کد خبر: 41551 ، سرويس: مقاله
تاريخ انتشار: 03 اسفند 1393 - 11:32
جاده ای به نام انصاف

اتحادجنوب - سعید قاسمی:"ای کسانی که ایمان آورده اید! همواره برای خدا قیام کنید، و از روی عدالت، گواهی دهید! دشمنی با جمعیتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند! عدالت کنید، که به پرهیزگاری نزدیک تر است! و از (معصیت) خدا بپرهیزید، که از آنچه انجام می دهید، با خبر است"¹در دنیای سیاست ورزان ایرانی بازار اتهامات داغ شده و متاسفانه بعضی از روی بی دانشی ....

اتحادجنوب - سعید قاسمی:"ای کسانی که ایمان آورده اید! همواره برای خدا قیام کنید، و از روی عدالت، گواهی دهید! دشمنی با جمعیتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند! عدالت کنید، که به پرهیزگاری نزدیک تر است! و از (معصیت) خدا بپرهیزید، که از آنچه انجام می دهید، با خبر است"¹
در دنیای سیاست ورزان ایرانی بازار اتهامات داغ شده و متاسفانه بعضی از روی بی دانشی و برخی آگاهانه، پرده دری ها می کنند، انگار نه انگار که انصافی هست، وجدانی وجود دارد و هرکس نسبت به آنچه بر زبان می آورد مسئول است.
این روزها وقتی صفحات روزنامه ها و برخی پایگاه های خبری و شبکه های اجتماعی را رصد می کنیم، می بینیم، برخی که معروفیت خود را در تخریب شخصیت های نظام میبینند، چشمانشان را بسته  و دهانشان را باز گذارده اند و هر چه به ذهنشان می رسد بیان می کنند، حال فارغ از اینکه حق باشد یا باطل!! افاضاتی که سریع می رود در صدر رسانه هایی که برای افزودن یک مخاطب دست به چه کارها که نمی زنند.
 برخی سیاستمداران بی سیاست ما که در ظاهر تئوری های غربی دستیابی به قدرت را محکوم می کنند، فی الواقع خود در همان مسیر گام بر می دارند و به نوعی دچار افکار ماکیاولی شده اند، که انگار برای آنها هدف وسیله را توجیه می کند. وسیله می شود هجمه و تخریب تمام قد جناح مقابل و هدف هم می شود رسیدن به قدرت.
متاسفانه چند سالی است که در جریان اصولگرایی نحله های تفکر افراطی ریشه دوانده، این تفکر با وجود اقلیتی که در مجلس نهم دارند به دلیل رسانه ای بودنشان عادت بر سیاسی کردن و سیاسی نمایاندن هر مسئله ای دارند و در هر فرصت بر طبل اختلاف و تهمت علیه بزرگان نظام می کوبند. کسانی که فقط خود را اصولگرای ناب می دانند و حتی از برخی همفکران سیاسی خود در جریان اصولگرایی به عنوان منافق یاد می کنند، حال دیگر چه رسد به جناح فکری مقابل که در پاره ای از مواقع انگ ضد نظام و انقلاب و حتی کافر بودن را به آنها می زنند.
واقعا آدمی می ماند سرچشمه برخی از اتهامات بزرگ و سنگینی که علیه شخصیت ها و دولت مطرح می شود چیست؟ آیا چون یک جناح سیاسی در انتخابات شکست خورده حالا باید بی رحمانه و از هر طریقی سعی بر تخریب حریف سیاسی خود داشته باشد؟
هر روز یک موضوع را بهانه می کنند، یک روز می شود خنده، نوع ریش و پیاده روی آقای ظریف، یک روز می شود بنزین پتروشیمی ، یک روز می شود گرد وخاک اهواز، یک روز می شود تک خوانی زنان که بعد ها بزرگان فکری این جریان، آن را تکذیب می کنند و مثالهای فراوان دیگر که خود آن را بیشتر شنیده اید...
در یکی از آخرین این اتهامات حمید رسایی در یکی از صفحات اجتماعی و در حرکتی روبه جلو برای سرپوش گذاشتن بر حکم 5 ساله تعلیق خود از خدمات دولتی گفته است: (شنیده ها حکایت از کمک مالی 5 میلیارد تومانی بابک زنجانی به ستاد بنفش در انتخابات یازدهم می کند که در مقایسه با کمک 10 یا 15 میلیون تومانی رحیمی به برخی از نمایندگان مجلس هشتم هیچ است هیچ!)
که این سخنان با واکنش تند حسین فریدون روبه رو شد. اتهاماتی که طبق گفته خود آقای رسایی حاصل شنیده هاست و هنوز اثبات نشده. به واقع دلیل این ادبیات سطحی چیست؟ چرا ایشان راجع به تعلیق 5 ساله خود از خدمات دولتی که حکم آن صادر شده سخنی نمی گوید و سعی بر ترور شخصیتی مخالفان فکری خود دارد؟
همین شخصیت وقتی در مجله خود به امام خمینی (ره) توهین می کند و نشریه اش توقیف می شود در فراری رو به جلو می گوید که دولتی ها نشریه او را توقیف کرده اند، حال آنکه هر انسان منصف و آگاهی می داند در هیئت نظارت بر مطبوعات که 7 عضو دارد فقط 2 نفر نماینده دولت هستند.
به راستی چرا برخی در قلم، نوشتار و گفتارشان انصاف را در نظر نمی گیرند؟ در تابستان سال 88 رهبر معظم انقلاب در جمع شرکت کنندگان مسابقات قرآنی سخنانی را ایراد کردند که مرور دوباره آن برای این روزهای سیاسیون افراطی خالی از لطف نیست.
(به کسی نباید بیهوده تهمت زد، با انصاف باید بود، با انصاف باید عمل کرد، با انصاف باید حرف زد، اگر با کسی دشمنید، این دشمنی موجب نشود که نسبت به او بی انصافی کنید، حال آنکه دشمن هم نیست. بی عدالتی ها را همه کنار بگذارند، بی انصافی ها را همه کنار بگذارند، همه در زیر پرچم نظام اسلامی و جمهوری اسلامی جمع بشوند اختلاف سلیقه هم باشد. چه اشکالی دارد؟ همیشه اختلاف سلیقه بوده. در دوران های مختلف هرجایی که این اختلاف سلیقه ها و اختلاف برداشت ها با هوای نفس مخلوط شد کار خراب می شود.)


پی نوشت: آقای رسایی مثالی از بی اخلاقی های سیاسی و جو تهمت و تخریب این روزهای کشور ماست، که فقط از باب به روز بودن افاضاتشان ایشان را مثال زدم.


1)سوره مائده آیه 8

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/41551