
نصرا... قاسمپور
1) با این که تن تو خسته شاید باشد
یک خواست ناخجسته شاید باشد:
در خانه حجاب کاملی داشته باش!
دوربین مداربسته شاید باشد!
2) هفتی و به هشت می رسی، می خشکی!
در کوچه به گشت می رسی، می خشکی!
دریای و در کویر، جریان داری!
وقتی که به دشت می رسی، می خشکی!
3) از دور، هوای چشم ما را داری
چون نور، هوای چشم ما را داری
در «خوب» ترین دقایقت هم، ای عشق!
«بد» جور، هوای چشم ما را داری!
4) عمری ست معرّف حضورت هستیم!
شرمنده ی لطف دور دورت هستیم!
هر چند دروغ می تواند باشد:
ما بنده ی مخلص و صبورت هستیم!
5) گفتند: «امید عشق هم، کم شده است!
اوقات مفید عشق هم، کم شده است!
در عصر سیاه خط و کاغذبازی
اوراق سپید عشق هم، کم شده است!»
گفتند چنین و ما نوشتیم، ولی ...(1)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1) ما اهل ولی... ولی نبودیم رفیق!
در مدرسه ها ولی، ولی بسیار است!