کد خبر: 74971 ، سرويس: استان بوشهر
تاريخ انتشار: 18 اسفند 1395 - 10:59
در گفت و گو با اکبر صابری مطرح شد؛
بسط جامعه مدنی نیازمند پذیرش اصل گفت و گو و احترام است

اتحادخبر: در روزگاری که مردم در سطوح مختلف جامعه به ابراز خشم بیش از ابراز عقیده مشغول‌اند گرایش به سمت گفت‌وگو کردن در کنار شناسایی گفتمان‌های رایج در جامعه می‌تواند حلقه مفقوده این روزهای جامعه سیاست زده ما باشد. سرویس سیاسی یارا در همین راستا مجموع گفتگوهایی را تدارک دیده تا شاید قدمی کوچک در راه نهادینه کردن فرهنگ گفت‌وگو...

اتحاد خبر: در روزگاری که مردم در سطوح مختلف جامعه به ابراز خشم بیش از ابراز عقیده مشغول‌اند گرایش به سمت گفت‌وگو کردن در کنار شناسایی گفتمان‌های رایج در جامعه می‌تواند حلقه مفقوده این روزهای جامعه سیاست زده ما باشد. سرویس سیاسی یارا در همین راستا مجموع گفتگوهایی را تدارک دیده تا شاید قدمی کوچک در راه نهادینه کردن فرهنگ گفت‌وگو برداشته باشد.

در چهارمین گام از این سلسله گفتگوها اکبر صابری، مدیرمسئول نشریه اتحاد جنوب و رییس حزب عدالت و آزادی شاخه بوشهر در رابطه با تأثیر گفت‌وگو بر رشد و پویایی جامعه کنونی ایران، دلیل منجر شدن اغلب گفت‌وگوهای انتقادی به بحث‌های توأم با عصبانیت و بغض و راهکاری برای نهادینه کردن فرهنگ گفت‌وگو در جامعه به بیان نظرات خود پرداخت و راهکارهایی را برای توسعه فرهنگ گفت‌وگو بیان کرد.

“هدف از گفت‌وگو رسیدن به نتیجه‌ای کلی و نسبی در حدفاصل مدارا و تضاد“

با شنیدن واژۀ گفتگو، ذهن به وادی اندیشه‌ورزی و گفتمانی در قالب احترام متعادل و متقابل سوق داده می‌شود. می‌گویند: «گفتگو تعامل دو یا چند گوینده است که هدف از آن رسیدن به نتیجه‌ای کلی و نسبی در حدفاصل مدارا و تضاد است.»

بر اساس شالودۀ این تعریف می‌توان گفت، گفتگو فقط به معنای ردوبدل کردن افکار، احساسات و تبادل اطلاعات نیست؛ بلکه وسیله و بابی است برای دسترسی به حوزه‌های مشترک وجود انسان و موضوعات برجای‌مانده از کدورت‌ها‌، قهر‌ها و فاصله گرفتن‌ها از هم. بدون تردید می‌توان گفتگو را از مستحکم‌ترین شالوده و زیربنای جامعه مدنی پنداشت. در هر جامعۀ مردم‌سالار اختلافاتی وجود دارد، اختلاف سلایق می‌تواند وجود داشته باشد اما در چارچوب قانون جاری و ساری باشد، این تفاوت آرا در اندیشه، مبانی گذار از گردنه‌های صعب‌العبور مشکلاتی است که با بررسی یک نظر و هم‌اندیشی با سایر آراء آن مسیر ناهموار‌، تبدیل به مسیری بسیط و همواره شده است.

برای بسط جامعه مدنی باید اصل گفتگو و احترام را بپذیریم

رشد و پویایی ایران سربلند را مرهون اندیشه‌های نو با قامتی استوار می‌دانم که در جزر و مد حادثه‌ها به یاری فرهنگ تعامل به‌جای تقابل آمده‌اند. این بدان معنا نیست که نیاز به بازتر کردن باب گفتگو نخواهیم داشت. بلکه برای بسط جامعه مدنی باید اصل گفتگو و احترام را بپذیریم. معتقدم درب گفتگو می‌بایست فاقد زنگ‌زدگی و غبار‌آلودی فکرها از همدیگر باشد. می‌توان با شناخت نیاز جامعه با یار و اغیار برای فایق‌آمدن بر مشکلات و باز شدن گره‌ها به گفتگو نشست. رسیدن به فهم مشترک، دیدگاه‌ها را نسبت به سیما و سیرت هم تغییر می‌دهد و این خود می‌تواند نشانگر بلوغ فکری یک جامعه پویا باشد. رفع سوءتفاهم‌ها، توانمندی‌ها را به هم گره می‌زند و ثمره آن رشد و بالندگی بیشتر خواهد بود. گفتگو به حفظ و ارتقای همزیستی مسالمت‌آمیز مددی شایان می‌رساند. در مجموع می‌توان گفت، گفتگو برای رشد و پویایی هر جامعه یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است و ایران عزیز و همیشه سربلند، مستثنا از این ضرورت نخواهد بود. بابی که در ایران متأسفانه چندان گشوده نیست!

“بهتر است برای گفتگو با دست پر و دلایل متقن پشت میز مذاکره بنشینیم“

برای گرفتن هر تصمیم در کنار همه داده‌های قابل‌تصور، دو مقوله تأثیرگذاری خود را همواره خواهند داشت. «عاطفه» و «عقل» دو سوی کلاف هر تصمیم خوب یا بد انسان هستند حال در آن موضوع مورد گفتگو عقل حاکم بوده یا عاطفه خود جای بحث بیشتری دارد. از منظر زندگانی به‌اصطلاح ماشینی امروز‌، عقل همیشه با صدور تصمیماتی روبروست که فاقد عاطفه است و اصولاً با چیزی سازگاری بیشتری دارد که قانون در عقبه آن خود‌نمایی می‌کند و کیست که نداند‌، قانون روحی خشک و اندکی عبوس دارد. در دلایل مبرهن گفتگو‌های انتقادی نیز که در مقدمه آن کلامی شیرین از ناحیه طرفین متبادل نمی‌شود و در متن آن تقابل فکری به اوج خود می‌رسد، قطعاً فرجامی جز کدورت بیشتر نمی‌توان گمان برد. درحالی‌که اگر سیمای واژه‌ها با اندکی عاطفه صیقل داد شود، یا به تعبیری روشن‌تر گفته شود که اگر این موضوع این‌طور شود به نظر شما بهتر نیست؟ تا بگوییم نظر من این است‌، که استعمال واژگانی تحکم‌آمیز دارد، مطلب با اندکی احترام توأم با عاطفه به فرد مقابل گفته‌شده و ناخودآگاه حس احترام وی نیز برانگیخته می‌شود. و شاهد بغض‌ها و عصبانیت‌ها از هم نخواهیم بود.

اما اگر دیدگان انسان‌ها همدیگر را سیاه‌وسفید ببینند و یا خوب و بد انگارند در چنین فضایی تضاد آرا و نظریات بیشتر از هر مبحثی گفتمان رایج روز خواهد بود. و شاید فردی که خود را در مقام قیاس در جایگاه و مرتبت فراتر از فرد مقابل می‌بیند اصولاً در چنین حالتی کمتر دلیل و وقت بر‌ای اقناع کنجکاوی‌ها و پرسش‌ها در خود می‌بیند. لهذا فرد پرسنده‌، پاسخ مناسب پرسش خود را از پاسخگو دریافت نمی‌نماید و این دور تسلسل‌وار نازیبا ادامه می‌یابد و این در هیچ جامعه‌ای پذیرفتنی نخواهد بود.

دیگر اینکه آن‌طرف از گفتگو که از استدلال و حرف حساب بهره کمتری دارد معمولاً پرخاشگر و مذاکراتش توأم با عصبانیت است. بهتر است برای گفتگو با دست‌پر و دلایل متقن پشت میز مذاکره بنشینیم.

راهکار نهادینه کردن فرهنگ گفت‌و‌گو در جامعه، درک اهمیت و ضرورت گفتگو است

به نظر من اولین و مهم‌ترین راهکار نهادینه کردن فرهنگ گفت‌و‌گو در جامعه، درک اهمیت و ضرورت گفتگو است. برای این مهم باید از مدارس ابتدایی و در کلاس‌های درس، فرهنگ گفتگو تدریس و تفهیم شود. باید فرهیختگان و مدیران فرهنگی و سیاسی جامعه پیشگام گفتگو و احترام به نظر مخالف شوند. دیگر اینکه گفتگو فقط گفتن نیست‌، بلکه شنیدن نیز هست. باید برای شنیدن نظر مخالف سعه‌صدر داشت. باید گفت و شنید تا طرفین به ارزش‌های مشترکی که باید مبنای عمل قرار گیرد دست پیدا کنند.

“رسیدن به یک گفتگوی تأثیرگذار نیازمند پذیرش برابری در مواضع افراد طرف گفتگو است“

در جامعه و در میان ما شاید گفتگو و تصوری نادرست در اذهان نقش بسته که اگر بپذیریم کلام طرف مقابل را، این به معنای شکست است و پیروزی طرف مقابل را در پی دارد. حال‌آنکه اگر استدلال قوی و منطقی از ناحیه هر فرد در طرفین گفتگو ارائه شود به‌طور مشخص، نپذیرفتن آن دلالت بر عدم منطق‌پذیری طرف دیگر است. اصولاً می‌توان این‌طور گفت که گفتگوی انسان‌های فاقد کلام منطقی، بی‌شباهت به پرخاش و مشاجره نخواهد بود‌. در شنیدن نیازی مبرم به خوب و نیکو فهمیدن از کلام همدیگر داریم.

 

رسیدن به یک گفتگوی تأثیرگذار نیازمند پذیرش برابری در مواضع افراد طرف گفتگو است. گفتگو وسیله و ابزاری قوی برای رسیدن به فهم مشترک و رسیدن به حقیقت است. راهی مشترک برای به اشتراک گذاشتن تجربیات و رسیدن به تصمیمی عاقلانه‌تر و صحیح‌تر./ص

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/74971