
زبان حال: چند وقت پیش خواب دیدم نماینده مجلس هستم. هنگام انجام وظیفه در مجلس چرت زدم، در آن لحظه اتفاقی افتاد که برای شما نقل می کنم:
به خواب دیدم که هستم من وکیلی
کتی شلوار و لپ تاپ شکیلی
زبان حال: چند وقت پیش خواب دیدم نماینده مجلس هستم. هنگام انجام وظیفه در مجلس چرت زدم، در آن لحظه اتفاقی افتاد که برای شما نقل می کنم:
به خواب دیدم که هستم من وکیلی
کتی شلوار و لپ تاپ شکیلی
نشسته صدر مجلس با رییسان
شده مشکل برایم خیلی آسان
به راست آقا به چپ بانو نشسته
یکایک بر سر زانو نشسته
میان آن همه غوغا و خنده
بشد غالب در آنجا چرت بنده
به خواب دیدم وزیر کشوری را
به دنبال می کشاند لشکری را
به مجلس پا نهاده با دبیران
به دستش نقشه ای از خاک ایران
خطیب نازنین شهری زیبا
که بود تن پوش او از جنس دیبا
بکرد تعریف فراوان از وزیرک
که جرات دارد و بسیار زیرک
جدا کرده، زمامش، پارسیان را
بکرد خوشحال فراوان فارسیان را
از آن پس نوبت خارگ است و خارگو
شود تامین قباد و شیر و میگو
کنند تفکیک نقاطی از سه استان
بخوانند آن همه، استان لارستان
مطالب را شنیدم تا دوباره
به یک دم چرت من گردید پاره
بکردم جمع وکیلان دو استان
ز بوشهر تا به مرز هرمزاستان
تشکل کرده آنجا ما ز وحدت
بدادیم اعتراضی را به شدت
بگوشم خواند ظریفی شعری زیبا
که خوب است حک شود بر لوح دیبا
وکیلی که در مجلس خواب رفته
نه واگردد مجدد آب رفته
ملاجم تا در اینجا خور به دیوار
ز جا جستم شدم از خواب بیدار. / م