
آقای معلم! کاربرد ادبیات شما را قبلا نیز برای پاسخگویی به منتقدین چند نفر رفیقی که معلوم نیست با رای چه تعداد از اصلاح طلبان استان، تشکیل ستاد ائتلاف داده و رئیس انتخاب کرده اند! مشاهده کرده بودم و برایم تازگی نداشت، اما بنا به حقی که برای خود قائلم، لازم دیدم این بار دلیل انتقادات به رئیس این ائتلاف را شفاف تر بیان کنم و البته چند نکته را هم به شما یادآور شوم.
"اینکه باور داشته باشی که جبهه مخالف تو نیز حق حیات و موجودیت دارد، نشانه نزدیکی تو به کمال است"
از نصایح بزرگمهر به انوشیروان ساسانی
اتحاد جنوب ـ بتول سهراب پور: آقای معلم! نوشتارتان را در سایت دوست و هم فکرتان خواندم! قلم شیوایی دارید که ای کاش در راه خدمت به استان از آن استفاده بیشتری کنید به جای آنکه برای مدح یک رفیق، تهمت به مخالف عقیده هم باوران تان و تخریب عملکرد قابل دفاع یک یا چند مسئول از آن بهره بگیرید.
آقای معلم! کاربرد ادبیات شما را قبلا نیز برای پاسخگویی به منتقدین چند نفر رفیقی که معلوم نیست با رای چه تعداد از اصلاح طلبان استان، تشکیل ستاد ائتلاف داده و رئیس انتخاب کرده اند! مشاهده کرده بودم و برایم تازگی نداشت، اما بنا به حقی که برای خود قائلم، لازم دیدم این بار دلیل انتقادات به رئیس این ائتلاف را شفاف تر بیان کنم و البته چند نکته را هم به شما معلم، شاعر و روزنامه نگار ادبی نویس یادآور شوم.
برای آشنایی آقای معلم! با سوابق اندکِ منِ جوانِ روزنامه نگارِ نوسفر
آقای معلم! زمانی که منِ جوانکِ روزنامه نگارِ نوظهور، ساعت 23 و چند دقیقه شب از معاون رئیس جمهور مطالبه حمایت از نخلداران استان و گنجاندن خرمای آنان در سبد کالای دولت را مطرح کردم؛ شما و روزنامه نگار باسابقه تان احتمالا در حال استراحت و شاید شب نشینی با رفیقان شفیق تان بودید.
آقای معلم! زمانی که منِ جوانکِ روزنامه نگارِ نوظهور، به دفاع از اکبر ترکان، مشاور ارشد رئیس جمهور در مقابل شدیدترین حملات سایت های اصولگرای استان، دوبار به شفاف سازی گفته های وی پرداختم تا کسانی بر پایه مطالب غیر واقع، به تخریب دولت در استان نپردازند، باز هم احتمالا شما و سایر دوستان باسابقه در روزنامه نگاری، در خواب ناز تشریف داشتید.
آقای معلم! زمانی که منِ جوانکِ روزنامه نگارِ نوظهور، قبل از ورود معاون اول رئیس جمهور به استان بوشهر خطاب به مدیران استان مطلب نوشتم که "آیا مدیران، طرح های کلان را برای ارائه به معاون اول رئیس جمهور آماده کرده اند؟" و به آنان یادآور شدم که مردم در خصوص اقدام های تان برای رفع محرومیت زدایی از قطب اقتصاد و انرژی کشور قضاوت خواهند کرد؛ باز هم احتمالا شما و دیگر روزنامه نگاران باسابقه، گوشه ای بی صدا، نشسته بودید که مبادا به شما انگ "جویای نام بودن" بزنند.
آقای معلم! آن زمان که منِ جوانکِ روزنامه نگارِ نوظهور، برای دفاع از حقوق مردم این استان، با ارائه مستندات و توجیه های لازم در نشست خبری استاندار و معاونانش، بیش از هر روزنامه نگار باسابقه دیگری سخن گفتم، روزنامه نگار باسابقه دست پرورده شما، زبان در کام گرفته بود و اعتماد به نفسی برای اینکه حتی در حد چند ثانیه، مطالبه ای را به گوش مسئولان ارشد استان برساند نداشت، و متاسفانه فقط نظاره گر دیگران بود.
آقای معلم! آن زمان که منِ جوانکِ روزنامه نگارِ نوظهور، پیش از سفر معاون رئیس جمهور به استان، با نوشتاری هرچند ناقص، نوشتم: "دستاوردهای این سفر برای مردم استان چه خواهد بود؟" به امیدی که مسئولین استان پس از ورود دکتر نوبخت به بوشهر، شماری از خواسته ها و انتظارات مورد تقاضای مردم را به گوش وی برسانند، احتمالا شما و رفقای بزرگوارتان در حال رایزنی ها برای تقسیم پست ها بودید! نمی دانم شاید هم در کنار سایر روزنامه نگارانِ باسابقهِ خوش قلم، در حال استراحت بودید.
آقای معلم! از طرح دیگر نوشته های موجود در سابقه این جوانکِ روزنامه نگارِ نوظهور، صرف نظر می کنم چون حرف های دیگری هم با شما دارم.
آقای معلم! دقیقا نمی دانم دلیل سخت بودن تحمل وجود منِ جوانکِ روزنامه نگارِ نوظهور، برای شما و سایر روزنامه نگاران باسابقه، در چیست؟ اما به شما و سایرین پیشنهاد می کنم آستانه تحمل تان را بالا ببرید زیرا این جوانکِ روزنامه نگارِ نوظهور، در ابتدای راه است و در آینده حرف های بسیار دیگری برای گفتن خواهد داشت.
آقای معلم! منِ جوانِ روزنامه نگارِ نوسفر را جوانکِ جویای نامی، دانسته اید که با خنده ای از صاحب منصبان، ذوق زده می شود، اشتباه متوجه شده اید! باید به عرض تان برسانم که این جوان، آن هنگام خوشحال شد و به رشد و تاثیر گذاری قلم خود یقین حاصل کرد که آن شهروند محترم هم فکرتان، برای پاسخ به نوشتار من، پس از مدیر مسئول یک نشریه باسابقه، شمای معلم ادبی نویس و شاعر را نیز برای دفاع از خود، وادار به "مجیزگویی" از وی نمود.
آقای معلم! پیام نوشتارتان برای منِ جوانِ روزنامه نگارِ نوسفر، این بود که "هیس! جوان ها حرف نمی زنند" و گرنه توسط معلمِ روزنامه نگارِ ادبی نویس، به جوانکِ روزنامه نگارِ نوظهورِ جویای نامِ مجیزگویی که با خنده صاحب منصبان، ذوق زده می شود، متهم می گردد. اما آقای معلم! به شما پیشنهاد می کنم، شما هم همچون مدیر مسئول محترم سایت و نشریه پرمخاطب و با سابقه اتحاد جنوب، روزنامه نگاران دست پرورده تان را باور داشته باشید و به آنان اعتماد به نفس دهید تا بتوانند انتظارات مردم را از مسئولان مطالبه کرده و هر جا لازم شد از حقیقت ها دفاع کنند تا اگر دیگر بار هم من جوانِ روزنامه نگارِ نوسفر، مطلبی که به ذائقه دوستان تان خوش نمی آید نوشتم، همان روزنامه نگار باسابقه تان جوابم را بدهد و شمای معلم به این زحمت نیافتید.
دلیل انتقاد منِ جوانِ روزنامه نگارِ نوسفر، از حواشی طراحی شده ی جشن 24 خرداد
آقای معلم! در مکتبی که ما درس خوانده ایم، بی نظمی جایی ندارد. معلم عزیز! یادتان که نرفته آن شهروند محترم چگونه با داد و فریاد دوستان بغل دستی اش، خود را به تریبون سخنرانی رساند و بیش از 20 دقیقه ـ حتی بیشتر از خانم دکتر ابتکار، میهمان ویژه همایش ـ صحبت کرد؟ تصورش را بکنید اگر همه جوانان هزینه داده بابت اصلاحات که اتفاقا تعدادشان در آن همایش کم هم نبود، می خواستند به همین شیوه خود را به تریبون برسانند و حق و سهم شان از دولت و عقیده ای که برایش هزینه داده اند را مطالبه کنند، چه هرج و مرجی در همایش به پا می شد!
آقای معلم! این اقدام شهروند مورد انتقاد من در حالی بود که پیش از شروع همایش، همه مطالباتش را با خانم ابتکار در میان گذاشته بود حال آنکه سایر هزینه داده های اصلاح طلب، همین امکان هم برای شان فراهم نبوده است. پس لطفا کمی واقع بینانه تر به قضایا بنگرید.
آقای معلم! سایرین که به این حرکت رفیق تان خُرده گرفته اند را "ناقضان حق حرف زدن"، خوانده اید، حال آنکه خود شما، از من روزنامه نگار، تا آن جوان اصلاح طلب و مدیر کل روابط عمومی استانداری را به خاطر "حرف زدن" شان مورد ملامت و سرزنش و حتی تهمت و تخریب قرار داده اید؛ این تناقض گویی از یک معلم با سابقه خیلی بعید است.
آقای معلم! رفیق و همفکرتان، خود را رئیس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان بوشهر معرفی کرد و از جانب اصلاح طلبان استان بوشهر که به این دولت رای داده اند و این دولت، وام دار رای آنان است، از عملکرد های استاندار گلایه کرد، امکان دارد با سند و مدرک بفرمائید چه تعداد از اصلاح طلبان استان و چه زمانی، وی را رئیس این ائتلاف کرده اند و چه میزان از اصلاح طلبان استان با این ائتلافِ محدود به تعداد کمتر از انگشتان دست، هم عقیده اند که وی از طرف همه آنان سخن گفت؟ ما هنوز پاسخ و اعتماد مردم به تفکر این ائتلاف را در جریان چهارمین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر بوشهر فراموش نکرده ایم. وی حق نداشت به اسم اصلاح طلبان استان بوشهر، سخنان خود و گروهش را در محضر معاون رئیس جمهورو رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور بیان کند.
آقای معلم! ما به شیوه و محتوای حرف زدن شهروند و دوست شما منتقدیم وگرنه "حرف زدن"، حق هر شهروندی است، خواه این شهروند، رئیس ستاد ائتلافی چند نفره باشد، خواه یک جوان هزینه داده بابت اصلاحات، خواه یک جوان روزنامه نگار، خواه یک مدیر کل روابط عمومی، خواه مدیر مسئول یک هفته نامه اصلاح طلب و خواه یک مجمع شناسنامه دار اصلاح طلب باشد.
آقای معلم! یکی از انتقادات مطرح شده رفیق تان به استاندار و در محضر معاون رئیس جمهور، مربوط به لغو همایش دوم خرداد در بوشهر به خاطر ضعف وی در باز کردن فضای امنیتی استان بود، در صورتیکه به گواه بندی از بیانیه ائتلاف اصلاح طلبان استان بوشهر که در آرشیو سایتی که تریبون این ائتلاف است، گفته بودند: "پس از پیگیری های مستمر و با وجود موافقت فرمانداری و استانداری محترم بوشهر و پس از جنجالآفرینی ها و ماجراجویی های نابخردانه، با درک دغدغه های خیرخواهانه و توصیه برخی از مسئولان دلسوز که ما به صداقت و همراهی شان ایمان داریم، برای حفظ آرامش و پیشگیری از وقوع هر اتفاق ناخوشایندی که شایستهی اندیشه و مرام اصلاحطلبی نیست، همایش به زمان دیگری موکول شد."، این تناقض گویی رفیق تان را چگونه باور کنیم و با وی همراه شویم و از ایشان انتقاد نکنیم؟!
آقای معلم! رفیق تان در ادامه انتقاداتش ـ که چه عرض کنم، بیشتر تخریب بود تا انتقاد ـ، به استاندار بوشهر می گوید، ما برای اصلاحات هزینه داده ایم و همین اصلاحات باعث روی کار آمدن این دولت شده و اکنون با ما مهربانانه تر، صمیمانه تر و صادقانه تر برخورد کنید؛ منظور وی از این جمله به غیر از سهم خواهی چه مطلب دیگری بود؟ اگر ما اشتباه می کنیم، ما را از اشتباه درآورید و بفرمائید منظور ایشان از این گفته، دقیقا چه بود؟
آقای معلم! خود خوب می دانید که افراد زیادی در این استانِ اصلاح طلب، بابت عقیده شان به تفکر اصلاح طلبی، هزینه داده اند؛ اکنون اگر همه آنان همین گونه از استاندار سهم خواهی کنند و بخواهند که مهربانانه، صمیمانه و صادقانه تر با ایشان برخورد شود، استاندار بوشهر، باید با کدامیک از این محقانِ سهم خواه، مهربان تر باشد؟
دلیل دفاع از استاندار بوشهر
آقای معلم! استاندار بوشهر را جوان ترین استاندار تاریخ بوشهر خوانده اید که تجربه سیاسی لازم را ندارد و به حکم جوان بودنش، نیاز به مشاوره دوستان دارد، حرفتان را اگر منظورتان از دوستان، تنها گروه ائتلافی که رفیق تان رئیس آن است، نباشد، قبول دارم که وی باید از دوستان، مشورت بگیرد، کما اینکه سابقه 6 ماهه وی در مقام استاندار، نشان از مشورت خواهی از دوستان طیف های مختلف دارد اما یک نکته را هم به شما و سایرینی که وی را کم تجربه می خوانید، یادآور می شوم که استاندار فعلی، همان جوانی است که نامش در میان نام رقبایِ سیاسیِ قَدَری همچون تبادار، کدخداپور، ندیمی بوشهری و علوی نژاد، به عنوان استاندار مطرح شد و همه سیاسیون استان را غافلگیر کرد، پس وی را آنچنان هم کم تجربه سیاسی که مرتبا نیاز به مشاوره دارد، نباید دانست.
آقای معلم! دفاع از نماینده عالی دولت در استان را "مجیز گویی" می دانید، پس به زعم شما حتما تمام دست به قلم های مطرح اصلاح طلبی، همچون "صادق زیباکلام"، که گاه و بی گاه، دفاعیاتش از حملات رسانه ای بر علیه دولت را در رسانه های اصلاح طلب می خوانیم هم، "مجیزگویی" از آقای روحانی است؟ اگر آری، که چرا نوشته های حمایتی وی و امثالهم از دولت را نشر می دهید و اگر نه، هم که یک بام و دو هوا درست نیست!
آقای معلم! دفاع از حق و حقیقت را "مجیزگویی" ندانید چون ما از فردی دفاع می کنیم که کارنامه ای درخشان در خدماتش به استان ثبت شده است، و مطمئنا تا زمانی که در همین مسیر گام بردارد باز هم از وی و حضورش در این مسئولیت دفاع خواهیم کرد.
آقای معلم! این جوانانی که از استاندار جوان بوشهر حمایت کرده اند، نه جایگاهی برای خود در نظر گرفته اند و نه نیاز شخصی به او دارند که نیاز به "مجیزگویی" ایشان داشته باشند؛ بلکه به پشتوانه کارنامه مثبت وی در قبال استان در زمان مسئولیت در پارس جنوبی و اقدامات مدبرانه ای که در 6 ماه فعالیتش در پست استانداری از این جوان بومی و نوسفر سراغ دارند، از ایشان حمایت می کنند.
آقای معلم! هرچند طبق بینشی که از نوشتار شما هویدا گشت، همانطور که حضور، ابراز عقیده و اظهار وجود روزنامه نگاران جوان را برنمی تابید و آنها را "جوانکانِ مجیز گو و جویای نام" می خوانید و سعی در خفه کردن صدا، و مخالفت با موجودیت شان دارید، ممکن است با وجودیت یک استاندار جوان در بوشهر هم مخالف باشید اما خوب نظر ما در این مورد با شما یکی نیست، آیا باید خفه شویم؟ چون جوانیم باید ساکت باشیم؟ به جرم تازه کار بودن و جوان بودن باید همچون جوانک های دست پرورده شما فقط نظاره گر دعواهای سیاسی بزرگان و سهم خواهی های شان بدون در نظر گرفتن منافع استان باشیم؟ نه! به هیچ وجه منتظر این سکوت نباشید، چون این جوان ها باز هم حرف خواهند زد و ابراز عقیده خواهند کرد.
گوشه ای از سوابق و خدمات استاندار در مسئولیت سابق:
آقای معلم! در نوشتارتان گفته بودید استاندار جوان بوشهر، " تقریبا هیچ کارنامه اجرایی روشن و برجسته ای در پرونده خویش ندارد." جهت استحضار شما و سایر هم باوران تان به چند مورد از سوابق کاری وی اشاره می کنم. البته این اطلاعات را در گفتگو با چند تن از کسانی که در زمان مدیریت حقوقی و قائم مقامی مصطفی سالاری در منطقه ویژه پارس جنوبی به عنوان مدیر و رئیس کمیسیون بخش های مختلف خدمت می کرده اند، کسب نموده ام اما برای اینکه آنان را هم "مجیزگویانِ جویای پست"، نسبت ندهید از آوردن نام و عنوان شان صرف نظر می کنم.
تثبیت منطقه 30 هزار هکتاری منطقه ویژه پارس جنوبی: زمانی که مصطفی سالاری در سن 26 سالگی، مدیر حقوقی منطقه ویژه پارس جنوبی بود، به همراه تیم توانمندی که تشکیل داد، توانست بدون هیچ گونه تنشی با مردم در زمینه تملک اراضی شان، زمین منطقه را که مهم ترین بخش سرمایه گذاری آن منطقه اقتصادی محسوب می شود، به 30 هزار هکتار تثبیت نماید.
کاهش هزینه های 10 میلیارد تومانی: به گواه همکاران دکتر سالاری در مسئولیت سابق وی، سالاری از ساعت 7 صبح تا 24 شب در محل کار حاضر بود و 90درصد کارهای اجرایی منطقه ویژه پارس جنوبی را در زمان قائم مقامی سید جلیل رضوی، مدیرعامل وقت پارس جنوبی، انجام می داد، بحث ها را به خوبی مدیریت می کرد، و ضمن اینکه رشته تخصصی وی حقوق بود با کسب اطلاعات فنی، در این زمینه نیز اظهار نظرهای کارشناسی می کرد و در مهندسی و بازنگری های مجدد، هزینه ها را گاها تا 10 میلیارد تومان کاهش می داد.
سوابق بی نظیر در کسب اعتبارات عام المنفعه برای استان از وزارت نفت: به گواه اسناد موجود در منطقه ویژه پارس جنوبی، بیشترین کمک های عام المنفعه وزارت نفت به استان که نه قبل و نه بعد از حضور مصطفی سالاری در منطقه ویژه سابقه نداشته و ندارد، در زمان مدیریت وی اتفاق افتاده است. همکاران سابق سالاری می گویند، او مجدانه پیگیر کسب اعتبارات عام المنفعه برای استان بود و اکثر ساختمان های ورزشی، کتابخانه ها، استادیوم ها، آسفالت ها، زمین های ورزشی، و ... با اعتباری که وی از "آقای دل پریش"، مسئول بودجه وقت وزارت نفت گرفت، تاسیس شد. سالاری با وجود موانع قانونی، با رایزنی های مستمر با وزارت نفت، سالیانه، 150 تا 160 میلیارد اعتبار عام المنفعه برای استان می گرفت.
تخصیص کمک 1000 میلیاردی دولت نهم به استان بوشهر با مدیریت وی: یکی از مدیران سابق پارس جنوبی می گوید در جلسه ای که مصطفی سالاری با معاون نیروی انسانی وقت وزارت نفت به عنوان نماینده هیات دولت در زمان اولین سفر هیات دولت نهم به استان بوشهر داشت، با تهیه توجیهات فنی و حقوقی لازم، آنان را متقاعد به گنجاندن این اعتبار برای استان کرد.
تبدیل اعتبار برای بزرگراه 40کیلومتری به 200 کیلومتری: همکار سابق سالاری می گوید: هنوز به خاطر دارم که دولت وقت بنا داشت تنها اعتبار مسیر اهرم ـ برازجان به طول 40 کیلومتر را تخصیص دهد و سالاری با پافشاری گفت: شما که می خواهید این اعتبار را بدهید برای کمی آنسو تر از برازجان (دیلم) هم اعتبار تخصیص دهید و بدین ترتیب و با اصرارهای سالاری، وزارت نفت بجای تامین اعتبار مسیر 40 کیلومتری اهرم ـ برازجان، هزینه بزرگراه 200 کیلومتری اهرم ـ برازجان ـ دیلم را در بودجه گنجاند.
توان مدیریتی بالای سالاری: مدیر سابق قسمتی از منطقه پارس جنوبی می گوید، تنها کسانی می توانند در مورد مدیریت سالاری نظر دهند که با وی کار کرده اند و در عمل، توان مدیریتی وی را دیده اند و به زوایای فنی مدیریتی وی آشنایی دارند.
"تدوین طرح آمایش سرزمین"، تنها هدف سالاری که در زمان تصدی اش عملی نشد: همکار سابق سالاری در گفتگو با اتحاد جنوب گفت: مصطفی سالاری در زمان قائم مقامی پارس جنوبی، برای تصویب اعتبار "تدوین طرح آمایش سرزمین" خیلی تلاش کرد، زیرا این طرح را تسهیل کننده توسعه استان بوشهر می دانست و برای به نتیجه رسیدن این طرح، مشاوران توانمندی را به کمک خود گرفته بود و اطلاعات زیادی، برای کسب اعتبار لازم این طرح از وزارت نفت، گردآوری کرده بود که تا زمان حضور وی در منطقه، اجرایی نشد.
پیگیری هدف بر زمین مانده سالاری در استانداری: سالاری هدف ناتمام خود در منطقه ویژه را به محض استاندار شدن، پیگیری کرد؛ همه شهروندان استان بوشهر به خوبی به خاطر دارند که سالاری در آغازین روزهای فعالیت در پست استانداری بوشهر، خبر از اجرای طرح آمایش سرزمین در استان بوشهر داد و آن را در بردارنده توسعه همه جانبه استان خواند...
گام های استوار سالاری برای توسعه استان: گام های سالاری برای توسعه استان بوشهر در 6 ماه خدمتش در پست استانداری، استوار برداشته شده و حضور چندین باره مسئولان بلند پایه هیات دولت در استان برای تصمیم گیری های کلانی همچون ایجاد منطقه آزاد در استان، موفقیت سالاری در جلب نظر سرمایه گذاران قطری برای سرمایه گذاری در بوشهر، پیگیری برای اجرایی شدن راه آهن بوشهر ـ شیراز و ... اقدامات مهم دیگری که این استاندار جوان، در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی با سایر هم استانی ها در میان می گذارد، همگی از عزم جزم وی برای توسعه استان خبر می دهند...
سکوت در برابر ناملایمات ناخوشایند را از ما نخواهید
آقای معلم! نوشتارم را طولانی و تحملش برای مخاطب را کمی سخت کردم تا بدانید که اگر شما از سابقه خدمتی استاندار نمی دانید یا نمی خواهید بدانید، من جوانِ روزنامه نگارِ نوسفر، قسمت هایی از خدمات وی را مطلعم و بر خود لازم می دانم برای توسعه استانم تا زمانیکه این نماینده عالی دولت در بوشهر، در مسیر خدمت به استان گام برمی دارد، به توصیه بزرگان اصلاحات، عمل نموده و از وی حمایت کنم، حال اگر شما و دیگران به قصد تخطئه، اسمش را "مجیز گویی" می گذارید، مشکل از بینش شماست نه اقدام من.
آقای معلم! مستند، به نوشتارتان، پاسخ دادم تا بدانید منِ روزنامه نگارِ نوسفر، فرق بین انتقاد و تخریب را می دانم، از معادله سیاسی که بر هم خورده و شما و سایر دوستانِ دست به قلم را وادار به واکنش کرده است، کاملا مطلعم، از این که رفیقان محترم تان زمانی که استاندار جوان بوشهر، هیات دولت را برای توسعه استان به بوشهر آورد، نزد همراهان معاون اول رئیس جمهور که میهمان سالاری بودند به تخریب میزبان پرداختید، خبر دارم، (این را هم می دانم که تلاش تان برای دیدار با معاون اول رئیس جمهور ناکام ماند و سلام و علیکی با وی، درب نمازخانه در حد یک دقیقه به زحمت فراهم شد)، پس ما را با اتهام های تان وادار به سکوت در برابر این ناملایمات ناخوشایند نکنید.
آقای معلم! بی شک، هر شهروندی، حق و حقیقت را بگوید، و به فکر توسعه استان و نه سهم خواهی های سیاسی باشد، مورد حمایت جوانان با درایت و هوشیار استان قرار خواهد گرفت.
سخنی با استاندار محترم بوشهر:
آقای دکتر مصطفی سالاری! داشتن غرور، برای هر مدیری لازم است، البته به شرطی که به غرور کاذب تبدیل نشود. غرور، لازمه کار یک مدیر است تا به درستی کاری که انجام می دهد مطمئن باشد، تا زمانی که با حفظ این غرور و در نظر گرفتن منافع استان، از کارشناسان و صاحب نظران، کما فی السابق، مشورت می گیرید و بهترین مهره ها را با بیشترین دقت و وسواس برای کمک به این توسعه برمی گزینید و بر سر منافع این استان زرخیز ولی فقیر، با هیچ شخص و گروهی معامله نمی کنید، همچنان حامی شما خواهیم بود.
و نکته پایانی:
معلمان، شریف ترین و بهترین قشر جامعه هستند و این که شما را با عنوان معلم مورد خطاب و انتقاد قرار دادم از این بابت بود که شما خود را با این عنوان در یادداشتتان معرفی نموده بودید؛ لذا ضمن پوزش از محضر اساتید و فرهیختگانی که عنوان معلم، زیبنده وجودشان است، مراتب ارادتم به این قشر فرهیخته و قابل احترام را اعلام می دارم.