
اتحاد خبر- الله کرم مشتاقی: جلال الدین فارسی را بیش از مبارزات و آثارش با ادعاهای محیر العقول، خاطرات عجیب و رفتار متکبرانه اش می شناسند. مردی که اکنون در آستانه 82 سالگیست با وجود آنکه به جز تالیف...
جلال الدین فارسی را بیش از مبارزات و آثارش با ادعاهای محیر العقول، خاطرات عجیب و رفتار متکبرانه اش می شناسند. مردی که اکنون در آستانه 82 سالگیست با وجود آنکه به جز تالیف چند کتاب، عضویت در مجلس قانون اساسی و البته عضویت در دوره دوم مجلس شورای اسلامی سمت و جایگاه مهم دیگری نداشته اما خود را تئوریسین اول انقلاب اسلامی می پندارد. صراحتا می گوید امام خمینی از برنامه مبارزاتی که وی در اختیار ایشان(حضرت امام) گذاشته پیروی کرده و به پیروزی رسیده است! ولایت فقیه را بخش کوچکی از تز دولت وحیانی نبوی خود می داند که تا کنون هیچکس به جز او نتوانسته آنرا کشف کند! مدعي است كه در نوشتن بخشهايي از كتاب حكومت اسلامي امام نقش داشته است و رهبر معظم انقلاب و دکتر شریعتی پاي كلاسهاي تفسيرقرآن او مينشسته اند.
می گوید کاندیدای مورد نظر امام برای ریاست جمهوری دور اول بوده، می گوید مدعی است او آیت الله خامنه ای را به ریاست جمهوری رسانده. شان خود را بالاتر از پذیرش وزارت ذیل دولت شهید رجائی می داند و حتی بالاتر از آن، او بوده که شهید رجائی را به این موقعیت رسانده ، می گوید تنها به این دلیل دادستان کل کشور نشده که در شان خود نمیدیده برای گرفتن حکم نزد امام برود، در نوشته هایش شهید چمران و امام موسی صدر را مکررا مورد توهین و تهاجم قرار میدهد.
نوشتن سیاهه ای از اظهارات شاذ جلال الدین فارسی و البته حواشی دیگری از زندگی او ( از جمله دادگاه دهه 70 وی به جرم قتل یک محیط بان)خود به زمانی طولانی نیاز دارد.
با خواندن مصاحبه ماهنامه رمز عبور در شماره 12 که با وی انجام داده بود، بی اختیار به یاد رمان مشهور دون کیشوت، نوشته سروانتس افتادم، دن کیشوت زندگی فردی را به تصویر می کشد که دچار توهم بوده و خود را یک شوالیه می پندارد و دشمنانی فرضی در برابر خود میبیند، او پهلوانی خیالی و بیدستوپاست که خود را شکستناپذیر میپندارد.
بخشی از اظهارات وی در این مصاحبه را در ادامه خواهید خواند:
- هیچ مبارزی نبوده که کتاب های من را نخوانده باشد، یعنی نمی توانسته کسی مبارز بشود و کتاب های من را نخواند.
- اصلا مبارز اسلامی وجود نداشته که این کتاب من (انقلاب تکاملی اسلام) را نخوانده باشد.
- ایشان(اما خمینی) فرمودند که شما درس های ولایت فقیه را از صورت درس خارج نموده و به صورت کتاب در بیاورید، و بخشایی را هم اشاره کردند که از کتاب انقلاب تکاملی اسلام وارد کتاب ایشان بکنم.
- تمام دعوت ها به براندازی رژیم شاه را من وارد کتاب امام کردم، اینها همه به اسم امام منتشر شد.
- امام به من پیام داد، من به هیچ کتابی تقریظ ننوشته ام، اما اگر شما بخواهید می نویسم و من گفتم، نه.
- در تمام سنگرهای جنگ داخلی لبنان حضور داشتم.
- بعد از من بزرگترین خدمات را او(یکی از دوستان خود را نام می برد) به امام خمینی و جنبش اسلامی داخل ایران کرد.
- امام فرماندهی نظامی برای براندازی رژیم پهلوی را به من سپرد.
- جنبش فتح(به رهبری یاسر عرفات) ادبیاتی را در ایران ایجاد کرد که کتاب ولایت فقیه امام یکی از ثمرات آن بود،آثار دکتر شریعتی جزئی از آن ادبیات بود(نقل به مضمون،ص48،ستون وسط)
- هیات موئتلفه را من هدایت می کردم و تز ترور سران رژیم شاه را هم من دادم، گفتم با ترور سران کشوری باید یک تکانی بدهیم.
- هیچکس باورش نمی شد که من عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی که اکثر آن را شاگردان من تشکیل میدادند بشوم، اما من برای اینکه وزنه نیروهای ملی و حکومت بازرگان را به طرف امام سنگین کنم این را پذیرفتم.
- گفتند شما را برای دادستانی کل کشور انتخاب کرده ایم، شما بیائید به قم بروید و خدمت امام برسید که حکم بدهند، گفتم نه، من برای گرفتن هیچ حکمی از اینجا بلند نمی شوم بروم خدمت امام، امام مرا می شناسند، همانجا حکم بدهند من اینجا این کار را عهده دار می شود.
- همین دوم خردادی ها از نیامدن من به رقابت ریاست جمهوری دور اول خوشحال شدند.
- از بهمن و اسفند 1356 یک جزوه 20 صفحه ای( در مورد اصول مبارزه با رژیم شاه) منتشر کردم، هر کاری امام کرد، هر تصمیمی گرفت و هر سخنی گفت در این راستا بود تا روز آخر.
- به امام میگفتم این را اینطور جواب بده، از این استفاده کنید،این یکی را ولش کنید، به اینها هیچ چیز نگوئید.
- از صدر اسلام تا آن زمان چند حقوقدان بزرگ در قدیم بوده اند(که در مورد حقوق بین الملل اسلامی کتاب نوشته اند) ولی در عصر حاضر(به جز من) کسی تالیفی در این باره نداشته.
- تصویر(مثبتی) که از آقای صدر درست کرده اند، اینگونه نیست، از آقای خوئی پشتیبانی می کرد، می گفت ایشان باید مرجع شود(نه امام خمینی)، چمران هم می گفت مرجعیت مال آقای صدر است نه آقای خمینی، این موضع دکتر چمران است که از دستیاران امام موسی صدر بود، شما ببینید که فاصله این دو نفر با من چقدر است.
آنگونه که از خلق و خوی ایشان در مصاحبه هایشان پیداشت ید طولائی در مدعیاتی این چنین عجیب دارند. علاوه بر این، ایشان در هر مصاحبه ای، گفته های پیشین خود را نقض می کنند. به عنوان مثال ایشان تز دولت وحیانی نبوی و لزوم اجرای آن در کشور را مطرح می کنند که در آن رئیس جمهور و نخست وزیر و انتخابات هیچ جائی ندارد، از سوی دیگر خود ایشان تلاش گسترده ای برای بدست آوردن پست ریاست جمهوری نموده اند! و بابت نرسیدن به این پست، به عالم و آدم ناسزا می گویند.
ارادت و دلدادگی ایشان به یاسر عرفات و جنبش فتح نیز جای تعجب دارد، یاسر عرفاتی که پس از قرارداد اسلو از خط مقاومت خارج شده و مقام معظم رهبری در مورد او فرمودند؛ « اگر میبینید که او را تحویل میگیریم یا پیش امام میبریم، این بهخاطر مردم فلسطین است و الاّ این بشر نه از حیث اخلاقی لیاقت دارد و نه از حیث سیاسی».
عجیب است که جناب فارسی انقلاب ایران را بخشی از ادبیاتی میداند که جنبش فتح آن را ایجاد کرده بود، وی حتی پا را فراتر میگذارد و آثار امام خمینی را نیز بخشی از این ادبیات می داند!
در بخش از مصاحبه خود می گوید،«امام با امکانات نظامی که جنبش فتح در اختیار او قرار داد، من را مسئول بر اندازی رژیم کرد!» سپس می گوید «وقتی وارد فرودگاه سوریه شدیم که امکانات نظامی را به ایران ببریم هنوز متوجه پیروزی انقلاب نشده بودیم!» حال سوال اینجاست اگر شما مسئول براندازی رژیم شده بودید چرا امکانات نظامی را به مبارزین تحویل ندادید! پاسخ مشخص است، اولا چنین مسئولیتی ابدا به شما واگذار نشده بود، ثانیا پیروزی انقلاب با سلاح و امکانات نظامی صورت نگرفت، آن ناچیز سلاحی هم که در اختیار مردم قرار گرفته مربوط به روزهای آخر و پیوستن بخشی از ارتش به مردم بود.
شما در جاهای مختلف با افتخار بیان می دارید که حاضر نشده اید برای گرفتن حکم از تهران به قم بروید، که البته جای تاسف دارد! در توجیه رفتار خود گفته بودید امام من را می شناسد و نیازی به حضور من نیست و خود امام باید از همانجا حکم را بفرستد! سوال اینجاست چرا بعد از آنکه امام حکم را نفرستاد شما حاضر شدید به قم بروید و اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه را واسطه قرار دهید تا حکم را از امام بگیرند؟
اصلا چرا وقتی بعد از آنکه متوجه شدید امام اسیر این بازی های سیاسی نمی شود ، خود شما نزد امام رفتید تا حکم را بگیرید اما امام به شما حکم نداد!! که البته بعد از آن شما پای آمریکا و سازمان سیا و انگلیس را وسط کشیدید که آنها کارشکنی کرده بودند!
در مصاحبه تان گفته اید «دوم خردادی ها» از رییس جمهور شدن شما ترس داشته اند! جناب آقای استاد فارسی در آن برهه که اصلا جریان دوم خرداد به وجود نیامده بود! چطور آنها مانع شما شدند!؟
جناب آقای فارسی واقعا شما وزن خود را چقدر میدانید که عنوان می دارید «گفتم اعتبارم را به اینها بدهم تا کفه ترازو را به نفع اینها(حزب جمهوری اسلامی) سنگین کنم!» جناب آقای فارسی همین «اینها» که شما از آن یاد می کنید، خود وزنه ای برای انقلاب و کشور و حکومت نوپای ایران اسلامی بوده اند، همین شهید بهشتی که شما تلویحا از سابقه کم مبارزاتی او انتقاد می کنید به گفته امام خمینی، «ملتی بود برای ملت». تصور کرده اید با نوشته چند کتاب که اتفاقا دوره مصرف آنها به سر آمده و دیگر اسمی از آنها در مجامع علمی و مذهبی و سیاسی وجود ندارد بار انقلاب را به دوش کشیده اید؟اولا کسی نباید بر سر انقلاب و ملت منت بگذارد ثانیا اگر قرار است کسی این کار را بکند شهید مطهری و شهید بهشتی و شهید هاشمی نژاد و شهیدان جنگ تحمیلی و همین شهید چمرانی که نمی دانم به کدام کینه شخصی در تمام مصاحبه هایتان او را مورد طعن و نکوهش قرار میدهید هستند نه شما.
امام در وصیت نامه الهی- سیاسی خود در صفحه آخر عنوان می دارند که کسانی هستند که ادعا کرده اند مقالات و اطلاعیه های مرا تهیه می کرده اند و این دروغ است و من(امام خمینی) با احدی در نوشتن آنها دخالت نداشته اند.
چطور شما به خود اجازه میدهید که اصلی ترین کتاب امام یعنی حکومت اسلامی را به خود نسبت دهید! چطور به خود اجازه میدهید که صراحتا بگوید من به امام می گفتم این کار را بکن آن را نکن این را بگو آن را نگو!
جناب فارسی حقیقت آن است که شما زحماتی را برای انقلاب کشیده اید، کارهائی هم کرده اید اما نه به آن میزان که شما را در صف اول یا دوم و حتی سوم مبارزان و تاثیر گذاران پیروزی انقلاب قرار داد. انقلاب اسلامی آنقدر پهلوان دارد که نیاز به دون کیشوت نداشته باشد.
الله کرم مشتاقی/کارشناس ارشد علوم سیاسی