
اتحاد خبر: هفته گذشته اداره دخانیات برازجان را پس از هشتاد سال فعالیت در یک سکوت محض خبری و بدون سر و صدا اثاث کشی و به عبارتی "شو گریز" کردند و "بُنِ جا" به بوشهر کوچاندند و وقتی مردم خبر شدند که دیدند " جا تر است و بچه نیست " . ظاهرا حضرات با خودشان حساب کرده بودند این هفته که بلبشوی تبریک و شادباش و شِپ و کِل به...
عبدالخالق عبدالهی:
هفته گذشته اداره دخانیات برازجان را پس از هشتاد سال فعالیت در یک سکوت محض خبری و بدون سر و صدا اثاث کشی و به عبارتی "شو گریز" کردند و "بُنِ جا" به بوشهر کوچاندند و وقتی مردم خبر شدند که دیدند " جا تر است و بچه نیست " . ظاهرا حضرات با خودشان حساب کرده بودند این هفته که بلبشوی تبریک و شادباش و شِپ و کِل به مناسبت روز خبرنگار است بهترین زمان برای این انتقال شوم است و تا اصحاب رسانه خبر شوند زده ایم و برده ایم و به قول ایرج میرزا "صورت داده ایم کار خود از زیر".
همه می دانند اداره دخانیات برازجان یکی از قدیمی ترین ادارات دولتی شهرستان و حتی استان است و هفته قبل در حالی جاکن شد و به بوشهر برده شد که دشتستان یکی از بزرگترین مراکز کشت تنباکوی کشور است و هنوز که هنوز است تنباکوی همه نقاط استان مانند سمل ، آباد ، اِشکالی و محموداحمدی در اصفهان به نام "تنباکوی برازجان" بسته بندی و برچسب می شود و در مرغوبیت این محصول همین بس که می گویند یک دسته اش را در خرمنی از تنباکوی سایر نقاط مثلا تنباکوی معمولی خوانسار می زنند تا عطری و مشتری پسند شود.
حالا بماند این انتقال بی مورد باعث می شود کشاورز بیچاره ی دشتستانی با همه مشکلات کشت و زرع و معضلات بی آبی، از این به بعد چه به سرشان آید تا برای کوچکترین کار اداری به جای برازجان ، 75 کیلومتر راه بکوبد و به بوشهر برود. که چه؟ که مدیر محترم و غیر بومی دخانیات که ساکن بوشهر است سختشان است هر روز به برازجان تشریف فرما شوند اما ایرادی ندارد چندین کارمند برازجانی و صدها و بلکه هزاران کشاورز و ارباب رجوع دشتستانی هر روز و هر هفته با این مشکلات و خطرات ترافیکی به بوشهر رفت و آمد کنند.
جناب فرماندار عزیز، باور بفرمائید الان که این سطور را می نگارم آن چهره مهربان ، آن لبخند ملیح ، آن دست پشت شانه گذاشتن از روی صمیمیت و آن به اسم کوچک صدا زدنتان به وضوح در نظرم مجسم است. ما دوست و همفکرتان هستیم و شما را نماینده دولت و تدبیر و امیدی می دانیم که هم به تدبیرش ایمان داریم و هم به امیدش دل بسته ایم، همه اینها درست ، اما به قول معروف "برادریمان بجا، بزغاله دونه ای هفت صنار" منظور اینکه این ها دلیل نمی شود چشم بر قصور و کوتاهی ها ببندیم و جنابعالی را مسئول ، جوابگو و حتی مقصر این اتفاق شوم ندانیم.
واقعا آقای فرماندار شما کجا تشریف دارید؟؟؟ چرا کاری نمی کنید یا اگر کاری کرده اید چرا تاکنون نتیجه نداده است؟ اصلاً جنابعالی که با انفعال و بی تفاوتی اجازه داده اید اداره دخانیات دودستی تقدیم مرکز نشینان شود آیا قادر هستید اگر ما بخواهیم مثلا اداره شیلات بوشهر را به برازجان منتقل نمائید؟ جواب واضح است: خیر . چرا ؟ خب معلوم است ، چون مکان مناسب برای اداره شیلات ، بوشهر و بندر و "پا دریاست" و جای مناسب برای اداره دخانیات، منطقه ای کشاورزی مثل دشتستان . اگر این طور است پس چرا اجازه دادید این اداره به نامناسب ترین محل ممکن منتقل شود؟
وانگهی اگر این اداره دخانیات در شهرستان دیگری مثلا گناوه ، کنگان و اهرم و یا هر شهرستان صاحب دار دیگری بود آیا مسئولان آن شهرستان اجازه می دادند اداره ابواب جمعی اشان این چنین آسان و بی سروصدا و مرموز به مرکز استان منتقل شود؟ حتماً جواب خواهید داد: تقصیری نداشته اید، مخالفت و اعتراض کرده اید ، دستور از بالا بوده و فلان و بهمان . اما جناب آقای فرماندار، اول اینکه :
تا که از جانب معشوقه نباشد کششی / کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد
بنده معتقدم هرقدر سمبه طرفداران پروژه انتقال دخانیات پرزور باشد لابد اراده و میل و کششی از جانب مسئولان شهرستان خودمان هم بوده که این فشارها نتیجه داده و بالاخره " شد آنچه نباید می شد" . وانگهی ، قربان شما و آن تدبیر و چهره همیشه خندانتان بروم، اینگونه اعتراضات ملایم و یکی به میخ و یکی به نعل زدن و من بمیرم و تو بمیری ها ، دردی از ما دشتستانیها دوا نمی کند یا لااقل در این مورد خاص تاکنون دردی را دوا نکرده است . بنده نه تنها با بوشهر و بوشهری هیچ مشکلی ندارم بلکه بعضی از بهترین دوستانم نیز بوشهری هستند اما چرا هرچه سنگ است پیش پای لنگ است و اصلا چرا آن گربه ملوس برای ما باشد و آن استر چموش برای آن ها ؟ اگر لازم شد فریاد بزنید چرا و به چه توجیهی مجموعه ای که بَرَند و نماد دشتستان و یکی از اداراتی است که هر دشتستانی از آن خاطره ای در خاطر دارد را چوب حراج زدند و بی خبر و بدون مقدمه به بوشهر منتقل کرده اند؟ اگر این کار تبعیض نیست پس چیست ؟ جواب این تبعیضات ناروا و نابجا و در عین حال غیرلازم و مسئول از مردم جداکن را چه کسی می دهد؟ وقتی شما به نام مَلِک اجازه می دهید از باغ رعیت چنین سیب هایی بچینند چطور توقع دارید غلامانی مانند ... درخت از بیخ در نیاورند و به جای آن نهال بی اعتمادی و نارضایتی نکارند؟ در پایان امیدوارم همه مسئولان شهرستان اعم از فرماندار و امام جمعه محترم و خصوصا نماینده محترم مردم در مجلس شورای اسلامی و حتی مسئولان ارشد استانی همت کنند بلکه آب رفته به جوی بازآید و با برگردانندن اداره ای که حق و سهم هشتاد ساله دشتستان و دشتستانی است اجازه ندهند بیش از این غرور مردم این خطه جریحه دار شود . نکته آخر هم اینکه می گویند قرار است ساختمان اداره دخانیات برازجان پس از اینکه سر و صداها خوابید تخریب شود و به قیمت زمین به پاساژ سازان فروخته شود . بنابراین جناب آقای فرماندار اجازه ندهید این کار نامیمون در دوره تصدی شما انجام شود پس منطق حکم می کند که :
آخرِ کار ، چو این ره به دهی می نرود / ترک این راه کنید و ره دیگر گیرید