
اتحاد خبر - نادر گنجی: ما در قرن بیست و یک زندگی می کنیم و مشکلات انسان امروز با مشکلات بشر گذشته تفاوت زیادی دارد. اما زمانی که به راه حل هایی برای مشکلات در حال ظهور رجوع می کنیم با نهادهایی مواجه می شویم که از ۴۰۰ سال پیش طراحی شده اند و تغییر در آنها کند و مشکل است. شاید با تغییر کشورها به زودی نهادهای سیاسی همچون استانداران، فرمانداران و...
اتحاد خبر ـ نادر گنجی:
ارسطو در دنیای باستان معتقد بود که انسان یک “حیوان سیاسی” است اما باربر در کتاب “چرا شهرداران باید بر جهان حکومت کنند” می نویسد که امروز باید بگوییم انسان یک “حیوان شهری” است. همین نکته اهمیت شهرها در جهان امروز را نشان می دهد. شهرها نه تنها یکی از قدیمی ترین نهادهای بشری هستند بلکه نهادهایی نیز هستند که در آینده بیشتر از همه دوام خواهند آورد. شهرها از کشورها نیز قدیمی ترند. همانطور که استانبول یا قستنطنیه و یا الکساندرا از ترکیه و مصر قدیمی تر هستند. گذشته از آن، ممکن است که در قرن های آینده ی جهان مرزهای کشورها کمرنگ تر شوند ولی باز این شهرها هستند که پر رنگ باقی خواهند ماند. جایی که ما متولد می شویم، آموزش می بینیم، کار می کنیم، پیر می شویم و بالاخره می میریم. شهرها خانه های واقعی ما هستند. در حال حاضر نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی می کنند و این رقم تا سال ۲۰۵۰ به ۶ میلیارد نفر خواهد رسید. درصد شهرنشینی امسال در کشورهای توسعه یافته ۷۸ درصد بود و رشد شهرنشینی در کشورهای کمتر توسعه یافته در دهه های اخیر سرسام آور بوده است.
ما در قرن بیست و یک زندگی می کنیم و مشکلات انسان امروز با مشکلات بشر گذشته تفاوت زیادی دارد. اما زمانی که به راه حل هایی برای مشکلات در حال ظهور رجوع می کنیم با نهادهایی مواجه می شویم که از ۴۰۰ سال پیش طراحی شده اند و تغییر در آنها کند و مشکل است. شاید با تغییر کشورها به زودی نهادهای سیاسی همچون استانداران، فرمانداران و بخشداری ها دیگر پاسخگوی نیاز امروز بشر نباشند. شاید از منظری بتوانیم شهرداران را در نقطه ی مقابل استانداران فرمانداران و بقیه منصوبان مستقیم دولت قرار دهیم، کار آنها مستقیما با شهروندان سر و کار دارد و در صورتی که غیر فعال باشند یا به محض اینکه عمل اشتباهی انجام دهند باید جایگاهشان را ترک کنند. شهرداران بوروکرات های خیابانی هستند که بطور پیوسته کار نهایی را تحویل می دهند، عمل گرایی با کار شهری پیوند عمیق تری خورده است و پاسخگویی شهرداران با بروز هر مشکل واقعی در شهر سنجیده می شود.
با در ذهن داشتن پاراگراف قبل نکته ای که اعضای شورای شهر باید توجه کنند آنست در کشورهای توسعه یافته نیز شهرداران از میان افراد بومی منصوب می کنند. کسانی که سالها در همان شهر زندگی کرده اند و با ترجمه ی من از اصطلاح مرسوم آن “بچه های خانه” هستند. البته در کشورهایی که شهرداران را مستقیما مردم انتخاب کنند که این زمینه به خودی خود مهیاتر می شود. شهرداران باید بومی باشند تا مشکلات شهر را از نزدیک لمس کرده باشند. در بسیاری از همین کشورها شهرداران برای شهروندان از بقیه سیاستمداران هم مهم ترند. مثلا مردم در انتخابات شهرداران در ایالات متحده با درصد بسیار بیشتری نسبت به انتخابات کنگره و ریاست جمهوری شرکت کرده اند. با اینکه این کشور صاحب نظام سیاسی فدرال است اما باید به موضوع تاثیر مستقیم شهرداران بر زندگی شهروندان توجه داشت.
شهرداران بر نرخ اشتغال و رونق کسب و کار در شهر تاثیر دارند. بر نوع حرکت ما، اینکه صبح ها چطور به محل کارمان برسیم یا از چه وسیله ای استفاده کنیم. اینکه در چه فضاهایی یکدیگر را می بینیم و یا در چه مکانی گرد هم بآییم. ۸۰ درصد از آلودگی کره ی زمین نیز از شهرها می آید که این به این معناست که شهرها جایی هستند که باید مشکلات آینده بشر را حل کنند. حتی بخش عمده ی مشکلات انرژی بشر آینده نیز باید در شهرها حل شوند. چه شهرهای بسیاری در جهان که با وجود یک شهردار اشتغال زا شده اند و کسب و کار در شهر به کلی متحول شده است. با حضور یک شهردار در ریو این شهر میزبان بازی های المپیک شد و با تاسیس پارکهای جدیدش حتی دمای هوا نیز در بسیاری از محلات ۲ تا ۳ درجه کاهش یافت. شهرهایی همچون تیرانا در آلبانی فضای فرسوده ی شهری و مناطق جرم خیز را را با رنگ و نقش تغییر داده اند و شهرهای بندری فراوانی در آمریکا وجود دارند که با حضوران یک شهردار تا دو سوم آلودگی بنادر خود را کاهش داده اند. شهردارانی همچون شهردار اسلو و برخی دیگر از شهرهای اسکاندیناوی از زباله انرژی تولید کرده اند و هر دو معضل را به مزیت حمل و نقلی تبدیل کرده اند. همین تهران در روزهای پیش به یک گالری هنر تغییر چهره داد، در سالهای نزدیک گذشته بارها حامی هنرمندان شد و با نمادهای جدید به تهران معنای جدیدی بخشید. چه شهرهایی که با همین نمادسازی ها موجبات رونق اقتصادی را برای شهروندانشان به ارمغان آورده اند. در ناتینگهام با قلعه ای کوچکی و افسانه ی به نام رابین هود هرساله تعداد زیادی توریست جذب می شود و شهر پر است نمادهای او تا انسجام اجتماعی، حس تعلق شهری و درآمد حاصل از گردشگری بالا برود و باز چه شهرهایی که با ابتکارات شهرداری به لحاظ اجتماعی یکپارچه تر شده اند. شهرهای اروپایی که در آنها استفاده از تکنولوژی در نقش شهروندان در تعیین لیست دستور کار شهر اثر چشمگیری گذاشته است و بنای شهروند سالاری را نهاده اند. ناوگان حمل و نقل شهرهای انگلستان با مشارکت بخش خصوصی به کلی تغییر یافت. در بسیاری شهرهای جهان با تاسیس شرکت های وابسته عمرانی، خدماتی، بهداشتی و امثالهم نه تنها شهرداری ها خدمات بهتری ارایه کردند بلکه درآمدزا نیز شدند. در چین حتی با واگذاری بخشی از امورات شهرداری به بخش های داوطلبانه شهری تحول ایجاد شد و در بخش های غیر تخصصی بدون تحمل هزینه از ظرفیت های مردم نیز استفاده شد.
اینها تنها بخشی از مثال های فراوانی هستند که موجب تحول شهرهای جهان در چندساله ی اخیر شده اند و قصد من از نوشتن این مطلب مختصر آن بود که یادآور شوم که شهردار برازجان هم می تواند مسیر حرکت مردم را تغییر دهد. همیشه نباید قدرتمند و یا ثروتمند بود. در نقاط مختلف جهان که می نگریم ایده های نو شهرها را تغییر داده اند./ب1
*دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران