
اتحاد جنوب: نمونه بارز این مدیران زنده یاد مدیر مدبر باسواد حقیقی مومن جهادگر خداترس و مردم داری همانند حیدر دوراهکی است که هرچه در تعریف و ستایشش گفته شده باز هم کم است. انسانی که همگان را دوست داشت و معتقد بود هر کسی خالق و بنده ی خداست را باید احترام گذاشت...
سید مرتضی کراماتی:
شهریورماه که می رسد بیشتر ادارات و نهادها به جنب و جوش می افتد تا کارهای کرده و نکرده ی خود را سرو سامانی دهند. و ای کاش در طول سال دو سه مناسبت مخصوص برای بررسی عملکرد ادارات و نهادها در تقویم کشور آورده می شد. هرچند مناسبت دهه ی فجر هم هست اما انگار هفته نخستین شهریورماه، روزهای سرنوشت ساز ادارات و نهادها بویژه روسا یا مسئولین یا مدیران است در دو سه هفته مانده به آغاز شهریورماه تازه برخی از مدیران یادشان می آید که ای وای پروژه نیمه تمام ای وای طرح کلنگ زده ی فراموش شده و در حالتی دیگر آماده شدن برای بهره برداری در یک هفته حکایت ماست مالی حکایت بیشتر پروژه هایی که بعد از افتتاح یا بهره برداری واقعیت خود را بروز می دهند کارهای عجولانه کارهایی که باید بیش از 60 درصد اعتبارش به جیب پیمانکار برود.
گاهی مطالبی را می بینی یا می شنوی که شک می کنی که در سیستم ادارات و نهادهایی که پسوند اسلامی دارد، آشکارتر از روز جریان زیر میزی و پارتی بازی و آشنا بازی در مزایده ها و مناقصه ها در جامعه برملا می شود. گاهی در اجرای طرحهای پیش پا افتاده عیوب و خطاهایی از افراد کوچه بازاری و حتی بیسوادها تذکر داده می شود اما جمله اینکه این طرح ناظر دارد ناظر فنی استانداری دارد تو را به سکوت وا میدارد اما بعد از گذشت مدتی کمتر از یکسال، همان تذکر و نکته ی ایرادی غیر کارشناسان و افراد بیسواد رسوا کننده ی پیمانکار و مجری و ناظر و دستگاه اجرایی می شود که خیلی دیر شده و نفع کننده به ریش همگان و البته به وجدان خود می خندد و اینها همان درد و رنج و عذابی است که به تعداد انگشت شماری برخی از مدیران لایق ، پاک نجیبب خدا ترس و مردم دوست را هم عذاب می دهد که نمونه بارز این مدیران زنده یاد مدیر مدبر باسواد حقیقی مومن جهادگر خداترس و مردم داری همانند حیدر دوراهکی است که هرچه در تعریف و ستایشش گفته شده باز هم کم است.

انسانی که همگان را دوست داشت و معتقد بود هر کسی خالق و بنده ی خداست را باید احترام گذاشت. همه را به خوبی می شناخت هم دوستانش را و هم دشمنانش را . خاطرات بازمانده از عمر فرمانداری اش در شهرستان دیّر ، خود کتابی است قطور که اگر بدون غل و غش و بدون محافظه کاری و مصلحت اندیشی نگاشته شود؛ هویت خیلی ها آشکار می گردد. جانباز ، پاسدار ، استاد دانشگاه ، شب زنده دار ، مدیر لایق ، حقوقدان، نویسنده و پژوهشگر ، خادم شهدا و مروج ارزشهای دفاع مقدس بود اما باز هم به قول خودش بارها بصورت شب نامه و طومار و تلفنی از او پیش علی زینبی معاون وقت سیاسی امنیتی استانداری بوشهر شکایت می شد. اینها درد است اینهاست که انسان را به تعجب وا میدارد و خدا بخیر کند روزگار را .... حیفم آمد در روزهای سالمرگ شهیدگونه ی او که نمیدانم به چه دلیل او را در زمره ی شهیدان شهرستان قرار نمی دهند. مصوبه ای است که اگر کسی جانباز باشد و در ماموریت اداری باشد و مرگش علتش اثرات جنگ باشد شهید لقب میگیرد و نمیدانم کارشناسان امر ، خستگی و کسالت جانبازی اش در کم سو شدن چشمهایش را چگونه تفسیر می کنند اما باور دارم که فردایی هم هست ...
خاطره ی خبر دارشدن تصادفش از زبان حاج مصطفی فخرایی رئیس وقت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در صبحی که باتفاق حیدر منصوری در منزل زنده یاد خلیل عمرانی در اسلامشهر تهران بودیم و برای جشنواره شعر بسیج راهی رامسر بودیم همان اردوگاهی که دفاع حقوقی برای اثبات مالکیت آن مجموعه نیروی دریایی سپاه و حتی اجرای طرح آن در تیمی صورت گرفته بود که مدیرش همین انسان وارسته بود و سخت ترین خبر مرگ کسی که تا ماهها دچار شوک بودم و شرکت در مراسم ختمش باتفاق تبادار استاندار سابق که از تهران تا عسلویه همراهش بودم و شعر حیدر سلام حیدر منصوری و شعر از جنس مردم بود و با مردم عجین بود حقیر و شنیدن و دیدن عکسهای مراسم تشییع پیکرش که چه کسانی بیشتر به سر و صورت می زدند و ای کاش ....
یاد و خاطره ی آن بزرگ مرد دیانت و مدیر لایق و شایسته و مجاهد نستوه را گرامی میدارم و به روح پاکش درود می فرستم.