
کشف آتش بزرگترین اتفاق زندگی بشر بوده است و بعد از آن انسان معماهای زندگی را یکی یکی گشود و طبیعت را کم کم و در طول قرن ها تسخیر کرد و غلبه بر نیروهای طبیعی و به خدمت گرفتن آنها را از افتخارات خودش می داند. اما همین انسان یک مسئله اساسی را در نظر نگرفت و آن این بود که باید ضمن استفاده از طبیعت و نیروی عظیم آن قواعد بازی را رعایت کرده و به طبیعت احترام بگذارد.
مهتا بذرافکن*
کشف آتش بزرگترین اتفاق زندگی بشر بوده است و بعد از آن انسان معماهای زندگی را یکی یکی گشود و طبیعت را کم کم و در طول قرن ها تسخیر کردو غلبه بر نیروهای طبیعی و به خدمت گرفتن آنها را از افتخارات خودش می داند. اما همین انسان یک مسئله اساسی را در نظر نگرفت و آن این بود که باید ضمن استفاده از طبیعت و نیروی عظیم آن قواعد بازی را راعایت کرده و به طبیعت احترام بگذارد.
وقتی محیط زیستش را دستکاری می کرد و این احترام متقابل را فراموش کرد، مشکلات بزرگی به همه ساکنان زمین هدیه داد که حل بسیاری از آنها هم اکنون یا غیر ممکن شده است و یا با صرف بودجه های کلان تنها می توان اندکی از آن را جبران کرد.. این هدیه ای نا مبارک که اثرات آن را ساکنان زمین با گرم شدن زمین و افزایش گازهای گل خانه ای، بارش باران های اسیدی، جنگل زدایی و سوختن جنگلها؛ و دهها حادثه دیگر در گوشه و کنار زمین شاهد می باشند برای همه نگران کننده است. شاید در ابتدا این مسئله که اعمال انسان تاثیری شوم بر طبیعت دارد به دلیل عدم آگاهی بوده است اما امروزه که همه اهالی ساکن در این کره دود زده می دانند که مشکلات دخالت بی رویه انسان در محیط زیست عامل اصلی این حوادث است اما باز هم تعاملی در کار نیست. این رفتار انسان عجیب است چرا که نه تنها خود و فرزندانش در نظر نمی گیرد بلکه کل زمین را در آتش جهل مرکب می سوزاند. تغییرات اجتماعی و انسانی با تغییرات زیست محیطی به هم وابسته اند. هر تغییری تغییری دیگر را در پی دارد.
درک معنای طبیعت از سوی انسان اهمیت ویژه ای دارد طبیعت برای انسان کارکرد معنایی دارد. کارکردهای معنایی شامل ارزشهای اجتماعی است که به خود طبیعت (مانند ارزش های میراث طبیعی) و منظر، شامل مناظر ساخت بشر (ارزشهای میراث فرهنگی) اطلاق می شود. طبیعت امکان تجیدی قوای روحی، لذت بردن از زیبایی ها، بسط و گسترش شناخت و تفریح و استراحت را فراهم می کند و به همین دلیل انسان باید در حراست از باقی مانده آن خود را مسئول بداند. امروزه ما شاهدیم که تخریب طبیعت چه تاثیر عظیمی بر زندگی اجتماعی ما داشته است. صدمه و تخریب محیط زیست توسط انسان برای تامین مواد غذایی، انرژی و فن آوری و... در بسیاری از موراد غیر قابل جبران است. نابودی جنگلها بدست انسان و استفاده از سوخت های فسیلی و همچنین استفاده بی رویه از کودهای شیمایی و سموم دفع آفات موجب افزایش گازهای گلخانه ای شده و در نتیجه باعث بوجود آمدن خشکسالی های پی در پی در بسیاری از نقاط جهان شده است و روند بیابانزایی را تشدید کرده است.
هر روز در گوشه و کنار دنیا شنیدن خبرهای سیل و زلزله و آتشنشان و خشکسالی و قحطی ما ساکنان کره را نگران می کند. اما غافل از این هستیم که اینها نتیجه عملکرد خودمان در تعامل نداشتن با طبیعت است. برخی از مردم این حوادث را ناشی از غضب الهی و قهر طبیعت می پندارند اما در واقع رخ دادن این حوادث به این صورت که ما هم اکنون در گوشه و کنار زمین شاهد هستیم بیش از هر چیز انعکاس ظلم خودمان بر زمین است. ما جنگلها را که ریه های زمین هستند تخریب کرده ایم برای ساختن ویلاها و مراکز تفریحی و جاده سازی و دهها کاربرد انسانی دیگر بدون این که از سوی دیگر آنها را جایگزین کنیم، ما رودخانه ها و دریاها و اقیانوس ها را آلوده کرده ایم و چهره زمین را با انواع و شیوه های مختلف زباله دانی کرده ایم که خودمان هم از آن لذت نمی بریم. در کنار همه اینها رشد جمعیت در کشورهای جهان سوم این کره را با جمعیتی عظیم و در حال انفجار روبرو کرده است که با انواع مسائل و معضلات از قبیل جرم و جنایت، بی خانمانی و فقر و بیکاری، عدم دسترسی به آموزش و پرورش مناسب و گرفتار شدن در دام انواع بیماری ها و عدم دسترسی به بهداشت و به خصوص آب آشامیدنی سالم و تغذیه مناسب دست به گریبانند.
این رشد بی رویه جمعیت در دنیا نه تنها کمکی به طبیعت نکرده بلکه بیش از پیش موجبات تخریبش را فراهم آورده اند. از سوی دیگر کشورهای صنعتی که بیشترین سهم در تخریب و آلودگی زمین و تولید گازهای گلخانه ای دارند نیز این کره را به شیوه ای دیگر زخمی و دردآلود کرده اند. دانشمندان جمعیت مناسب با وضعیت زمین را 2-3 میلیارد تخمین می زنند. استانداردهای معقول زندگی شامل عدم ترس از کمبود آب و غذا، مراقبتهای بهداشتی مناسب، آموزش و پرورش، مسکن کافی، یک رژیم غذایی متنوع است و بدیهی است که هم اکنون بیشتر جمعیت ساکن در زمین از آن برخوردار نیستند. اگرچه همواره اقدامات بشر برای حفظ کرده زمین مضر نبوده است و اقداماتی نظیر حفظ گونه های در معرض خطر و تلاش برای کنترل وضعیت لایه اوزون؛ تلاش برای استفاده از انرژهای پاک نظیر انرژی خورشیدی و... از جمله اقداماتی بوده است که توسط انسان ها در تعامل با محیط زیست انجام می شود. اما اینها در برابر صدمات جبران ناپذیری که انسان به کره زمین وارد آورده است ناچیز است. آیا انسانها می دانند تامین آب آشامیدنی سالم در آینده یکی از مهمترین معضلات زندگی بشر خواهد بود؟ تنها از راه تعامل با طبیعت است که می توان بر این گونه مشکلات تا حدودی غلبه کرد. مسایلی مانند تخریب جنگلها؛ استفاده بی رویه از سموم و کودهای شیمیایی و تخریب خاکهای کشاورزی، از بین بردن تنوع زیستی با شکار بی رویه و جنگل زدایی و... از جمله معضلاتی است که با برنامه ریزی اجتماعی می توان به مردم در باره اثرات زیست محیطی عمکلردشان آگاهی داد. شاید این مسایل برای عده ای آنقدر دور از ذهن باشد که با دیده تمسخر آلود به آن نگاه کنند و منافع خودشان را ترجیح دهند اما باید به این نکته توجه کرد که آنچه طبیعت به انسان اعطا کرده است همیشگی نیست و با عملکرد خود انسان در معرض خطر شدید است.
اگرچه برنامه ریزی در مورد بسیاری از مسایل بر عهده دولت هاست و رسیدن به توسعه پایدار راهی است که باید سیاستمداران برای آن چاره جویی کنند اما باید دانست که مردم سهم عمده ای در این آلودگی دارند و لذا خودشان نیز می توانند این سهم خود را کاهش دهند. آن خانواده محترمی که یک روز کامل در دامان طبیعت می نشیند و از هوای خوب و سایه درخت و نغمه پرندگان استفاه می کند و بعد از آن همه زباله های خود را اعم از بازیافتی و غیر بازیافتی همانجا می گذارد و سوار اتومبیل چند میلیونی اش می شود به منزل باز می گردد چه در ذهنش می گذرد که این خشونت جلو چمش فرزندش نسبت به زمین اعمال می کند؟ اگر فرزندش همین رفتار در خانه داشته باشد بر سر او تشر می زند که نظافت را رعایت نمی کند اما همین والدین به خودشان اجازه می دهند که خانه طبیعت را با زباله هایشان کثیف کنند و هر گز هم از خود نمی پرسند که چرا ما راه درست را انتخاب نمی کنیم؟ این ساده ترین مثال خشونت انسان با طبیعت است که هر کس می تواند با خانواده خود و از کودک خود شروع کند و آن را کنترل کند. خودش عمل کند و ضمنا به او یاد دهد که باید به طبیعت و همه موجوداتش احترام بگذارد. کودکمان باد بداند که بارش باران های اسیدی حاصل بی توجهی والدینش به محیط زیست بوده است.
*دانشجوی دکترای رشته علوم اجتماعی