
اتحادجنوب ـ اسماعیل حسام مقدم: تا پیش از این، نه رسانه های مردمی به این حد گسترده بودند و نه تحلیل گران تا به این اندازه نظارت بر نحوه مدیریت سیاستگذاران کلان استانی داشتند؛ در یک سال گذشته بخت با اکثر مدیران کلان استان یار بوده که این همه تحلیل و نقد در باب آنان به نگارش در آمده و این را من به مثابه رخدادی می بینم که از همان امید به آینده ...
مهدیه امیری
اشاره: 13 آذر سال گذشته، با تصویب هیات دولت، مصطفا سالاری به عنوان جوانترین استاندار کشور در دولت تدبیر و امید به عنوان استانداربوشهر انتخاب گردید. در کنار سالاری، گزینه های دیگری همچون اسماعیل تبادار، جوانشیر کدخداپور، عباس علوینژاد و عبدالرحمن ندیمی بوشهری از چهره های بومی استان، دیگر گزینه های این سمت بودند ولی نهایتن رای به سالاری داده شد. وی در 20آذر ماه جایگزین فریدون حسنوند گردید و در استان بوشهر کار خود را در سمت استاندار شروع کرد.
از وظایف استاندار در قانون مصوب شورای عالی اداری در سال 1377 می توان به مواردی از جمله:"مسئول برقراری و حفظ نظم و امنیت استان، هدایت و تشکیل مرتب جلسات شورای تامین استان و نظارت برحسن اجرای مصوبات آن، هدایت و نظارت برعملکرد شوراهای تامین شهرستانها و اقدامات امنیتی فرمانداران و سایر دستگاههای اجرایی محلی و هماهنگی در حفظ آمادگی ارگانهای امنیتی، پیش بینی و پیشگیری معضلات امنیتی استان، تعیین و تدوین اولویتها و سیاستهای امنیتی و تعیین حدود و وظایف و اختیارات امنیتی کلیه دستگاههای اجرایی استان در چهارچوب وظایف قانونی آنها، فراهم آوردن موجبات اجرای طرحها و سیاستهای عام امنیتی و انتظامی، مصوبات مراجع قانونی، دستورالعملها و ابلاغیههای امنیتی، تایید تشکیل موقت یا دائم و یا انحلال ردههای انتظامی در سطح استان در چهارچوب قوانین و دستورالعملهای مربوطه، نظارت بر حسن اجرای قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی، گذرنامه و وظیفه عمومی، پیشگیری و مقابله با مشکلات مرزی و نظارت و مراقبت از مرزهای آبی و خاکی استان و برنامه ریزی بمنظور جلوگیری از هرگونه تردد و نقل و انتقالات غیرمجاز در چهارچوب سیاستها و خط مشیهای مصوب، بررسی و تعیین مناطق ممنوع و محدود برای اسکان و تردد و تعیین گذرهای مرزی مجاز.، بررسی و ارائه پیشنهاد ایجاد مرزهای رسمی (زمینی، هوایی، دریایی) استان به وزارت کشور، بررسی زمینههای مشترک همکاری با استانهای کشورهای همجوار و انعقاد یادداشت تفاهم همکاری محلی چهارچوب سیاستها و خط مشیهای کلی نظام، برنامه ریزی، هدایت و ایجاد هماهنگیهای لازم در خصوص مبارزه با مواد مخدر قاچاق سلاح مواد منفجره، کالا و ارز، نظارت برحسن اجرای قوانین و مقررات مربوط به تردد، اقامت، تابعیت، استملاک و سایر امور مربوطه به اتباع و نمایندگیهای خارجی، پناهندگان، مهاجرین و آوارگان، فراهم آوردن تشکیل موجبات و تقویت شوراهای اسلامی بمنظور جلب مشارکت همه جانبه مردم استان در امور مشارکت پذیر و سازماندهی مطلوب آن و اعمال نظارت بر شوراهای فوق در چهارچوب قوانین و مقررات مربوطه، تشکیل و هدایت شوراهایی که مسئولیت آنها بر عهده استاندار میباشد و در هیئت تصمیمات متخذه شوراهای مذکور طبق قوانین و مقررات مربوطه، ایجاد زمینههای لازم برای تأسیس و توسعه مجامع و تشکلهای گوناگون فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و تخصصی و نظارت برفعالیتهای آنها بمنظور گسترش مشارکتهای مردمی در همه زمینهها و نهادینه شدن آزادیهای سیاسی و اجتماعی، ایجاد زمینه مناسب جهت رشد و ارتقاء فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بانوان و ایجاد هماهنگی بین دستگاههای ذیربط و نظارت بر فعالیت آنها، فراهم آوردن زمینههای مناسب برای رشد و پیشرفت و گسترش آموزش و پرورش، ورزش همگانی، بهداشت عمومی، آموزش عالی و تحقیقات، فراهم آوردن زمینههای عدالت اجتمایی و فقر زدایی و..... "می توان اشاره کرد.
اینکه دکتر سالاری در طی یک سال تصدی گری در استانداری بوشهر تا چه اندازه توانسته این وظیفه را به انجام رساند، اتحادجنوب نگرخواهی از تعدادی فعالین در حوزه های اقتصادی، اجتماعی، هنری، علمی، فرهنگی صورت داده که در ادامه می خوانید. سوالات مطرح شده در این نگرخواهی:
1ـ عملکرد دکتر سالاری طی یک سال گذشته را چگونه ارزیابی می کنید و نقاط قوت و ضعف ایشان از نظر شما چیست؟
2-به نظر شما اولویت های دکتر سالاری در دومین سال فعالیتش چه باید باشد؟
در ادامه نظر اسماعیل حسام مقدم ؛ کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی، عضو هیئت موسس انجمن هامون ایران و عضو پیوسته انجمن جامعه شناسی ایران را در این خصوص می خوانید:
تا پیش از این، نه رسانه های مردمی به این حد گسترده بودند و نه تحلیل گران تا به این اندازه نظارت بر نحوه مدیریت سیاستگذاران کلان استانی داشتند؛ در یک سال گذشته بخت با اکثر مدیران کلان استان یار بوده که این همه تحلیل و نقد در باب آنان به نگارش در آمده و این را من به مثابه رخدادی می بینم که از همان امید به آینده نشات می گیرد. لذا این بزرگترین شانسی هست که به خصوص به مجموعه مدیریتی در استانداری بوشهر روی کرده که باید از آن نهایت بهره را ببرند. من در این نوشتار کوتاه، قصد دارم که همه مواردی که می شود به طورخاص بر روی آن مداقه جدی نمود را به کناری بنهم و به چیزی کلان و استراتژیک در فرهنگ و جامعه استان بوشهر بپردازم که عملن به طور مستقیمی بر روی موفقیت پروژه مدیریتی استانداری دکتر سالاری تاثیری حیاتی می گذارد.
نویسنده به عنوان یک جامعه شناس، به جای این که به عملکردهای معنابخش دکتر سالاری در طول یک سال گذشته توجه کند، به این نکته توجه همگان را جلب می کند که پروژه سیاستگذارانه دکتر سالاری در بستر و ساختار کدام اجتماع قابل تحقق هست؟ ساختار اجتماعی به عنوان آن جایی هست که بستر همه تحولات در هر حوزه ای می تواند تعریف شود، محسوب می شود. این تحولاتی که گفته شد در نگاهی از نزدیک بالتبع باید از طریق پروژه های سیاستگذارانه این مدیران کلان رخ دهد، اما به زعم نویسنده، ساختار اجتماعی و فرهنگی استان بوشهر برای پروژه های کلان همنوایی ندارد؛ و این نکته تلخ وقتی بیشتر خودش را نمایان می کند که استان بوشهر از یک جریان منسجم تحلیلگری درباب ساختار و بستر اجتماعی تهی هست، هر آن چه که هست؛ سیطره بی پایان سیاست؛ البته در مبتذل ترین نوع خودش هست که همه چیز را به بازی صندلی ها مبدل نموده، اینجا فراموش شده که ساختار اجتماعی با هیچ کس و هیچ گروهی و هیچ ملتی سر شوخی ندارد، ساختار اجتماعی در این بی توجهی عمیقی که به آن می شود به ناگاه به حرکت خواهد افتاد و همه پروژه های کلان را به هوا خواهد برد. در این زمینه با تورق کتب تاریخی می توان این شکست ها در جامعه معاصر ایران (از دوران مشروطیت تا به الان) را همواره مشاهده کرد.
در یک سال گذشته، آن چه که به وقوع پیوسته؛ درگیری و گرفتاری ناتمام مردم و مدیران و همگان در چرخه تغییرات مدیریتی استان بوده، تا آن جا که در بین این همه هیاهو و غوغا آن چیزی که به فراموشی سپرده شده است آن ماموریت و مسئولیتی بوده که در قبال نظام اجتماعی و فرهنگی مردمان این سرزمین بر دوش مدیران ارشد استان قرار گرفته است. البته این گرفتاری نه فقط در استان بوشهر که در سراسر ایران قابل مشاهده هست. در این جا این پرسش پیش کشیده می شود که دلیل این فراموشی ساختارین چیست؟ به زعم نویسنده آن چه که باعث این همه هیاهو شده این نکته کلیدی هست که؛ گفتمان اعتدال نتوانسته ریشه ها و خاستگاه های ساختارین خودش را در نظام اجتماعی و فرهنگی بیابد و چشم اندازهای خودش را مبتنی بر بستر و ساختار اجتماعی و فرهنگی مردم تعریف و تبیین نماید. در همان نخستین روزهای استقرار دولت، پیش نویس منشور حقوق شهروندی از طرف دکتر روحانی منتشر گردید(که دکترسالاری نیز در تدوین همین منشور نقش به سزایی داشته است) که می توانست به شکل گرفتن گفتمان اعتدال جهت ببخشد، اما به زودی به فراموشی سپرده شد. ازهمین رو تا هنگامی که گفتمان اعتدال نتواند نسبت خودش را با ساختارهای اجتماعی و فرهنگی مردم ایران به طور عام و مردمان خلیج فارس به طور خاص تعریف نماید، نظم اجتماعی بر محور همان شکل مبتذل و پوپولیستی دوران احمدی نژاد خواهد چرخید.
در نوشتاری که برای نخستین روزهای انتصاب دکتر سالاری به استانداری استان بوشهر نگاشته بودم، با درک این که کشور از یک فاجعه هشت ساله به بیرون جسته؛ حفظ امید در مردم را به عنوان استراتژیک ترین مسئولیت دکتر سالاری اشاره نموده بودم، بعد از یک سال نیز نگرانی خودم را از این بابت ابراز می دارم؛ حفظ این امید به زندگی جز در سایه فهم و درک نظام اجتماعی موجود در ساختار زندگی مردمان این استان امکان پذیر نخواهد شد.
نویسنده؛ کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی، عضو هیئت موسس انجمن هامون ایران و عضو پیوسته انجمن جامعه شناسی ایران می باشد.