
اتحاد خبر: شهری را فرض کنید که در آن نه سینمایی باشد و نه خبری از نمایش، نه شب های شعری باشد نه شب های داستانی، نه اجرای موسیقی نه صدای خواننده ای ، نه نمایشکاهی نه همایشی نه... آیا باید به چنین شهری افتخار کرد؟ آیا زیستن در این شهر تحمل نمی خواهد؟! مگر نه ما می گوییم هنر غذای روح است. مگر نه این است در این زمانه پر هیاهو ...
اتحاد خبر ـ کاووس کمالی نژاد:
می شود حرفی نزد / می شود شعری نخواند / می شود فیلمی ندید / می شود دستی نزد / می شود... / می شود فکری نکرد ؟؟؟؟
شهری را فرض کنید که در آن نه سینمایی باشد و نه خبری از نمایش، نه شب های شعری باشد نه شب های داستانی، نه اجرای موسیقی نه صدای خواننده ای ، نه نمایشکاهی نه همایشی نه ....
آیا باید به چنین شهری افتخار کرد؟ آیا زیستن در این شهر تحمل نمی خواهد؟! مگر نه ما می گوییم هنر غذای روح است. مگر نه این است در این زمانه پر هیاهو و با وجود گرفتاری های بی شمار، انسان ِ غرق شده به دنبال تخته پاره ای است تا با تکیه بر آن دمی بیاساید، مگر نه این است که ما اداره ای داریم که متولی فرهنگ و هنر است؟
پس به راستی برازجان را چه شده که چنین سر در گریبان ِ انفعال هنری فرو برده و صدایی از آن به گوش نمی رسد، آیا دچار کمبود هنرمند شده ایم و یا کمبود هنر پرور؟ و یا آن که آن چنان که سزاست به این مقوله اهمییت نمی دهیم، و یا شاید هنوز برای تعریف هنر و هنرمند به تعریفی واحد نرسیده ایم.
به هر حال هر چه هست لغو برنامه بزرگداشت شاعرانگی فرج الله کمالی یک بار دیگر این پرسش را در اذهان ایجاد کرد که چرا لغو برنامه های عمدتن هنری، فرهنگی و ادبی در برازجان این چنین آسان است.
گمان دارم که اگر می شد آماری به دست داد شهر ما جزو شهرهایی است که بیشتر لغو بر نامه های این چنینی را به خود اختصاص داده اند، و این به هیچ وجه خوب نیست.
به راستی اگر برنامه ای" حال به هر دلیل " نباید اجرا شود بهتر آن نیست که از ابتدا سخنی از آن نرود، مگر هماهنگی برای برگزار کردن یک شب شعر چه قدر زمان می برد؟ آیا هماهنگی بین دو یا سه نهاد و اداره برای بر گزاری یک شب شعر، این قدر سخت و زمان بر است .
البته درخواست مجوز بر گزاری این برنامه ها معمولاً از طرف گروه ها و تشکل های دولتی و غیر دولتی ارایه می شود و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز به عنوان متولی این کار باید در خواست را بررسی کرده و پس از طی مراحل اداری و هماهنگی های لازم، نتیجه نهایی را به درخواست کنندگان اعلام نماید تا آنان نیز در صورت صدور مجوز بتوانند به تدارکات لازم بپردازند، به نظر نمی رسد پروسه ی یاد شده آن چنان سخت باشد که این چنین نتیجه ای (لغو شب شعر محلی و نکوداشت حیات شاعری فرج الله کمالی) به دنبال بیاورد.
کمالی شاعری تواناست که شعر را می داند و به فنون سرودن به خوبی آگاه و به زبان و گویش بومی آشنا و مسلط است. سروده هایش راز دل مردمی است که که انعکاس صدای خود را از زبانی دیگر می شنوند، و شاید نوستالوژی موجود در این شعرها آرامشی است برای خستگی های انسان امروز. همه این ها باعث شده است که شعر ایشان در دل عام و خاص بنشیند و شاید بی جا نباشد اگر خواهان برگزاری مراسم نکو داشتی برای او باشند. و این حداقل کاری است که می توان انجام داد. هم برای هنرمندی که سال های سال به فعالیت هنری و عرق ریزان روحی مشغول بوده و هم برای مردمی که به هنر ِ این هنرمند دل سپرده اند.
این که اشعار کمالی این گونه مورد استقبال مردم قرار گرفته و نسخه های کتابش دست به دست شده و نایاب می شود؛ امری اتفاقی نیست. اصولن این که هنرمندی بین مردم محبوب شده و در دل های ایشان جا خوش کند به سادگی صورت نگرفته، بل که این امر حاصل یک نو رابطه و تعاملی است که به واسطه اثر هنری بین هنرمند و مخاطبانش شکل می گیرد. در شعرهای کمالی این رابطه و تعامل به خوبی صورت گرفته است، آن گونه که گویی مردم در میان شعرهای ایشان به دنبال گمشده خود می گردند.
خلاصه این را بگویم که لغو برنامه بزرگداشت آقای کمالی روح بسیاری از هنر دو ستان و هنر پروران شهر را آزرده کرده و باعث نارضایتی از عملکرد مسئولان ذیربط شد است./ ا.ح.
* کاووس کمالی نژاد؛ شاعر و فعال ادبی