
اتحاد خبر-امید زاهد:آمار جناب مدیرکل ثبت احوال استان درباره مرگ و میر آن هم مردان بسیار قابل تامل است و از همه مهمتر علت این مرگ و میر، که در وهله نخست بیماریهای قلبی و عروقی عنوان شده است. چند سال پیش طرح قلب سالم خلیج فارس به همت دکتر ایرج نبی پور و همکاران ایشان در دانشگاه علوم پزشکی بوشهر اجرا شد و آنان نیز بر این نکته ...
امید زاهد
در خبر مورخ 18/ 7 / 96 یکی از سایت های استان به نقل از مدیر کل ثبت احوال استان بوشهر آمده است«در شش ماه نخست امسال(1396) به ازای هر یکصد زن، 134 مرد در این استان فوت کردهاند» و نیز«بیماریهای قلبی و عروقی، سرطانها و تومورها و بیماریهای دستگاه تنفسی همواره سه دلیل عمده فوت در استان بوشهر است».
در همین ابتدای کار بگویم که هیچ گونه تخصصی درباره پزشکی ندارم و تنها چیزی که باعت نگارش این مطلب شده همانا همدردی با سوگ مردان و زنان بوشهری بوده که آزاردهنده است. این حرف البته به معنای این نیست که بخواهم کسب و کار ملک الموت را از رونق بیندازم ولی خاموش نشستن را هم جایز ندانستم.
مقدمه
همه می دانیم ما بیشتر سال را در هوای گرم و مرطوب و شرجی زندگی می کنیم و از آن هم گریزی نیست، که البته اگر قرار بود از اینجا بگریزیم بدون شک ایزدبانوی ایلامی نمی بایست در اینجا پرستشگاهی بنا می کرد و یا اینکه دوباره نادرشاه افشار بیاید و کارخانه کشتی سازی در اینجا به پا کرده و دوباره به بوشهر جان تازه ای ببخشد و خاندان پهلوی هم با آوردن نیروگاه و پایگاههای هوایی در آباد کردن بوشهر کهنسال بکوشند و بگذریم از اینکه خاک بوشهر دامن مردمان ایران زمین را در خود پیچیده و می پیچد... . و باز بر این امر واقفیم که این آب و هوا اشتها آور بوده و باعث شده تا انواع فروشگاهها همانند قارچ در سواحل بندر سر از خاک بیرون بیاورند و شب های بندر با بوی تند و آتشین انواع فست فودها بعضا آزار دهنده هم باشد و بوی شهر را دگرگون کنند. با این حال این حال و هوای شهر، مثل آتش زیر خاکستر، دارد یکی پس از دیگری مردان و زنان بوشهری را می بلعد و آمارها هم خبرهای خوبی نمی دهند.
سخن اول
آمار جناب مدیرکل ثبت احوال استان درباره مرگ و میر آن هم مردان بسیار قابل تامل است و از همه مهمتر علت این مرگ و میر، که در وهله نخست بیماریهای قلبی و عروقی عنوان شده است. چند سال پیش طرح قلب سالم خلیج فارس به همت دکتر ایرج نبی پور و همکاران ایشان در دانشگاه علوم پزشکی بوشهر اجرا شد و آنان نیز بر این نکته که اولین عامل مرگ و میر در استان بوشهر و بلکه در سواحل خلیج فارس، همین بیماری های قلبی عروقی است صحه گذاشتند. حالا که اظهر من الشمش شده که این بیماری دارد زنان و مردان بوشهری را به کام مرگ می برد حالا چرا ما دست روی دست نهاده ایم و به کسب و کار ملک الموت رونق بخشیده ایم جای بسی تعجب دارد!!!
سخن دوم
چرا بیماری قلبی عروقی، عامل اصلی مرگ و میر است؟ بر پایه پژوهش تیم پزشکی عواملی همچون: دیابت، عدم فعالیت فیزیکی، مصرف دخانیات، چاقی، اضافه وزن، چاقی تنه ای، پری فشار خون از جمله عوامل خطر ساز این بیماری در جمعیت 25 سال به بالای بندر بوشهر در سال 1382 اعلام شده است. پرسشی اینجا مطرح است که مسئولان ما چقدر به فکر سلامت مردم هستند و چه تدابیری اندیشیده اند؟
حتما به یاد دارید که با حضور مسئولان مربوطه و در حاشیه مراسمی، در چند نقطه از فضای سبز شهر، تابلوهایی نصب شده با این عنوان: اولین پارک بدون دخانیات و نیز ممنوع بودن استعمال آن و... . به نظر می رسد اینها تلاش هایی برای مقابله با یکی از عوامل خطرساز باشد. متاسفانه بعد از اندکی قلیان های چاق و پردود دوباره سربرآوردند و راستش را بخواهید این ماجرا مرا یاد واقعه ای مشابه در یکی از روستاهای استان می اندازد. چون در ماه محرم هم هستیم گریزی زدن به این واقعه هم خالی از لطف نیست.
چندی پیش یکی از هیأت های عزاداری، روضه خوانی را برگزید برای سخنرانی در حسینیه، نامبرده با دود و قلیان میانه خوبی نداشت، لذا بر منبر دستور به جمع آوری آنها داد. پیرمردهای روستایی که خسته و کوفته از کار در نخلستان میآمدند با نشستن دور هم در حسینیه و کشیدن قلیان های چاق، خستگی هاشان را به در و شب های خود را صبح می کردند، با این دستور بازار ایشان از رونق افتاد و به چاره اندیشی پرداختند. از این پس برنامه به این شکل تغییر یافت. قبل از آمدن روضه خوان، بساط قلیان برپا و با آمدن روضه خوان که سرساعت از راه می رسید، در چشم بهم زدنی برچیده می شد. این بود که هم پیرمردها به مراد دل خود می رسیدند و هم روضه خوان آزرده خاطر نمیشد. هر چند بوی دود قلیان تا ساعت ها در حسینیه مهمان عزاداران بود. الغرض این حکایت گشایش پارک های بدون دخانیات شهر ما نیز هست.
همچنین اضافه کردن وسایل ورزشی در ساحل هم از جمله کارهای خوبی بود که در این سالها رونق گرفته است. هر چند برخی پوسیده، پوکیده و پلاسیده شده و برخی دیگر هم پیچ هایش فرو افتاده و گاهی به جای تامین سلامت ممکن است به بهای از دست دادن عضله ای بینجامد. با این حال تعمیر و بازسازی و رنگ آمیزی هر از چند گاه آن بصورت مداوم بایست که در دستور کار قرار گیرد.
سخن آخر
در این گیر و دار البته کشورهای توسعه یافته برنامه های منسجمی را برای رویارو نشدن با ملک الموت تدارک دیدهاند و ما نیز می بایست از امروز شروع کنیم. اینکه هر روز مدیرکل محترم بیاید و بگوید قلب و عروق عامل اصلی مرگ و میر مردان و زنان بوشهری است و داغ دل ما را تازه کند که هنری نیست!!! آقایان مسئول که دستتان می رسد که کاری کنید، بیایید و به آموزش سلامت قلب بپردازید. چندی پیش مستندی را دیدم که در کشوری اروپایی که از هر سه روز سال، یک روز بارانی را سپری می کردند. مسئولان آن کشور در مدارس ابتدایی درسهای هواشناسی را به بچه ها می آموختند و به بچه ها می گفتند که چطور می شود از یک روز بارانی نهایت لذت را برد و نیز چگونه در هوای بارانی به شادی پرداخت.
در اینجا البته بی انصافی است که یادی از قرنطینه ها و مرکز بهداشتی درمانی بوشهر قدیم هم نکنیم و یادی نکنیم از شاه ابراهيم مهيمني پزشك يار فرهنگ در دواخانه دبستان معينيه بوشهر که به دوا و درمان و آموزش بچه ها مشغول بود، اما اینها گذشته نگری ماست که دیگر تاریخ مصرفش تمام شده و باید به فکر چاره ای برای این روزگار بود.
در ذهن خود بیاورید اگر در ادارات آموزش و پرورش استان بوشهر و سواحل خلیج فارس درسی به نام سلامت قلب و عروق بگنجانیم و به بچه ها آموزش دهیم که چنین و چنان کنند و دست بکشیم از برنامه های تکراری و خسته کننده و تولید عملکرد دستگاههای اجرایی که گاه و بیگاه می آیند و می روند، می توانیم سوگ سلامت مردان و زنان بوشهری را به سور تبدیل کنیم.