کد خبر: 56580 ، سرويس: استان بوشهر
تاريخ انتشار: 21 دي 1394 - 10:18
صلابت و اقتدارمان را مدیون چه کسی هستیم؟

اتحادخبرـ اسماعیل ضیاء: هر کدام از ادوار تاریخی به تناسب سیاستها وحکومتهای خاص آن دوران،دستخوش تغییرات ودگرگونیهایی شده است. وقتی صفحات تاریخ را ورق می زنیم ودر دورانهای مختلف تاریخی می نگریم حاکمانی چون حکام بنی امیه وبنی عباس را میبینیم که با چه تصمیماتی حکومت می کردند. تصمیماتی که بیشتر جنبه حفظ قدرت وحکومت بر مردم ...

اسماعیل ضیاء

هر کدام از ادوار تاریخی به تناسب سیاستها وحکومتهای خاص آن دوران،دستخوش تغییرات ودگرگونیهایی شده است .وقتی صفحات تاریخ را ورق می زنیم ودر دورانهای مختلف تاریخی می نگریم حاکمانی چون حکام بنی امیه وبنی عباس را میبینیم که با چه تصمیماتی حکومت می کردند .تصمیماتی که بیشتر جنبه حفظ قدرت وحکومت بر مردم را در خود نهفته داشت .تصمیماتی که بوی مقام ومنصب وحب مال وشهوت پرستی میداد.حکومتهایی که فقط تظاهر به اسلام می کردند. بی شک اگر هدایتهای روشنگرانه معصومین (ع)نبود شاید امروز چیزی به نام اسلام وجود نداشت .هدایتهایی که مسیر رشد وتعالی مردم یک جامعه را سرلوحه کار خویش قرار داده بود .هدایتهایی که شعار اصلی اش "هیهات منا الذله "بود . جلوتر که میرویم با پدیده بزرگ انقلاب اسلامی روبرو میشویم وبا شخصیت ملکوتی ای چون امام خمینی (ره)که با صلابت واقتدار در برابر ظالمان ومستکبران ایستاد تا خود کفایی واستقلال را نصیب مردم سرزمینش کند .اگر نگاهی به رهبران کشورهای مختلف جهان بیاندازیم .وصدماتی که مردمان آن سرزمین ها بخاطر بی لیاقتی رهبرانشان متحمل میشوند رابررسی کنیم .آنوقت بهتر میتوانیم به نکته سنجی ها وتیز بینی های دقیق وعمیق رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای(مد ظل العالی) پی ببریم . آیت الله مکارم شیرازی در شرح خطبه شقشقیه نهج البلاغه میگویند امام علی (ع) در این خطبه 5 فلسفه را برای رهبر وامام بیان میدارند ":
اولين فلسفه وجود رهبر، اين است كه يك ملّت تكيه‏گاه مى‏خواهد و اين تكيه‏گاه بدون وجود رهبر ممكن نيست.
دوّم اين كه يك ملّت در صورتى مى‏تواند پيروز و موفّق شود كه برنامه‏هايش هماهنگ و صفوفش متّحد باشد، اين هم بدون وجود رهبر، ممكن نيست.
سومين فلسفه وجود رهبر، مسئله جهت دادن به حركتها و تلاشها و كوششهاست، و اين غير از مسئله وحدت است. اين سه قسمت را از همان جمله كوتاهى كه حضرت در خطبه شقشقيه فرموده‏اند مى‏توان استفاده كرد كه: «إنّ محلّي منها محلّ القطب من الرّحي» يعنى موقعيّت من در مورد مسئله خلافت همچون ميله‏اى است كه در وسط سنگ آسياست.
تعبير، بسيار زيباست. سنگ آسياب ممكن است هزار و يك عيب داشته باشد امّا در عين حال بگردد و كار كند، امّا اگر آن ميله وسط (كه هم تكيه‏گاه است و هم هماهنگ كننده است و هم جهت دهنده) برداشته شود، آسياب حتّى براى يك لحظه هم نمى‏تواند بگردد.
وجود رهبر در يك جامعه همانند آن ميله ثابت محكم و استوارى است كه سنگ را بر گرد خود بحركت در مى‏آورد و به سنگ جهت، و به گردشش‏هماهنگى و يكنواختى و يكسانى مى‏دهد. بنا بر اين براى اين كه يك جامعه بتواند داراى تكيه‏گاه باشد و در حوادث جارى، پايگاه، و در حركت خود اتحاد و جهت داشته باشد، نيازمند به وجود رهبر است.
حتى با تعبير ديگرى در همين خطبه شقشقيّه مى‏فرمايد: «ينحدر عنّي السّيل» در اينجا وجود خودش را به كوهسارى تشبيه مى‏كند كه دانه‏هاى باران بر آن مى‏بارد، اين دانه‏ها با شيب كوه حركت مى‏كند و در درّه جمع مى‏شود و در يك مسير به حركت در مى‏آيد. اين كه وجود خودش را به دامنه كوهى تشبيه مى‏كند كه سيلاب از دامنه او سرازير است، باز اشاره به همين مسئله تلاشها و جهت دادن به حركتهاست.
چهارمين فلسفه وجود رهبر، مسئله بينش دادن به امّت، و پنجمين مسئله، اسوه بودن است. على (ع) در نامه 45 (نامه معروف به عثمان بن حنيف) اشاره به اين دو فلسفه كرده و اين چنين مى‏فرمايد: «ألا و انّ لكلّ مأموم إماما يقتدي به و يستضي‏ء بنور علمه» اى فرماندار بصره، اى عثمان بن حنيف، بدان هر پيروى، پيشوائى دارد و از پيشواى خودش استفاده مى‏كند. اوّل آنكه از علم او بهره مى‏گيرد و امام و رهبر به او بينش و آگاهى مى‏دهد، و ديگر آنكه اسوه‏اى براى او در تمام كارهاست. از جملاتى كه نقل شد اجمالا فلسفه‏هاى وجود رهبر را مى‏توان استفاده كرد.
و به روشنی میتوان اذعان کرد که در موارد وموضوعات مهم واساسی  که کشور را مورد تهدید قرار داده بود ما این تکیه گاه بودن ،اسوه بودن ،جهت  دادن به تلاشها، کوششهاوبینش دادن به امت را بوضوح مشاهده کرده ایم .موضوعات مهمی چون مساله توافق هسته ای ،الزامات فقیهانه ایشان نسبت به مساله برجام، هشدار به جا وآگاهانه ایشان در باب ممنوعیت مذاکره با آمریکا ،برخورد مقتدرانه ایشان نسبت به حادثه غمبار منا ،سخنرانی پر معنای ایشان در هفته بسیج واشاره به جریان نفوذ در کشور با اهداف وانواع نفوذ به قصد کمرنگ کردن واز بین بردن ارزشها واصالتها وتخریب چهره های مورد اعتماد،نامه پربار وحساس وبه موقع ایشان به جوانان اروپایی آنهم بعد از فاجعه خونبار پاریس، چرا که دشمنان قصد داشتند مسلمانان را به عنوان تروریست معرفی کنند. اینها همه وهمه نشان از تیز بینی ودشمن شناسی فقیهانه ایشان در موارد مختلف میباشد. اگر امروز آرامش وامنیت داریم . اگر امروز همه کشورهای منطقه وحتی همسایگان ما فاقد امنیت هستند اگر امن ترین مرز را در کنار ناامن ترین مرز ها داریم. اگر در دنیا صاحب اقتدار وعزت هستیم اگر در موارد گوناگون خود کفا هستیم .اگر تا به حال زیر بار ظلم وسلطه بیگانگان نرفته ایم .همه را مدیون رهبری دلسوز وفرزانه هستیم./ج

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/56580