
اتحاد خبر - عبدالخالق عبدالهی: به گمانم حکایت متصدی میدان غضنفرالسلطنه برازجان، حکایت همان چوپان ولات ماست. شهر ما همه چیز دارد اتفاقا از نوع خوب و زیبایش را هم دارد اما یا اصلا استفاده نمی کنیم یا وقتی که لازم است استفاده نمی کنیم یا بدتر از آن، وقتی که لازم نیست استفاده میکنیم. امیدوارم متصدیان امر، حرف بنده را بشنوند و کت و شلوار پلو خوری....
عبدالخالق عبدالهی:
یادم می آید بچه که بودیم تو ولات ما بنده خدایی زندگی می کرد که چوپان بود و کارش چراندن گوسفندان در صحرا. این چوپان که از قضا جوان رعنا و خوش هیکلی هم بود یک دست کت و شلوار قشنگ و یک جفت اُرسی چرمی نو بسیار شیک داشت که مایه حسرت ما بود اما عجیب اینکه توی ولات که همه بودند این چوپان با شلوار کردی می گشت اما "پوی گله" و تو بَنگ بیابون، کت و شلوار و اُرسی شیکش را می پوشید و با آن جولان می داد.
حالا چرا نصف شبی بیاد این چوپان ولاتمان افتادم؟ الان عرض میکنم.
دقیقا اوخر جمعه شب یا همان "شو شنبه ی" خودمان، دست بچه یک ساله ام را گرفتم و به میدان غضنفرالسلطنه رفتم (ببخشید هر چه میکنم میدان خلیج فارس توی دهنم نمی چرخد). از آنجایی که این ته تغاری بنده علاقه وافری به فواره و خصوصاً نورپردازی های درون آب دارد هفته ای یکی دو شب به میدان غضنفرالسلطنه می بریمش تا با دیدن ترکیب فواره آب و نورهای رنگی چشم نواز هم ذوق و خوشحالی کند هم کمی بازی.
اما همین جمعه شب گذشته که رفتیم با اینکه شب تعطیلی بود و میدان هم بسیار شلوغ، اما متاسفانه نه فواره ای روشن بود و نه نورپردازی و خلاصه اینکه با دستهایی که به کفشمان می رسید دمغ و دلخور، سرِنعل به خانه برگشتیم. من نمی دانم چه حکمتی است شبهای غیر تعطیل که میدان خلوت و حتی خالی از مردم است فواره و نورپردازی ها تا دیر وقت شب روشن است و همچنان آب می پاشد و نور اما شب های تعطیل که همه مردم جمعند و این گونه خدمات شهری معمولا بیشتر و بهتر به چشم می آید همه چیز خاموش است و میدان هم سوت و کور.
به گمانم حکایت متصدی میدان غضنفرالسلطنه برازجان حکایت همان چوپان ولات ماست. شهر ما همه چیز دارد اتفاقا از نوع خوب و زیبایش را هم دارد اما یا اصلا استفاده نمی کنیم یا وقتی که لازم است استفاده نمی کنیم یا بدتر از آن، وقتی که لازم نیست استفاده میکنیم. امیدوارم متصدیان امر، حرف بنده را بشنوند و کت و شلوار پلو خوری را از پستو درآوردند و روزهای شلوغ مهمانی بپوشند. همچنین سعی کنند زحماتی که برای زیبایی و عمران شهری می کشند بهتر و بیشتر به چشم آید و دیده شود خصوصا در ایام تعطیل . در یک کلام : هرکاری را در وقت و زمان خود انجام دهند. چراکه به قول ایرج میرزا :
هر رطبی را که نچینی به وقت / آب شود بعد ، به شاخ درخت