
وقتی دولت به جای شفاف سازی/ کارهای صورت گرفته در اقتصاد را منافع ملی توجیه می کند مردم چه دارند که بگویند؟
بررسی های کارشناسان اقتصادی درون و بیرون از دولت گواه بر این است که، گر چه دکتر احمدی نژاد در راه تنظیم ساختار اقتصادی و اصلاح بازار تصمیمات درستی گرفت که باید به قطع یارانه ها در یک اقتصاد پویا کمک می کرد اما تردیدی نیست، جهش دلار با سخنان و اقدامات وی وقتی کلید خورد که دلار را از چرخه معاملات نفتی خارج کرد و به یورو، روی آورد، بعد از مدتی یورو را نیز از مبادلات تجاری حذف نمود تا بازار و بازرگان دچار التهاب و سردرگمی شوند.
در یک پروسه 3 ساله نه تنها دلار نیفتاد بلکه حداقل در ایران ارزش و اعتباری افزون یافت، تحریم ها بنا به گفته ی برخی مسئولان بلند پایه متاسفانه تاثیر مستقیم خود را بر واردات و صادرات گذاشت هر چند گروهی دیگر انکار می کنند که باید گفت: پس این گرانی، بیکاری و فقر ریشه در کجا دارد. آیت ا... مکارم شیرازی طی بیاناتی گفته اند: قیمت ها 50 تا 100 درصد افزایش یافته که بازخورد آن به جامعه بسیار روشن است، یعنی اگر کارمندی پانصد هزار تومان دریافتی داشته باشد با توجه به افزایش فوق العاده قیمت های ارزاق عمومی تنها حدود دویست و پنجاه هزار تومان قدرت خرید دارد. (تورمی بیش از 50 درصد)
در حذف دلار و یورو، دورنمایی برای عدم وابستگی دیده می شد اما سقوط ریال هرگز مورد بحث قرار نمی گرفت، یعنی پول ملی را فدای مبارزه با «دلار» ی کردند که هرگز قدر و قیمتی این چنین نداشت. اکنون که دولت فشار را احساس کرده بار نداری و عدم سیاست های نادرست اقتصادی اعمال شده را می خواهد بر دوش «تاول» زده مردم بگذارد، به نحوی که یک روز افزایش مالیات ها را پیش می کشد، وقتی هم سراغ بنزین پنج هزار تومانی می رود و گاه بالا رفتن قیمت انرژی را مطرح می نماید، از دولت باید پرسید که مگر ملت در سیاست اقتصادی شما نقشی داشته که امروز باید تاوان آن را بپردازد؟
وقتی دولت به جای شفاف سازی/ کارهای صورت گرفته در اقتصاد را منافع ملی توجیه می کند مردم چه دارند که بگویند؟
گزارش جامعه آماری، هر چند با نظر کارشناسان و افراد نخبه اقتصادی در تضاد است اما نشان می دهد که روال کنونی نه تنها منطبق با علم اقتصاد نیست، بلکه یک اقدام انقلابی هم نمی تواند باشد زیرا نارضایتی ملت انقلابی را به همراه دارد که سبب بر هم خوردن تعادل در جامعه می شود و امنیت مُلک و ملت را به خطر خواهد انداخت، چون داده های آماری دولت آنقدر ضد و نقیض است که محاسبات روزمره مردم بهتر از دولت جواب می دهد مثل: صعود یا سقوط ارزها، طلا و سکه، بی ثباتی در معاملات کلان مالی و گسل های خطرناکی که اقتصاد ایران را تهدید می کند با شعار و بخشنامه حل نمی شود. دولت و علمای عظام تا دیر نشده به فکر چاره برآیند چه واقعا مردم مستاصل شده اند، با دغدغه روز را آغاز می کنند و با اضطراب و ناامیدی شب را به صبح می رسانند.