کد خبر: 64955 ، سرويس: گزارش و گفتگو
تاريخ انتشار: 23 مرداد 1395 - 09:20
از سری گپ و گفت های مجازی خانه فرهنگ دشتستان؛
گپل خومونی/ اقلام و اشیاء فراموش شده دشتستان در گفتگو با حسین رویین تن+تصاویر

اتحاد خبر:از استودیو مجازی خانه فرهنگ دشتستان همراه شما هستیم.به گپل خومونی هفـــــــ۷ــــــتم خوش اومدین.در این برنامه بررسی خواهیم کرد اقلام و اشیاء فراموش شده دشتستان را با حضور مهمان عزیز برنامه جناب آقای حسین رویین تن...

مردم سلام
از استودیو مجازی خانه فرهنگ دشتستان همراه شما هستیم.
به گپل خومونی هفـــــــ۷ــــــتم خوش اومدین.
در این برنامه بررسی خواهیم کرد اقلام و اشیاء فراموش شده دشتستان را
با حضور مهمان عزیز برنامه جناب آقای حسین رویین تن.
جناب رویین تن خیلی خیلی خوش اومدین ممنون که دعوت ما را پذیرفتید، بفرمایید.
عرض ادب و احترام دارم خدمت شما جناب پاکدل مجری برنامه و همه ی عزیزان و سروران همراه.
بسی خوشحال و خرسندم که به لطف پروردگار و اختراعات بشری امکاناتی فراهم شده تا بتوانیم آداب و رسوم خوب نیاکانمان را به فرزندانمان و نسل آتی انتقال دهیم.
فرهنگ و رسومی که چه زیبا آنان را گرد هم می آورد تا ریشه های برادری و عواطف و انسانیت را محکم کند.
آنان براساس سه اصل خیش، پیش، میش، زندگی راحت و بارفاهی را بنیان نهادند و گاهی هم در مضیقه نبودند، و ما درست همان سه اصل را رها کردیم و امروز در هر سه با مشکل حاد روبرو هستیم که آب هم بر آن اضافه شده و امروز نه از خیش کنان ما برکتی است، نه از پیش داران ما درآمدی و نه از میش داران ما آثاری و امیدی.
خوب به یاد دارم که که چندین سال پیش استاد فرج کمالی در باره قحطی آب شعری سرود که اگر مسوولان ما سرشار کبکبه قدرت نبودند، مردم ما امروز برای طهارت خود مثل غربی ها به دستمال کاغذی پناه نمی بردند. امیدوارم این حرکت زیبای خانه فرهنگ برای شناخت آنچه داشته ایم و اکنون از دست داده ایم همت کند و آن را به سطح جامعه و افکار عمومی برای زنده کردن آن بکشاند،
ان شاءالله.
درود بر شما جناب رویین تن، به عنوان اولین سووال برامون از ادوات قدیمی کشاورزی در شهرستان دشتستان بگویید

بله
داس جیلُمی؛ که وسیله ای برای درو و برداشت محصول گندم و جو بود .

 



خیش؛

 


ببینید عزیزان ابزار اولیه شخم زدن این وسیله بود که به گاو یا الاغ و یا اسب و قاطر وصل می شد و شخم زدن و کشت و زرع با آن صورت می پذیرفت.
خیش توسط نجاران سنتی در بلوار شریعتی برازجان که قبلا خاکی و محله نجارها بود ساخته می شد.

بسیار عالی جناب رویین تن، در مورد وزن هم توضیحاتی بفرمایید که در قدیم از چه وسایلی برای وزن کشی استفاده می شد و چه میزان هایی وجود داشت؟

در قدیم ترازین و قُپون بود که از ترازین برای اجناس سبک و از قپون برای اوزان سنگین تر استفاده می کردند.

قپون؟ میشه بفرمایید شکل قپون چگونه بود؟

 


قپون دو زنبیل بزرگ با یک اهرم قوی بنام جیji بود.

در مورد یه مَن و دو مَن و یه قیاس و دو قیاس هم برامون توضیح بدین لطفا.

در قدیم مقیاس های خاصی داشتیم، مثلاً برای وزن از قیاس و برای اندازه از گَز، چارک استفاده می کردیم.

جناب رویین تن یادم هست در قدیم از قوّه ( باطری ) برای وزن کردن استفاده می کردن که هر دوازده قوّه را یک کیلو حساب می کردن.

بله جناب پاکدل، معیار مَنِ تبریز 60 تا 62 کیلو بود که چارک یا یک چهارم آن ۱۵ کیلو بود و چارچارک یک من، و یا ۱۵ کیلو و پانصد گرم و ۷ و نیم، اوزان رسمی آن زمان بود.

خوب جناب آقای رویین تن غیر از این هایی که فرمودین، در گذشته دیگه از چه وسایلی در کشاورزی استفاده می شد؟

اُوسه؛ که وسیله ای چوبی با دسته ی بلند و سری شش پنجه بود و از آن برای باد دادن خرمن و جدا کردن کاه و غلات استفاده می شد، یعنی وقتی باد می اومد خرمن خرد شده ی غلات را با اُوسه به قول معروف باچِر می کردند تا گندم و جو از کاه جدا شود.



اوسه چوبی با شش پنجه باز، از تولیدات نجاران شریعتی وقت بود.

داس خاربُر نیز وسیله ای برای کندن خار بود.




در زمان قدیم بعضی ها خارکن بودند و از راه خارکنی امرار معاش می کردند، به عنوان مثال پدر خود من خارکن بود و من همراه او برای کندن خار به بیابان می رفتم.
خار کاربردهای زیادی داشت حصار منازل عمده تاً از خار بود، دروازه و در حیاط اغلب خانه ها نیز خاری بود.

آقای رویین تن لطف می کنید در مورد بَنّه banneh هم توضیح بدین؟

از بنه برای جابجا کردن خرمن استفاده می شد .
بافه ها ی درو شده را در آن می نهادند و به خرمن گاه می بردند، بعد هم کاه را از اونجا با بَنّه به خانه می آوردند.

نجّاران اون زمان یعنی کسانی که این ادوات کشاورزی را می ساختند، در شهر برازجان چه کسانی بودند؟

بله خدا بیامرز عبدالرضا حاجی و میش عبدالله مرادی که آخرین نفر از خانواده نجاران برازجان که خیش درست می کرد بود.

بَنّه با توجه به وزن سنگینش با بار، با چه وسیله ای حمل می شد؟



بَنّه توسط الاغ بیشتر، چون الاغ کوتاه تر بود بلند کردن بنه و گذاشتن روی الاغ راحت تر بود برای بازیاران ( کشاورزان ).

بسیار عالی جناب رویین تن، درمورد بُرّا که خرمن باهاش خرد می کردن هم توضیح بفرمایید؟




در واقع برّا خرمنکوب بود که به الاغ بسته می شد و ساقه غلات را به کاه تبدیل می کرد.

وسایل روشنایی در اون زمان چی بود؟


چراغ تور، چراغ موشی، چراغ زنبوری یا پمپی
چراغ توری و چراغ پمپی چراغ باکلاس بود و مختص قشر ثروتمند و چراغ موشی چراغ فقرا بود.
چراغ توری دود نداشت اما وای وای چراغ موشی...!!!

در مورد آب و منابع آب و وسایل دسترسی به آب برامون بگید جناب رویین تن؟

قبلاً آب مصرفی بیشتر از چاه بود و گاهی هم انبار، اما بیشتر چاه بود. وسیله ای بود بنام دلو چتری ،یک متری نرسیده به آب از بالا طناب وصل به آن را تاب می دادند و رها می کردند. دقیقاً مثل چتر باز می شد و تو کف چاه می رفت زیر آب و پر می شد بعد اونو می کشیدن بالا و ۵ تا ۷ لیتر آب بالا می آورد.

آقای رویین تن، جِوَن چی بود؟ کاربرد جِوَن چه بود؟

جون دو نوع بود؛ چوبی و جیری یا همون سفالی.
داخل جون چوبی گندم پوست می کندند و  داخل جون جیری هم کشکسا درست می کردند. یعنی در جیری کشک می سهاندن. ( می سابیدن برای دوغ درست کردن با کشک )

جُفنه چی بود ؟


جفنه تشت جیری سفالی بود که در آن خمیر نون و گِرده محلی درست میکردند.
جفنه چیزی شبیه کاسه ی بزرگ از جنس گِلِ پخته و جیر که در آن خمیر نان تهیه می کردند.

تِگین چه بود و چه کاربردی داشت؟

تگین پارچه ای چهارگوش سفید و نسبتاً ضخیم بود، گلدوزی شده با ریشه هایی در چهار طرف که موقع تهیه نان آن را روی زمین پهن می کردند تا آرد روی زمین نریزد و جالب است بدانید که تِگین از وسایل ضروری جهاز دختران در قدیم بود.

جناب رویین تن از معامله کالا با کالا محصولات کشاورزی در قدیم هم سیمون حرف بزنید.

بله یادم میاد یه افراد بنام هورتی دوره گرد تو ولاتل میومدن، اونا نار، گزر، سیو و انجیر داشتند، گندم می دادیم انجیر می گرفتم، گاهی که کالای فروشنده قیمتش بالاتر از گندم بود اصطلاحی داشتن بنام دورِهَه ، یعنی دو برابر گندم یک برابر انجیر.
گاهی پشم می دادیم یا خرما می دادیم جنس مورد نظرمون را می خریدیم ،ر واقع معامله کالا با کالا بود.

بله جناب رویین تن یه اصطلاح هم تو معاملات کالا با کالا در قدیم بود به نام بِر نیم، فکر کنم منظورشون یک و نیم برابر بود.

جناب رویین تن همان طور که می دانید برای هر کاری ابتدا مقدماتی فراهم می شود، در مورد مقدمات شروع به کشت برامون توضیح بدین لطفاً؟

یادم میاد تو دهات ما که مردم فقیر بودن ،اونایی که زمین و بذر داشتن می دادن بازیار پاپنجک، یعنی کاشت، داشت، برداشت با بازیار، بذر و زمین با مالک 
موقع محصول پنج جا ( پنج قسمت) مالک یک جا بازیار که نمونه استعمار کامل بود. زمستان که می شد هرکس خر ( الاغ) و خیشش را آماده خیش کردن می کرد عذاب آور بود، ده روز گرفتار بودن تا مقدار زمینی ۱۰۰×۱۰۰را شخم بزنند.

بسیار عالی جناب رویین تن بسیار ممنون هستم از جنابعالی بابت حضور در این برنامه

منم ممنونم که این فرصت را که خدمت به فرهنگ دیارمون است را فراهم نمودید و اجازه دادید گوشه ای از تاریخ کشاورزی دشتستان را یادآوری نمایم برای نسل امروز و آیندگان.

مجدداً تشکر می کنم از جناب رویین تن عزیز که زحمت کشیدند و دعوت ما را پذیرفتند.
امیدوارم این گفتگو و این برنامه قدمی مثبت باشد برای جلوگیری کردن از به فراموشی سپرده شدن فرهنگ و آداب و سنن سرزمین عزیزمان دشتستان بزرگ.
منتظر شما در گپل خومونی بعدی هستیم

 

همین جا


خانه فرهنگ دشتستان

خداحافظ همین حالا


تهیه کننده: قاسم پاکدل
تهیه شده در خانه فرهنگ دشتستان

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/64955