
اتحاد خبر: نام استان زرخیز بوشهر با وجود دارا بودن منابع طبیعی و خدادادی سال هاست با اسم مناطق محروم گره خورده است. در راس استان بوشهر شهرستان دشتستان است که بیش از یک چهارم جمعیت استان را در خود جای داده، اما با محرومیت های بدتر و بیشتری روبرو است. از کمبودهای بخش بهداشت و درمان و نارسایی های آن گرفته تا مشکلات راه و ترابری و جاده ها و فضای تفریحی و غیره ...
اتحاد خبر ـ زهره عرب: نام استان زرخیز بوشهر با وجود دارا بودن منابع طبیعی و خدادادی سال هاست با اسم مناطق محروم گره خورده است. در راس استان بوشهر شهرستان دشتستان است که بیش از یک چهارم جمعیت استان را در خود جای داده، اما با محرومیت های بدتر و بیشتری روبرو است. از کمبودهای بخش بهداشت و درمان و نارسایی های آن گرفته تا مشکلات راه و ترابری و جاده ها و فضای تفریحی و غیره ...
سال هاست که فریادهای ما در گلو خفه شده و یا هرجا که فریاد زده ایم گوش کم شنوای مسئولین نتوانسته فریاد ما را بشنود و برای دردهای ما چاره ای بیندیشد.
اما اینجا همچنان یک گزیدگی ساده ، رویاها را از بین می برد ... کمبودها کودکان را قربانی می کند ، عقرب ها و چرخ فلک ها جان می گیرند و صدایی از مسئولی برنمی آید.
محرومیت استان ما هر روز قربانی می گیرد ، هر روز شاهد دردها و زخم های عمیقی هستیم که دیگر مرهم نمی پذیرد ، مگر رویا دیگر برمی گردد؟ مگر گل نسترن که دیروز پژمرد و فراموش شد دوباره می روید؟ هر روز شاهد یک روایت تلخ از مرگی تلخ تر هستیم.
دیروز نسترن و امروز رویا ، شاید هم فردا گل لاله ای در خون بغلتد ...
رويا ظاهر فربید دختربچه ۴ ساله ی ساکن روستای پشت پر از توابع بخش ارم شهرستان دشتستان در اثر عقرب گزیدگی و عدم دسترسی به امكانات درمانی مناسب از دنیا رفت.
خبر کوتاه و تلخ ... اما فراموش نشدنی است.
يک سال پيش بود که دختربچه ی معصوم ديگری از نیش عقرب زخم خورد و روح پاکش آرام گرفت. نسترن دواری جلو چشم والدينش پرپر شد. همه دیدند و شنیدند و هیچکس حرکتی نکرد، نسترن فراموش شد تا امروز شاهد پرپر شدن رویایی از همان جنس باشیم.
به راستی مقصر این حادثه های دلخراش کیست ؟ هر بار و هر مسئولی و هر پزشکی و هر پرستاری توپ را در زمین دیگری می اندازد. نبود آمبولانس یا نبود دستگاه شوک؟ بی توجهی پرستار یا مدیریت ضعیف شبکه بهداشت؟ کاش پاسخ روشنی برای این سوالات می یافتیم هرچند این پاسخ ها زخم نسترن ها و رویاها را درمان نمی کند. هر چند کابوس خانواده ی داغدار رویا با این پاسخ ها تمام نمی شود. اما شاید اگر مسئولین به داد محرومیت ها برسند بتوانیم جلو مرگ رویاهای کوچک دیارمان را بگیریم.
قصه ی تلخ محروميت در دل استان بوشهر، پايتخت انرژی كشور جریان دارد و ای کاش واقعا محروم بودیم از اینهمه نفت و گاز و ادعا ...
به گزارش اتحاد خبر، منطقه ی محروم تنگ ارم باز هم به خاطر نبود تجهیزات درمانی مناسب در بهداری این بخش قربانی گرفت. چند روز از این اتفاق می گذرد. مردم بخش ارم و شهرستان دشتستان هنوز در حسرت چرایی و چگونگی این اتفاق هستند. گفته ها و شنیده ها بسیار است.
یکی از بستگان نزدیک رویا در مراجعه به دفتر اتحاد جنوب اینگونه می گوید: رویا پیش مادرش آمد و از سوختگی دستش شکایت کرد. مادر بلافاصله رویا را به بهداری تنگ ارم رساند، بعد از مراجعه ی اولیه رویا به بهداری دستان کوچکش به حالت غیر عادی تغییر شکل داده بود. در بهداری همزمان با رویا دو مریض تصادفی نیز مراجعه کرده بودند که پزشک می بایست به وضعیت آن ۲ بیمار هم رسیدگی می کرده است. پزشک آمپول ضد حساسیت را تزریق می کند و رویا از هوش می رود. مادر رویا بیقراری می کند و می گوید برای دخترم فکری کنید.
غلامرضا دست یافته که از بستگان نزدیک رویاست، می گوید من در تمام مراحل درمان کنار رویا و مادرش بوده ام، وی ادامه می دهد: پزشک به جهت کمبود تجهیزات و امکانات کم بهداری دستور به انتقال رویا به برازجان می دهد. رویا به همراه مادرش و بهیار با آمبولانس به طرف برازجان راهی می شوند.
در مواردی که حال بیمار وخیم است بایست در آمبولانس حداقل امکاناتی برای کنترل تنفس و یا در صورت نیاز دستگاه شوک و دیگر امکانات وجود داشته باشد، همچنین باید پرستار در کنار بیمار باشد تا بتواند وضعیت او را کنترل کرده و اقدامات لازم را انجام دهد اما گزارش ها خلاف این را نشان می دهد.
دست یافته اظهار داشت: در مسیر بهیار مربوطه در جلوی آمبولانس می نشیند و رویای ناخوش تنها رها می شود. این موضوع نمی تواند هیچ گونه توجیهی داشته باشد. در راه برازجان به دلیل اینکه کمربند تخت آمبولانس ویژه ی اطفال نبوده رویا چندین بار با سر به کف آمبولانس برخورد می کند. همچنین آمبولانس فاقد دستگاه DC شوک و دستگاه اکسیژن بوده است.
غلامرضا دست یافته در ادامه اظهارات خود افزود: مادر وخیم شدن حال رویا را می بیند و به بهیار خبر می دهد، بهیار نزد بیمار می آید و با دیدن حال رویا در شهر دالکی توقف می کنند، در بهداری دالکی رویا را با دستگاه اکسیژن تحت درمان قرار می دهند. سپس بیمار را با ضریب هوشی بسیار پائین به بیمارستان برازجان می رسانند.
تمام این ماجراها خود دردنامه ای بزرگ است و بعد از آن دردی بزرگ تر، آنجا که در بیمارستان برازجان عنوان می کنند: تخت خالی نداریم ...
تخت های بیمارستانی محدود است و تخت ویژه اطفال برای رویا وجود ندارد. رویا باید به بوشهر منتقل شود. بعد از چندین تماس توانستیم مراتب انتقال بیمار به بوشهر را فراهم کنیم اما از دست دادن وقت گرانبها و طولانی بودن مسیر و ضعف بخش درمان مساوی با لحظات آخر زندگی رویا بود ....
رویا دختر همه ی ماست. رویایی که پرپر شد و اگر هنوز وجدان بیداری وجود داشته باشد باید این شب ها در خواب آشفته شان بجای دیدن خواب پست های بالاتر و حفظ جایگاه کابوس دختربچه های زیبایی را ببینند که هر لحظه ممکن است دستخوش سرنوشتی چون رویا بشوند.
رویا رفت تا مردان دولتی، تا روسا و مسئولان، پزشکان و پرستاران بدانند جان انسان ها شوخی نیست، نمیتوان با وعده وعید و لبخند و قول های بدون عمل جان انسان ها را به بازی گرفت. /ج