
اتحاد خبر-محمد پارسا:آنچه در مواضع تشکیلات اصولگرایان در چند ماه اخیر به وضوح قابلیت ادراک جامعه را برمی تابد آنست که این جبهه بسوی یک فروپاشی بزرگ و به تعبیر دیگر تجزیه ای بدون اتحاد و غیرقابل انکار نمود پیدا کرده است.
محمد پارسا
چرا اصولگرایان احمدی نژاد که به نوعی نماینده این جریان سیاسی بود را طرد کرده اند؟
چرا جریان اصولگرایی از مدار ثبات سیاسی خارج شده است و اتحاد و اجماع در آن بی معنی است؟
آنچه در مواضع تشکیلات اصولگرایان در چند ماه اخیر به وضوح قابلیت ادراک جامعه را برمی تابد آنست که این جبهه بسوی یک فروپاشی بزرگ و به تعبیر دیگر تجزیه ای بدون اتحاد و غیرقابل انکار نمود پیدا کرده است.
در ذیل بصورت کلی برخی از این گروهها را مرور میکنیم.
1.مثلث احمدی نژاد. مشایی. بقایی:
این روزها این گروه در صدد نزدیک شدن مجدد به بدنه جامعه که منجر به تحمیل مجدد به حاکمیت میشود میباشند و با ایجاد و القای پیامهای حماسی و ایرانی و در راس آن زاویه با حاکمیت، سعی در جایگذاری تفکری با نام شخص احمدی نژاد در دل جریانات سیاسی کشور دارند. این گروه بر این باورند تا فضای سیاسی و انتخاباتی کشور را به سمت دوقطبی روحانی-احمدی نژاد ترسیم کرده که در این صورت بطور واقع بینانه نتیجه انتخابات هر چه باشد به خواسته خود خواهند رسید. به فرض گرفتن چراغ سبز حمید بقایی از سوی شورای نگهبان و ورود وی به عرصه انتخابات، اگرچه مشایی به خواسته خود خواهد رسید، ولی آن اندک اتحاد باقیمانده نیز در اردوگاه اصولگرایان از هم خواهد پاشید که این بی شک خود از دستاوردهای پیشبینی شده این هدف از سوی مشایی می باشد. در صورت نفی بقایی از سوی شورای نگهبان اشخاص جایگزین پیشبینی شده ای مطرح می باشند که از دل کابینه دولت نهم و دهم برای این امر انتخاب شده اند.
2.جمعیت مردمی نیروهای انقلاب(جمنا):
شاید اولین چیزی که بعد از شنیدن جمنا در اذهان متبادر میشود آن است که آیا هدف از تشکیل این جمعیت پایه گذاری برنامه ای جامع برای درازمدت است یا صرفا ایام انتخابات را نشانه گرفته است. اگر اولی باشد که میبایست بر روی یک گزینه اصلح به اجماع رسید. اما اگر هدف فقط بر اتحاد مجموعه اصولگرایان در در زمان انتخابات باشد، به نقل از آنچه در محافل این طیف مطرح میشود میبایست بر یک فرد صالح مقبول به اجماع برسند و جزئیات سیاسی و برنامه ریزیهای مدون را به زمان بعد از کسب قدرت موکول کنند. در واقع جمنا آمده است تا با تکیه بر یک خرد جمعی و هدف مشخص در میان اصولگرایان این جبهه بلاتکلیف را به یک اتحاد نسبی هدایت کند. اما آنچه در ظاهر امر مشاهده میشود اختلاف و تشنج شدید در خود سران جمنا میباشد که ضعیف بنظر میرسد انتخابات آینده متاثر بر فعل و انفعالات جمنا قرار بگیرد.
3.جامعتین:
الف)جامعه روحانیت مبارز
ب)جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
تابحال با رویکردی خنثی نسبت به دولت یازدهم حرکت کرده و هرچند بصورت مقطعی انتقاداتی داشته اما هیچگاه مطلقا نشانی بر ضدیت محض در این جمعیت مشاهده نشده است.
شرايط جامعتين كه متشكل از اصولگرايان معتدل است با ديگر اعضاي اين طيف تفاوت دارد، چنانكه به صورت واضح ديدگاههاي خود را بيان ميكنند و هراسي از طرد شدن و انتقادات طيف دلواپس ندارند.
مدتی است که جامعتين ترجيح ميدهند رويكري فراجناحي داشته باشند. نمونه آن انتخابات مجالس شوراي اسلامي و خبرگان در اسفند 94 است. اگر درسال 94 جامعتين به نام هاي مشترك براي حمايت در انتخابات مجلس خبرگان رسيدند و تنها بر سر آيتا... هاشمي اختلاف سليقه وجود داشت اما اين روزها از اظهارات اعضاي اين دو تشكل ميتوان چنين استنباط كرد كه آنها بر سر حمايت از حسن روحاني در انتخابات 96 به توافق رسيده و راه خود را بهطور كامل از اصولگرايان غيرميانه رو از جمله جبهه پايداري و آن دسته كه هنوز از موفق نبودن در انتخابات 94 دلخور هستند جدا كردهاند.
نخستين بال جامعتين يعني جامعه روحانيت حمايت از روحاني در سال 96 را علني كرده است. بال ديگر جامعتين يعني جامعه مدرسين هم حمايت از روحاني در انتخابات 96 را مطرح كرده است. سید محمد غروي حمايت از روحاني را به اين تشكل يا جامعتين محدود نكرد بلكه گفت: بسياري از اصولگرايان و اصلاحطلبان در انتخابات 96 نهايتا بر حمايت از آقاي روحاني توافق خواهند كرد. آنچه در این میان مشهود است، حمایت و ائتلاف نانوشته ای است که جامعتین بر روی آقای روحانی در انتخابات 96 خواهند داشت.
4.جبهه پایداری:
جبهه پایداری یا جریان مصباح از زمان روی کارآمدن دولت یازدهم، از منتقدین سرسخت دولت اعتدالگرای حسن روحانی محسوب میشود. نمایندگان این جبهه در مجلس نسبت به تصمیمات و دیپلماسی دولت روحانی و خصوصا مذاکرات اتمی با گروه 5 1 برجام، اعتراضات و مخالفتهای شدیدی داشته اند. اما نتایج حاصله از برجام که یکی از مهترین آن خرید و ورود هواپیما به کشور میباشد تا حدودی توانسته بر موضع گیری این جریان تاثیر گذارد. در خصوص امور و مسائل فرهنگی همچون موضوع عفاف و حجاب، موسیقی و برگزاری کنسرتها و همچنین سیاست داخلی نیز با مقاومت دولت و در جایی تغییرات در کابینه و تلاش انگشت شماری از نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی این حملات خنثی شده است.
5.حزب موتلفه اسلامی:
با نادیده گرفتن مشی سیاسی و تفکر مبارزاتی این گروه از زمان تاسیس تا وقوع انقلاب اسلامی، پس از انقلاب تا به امروز هیچگاه بصورت منظم و منسجم نبوده و بعضا در هسته مرکزی آن اختلاف سلایق بر سر موضوعی خاص مشاهده میشود که با توجه به سابقه دیرین این حزب انتخابات پیش رو نیز از این جهت گیری مستثنی نخواهد بود. هرچند که این حزب بر روی کاندیدایی خاص به اجماع رسیده اند، اما از هر یک از اعضای آن تک روی هایی دیده میشود که خلاف ادعای کلی آنها را مبرهن می سازد.
6. جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی:
همواره به عنوان یکی از پایهگذاران جبهه متحد اصولگرایان مطرح بوده است. اصولگرایان منتقد به این جمعیت معتقدند که این گروه ارتباطات نزدیکی با نهادهای نظامی دارد. با وجود عضویت محمود احمدی نژاد در این مجموعه، در انتخابات نهم ریاست جمهوری این جمعیت از کاندیداتوری محمدباقر قالیباف حمایت کرد. اما احمدی نژاد در انتخابات سال 88 توانست از حمایت این گروه برخوردار باشد. با ترکیب فعلی کاندیداهای ریاست جمهوری و تا قبل از مرحله تایید صلاحیتها میتوان برای این جمعیت یک انشقاق و دودستگی را متصور بود.
7.جامعه اسلامی مهندسین:
این حزب از زیرمجموعه های جبهه پیروان خط امام و رهبری است و دبیرکل آن محمدرضا باهنر می باشد که از سال 92 با روی کار آمدن دولت یازدهم تا به امروز و با کشف فساد گسترده در دولتهای نهم و دهم رویکردی انفعالی داشته که بنظر میرسد در اجماع بر شخصی خاص با تامل و اطمینان خاطر بیشتری عمل خواهند کرد.
8.جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی:
جلسات این گروه بیشتر با حزب اصولگرای نواندیشان ایران اسلامی ادغام شده و معمولا در موضع گیریهای فکری از ثبات و تشابه برخوردار می باشند. تابحال در خصوص کاندیداهای مطرح شده انتخابات ریاست جمهوری پیش رو محافظه کارانه عمل کرده و از گزینه خاصی حمایت نکرده اند که این خود دلیلی بر سردرگمی این دو جریان می باشد.
9.افراطیون انفرادی:
سخت است فهماندن چیزی به کسی که در قبال نفهمیدن آنچیز مزد میگیرد. جمله ای زیبا از مرحوم شاملو که اقیانوسی از تفکر در آن نهفته است. برخی از روزنامه ها و خبرگزاریهای تندرو که بعضا از بودجه حکومتی نیز ارتزاق میکنند و اگر بخواهیم صریحا دیدگاه این افراد را مورد بررسی قرار دهیم جز منافع صرفا شخصی بر همه چیز چشم پوشیده اند و فقط فریادهای بلند با تریبون های بزرگ، اما توخالی و پرتناقض عدالتخواهی سر میدهند. امروز خرید هواپیما از غرب را گناه و ظلم مسلم به ملت میدانند و فردا خود از مسافران پر اشتیاق همان هواپیما و فردایش از فرسودگی ناوگان هوایی کشور گلایه مند. از دیگر اشخاصی که می توان در این دسته جای داد ورود برخی مداحان مذهبی به جریانات سیاسی می باشد. این موضوع از آن جهت جای نقد و انتقاد دارد که این دسته اعتقادات مذهبی یک ملت را به سیاست وارد کرده و یا شاید سیاست را در آن. و در واقع اعتقادات ملت را بازیچه ای برای مقاصد اشتباه سیاسی خود قرار داده اند. این دسته تا جایی پیش رفته اند که حتی در حین مراسم مداحی از اشخاص سیاسی کشور نام میبرند. این گروه نیز نمیتوانند جز در آرای افرادی که از ابتدا با آنها بوده اند دخیل باشند و در فضای کنونی نقشی داشته باشند.
10.اصولگرایان معتدل، مستقل و سنتی:
در هر جریان فکری کسانی هستند که با پرهیز از تعصبات واهی و در عین انصاف به مباحثات سیاسی-جناحی واکنش نشان میدهند. این دسته از افراد با تعادل و انعطاف شخصیتی که دارند در اکثریت قابل توجهی از مجموعه های سیاسی موجود مورد پذیرش میباشند. این اشخاص که معمولا از اوایل انقلاب در بدنه نظام حاکم نقش موثر داشته و لذا از فراز و نشیبهای تلخ بوجود آمده در دولتهای نهم و دهم نیز آگاهند محال است که عملکرد و فعالیتهای توأم با توسعه و پیشرفت دولت یازدهم را نادیده انگاشته و با جریان فکری تندروها بیعت کنند.
مواردی که شاید بصورت کلی هم گفته شد تنها بخشی از تشنج، تنشها و چند دستگی در جبهه اصولگرایان ایران می باشد.
حال در مقابل آنچه گفته شد ارتشی را متصور شوید که با تجدید قوا بصورت منسجم و با برنامه ریزی دقیق و کارآمد و با عزم خدمتگزاری به صحنه آمده است.