کد خبر: 32945 ، سرويس: طنز تلخند
تاريخ انتشار: 09 مرداد 1393 - 12:08
هف تو لوله پوليكا (خدافظی)

عبدوجوکر

فكر نكنين زهلم رفته يا ئي كه مثلا ترس و خوفي از كسي دارما. به جون عزيزتون از بني بشري زهلم نمي ره. سي محض ئي كه نه چي زيادي سي از دس دادن دارم و نه خومه آماده دريافت رانت و امتيازل آدمل خاص كردمه. از كل دنيا، يه موتوري دارم و چن دس لواس و يه چن تا اُرسي و يه دو تا دمپايي رَوَني! به خاطر همي، زياد از كسي خوف و واهمه اي ندارم. خوف و واهمه مال اوناييه كه خوشون و تك و طيفه شون تموم سرمايه كشوره به تاراج بردن و تا يكي اسم ماشكه مي آره، به خوشون شك مي كنن. نمونه بارزش هم همي سه هزار نفري كه ديپلم هم نداشتنه و به لطف محمودخان و دارو دسه اش، "آغاي دكتر" و "خانم دكتر" واويدنه و پُي بورسيه تغلبي كه از بيت المال گرفتنه، ايسو هاسي پُي مدرك سيكل، تو دانشگايل درس مي دن و تو اداره شون هم حقوق دكتري مي گيرن. يه مشتي از دلواپسل مجلس هم قاطي همي سه هزارتا بيدنه كه سي خوشون و زنكاشون و بچه خاله شون و دختر عامو ديشون و خلاصه سي تموم ايل و تبارشون بورسيه گرفتنه و دس هر كموشون يه مدرك دكترايي دادنه كه بچرن سي خوشون! ... اينايه مقدمه گفتم سي تون كه بگم اي مي خوام خدافظي كنم و ديه ننويسم، نه سي محض اينه كه از چي زهلم رفته. خدافظيم فقط و فقط سي محض اينه كه مي خوام برم. كجاش هم، هني معلوم ني. چن روز پيش رفتيديم هل ديلم. اونجو پُي يه لنجداري گپ و گفت كرديم كه خوم و كافكايه برسنه اوهل اُو. كافكايه نمي شناسين؟ يه آدم بدوختيه مث خوم. الآن يه پنج شيش ساليه كه ليسانس فارسي گرفته اما هيچ جايي كار وش نمي دن. يه دو سه كشا پُي يه مُقنّي افغانيني رفته چَهروفي اما افغاني كو كه رفته افغانستان، كافكا هم بيكار واويده دواره. مي گو الآن يه چن ماهيه كه احساس مي كنه كُروَكه! مي گو حتي بعضي موقع صداي قور قوره از خوش فهميده. مي گو بين خوُو و بيداري يه چن كشايي فهميده تا هاسي قور قور مي كنه. بگذريم. خلاصه خوم و همي كافكا، تا يه چن روز ديه هاسي از كشور مي ريم صحرا. سي مون دعا كنين و فكر كنين كه مانم مث ككاتونيم. راسشه بخواين، خومم نمي فهمم چه وم واويده، اما هميقه مي فهمم كه خيلي دلم گرفته. از تهمتل، از رياكاريَل، از حروم خواريَل، از شعارل، از شعارل، از شعارل! خلاصه ما هاسي مي ريم و دلمون هم خيلي سيتون تنگ ويمو اما چاره چنه! ... مي خواسم يه خواهشي وتون داشتووم كه نيلين ئي ستون تعطيل واوو. يكي، دوتا، هر چن نفري كه مي ترن پُي لهجه دشتسوني بنويسن، حتما دس به قلم واون و مطالبشونه بسي كنن دفتر اتحاد جنوب. پُي آغاي صابري هم گپ زدمه كه يكي كه بختر از همه مي نويسه، انتخاب واوو تا خدابخوا ئي ستونه مديريت كنه. حتما بنويسين. مونم سعي مي كنم وختيكه رسيدم اوهل مرز، اي چي جالبي ديدم، بسي كنم سيتون. خدا خيرتون بده ... خو، ديه زحمته كم مي كنم. بدي، خوبي چي هم تو ئي مدت از ما ديدين، به بزرگي خوتون بوخشين. خداحافظ شما. سلام هم برسنين ./ج

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/32945