کد خبر: 30293 ، سرويس: طنز تلخند
تاريخ انتشار: 06 خرداد 1393 - 08:46
قَطَريَل هم يارانه مي گيرن؟(2)

عبدوجوکر

هفته قبلي سيتون گفتم كه عامه ما، شي كرده قَطَر و ايسو نزيك سي چل ساله كه همونجونه. چن روز پيش يكي دم در خونه ما زد. ايسو كه رفتم دره واز كردم تا يه عرب درازيه و يه عينك رايبوني هم ري چيششه و يه عگالي هم مث مار پيچونده دور سرش. اولش فكر كردم دينداي خونه ميرزا بريم مي گرده. سي محض ئي كه ميرزا بريم هر روزي كه دي مانه تو كيچه مي وينه، وش مي گو به عبدو بگو لغت تو بخت خوش نزنه و جلدي بيا خاتو مانه بسونه و گرنه همي روزله كه بچه ككام بيا دسشه بگيره و پي خوش بيَرش!

ككاي ميرزا بريم از كچيكي رفتيده آبادان و خوشه  تو شركت نفت گير كرديده. همونجونم يه دختر عربي اسديده و ايسو يه مشت بچه عربي وش پا گرفتنه كه ميرزا بريم هر روز سراكوشونه به دي ما مي ده. خلاصه عربه كه دم درمون ديدم، قبل از ئي كه گپ بزنه، در فده ميرزا بريمه نشونش دادم و گفتم هذا بيت ميرزا بريم.  هذا خاتي. بعدش ور خوم گفتم شايد نفهمه كه خاتي يعني چه. سي همي محض دواره دسمه دراز كردم و گفتم هذا بيت خاتو! عربِ دراز، عينكشه درآورد و مانه گرفت تو بغل و گفت عبدي، بچه خالو، اينا چنه كه بلغور مي كني! مونما. محسنما. تا گفت محسنم، مونم قرص گرفتمش تو بغل و يه مشت ماچ ماچكيني پي هم كرديم و اومديم داغل خونه.

دي تا فهمي كه محسن از قطر اومده، يك كليليليني تو فده راه انداخت كه پاك همساده يل مون جمع واويدن. بعدي كه اوضاع يه كمي آرومتر واوي، خوم و محسن نشسيم تو مجلسي مون و سي خومون گير گپ زدن واويديم. ايقه از ئي هل و او هل گپ زديم كه چنه مون ور اومه. بعد هم سوار موتور واويديم و تو شهر هم يه دو سه كشا سي خومون دور زديم و تا دم دفتر اتحاد جنوب هم رفتيم اما داغل نرفتيم. سي محض ئي كه يه مشت آدمي نشسيدن اونجو و هاسي درباره تغيير جهان گپ مي زدن و مو ورخوم فكر كردم كه اي اينا بترن محله خوشون هم تغيير بدن، خيلي كار گُتي كردنه.

خلاصه دوارته سوار موتور واويديم و رفتيم هل بازار هم يه زُري خارديم تا شُو واوي و دواره واگشتيم خونه. دي يه اُوگوشتي دُرُس كرده بي كه جاتون خالي پي نون و پياز و ريحون خارديم و دوارته نشسيم پي گپ زدن. ايقه ئي هل و او هل زديم تا ئي كه محسن گفت عبدي، بچه خالو، يه كاري سيت جور كنم، مي آي قطر ور خومون؟ گفتم چه به دي كنم؟ گفت خوفت نبو، زنخالو هم مي بريم پي خومون. مي خواسم قول كنم كه يه مرتوه دي گفت زنخالو والله، ئي هم تعارفيه كه به عبدو مي كني؟ ما زندگانيني كه اينجو داريم، هزار هزار تا قطري مث شما ندارن. اينجونه ول كنيم بيايم قطر؟ محسن گفت چه دارين مثلا؟ دي گفت شگرخدا، همه چي داريم. محسن گفت زنخالو والله، ما خوم و عبدي پي موتورش كل اينجونه گشتيم؛ غير از تشباد ديه چي نديديم. دي گفت همي هم از سر ما زياده زنخالو. بعدش مث كسي كه يه چي يادش اومده بو گفت ما تازه هاسي يارانه مرحله دومه مي گيريم. شما اونجو تو قطر يارانه وتون مي دن؟ محسن گفت نه والله، كسي يارانه ومون نمي ده. سي محض ئي كه ما نيازي به يارانه نداريم. دي گفت نيازي نداريم يعني چه؟ مي ويمو كسي نيازي به يارانه نداشتو؟ محسن خندس و گفت زنخالو ايسو كه سر حرفه واز كردي، بيل تا درباره يارانه شما و پارس جنوبي تون و مخزن گاز مشتركي كه بين ما و شمانه، يه كمي توضيح بدم سيت. دي گفت بفرما زنخالو. محسن استكان چايشه مر كشي و گفت ... ( باقيش هفته بعدي خدابخوا. مي خوام سي تون بگم محمود و دارو دسه اش، تو ئي هش سال چه بر سر مملكت آوردن كه ايسو ايسونل بايد بسوزيم پاش ... خاتو، تونم بخون. مي فهمم كه مي خونيا. مي خوام از عمق دلت بفهمي. مي فهمي؟ از عمق دلت! )  /ج 

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/30293