کد خبر: 62436 ، سرويس: دین و معارف
تاريخ انتشار: 29 خرداد 1395 - 08:19
رمضان و موسیقی ایرانی

اتحادخبر- سید عبدالکریم موسوی: موسیقی رمضان به چند دسته تقسیم میشود: ایرانیان مسلمان بنا بر یک رسم کهن عادت کرده بودند یک تا سه روز پیش از رویت هلال ماه رمضان به پیشواز این ماه بروند. به همین دلیل، یک ساعت به اذان صبح مانده به بام خانه خود می رفتند و اذان می گفتند و مردم را به صلوات فرستادن دعوت می کردند. این گونه آوازها، اغلب در چهارگاه اجرا می شد...

سید عبدالکریم موسوی*:
یاد قدیم ها بخیر. ماه رمضان،  حال و هوای دیگری داشت. افطار و سحرش در شرایطی برگزار می شد که هنوز رسانه های جمعی نقش اساسی در اطلاع رسانی به دست نگرفته بودند. آن روزگار مردم برگزار کنندگان اصلی آیین های دینی بودند و هنوز هم خاطرات ماه رمضان سال های نه چندان دور را بسیاری به خاطر دارند.
این آیین ها که تحت عنوان موسیقی های ماه رمضان بررسی می شود، امروزه دیگر فراموش شده و فقط خاطره ای دور از آنها به جای مانده است؛ خاطره ای که نسل بعد هم آن را فراموش می کند و به خاطره ها می سپارد.
موسیقی های ماه رمضان تا حدود ۵۰ سال پیش در کشورمان پررنگ بوده و سپس رو به فراموشی نهاده اند. ما تا ۵۰ سال پیش در گوشه و کنار کشور، موسیقی ویژه ماه رمضان داشته ایم. صلوات خوانی، ذکرخوانی، بسم الله خوانی و منقبت خوانی نمونه هایی از این موسیقی بوده اند که در قرن اخیر فراموش شده اند.
بیش از ۹۰ نوع صلوات خوانی گروهی در نقاط مختلف ایران وجود داشته که متاسفانه در حال حاضر تنها دو نوع آن را می شناسیم. شناسایی این هنرها، وظیفه پژوهشگران و حمایت برای همگانی شدن آن، وظیفه متولیان فرهنگی است. همان مسئولانی که در همه این سال ها تلاشی برای زنده ماندن نغمه ها و آیین های سنتی نکرده اند، در صورتی که می توانستند و می توانند بودجه مستقلی را به موسیقی مذهبی و از جمله موسیقی رمضان اختصاص دهند.
موسیقی رمضان به چند دسته تقسیم میشود: ایرانیان مسلمان بنا بر یک رسم کهن عادت کرده بودند یک تا سه روز پیش از رویت هلال ماه رمضان به پیشواز این ماه بروند. به همین دلیل، یک ساعت به اذان صبح مانده به بام خانه خود می رفتند و اذان می گفتند و مردم را به صلوات فرستادن دعوت می کردند. این گونه آوازها، اغلب در چهارگاه اجرا می شد و گونه ای چاووش خوانی بود. بعدها سحرخوان ها، علاوه بر آواز، نقاره هم می نواختند تا حنجره شان دمی بیاساید. مناجات خوانی، اذان گفتن و دعا خواندن بخش های دیگری بود که به وقت سحر، یکی پس از دیگری اجرا می شد و اینها همه تمهیداتی بود که ایرانیان در گذشته برای بموقع بیدار کردن مومنین از خواب اندیشیده بودند.
در هویت پنهان ما یک نگرانی نسبت به آنچه در حال کمرنگ شدن و از بین رفتن است، وجود دارد. ما باید فرهنگ و پیشینه فرهنگی خود را بخوبی بشناسیم و پاسدار آن باشیم، اما متاسفانه نتوانسته ایم آن گونه که باید و شاید، نسل جدید را با ریشه هایشان آشنا کنیم.
رسانه ها، ارتباط ارگانیک مردم با فرهنگ و هنر خود را به هم ریخته و به فرهنگ آسیب زده اند. به همین دلیل از کسی که ترانه می خواند می خواهند با همان لحن، مناجات خوانی کند ، در حالی که این دو متفاوت با یکدیگر است.
همه متون مورد استفاده در لحن های ماه رمضان الزاما در قالب شعر بیان و خوانده نمی شوند. برخی دعاها و استغاثه ها همچون شطحیات که به وقت افطار و سحر خوانده می شد بر پایه متون و نوشته های مشایخ، فقها و بزرگانی مانند بایزید بسطامی و شیخ ابوالحسن خرقانی استوار بود ، همان گونه که شعر شاعران بزرگ و کلاسیک ایران همچون سعدی، جامی، عطار و مولوی نیز در بسیاری از ندبه ها و سحرخوانی ها مورد استفاده قرار می گرفت.
موسیقی مذهبی و سنتی، هم ریشه هستند
موسیقی مذهبی از سنتی جدا نیست. موسیقی و الحان مذهبی ما ناشی از موسیقی سنتی یا قومی ماست. موسیقی ای که ما به عنوان موسیقی مذهبی یا دینی ـ مذهبی می شناسیم چیزی جدا از موسیقی سنتی، ردیفی، قومی و نواحی نیست. بر این اساس وقتی تمام ساختارهای موسیقی قومی و ملی ما دستخوش تغییر شد، موسیقی مذهبی هم بالطبع دستخوش تغییر می شود.
در تعزیه از گوشه هایی که مأخوذ از موسیقی ردیف بود، استفاده می شد. همچنین انواع سحری ها، مناجات خوانی ها، استغاثه ها و ندبه ها همه اینها مواردی بوده که از موسیقی سنتی و قومی ما ماخوذ بوده است اما وقتی در حال حاضر موسیقی ملی ما (انواع موسیقی ردیفی، نواحی یا موسیقی هایی که در سنت های فرهنگی ایران قابل تعریف است) دستخوش تغییر شده بالطبع موسیقی مذهبی هم که برداشتی از آنهاست دچار تغییر می شود و باعث از بین رفتن ساختارهای اصالت آمیز آنها می شود.
بیشتر خوانندگان و هنرمندان دوره قاجار مثل احمدخان ساوه ای ، هم راوی موسیقی مذهبی و هم راوی ردیف بودند. به عبارت دیگر این افراد در ایام مذهبی لحن های مذهبی را و در ایام غیرمذهبی، ردیف را می خواندند. همچنین همه خواننده های برجسته و شاخص قاجاریه و اوایل پهلوی اول بدون استثناء علاوه بر این که اذان، مناجات و... می گفتند ردیف هم می خواندند.
شرایط فرهنگی کشور به سمتی رفته که امروزه بسیاری از ساختارهای فرهنگ ملی و فرهنگ کلاسیک ما که به اشتباه به عنوان فرهنگ سنتی از آنها نام برده می شود دستخوش تغییراتی شده اند و به دنبال آن کم کم نوعی بی هویتی جایگزین آن می شود. باید جلوی بروز این اتفاق را بگیریم و اجازه ندهیم این بی هویتی، آیین های فرهنگی ما را بگیرد./ص

*دانشجوی دکتری تصوف و عرفان دانشگاه ادیان و مذاهب قم

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/62436