
اتحادخبر- مجید کمالی پور: در فرهنگ مردم برازجان و دشتستان و شاید هم جنوب اصطلاحی داریم تحت عنوان( اوچیش) که به زبان امروزی ها میشود حرمت نگهداشتن، رعایت حال مخاطب را کردن، ماخوذ به حیا شدن، چشم نبستن و دهن باز کردن خلاصه اینکه همینطور بی محابا بلغور نکردن و بی گدار به آب نزدن و در این دنیای مجازی با تمام محاسنش متاسفانه...
مجید کمالی پور:
در فرهنگ مردم برازجان و دشتستان و شاید هم جنوب اصطلاحی داریم تحت عنوان( اوچیش) که به زبان امروزی ها میشود حرمت نگهداشتن، رعایت حال مخاطب را کردن، ماخوذ به حیا شدن، چشم نبستن و دهن باز کردن خلاصه اینکه همینطور بی محابا بلغور نکردن و بی گدار به آب نزدن و در این دنیای مجازی با تمام محاسنش متاسفانه"بی او چیشی" بسیار رایج است. چرا؟ چون مخاطب را به چشم نمی بینی انگار هر چه به قلمت می آید مینویسی و فکر میکنی چون قلم بدست داری باید هر چی توانستی بتازی.
اما بعد که در دنیای حقیقی با او روبرو میشوی از تاختن هایی با مورد و بی مورد و حمله هایی که به او کرده ای اگر نه آشکار و علنی اما باطناً ماخوذ به حیا می شوی و از درون خجالت می کشی و پیشانی مبارکت اندکی به عرق شرم می نشیند.
واویلا به وقتی که بدانی طرف مقابلت هم بی خطر است هم بی دفاع و هم اینکه دستانش هم چندان به قلم آشنا نیست، دیگر شمر هم جلودارت نیست، اگر حمله ای به مقام یا مسئولی کردی ومطمئن شدی جواب نمیدهد باز بیشتر زور میزنی که بیشتر نیش بزنی و بیشتر هتاکی و پرده دری کنی.
من تجربه زیادی در دنیای مجازی دارم، مدتی قبل نزد یکی از اعضای گروهای مجازی واتس آپ بودم. به وضوح می دیدم هر گاه مسئولی ادب را رعایت می کند، هتاکی نمی کند و خلاصه اینکه مبادی آداب است حمله و هجمه را به او بیشتر و شدیدتر برنامه ریزی می کردند این را به عنوان مقدمه داشته باشید تا برسیم به ماجرای نشست صمیمی فعالان مدنی برازجان با جناب استاندار.
در این نشست بخش عمده ای از توضیحات استاندار محترم در همین مورد ادبیات انتقاد و پرخاش گری و هوچی گری فعالین مدنی بود یعنی ایشان به زبان دیپلماسی همان چیزی را گفتند که ما مدت هاست به زبان ساده می گوییم.
چقدر به دوستان عرض کردیم دنیای مجازی و زبان انتقاد را با رینگ بوکس و میدان جنگ اشتباه نگیرید، چقدر گفتیم و نوشتیم یک فعال مدنی را اگر صد قسمت کنند نود قسمتش ادب و متانت است و تنها ده درصدش ذوق و قلم؟ نمونه اش بحث تیم هندبال برازجان که بسیاری شاهد آن بوده اند.
فقط بر اثر سروصدای بیهوده و هوچی گری عده ای بود که نتوانستیم هیچ کمکی به رفتن تیم به لیگ برتر کنیم، نمونه دیگرش را در حمله همه جانبه به کارخانه سیمان دیدیم که بالاخره هم معلوم نشد عایدی ما از این تدارک یکپارچه و آتشین چه بود؟ البته بنده هم به بسیاری از این موارد و مسئولان مربوطه و حتی همین آقای استاندار ایراد و انتقاد دارم اما اینکه بخواهم با هوچی گری و ادبیات چاله میدانی مطالباتم را مطرح کنم مخالفم.
کاش دوستان مطالبه گری که به جای قلم بیل به دست گرفته اند می آمدند و می گفتند یا می نوشتند در این مدتی که در میان هیاهوی خود گرفتارند چه کرده اند و این جنجال ها چه نتیجه عملی برای این شهر و مردمش داشته است؟؟ مشکل آب، مبلمان شهری، آلودگی هوا و دهها مشکل ریز و درشت دیگری که طرح کرده و نیمه کاره رها کرده اید بفرمائید کدام را حل کرده و به سرانجام رسانده اید؟ مشکلاتی که عده ای در جلسه اخیر با استاندار عنوان کردند همان هایی بود که طی چند ماه گذشته هر شب در جمع دوستان و در گروههای مجازی مطرح شده و بدون هیچ نتیجه ای با محو شدن در غباری از بی تعهدی و پیگیری نکردن جدی که خود ایجاد کرده اند به فراموشی سپرده شد.
من یکشب شمردم در مدت سه ساعت بیش از شانزده موضوع در یکی از گروه های واتس آپی مورد بحث قرار گرفت و هیچکدام هم به نتیجه منطقی نرسید فقط هر جا کم میاوردیم داد میزدیم: آهای فرماندار کجائی؟؟ استاندار کجایی؟ فلان و بهمان کجائید؟ چرا عده ای سوراخ دعا را گم کرده اند؟ آخر این هم شد مطالبه گری؟ اگرحرف های دیشب جناب استاندار را مرور کنید خواهید دید مخاطب عمده اش همین افراد بی ملاحظه و هوچی و به قول خودمان بی او چیش بودند که ملاحظه هیچ کس و هیچ کاری را نمی کنند و بسیاری مواقع با ندانم کاری رشته ها را پنبه می کنند.
اینکه هی تکرار کنیم من اصحاب رسانه هستم، رسالت دارم، من مطالبه گر هستم، من مجیزگو نیستم که نشد کار. اتفاقا می توان اصحاب رسانه بود مودب هم بود، می توان مطالبه گر بود حد خود را هم دانست می توان و باید رسالت مطبوعاتی داشت و پا را از گلیم خود هم درازتر نکرد.
دوستان عزیز با نقبی به گذشته و بازبینی آنچه انجام داده ایم کمی در راه و روشمان تردید کنیم و به قول معروف "کمی او چیش چاشنی کارمان کنیم.
بیلانی که دیشب جناب استاندار و فرمانداردشتستان ارایه کردند انصافا بیلان خوبی بود و نشان میداد چطور بعضی ها آنقدر گیج هستند که با تمام کمبودها و موانعی که وجود دارد این همه کار انجام شده و ما در خواب غفلتیم.
شاید هم می دانیم اما همچنان خود را به خواب زده ایم و صلاحمان در بی اطلاعی است و بی او چیشی.
*اتحاد خبر و اتحاد جنوب آماده انتشار نظرات دیگر فعالان مدنی در این خصوص می باشد.