کد خبر: 88274 ، سرويس: گزارش و گفتگو
تاريخ انتشار: 27 آبان 1396 - 12:07
اختصاصی اتحادخبر/ خاطرات تحصیل و تدریس/ (5)
به ثمر نشستن ایده های آموزشی/ خاطره ای از دبیر عربی

اتحادخبر: "خاطرات تدریس" / به ثمر نشستن ایده های آموزشی / محمد علی جلالیان: با راهنمایی های بنده و حضور به موقع همین اولیا با فرزندان خود در کلاس، در روزهای تدریس باعث به ثمر.../"خاطرات تحصیل"/خاطره ای از دبیر عربی/صدیقه توسلی: در یکی از روزهای پایانی ماه خرداد امتحان عربی داشتیم که هم بصورت کتبی و هم  شفاهی برگزار می شد.در روز...

 "خاطرات تدریس" /به ثمر نشستن ایده های آموزشی  

 

پس از چند سال تجربه آموزشی اینجانب یکی از مجریان طرح جدید بخوانیم و بنویسیم در پایه اول ابتدایی بودم که روش کتاب جدید برای خانواده ها بسیار سنگین بود و با مراجعه به مدیرآموزشگاه میخواستم اجازه تشکیل جلسه با اولیا دانش آموزان مطابق با روش های نوین آموزشی را به اطلاع اولیا برسانم.  

 

ولی مدیر با بیان اینکه ما هرسال یک جلسه انجمن تشکیل می دهیم و فقط 10% خانواده ها شرکت می کنند حالا شما میخواهید که هرروز اولیا به مدرسه بییند ولی با پافشاری اینجانب مدیر مدرسه رضایت دادند، با حضور اولیا دانش آموزان در جلسه اول و اظهار اینکه ما این کتاب را نمیخواهیم و فرزندان خود را از مدرسه برمیداریم.  

 

ولی با راهنمایی های بنده و حضور به موقع همین اولیا با فرزندان خود در کلاس، در روزهای تدریس باعث به ثمر نشستن ایده های آموزشی اینجانب شد و با آموزش روش تلفیقی جهت اولیا و دانش آموزان پس از گذشت 4ماه آموزش، 3نفر از مادران بی سواد حاشیه شهر همراه با فرزندان خود مسلط به خواندن و نوشتن شدند و این جزیی از افتخارات اینجانب می باشد.


محمد علی جلالیان - بازنشسته فرهنگی






 "خاطرات تحصیل"/خاطره ای از دبیر عربی

 


جوانی کجایی که یادت بخیر...سالهای قبل از انقلاب، چهارم دبیرستان یا کلاس دهم بودم. دبیر درس عربی ما، مرحوم آقای حامدی(ره) بودند یادشان گرامی و خدایش بیامرزد.

 

در یکی از روزهای پایانی ماه خرداد امتحان عربی داشتیم که هم بصورت کتبی و هم  شفاهی برگزار می شد.

در روز امتحان شفاهی نوبت به من رسید، تمام وجودم را استرس گرفته بود. گفت:  توسلی . گفتم بله، گفت: معرفه و نکره را بگو. فکر کردم میگه برو بعدا بیا. سرم انداختم زیر که برم بیرون . یهو گفت آغا جان کجا میری؟ خدا بیامرز تیکه کلامشان، آغا جان بود.گفتم مگه نمی گید برو بعدا بیا؟ زد زیر خنده، تا حالا چنین خنده ای نکرده بود.

از استرسم کاسته شد. جواب سئوالات را یکی پس از دیگری می دادم و نمره خیلی  خوبی گرفتم.

 

بهرحال آنروز بخیر و خوشی تمام شد.خاطره جالبی که از ایشان دارم، زمانی که بچه ها شلوغ می کردند می گفت اگر ساکت نشید براتون پاسبان میارم.

 

صدیقه توسلی- معلم باز نشسته

 

 


«شما معلمان و والدین  محترم می توانید جهت ارسال خاطرات تدریس خود یا تحصیل فرزندانتان، بهترین خاطره خود را به همراه عکس به دفتر نشریه اتحاد جنوب تحویل یا به شماره واتس آپ و تلگرام 09398733067 و09010788473  و یا ایمیل ettehadkhabar@gmail.com  ارسال نمایید تا درپایگاه خبری اتحادخبر و هفته نامه  اتحادجنوب نشر و چاپ شود.»

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/88274