد کشاورزی در بخش مرکزی دایر شود و آیا مسئولان شهرستان کسی جوابگوی این سوال است چرا تاکنون همتی در خصوص مجوز راه اندازی دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد در هر یک از بخش های شهرستان انجام نگرفته؟ و یا اینکه چرا بعد از این همه مدت ما شاهد وجود سازمانی در خصوص بسته بندی اصولی و بهداشتی خرما و پی گیری و رفع مشکلات و دغدغه های باغداران استان در هر یک از این بخش ها نیستیم؟چرا راه اندازی و بهره برداری از سد رئیس علی دلواری که می تواند اقتصاد و مسئله اشتغال مردم بخش شبانکاره را سروسامان دهد این همه به تاخیر افتاده است؟ و ...
همه موارد بالا از یک طرف، مساله جدال بی فرجام و فرصت سوز بوشهر و برازجان از طرف دیگر بر فقر امکانات این بخش ها نیز افزوده است. برازجانی که در دریافت سهم و حق خود ناموفق است(به اعتراف شهروندان و مسئولان شهر برازجان مثال راه کمربندی و راه آهن) نمی تواند با گروکشی بخش ها و یدک کشیدن "دشتستان بزرگ" فرصت رشد و توسعه را هم از سایر بخش ها سلب کند و بدین طریق در پی حق خود باشد.
در گیر و دار همه این مسائل کسی پیدا شده که از جنس همین مردم است. زاده همین دهاتها و بخش هاست و با پوست و گوشت خود درد مردم را چشیده و شنیده و حالا فرصتی برایش پیدا شده تا بتواند زبان مردم باشد و درد آنها را داد بزند و خواهان حق انها باشد ایشان خود را متعلق به بخش و ناحیه نمی داند همچنان که در خصوص حادثه سیل اخیر دشتستان به نهایت تلاش کرد تا با بسیج نیروها و امکانات آلام مردم بخصوص شهر برازجان را کاهش دهد.
در آخر حتی اگر رجوع کنیم به قانون تقسیمات کشوری و برشمردن ویژگیها و الزامات ارتقاء بخش به شهرستان با توجه به عناصر ، ویزگیها ، جمعیت ،وسعت ، مسافت با مرکز شهرستان و منابع طبیعی و خدادادی موجود در اکثر بخش های شهرستان بوضوح خواهیم دید دو تا سه بخش شهرستان دشتستان شرایط ارتقآ به شهرستان را دارند که با وجود تمایل و خواسته دیرینه مردم این بخش ها امیدواریم بزودی زود و با همت نماینده محترم جناب آقای موسوی نژاد این امر محقق گردد.