کد خبر: 45094 ، سرويس: استان بوشهر
تاريخ انتشار: 02 خرداد 1394 - 11:37
نگرخواهی اتحادخبر درباب جنبش دوم خرداد و جامعه ایرانی
دوم خرداد، خیزش مردم سالاری دینی

اتحادخبر- سرویس سیاسی: بسیاری از جامعه‌شناسان و پژوهشگران در سال‌های اخیر همواره از واقعه 2 خرداد به عنوان نقطه عطف تاریخی نام برده‌اند، اما چه عواملی موجب شد تا دوم خرداد از یک روز به یک جریان فکری تبدیل شود؟ اتحادخبر در این راستا نگرخواهی در خصوص دوم خرداد از تعدادی از فعالین احزاب استان بوشهر انجام داده است که در زیر به آن اشاره می شود:

اتحادخبر- سیده هدیه علوی شریف: با حذف پست نخست‌وزیری در اصلاحیهٔ قانون اساسی در سال ۱۳۶۸، جایگاه و اختیارات و وظایف ریاست جمهوری در ایران دچار تحول اساسی شد.
تاکنون یازده دوره از این انتخابات برگزار شده‌ است؛ انتخابات دورهٔ اول در ۵ بهمن ۱۳۵۸ و انتخابات دورهٔ یازدهم در ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ انجام شد. در تمام دوره هایی که بطور عادی پایان یافته یک فرد برای دو دور توانسته رای مردم را جلب کند. در دوره اول ریاست جمهوری٬ مجلس رای اعتماد خود را از رییس جمهور منتخب پس گرفت و این دوره پیش از موعد پایان یافت. رییس جمهور رجایی در اثر بمب گذاری کشته شد و این دوره نیز پیش از مورد مقرر پایان پذیرفت.
اما هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، آغاز گر یک جریان فکری بود.
انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری ایران در ۲ خرداد ۱۳۷۶ برگزار شد. این انتخابات که به پیروزی غیرمنتظره محمد خاتمی انجامید، آغازگر دورانی است که به اصلاحات معروف شده‌است.
در روز دوم خرداد ۱۳۷۶ هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران برگزار شد. در این انتخابات چهار کاندیدا با وجود نظارت استصوابی شورای نگهبان تائید صلاحیت شدند و با هم به رقابت پرداختند:
•سید محمد خاتمی؛ وزیر پیشین فرهنگ وارشاد
•محمد محمدی ری‌شهری؛ وزیر پیشین اطلاعات و نماینده ولی فقیه و سرپرست حجاج
•رضا زواره‌ای؛ رئیس وقت سازمان ثبت اسناد و املاک کشور و عضو حقوقدان شورای نگهبان
•علی‌اکبر ناطق نوری؛ رئیس وقت مجلس شورای اسلامی و وزیر پیشین کشور
فردای روز انتخابات نتایج اولیه بر خلاف تصور همگان از پیروزی قاطع سید محمد خاتمی حکایت می‌کرد.
نتایج نهایی ساعت ۱۴ شنبه سوم خرداد در حالی از سوی ستاد انتخابات وزارت‎ کشور‎ اعلام شد که علی اکبر ناطق نوری رقیب اصلی خاتمی ساعتی پیش از آن در پیامی پیروزی خاتمی را در انتخابات تبریک گفته بود.
نتایج انتخابات بر اساس رای مردم به شرح زیر اعلام شد:
•سید محمد خاتمی ۲۰۰۷۸۱۷۸ رأی (۶۹٪)
•علی‌اکبر ناطق نوری ۷۲۴۲۸۵۹ رأی
•رضا زواره‌ای ۷۷۱۴۶۰ رأی
•محمد محمدی ری‌شهری 744205 رأی
این نتایج از میان ۲۹ میلیون و ۷۶ هزار و هفتاد رأی بدست آمد. ستاد انتخابات وزارت‎ کشور همچنین اعلام کرد از مجموع ۶۷۸۳۱ رأی ماخوذه در ‎ نمایندگیهای ایران در خارج از کشور هم ‎ سید محمد خاتمی ۵۰۳۴۲ رأی را به خود اختصاص داد. تعداد آرای باطله هم ۲۴۰ هزار و ۹۶۶ رأی اعلام شد.
بسیاری از جامعه‌شناسان و پژوهشگران در سال‌های اخیر همواره از واقعه 2 خرداد به عنوان نقطه عطف تاریخی نام برده‌اند و در سال‌های اخیر بسیاری 24 خرداد 1392 را در ادامه همان حضور ارزیابی می‌کنند. دولت اصلاحات هشت سال در قدرت بود. مطالبات سیاسی و اقتصادی فراوانی را محقق کرد.
اما چه عواملی موجب شد تا دوم خرداد از یک روز به یک جریان فکری تبدیل شود؟ اتحادخبر در این راستا نگرخواهی در خصوص دوم خرداد از تعدادی از فعالین احزاب استان بوشهر انجام داده است که در زیر به آن اشاره می شود:

 

***
1
دوم خرداد؛ جنبشی در امتداد انقلاب اسلامی

 محمدباقر عباسی سملی (دبیر انجمن اسلامی مهندسان استان بوشهر)

 

 

دوم خرداد را چگونه تفسير مي كنيد؟ من هيچ وقت به دوم خرداد به عنوان يك مبدا و يك آغاز نو كه در عرض انقلاب اسلامي قرار گرفته باشد، باور نداشته ام. بلكه از ديد بنده دوم خرداد در طول و امتداد انقلاب اسلامي است كه معني و رسميت مي يابد .

هرچند برخي در تلاشند كه براي جنبش اصلاحي ملت ايران مبدا و مبتكر خلق كنند و از اين مخلوق خود ساخته، بهره برداري شخصي نمايند. اما ما مي دانيم كه بنا به مقتضاي طبيعي هرحركت انقلابي، بُعد زمان و مكان در آن تاثير مي گذارد. بسان آبي كه هرچه از سرچشمه فاصله مي گيرد از گوارايي و شفافيت آن كاسته مي شود، و نيازمند احداث تصفيه خانه در مسير، جهت احيا گوارايي و شفافيت خود مي گردد. جنبش اصلاحي نيز نياز ضروري آن دوران، جهت تداوم انقلاب اسلامي بود .

 جامعه ي آن روز ايران بويژه نيروهاي از جبهه برگشته كه تجربه شيرين هشت ساله ي دولت رزمنده ي نخست وزير محبوب امام (ره) را كه جز راستي و درستي از آن در خاطره ها باقي نگذاشته بود، در حافظه خود داشت ، پذيرش اصلاحات اقتصادي بعضا ضروري دولت سازندگي كه بخش مدرن و تكنوكرات جناح راست را در آن ايام نمايندگي مي كرد، برايش بسيار سخت و آزار دهنده مي نمود و منتظر فرصت احيا مجدد فرهنگ اخلاص دوران دفاع مقدس و آرمان هاي صدر انقلاب به ياري مهندس ميرحسين موسوي بود. تا اينكه با بيانيه عدم كانديداتوري ايشان در انتخابات 76 مواجه شديم. هرچند گناه اصلي عدم حضور نخست وزير امام در انتخابات76 به پاي جناح راست نوشته شد. اما عدم همراهي صادقانه ي برخي نيروهايي كه بعدها متاسفانه اصلاح طلب هم لقب گرفتند نيز در اين عدم حضور بي تاثير نبود.

سرانجام بخش خط امامي جامعه ي دانشگاهي و حوزوي، روي فرد كمتر شناخته شده درميان توده ها، اما با پتانسيل كم نظير؛ بنام حجه الاسلام سيد محمد خاتمي كه بعدها بحمدالله درخششي جهاني يافت به اجماع رسيدند. و آن حماسه عظيم خلق شد. پس سياست هاي اقتصادي دولت سازندگي سهم زيادي در اقبال مردم به شعارهاي خاتمي داشت. از طرفي تاكيد خاتمي به ضرورت فضاي باز سياسي نيز براي جامعه دانشگاهي و تشنه ي آزادي جذابيت وافري داشت ، و دانشگاه را به حركت درآورد. البته در خلق اين حماسه ملي نمي توان و نبايد ارزش صيانت آيت الله هاشمي رفسنجاني از آرا مردم در آن زمان را از نظر دور داشت.

 

***

2
دوم خرداد؛ ترکیبی از جمهوریت و مشروطیت
قدرت اله رحیمی (دبیر انجمن اسلامی معلمان استان بوشهر)
 جریان فکری دوم خرداد مبنای تغییر و تحولات عمده ای در فرآیند اصلاح در کشور بوده است . بر همین اساس اصلاح طلبان در چهار انتخابات پی درپی (هفتمین انتخابات ریاست جمهوری در سال 76، اولین انتخابات شوراهای شهر و روستا در سال 77 و ششمین انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال 78 و هشتمین انتخابات ریاست جمهوری در سال 80 ) به پیروزی دست یافتند و توجه تحلیل گران مسائل سیاسی و اجتماعی ایران را به خود جلب کردند.

این موضوع برای جریان اقتدارگرا زنگ خطری جدی بود. لذا با مدیریت انتخابات و دخالت گسترده در انتخابات موجب شکست ظاهری اصلاح طلبان در انتخابات شوراهای شهر در سال 81 ، هفتمین انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال 82 و نهمین انتخابات ریاست جمهوری در سال 84 شدند.

 

گرچه علت اصلی پیروزی جریان فکری دوم خرداد ناخشنودی و عدم رضایت جمعی مردم از سیاست های دولت سازندگی در سه حوزه سیاست، اقتصاد و فرهنگ بود، اما اصلاح طلبان بعد از پیروزی نتوانستند مطالبات و خواسته های عمومی مردم بویژه در حوزه اقتصاد را برآورده نمایند و همین امر موجب چالش ها و تنش های درونی میان حاملان این جریان شد تا تندروی های بخشی از اصلاح طلبان باعث از رونق افتادن تدریجی و افول جریان اصلاح طلبی شود  .  

جریان دوم خرداد شامل دو طیف فکری بود:   1- اصلاح طلبان سنتی که شکاف فکری کمتری با رویکرد انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) داشتند و عمدتا مجمع روحانیون مبارز را در بر می گرفت 2-  اصلاح طلبان سکولار که جریان تندرو اصلاحات را تشکیل می دادند که شامل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت ایران اسلامی بود.    هردوی این گروه ها در دهه شصت دارای تفکرات چپ گرایانه بودند، اما به مرور رویکردی متفاوت پیدا کردند . به نحوی که جریان تندرو اصلاحات در نقطه مقابل تفکرات خود در دهه شصت قرار گرفتند . این گروه در پیروزی اصلاح طلبان دست بالا را پیدا کردند و در نهمین انتخابات ریاست جمهوری(سال 84) از کاندیداتوری مصطفی معین در مقابل کاندیدای طیف اول که مهدی کروبی بود، حمایت کردند و این نقطه آغاز شکاف بین اصلاح طلبان شد . همین موضوع هم باعث شکست هردو طیف شد   . گرچه از سال 76 تا 84 اصلاح طلبان در بخش های مهمی از حکومت حضور داشتند ، اما به علت اینکه دقیق مشخص نکردند مراد آنها از اصلاحات چیست؟ و اصلاحات دقیق برای مردم تبیین نشد، وحدت رویه برای ادامه کار از دست آنها رفت و موجب شکست شان شد .  

 

سعید حجاریان از تئورسین های این تفکر می گوید: « ما در صد سال اخیر این دو راه را داشتیم؛ راه جمهوریت و راه مشروطیت . آنها در جایی به هم رسیده اند که آن دوم خرداد است . یعنی دوم خرداد ترکیبی از آن دو بوده است . از یک طرف جمهور را به صحنه کشاند که با فشار آن بیست میلیون رأی از پایین و از طرف دیگر هم نخبگان پیرامونی شده در مقابل قدرت مطلقه آلترناتیوی را مطرح کردند.»  با این توصیف غایت اصلاح طلبی معطوف به مفاهیمی از قبیل دموکراسی، جمهوریت و مشروطیت شد. این تفکر تعمیق شکاف طبقاتی در اثر سیاست اقتصادی دولت سازندگی، تک ساختی بودن دولت سازندگی و غفلت از فرهنگ، دوگانگی و تناقض های ارزشی در رفتار کنشگران جریان های راست و جریان های راست مدرن را به چالش کشاند و برای تفکرات فرهنگی و معرفی روشنفکران قصد بستر آفرینی را داشت . غافل از نوع ساختار حکومت، که این موضوع را بر نمی تابید. این موضوع زمانی امکان پذیر بود که بین گروه ها و احزاب هم فکر همگرایی بوجود می آمد، که این اتفاق نیفتاد. همین موضوع موجب افول مقبولیت اصلاح طلبان در بدنه جامعه شد. چرا که اصلاح طلبان تمرکز محض بر دغدغه های سیاسی روشنفکرانه داشتند و این موضوع موجب ستیز بخشی از این تفکر با ارزش های انقلابی سنتی شد و همین امر باعث کشمکش درونی اصلاح طلبان نیز شد. در نتیجه از نظرگاه فرهنگی هم متغیری بود که می توانست تغییر و تحول بیافریند و هم از تحولات و تغییرات اثر بپذیرد .

تفکر اصلاح طلبی هم برخاسته از کنش جمعی در درون ساختار فرهنگی جامعه بود و هم در جهت دهی به فرهنگ می توانست نقش مهمی ایفا نماید. اما ناخشنودی ها و نارضایتی های جمعی انباشته شده ناشی از رویکرد دولت سازندگی نه تنها در دوران اصلاحات رفع نشد بلکه حجیم تر و متراکم تر نیز شد و اختلافات درونی اجازه نداد کارهای بزرگی هم که انجام شده بود به جامعه بطور دقیق تفهیم شود. به همین خاطر در سال 84 با عدم حضور جدی مردم در انتخابات گزینه ای برگزیده شد که کاملا با رویکرد شانزده ساله گذشته متفاوت بود . و در این آزمایش و خطا، بزرگترین خطای تاریخی در ایران انجام شد و با انتخاب احمدی نژاد به هر دلیلی آن مصیبت بزرگ بر مملکت وارد شد. زمانی مردم متوجه شدند که همه چیز را از دست رفته دیدند و مجددا به دولت تدبیر و امید روی آوردند . امیدوارم جامعه ما مجددا به عقب بر نگردد . به امید فردایی بهتر برای ایران عزیز و دوست داشتنی.

***
3
دوم خرداد؛ نمایان ساختن جمهوریت نظام درعرصه بین المللی

 بهرام نکیسا (دبیر مجمع نیروهای خط امام(ره) در استان بوشهر)

 



بی مناسبت نیست در آغاز این مطلب که درباره انتخابات دوم خرداد 1376 است ضمن یاد و خاطره امام و شهیدان ، سالروز فتح خرمشهردر سال 1361 گرامی داشته شود. اما آنچه که درباب انتخابات دوم خرداد باید بیان داشت و بیش از سایر مولفه های بوجود آورنده آن خود را نشان می دهد و شایسته توجه است آشکار شدن غیر قابل پیش بینی بودن رای و نظر مردم در عرصه سیاسی کشور بود .

گرچه مشارکت ، هنر نمایی و نقش آفرینی مردم در سایر عرصه ها همچون دوران دفاع مقدس تا قبل از دوم خرداد نیز خود را نشان داده بود ، لکن در دوم خرداد 1376 مردم در سطحی متفاوت تر از عرصه های فوق الذکر حضور یافتند و به تعبیر مقام معظم رهبری، حماسه خلق نمودند . انتخاباتی که در دوم خرداد برگزار گردید حاصل تدبیر و اراده ای بود که در پی نشان دادن تاثیر و نقش رای مردم در تصمیم گیری و موضوعات کلان کشور بود . دوم خرداد 1376 حماسه ای شد که مردم خالق آن بودند.  در دو خرداد بار دیگر قدرت رای مردم نمایان گردید . به گونه ای که رای مردم دراین روز جمهوریت نظام را مجددا در عرصه بین المللی بیش از پیش نمایان ساخت . این نکته را نباید از نظر دور داشت که حضور جناب اقای خاتمی و جریان حامی ایشان در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 با این هدف انجام پذیرفت تا با حاکمیت گفتمان اصلاحات بر فضای سیاسی ،اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی کشور با بر طرف شدن ضعف های موجود در عرصه های مذکور، فضای جدیدی از نشاط و طراوت سیاسی در عرصه عمومی کشور حاکم شود . به تعبیری گفتمان اصلاحات در تقابل با گفتمان تفریطی تحجرومحافظه کاری و گفتمان افراطی براندازی و تجدیدنظرطلبی ظهور و بروز یافت تا با رفع نواقص موجود مصونیت و استحکام نظام جمهوری اسلامی را که بر آمده از آرمان های انقلاب اسلامی 57 بود تضمین نماید . بدین گونه باید اذعان داشت که گفتمان اصیل اصلاح طلبی بر خلاف قضاوت غیرمنصفانه پاره ای از اشخاص در جریان سیاسی رقیب ( اصولگرا ) و همچنین اقدامات رادیکال برخی چهرهای منتسب به جریان اصلاح طلب نه تنها هیچگاه در پی عبور از چهارچوب و اصول حاکم بر نظام جمهوری اسلامی نبوده بلکه بیشتر در پی خلاح سلاح مغرضان و معاندانی عمل نمود که درآن سالها مهمترین سلاحشان در مواجهه با نظام عبارت بود از تاکید بر ناکارآمدی و اصلاح ناپذیر بودن جمهوری اسلامی .

منتخب دوم خرداد آقای سید محمد خاتمی تمام تلاش و سعی خود را معطوف به این نمود تا ایران اسلامی را در دنیا بر مبنای اندیشه های امام راحل و رهنمودهای مقام معظم رهبری که بر گرفته ازآئین انسان دوست و مقدس اسلام و قرآن بود معرفی نماید و سفیر صلح و دوستی از سوی ایران در دنیا باشد . نکته ای که باید خدمت منتقدان جریان و گفتمان اصلاحات بیان شود این است که اصلاح طلبان مثل بسیاری از اصولگرایان صادق وراستگو در پی آسیب زدائی و دفع خطراز کشور در برابر تهدیدات بوده و هستند و این مهم را وظیفه و تکلیف خود می دانند همانگونه که در دوران دفاع مقدس عمل کردند . قدر اصلاح طلبان صادق را بدانید ! واین را نیز متوجه باشید هرگونه رفتاری که باعث گردد آسیبی به کشورو جمهوری اسلامی وارد گردد از سوی اصلاح طلبان رد و محکوم است . بر دلسوزان و جریان های سیاسی است که فرصت طلبان و عوامل جریانات غیر ریشه دار، مشکوک و مجهول السابقه و همچنین عوامل حجتیه و نفوذی ها را شناسایی نمایند این جماعت که متاسفانه کم هم نیستند . پاشنه آشیل و عامل عدم موفقیت و انحراف اهداف دولتهای گذشته بوده دقیقا خطری که احتمالا دولت فعلی تدبیر و امید را نیز تهدید می نماید 
 اگرمجالی می بود جا داشت در این فرصت پیش آمده موانع درونی و خارجی که دولت اصلاحات با آن مواجه بود و سختی هایی که بر رئیس آن فرزند فاضل و با تقوای امام ، اقای سید محمد خاتمی رفت تبعین می شد . مشکلاتی که توسط دوستان متوهم و افراطی از یک سو و رقبا و منتقدین بی انصاف ایشان از سوی دیگر بوجود آمد . اتفاقا تعداد این قبیل افراد در هر دو طیف بسیار اندک ، اما متاسفانه صدایشان بسیار بلند بوده و کماکان نیز هست و خواسته یا ناخواسته همچون دو تیغ قیچی درپی بریدن ریسمان اصلاحات و به تبعه آن خدشه به شخصیت پرچمداراین گفتمان آقای خاتمی هستند . ریسمانی که به زعم نگارنده می تواند دست آویز ، استواری و پایداری بیش از پیش نظام قرار گیرد . انسانهای اندیشمند ، فکور ، با تجربه ، مبارز ، مدیر ، مدبر ، وطن پرست و مومن سرمایه های ارزشمند یک کشورهستند . امید واریم که فضای عقلانیت رو به رشد در کشورکه به واسطه تشکیل دولت تدبیر وامید بوجود آمده فرصت برای استفاده از تجربیات بزرگانی که اکنون جامعه از وجودشان محروم گردیده فراهم شود . امید است تدبیر و امید ی که دولت جناب آقای روحانی منادی آن است این گونه محقق شودکه ، تدبیر آن نمادی باشد از تداوم پروسه اصلاحات اما با مشی مدبرانه و معتدلانه و امید آن نمادی گردد از زنده بودن آرمانهای اصلاحات در چشم اندازه پیش روی نظام . انشاا..

***
4
دوم خرداد؛ حلقه ای از زنجیره تکامل جمهوری اسلامی   

خسرو دهقانی؛ عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی شعبه بوشهر


پدیده دوم خرداد به نظرم یک حلقه از زنجیره تکامل جمهوری اسلامی بود و   شعار اصلی انقلاب اسلامی بدون شک استقلال، آزادی و جمهوریت با صبغه اسلامیت بود. با توجه به سیر تاریخی ایران، در این شعار یک واقع گرایی تجربی و تاریخی نهفته بود. در جنگ تحمیلی هشت ساله استقلال کشور تثبیت شد. در دوم خرداد 76 نوبت به متجلی شدن مردمسالاری رسید . دوم خرداد ماحصل یک فرآیند سیاسی و اقتصادی و تاریخی بود. بعد از جنگ هشت ساله، در دولت سازندگی رویکردهای دولت تا حدودی عوض شد. ترمیم خرابی های جنگ و افزایش جوانان جویای کار یک سیاست خارجی اقتصاد محور را ایجاب می کرد که دولت در همین راستا شروع به تنش زدایی با دنیای خارج و به خصوص اروپا نمود.   بازسازی اقتصادی و به خصوص تاسیس مراکز اموزش عالی جدید، منجر به ورود طبقه متوسط جدید و به ویژه اقشار دانشجویی به عرصه های اجتماعی و سیاسی شد.    به طور قطع نیازها و انگیزه های اقشار جدید با توجه به فرماسیون و صورتبندی جدید سیاست با دوران جنگ تحمیلی متفاوت بود. دوران سازندگی زمینه را برای فعالیت های اجتماعی و اقتصادی مبتنی بر بازار آزاد تا حدودی فراهم کرده بود. جنبش دانشجویی به صورت زیرپوستی فعال شده بود و نشانه هایی از تمایل بیشتر به مشارکت سیاسی بیشتر در اقشار مختلف دیده می شد. در دوران سازندگی جناح راست مدرن به رهبری هاشمی و تیم تکنوکرات او بر توسعه اقتصادی و اجتماعی تاکید داشت. درهمین بین اختلاف تدریجی هاشمی با جناح راست سنتی در آستانه انتخابات مجلس پنجم  بر سر چینش کاندیداها منجر به شکل گیری کارگزاران سازندگی شد و حلقه هاشمی را به جناح چپ متمابل تر کرد   . در انتخابات دوم خرداد 76 همگرایی راست مدرن و چپ منجر به اتفاق غیر منتظره ای شد که به "جنبش دوم خرداد" موسوم گشت . جناح چپ حتی خود نیز غافلگیر شد به طوری که رهبران آن بعدا اعتراف کردند اصلا پیروزی در ابعاد وسیع در مخیله آنها نمی گنجیده است . دوم خرداد در واقع بهره برداری حداکثری مردم در یک بزنگاه تاریخی از ظرفیت های قانون اساسی برای نه گفتن به روند موجود اداره کشور و لزوم تغییر در ییاست ها بود   . دوم خرداد در جمهوری اسلامی در واقع یک دگردیسی رخ داد و فصل جدیدی تحت عنوان اصلاحات آغاز گشت. جناح چپی که سردمداران آن زمانی انقلابیون دو آتشه بودند، حالا به مشی اصلاح طلبی رسیده بودند و بهترین پارادایم را برای تداوم انقلاب اسلامی و آینده کشور اصلاحات سیاسی و اقتصادی می دانستند . رهبران فکری و ابزاری دوم خرداد هر چند ممکن بود در استراتژی پیش رو اهداف واحدی داشتند، اما در به کارگیری تاکتیک ها و میزان سرعت اصلاحات دچار اختلاف سلیقه ها و اختلاف نظرهای گاه فاحش بودند و همین موضوع تا حدودی بر مشی این طیف اثر منفی گذاشت . دولت اصلاحات در طی 8 سال توانست برخی شعارها را نهادینه کند ولی به نظرم عدم نهادینگی تاریخی جامعه و ضعف در درک دقیق اوضاع سیاسی و اجتماعی و همچنین انشقاق در لایه های مختلف ان و عدم اجماع در بکار گیری یک استراتژی واحد و همچنین نخبه گرایی شدید باعث شکست آن در انتخابات 84 شد . این طیف سیاسی بعد از انتخابات اخیر ریاست جمهوری با بهره گیری از برخی تجارب سعی در بازسازی خود و بازگشت به قدرت دارد   . به دلیل عدم شکل گیری احزاب فراگیر، جامعه سیاسی ایران جامعه ای سیال است که بنا به فراخور مسایل اقتصادی و معیشتی و همچنین سازوکارهای انتخاباتی می تواند به جناح خاصی متمایل شود . آینده اصلاح و اصلاح طلبی از یک طرف به میزان اجماع آنها بر مدل های اصلاح طلبانه و از طرف دیگر به متغبرهای افتصادی و بین المللی بستگی خواهد داشت    

***
5
دوم خرداد، محصول برنامه های توسعه اقتصادی دولت سازندگی

سیروس بنه گزی( دبیر حزب کارگزاران سازندگی استان بوشهر)

 


شاید تا قبل از انتخابات مجلس پنحم و ورود پیروزمندانه و تاثیرگذار تلفیقی ازنیروهای راست و چپ مدرن و مجمع روحانیون مبارز که چپ سنتی را هدایت میکرد، با حمایت و پشتیبانی جمعی از کارگذاران سازندگی، که چندی پیش از ان درون دولت دوم هاشمی به نشانه اعتراض به تمامیت خواهی راست سنتی سر به دراورده بود. هیچ فعال سیاسی خوشبینی این گمان را نمیبرد که این اتفاق بزرگ در درون ساخت قدرت ( اعلام حضورجمعی از دولتمردان کابینه هاشمی درقالب جمعی از کارگزاران سازندگی ) در فضای سیاسی کشور در دوران قهرو خانه نشینی جناح چپ ممکن است عنقریب در اوردگاه انتخابات ریاست جمهوری ششم به سرانجامی منجر گردد که مردم خلق حماسه باشکوه دوم خرداد را با حضور و مشارکت حداکثری خود در جهت دستیابی به حقوق مغفول مانده خود رقم بزنند.

 

اگر انتخاب سیدمحمدخاتمی در دوم خرداد 76 را محصول نهایی مطالبات مردم در یک انتخابات رقابتی و برابر جهت دستیابی به حقوق مغفول مانده خود براساس قانون اساسی کشور و شعارهای توسعه سیاسی ومدنی خاتمی د رپروسه تبلیغات بدانیم، دوم خرداد را نیز باید محصول برنامههای توسعه اقتصادی دولت سازندگی دانست.


عوامل بسیاری را برای اتفاقی که در دوم خرداد 76 منجر به مشارکت حداکثری مردم و حضور پرشمار حتی محذوفان و اقلیتهای قومی ومذهبی گردید بر شمرده اند که جالب توجه است که دو عامل اصلی از این عوامل به کارکرد دولت سازندگی مربوط می شود.

 

دو عامل در عکس هم، یکی تاثیر و نقش بی بدیل دولت سازندگی د به وجود امدن حماسه دوم خرداد تحت تاثیر رویکرد توسعه اقتصادی و نقش جذب سرمایه گذاریهای خارجی در رونق اقتصادی و بوجود امدن فضای کار و تولید در کشور در شرایط دوران پس از جنگ و بازسازی ویرانیهای به جا مانده ناشی از جنگ، وهمچنین فضای تقریبا مثبتی که مطبوعات در اگاهی رسانی پیدا کردند. ( تاثیرفعالیت  روزنامه سلام ،ماهنامه های ادبی چون ادینه ، دنیای سخن،گردون وماهنامه های یچون ایران فردا )در تقویت مشارکت اجتماعی و نیز خیل بیشمار دانشجویان و تحصیلکردگان در نتیجه رشد و گسترش دانشگاهها به خصوص دانشگاه ازاد در اقصی نقاط کشور در دولت سازندگیی و مطالباتی مدرن و حق طلبانه به عنوان نیروهای مرجع اجتماعی وخانواده ها می توان  برشمرد.
البته مخالفان این تحلی نیز در عکس قضیه به نقش دولت سازندگی از زاویه دیگر پرداختند و به عدم توجه به توسعه سیاسی وانباشتگی مطالبات سیاسی وحذف وسرکوب نیروهای چپ را دلیل این اتفاق حماسی می دانند.

 

هر چه هست نمی توان نقش کارگزاران سارنذگی در بوجود آمدن شکست فضای یک دست حاکم بر جامعه را قبل از دوم خرداد 76 کتمان کرد.

 

***

 

6

دوم خرداد، شکل گیری فرهنگ سیاسی نوین

مجمع اصلاح طلبان دشتستان

 



 

" آنان که خدا را یاری می کنند آنهایی هستند که اگر در روی زمین به آنان اقتدار و تمکین دهیم ، نماز به پا می دارند و زکات به مستحقان می دهند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند و از هیچ کس به جز خدا نمی ترسند چون می دانند که عاقبت کارها به دست خداست " ( سوره حج آیه 14 )
در شرایطی که جامعه ایران در التهاب سیاسی به سر می برد و رویارویی جدی بین گروهای داخلی آن وجود داشت ، امکان نیل به برنامه مشترک برای رفتار های سیاست مابانه فراهم نمی گردید زیرا چهار چوب بنیادین سیاست ایجاب می کند که بقای خط و مشی غالب سیاسی ، ادامه وفاق و همدلی نسبی بین گروها و احزاب باشد بر این اساس تا زمانی که حداقل سطح وفاق ایجاد نگردد نمی توان به این جمع بندی رسید که امکان نیل به تفاهم طرفین فراهم شده و مشروعیت سیاسی جلا دهنده و تزیین کننده ی نقش مردم در شکل گیری حکومت دینی و نظام سیاسی می گردد.


علم و بلوغ سیاسی، وسیله اقتدار و ترقی است. صرف داشتن کهنه سواد سیاسی کفایت نمی کند. لذا هوش، درایت، تدبیر و استعداد توانمند و کارساز، ضروری به نظر می رسد. زیرا فرهنگ سیاسی مجموعه ای از ارزش ها و باورهای یک ملت نسبت به نظام سیاسی خودشان است. قطعا اصلاحات و اصلاح طلبی از شاخصه ها و قابلیت های بالقوه و بالفعل مطبوع و منظور برخوردار است و توانمندی آن را دارد که شایسته سالاری ، عدالت خواهی و اخلاق محوری انسانی، در شکل گیری فرهنگ سیاسی نوین، ایفا گر نقش مفید و موثر باشد. مصداق مبین و هویدای این امر در طرح " گفتگوی تمدنها " ی سید محمد خاتمی است .
شب آید ، شمع هم گردیم و بهر یکدگر سوزیم      مشو چون روز ، دست و پای هم در کار هم باشیم
بسی خرسندیم که شنونده ی ندای اصلاحات و تماشگر خرده فعالیتهای اصلاح طلبانه در سوسوی میهن عزیز و گرانسنگ مان هستیم . و دوم خرداد 94 را در شرایطی سپری می کنیم که فروغ شمع تابان اصلاحات، روشنگر راهمان است. هر چند کمر نحیف این شمع در مسیر تند باد حوادث مغرضانه و مزورانه جناح رقیب مستقر است.

 

***

 

7

دوم خرداد؛ تقدیر  را به تدبیر، عجله را  به حوصله، رعیت را به شهروند و وظیفه را به مسئولیت تغییر داد

حمید موذنی( فعال سیاسی و نویسنده)

 




دوم خرداد روزی مثل روزهای دیگر نبود. نه برای رقم زنندگان تکراری بود و نه تجربه ی زیسته ای از نیاکان بود که ناخوادگاه جمعی شده باشد.
این روز اتفاقی نو و رخدادی تازه در تحولات سیاسی- اجتماعی ایرانیان بود.  دوم خرداد گام دوم و مهم ایرانیان جهت نیل برای ثبات و تثبیت دموکراسی بود. راهی  نرفته بود تا از تکرار مسیرهای پیش گذر کرده باشیم و سیکل معیوب مطلقه- مشروطه تکرار نکنیم، از مکررها درس گرفته باشیم  و از نو آزمون خطا نکنیم. ابراهامز جامعه شناس شهیر آمریکای در تحلیل انقلاب ها گفته که انقلاب ها مسیر سه گانه وضعیت کاریزماتیک، رهبر سنتی و تلاش برای احیای کاریزما و اصلاحات را تجربه می کنند.

 

 انقلاب ایران مسیر سه گانه را رفت و دوم خرداد نقطه عطف آن بود تا پس از آن ره هموار ومسیر به سلامت طی شود اما دوباره مار منچ ما را به وضعیت قبلی بازگرداند. دوباره بایست پله ها را گذاشت؟ دوباره باید از نردبان های منچ سایست بالا رفت انهم با تاس تقدیر؟ نه دیگر بس است.  بازی منچ را بایست برچید از تقدیر به تدبیر رسید.  سیاست و اجتماع ما نیاز به تقدیر تاس و پله و مار منچ ندارد آنچه نیاز این عرصه است شطرنج است. بازی عقلانی و با تدبیر . دوم خرداد آمده بود تا تقدیر  را با تدبیر، عجله را  با حوصله، رعیت را به شهروند و وظیفه را با مسئولیت تغییر دهد.

 

گفتمانی جدید و مدارا جویانه بر ساخته از ترک انداختن در سقف  فلک پارادایم  رادیکالیسم و جزمیت. دوم خرداد با خود کلمات و جملات و رفتارهای تازه ای وارد گفتمان سیاسی و اجتماعی ایران کرد. گفتمانی نو  که ذهن و زبان ایرانی را به صورت حدافلی تغییر داد و مناسبات ور فتارهای جدیدی ناشی از آن در جامعه ایران بروز یافت.  دوم خرداد اما حیف که دچار همان شد که برای برانداختنش آمده بود. 

 

دوم خرداد آمده بود تا از برانداختن به برافراشتن برسیم و برای این مهم  نیاز به حوصله بود و کم حوصله گی و دستپاچگی  با این گفتمان هماهنگ نبود اما همین ناهماهنگی و غریبه گی این گفتمان در ذهن جامعه ایرانی  منجر به افول دوم خرداد شد تا مجددا  سوم  مطلقه جای دوم خرداد مشروطه بکیرد. دوم خرداد اکنون با بیستی افزون در بیست و دوم خرداد دوباره با شعار اعتدال برارفاشته شده است. از من و توست که دوم خرداد را با لباس بیست و دوم خرداد ارج گذاریم.

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/45094