
بنا به اظهار مطلعین مقارن ظهر بود که جناح چپ و جایی که زایر خضر خان و تنگستانی ها موضع گرفته بودند، بدون آنکه به یاران خود اطلاعی دهند یا شرایط غیر مترقبه ای بر آنها واقع شود، سنگرهای محکم خود را رها کرده عقب نشستند و به این ترتیب سنگرهای......
غضنفرالسلطنه در جبهه مرکزی
آخرین جلسه جنگی در پشت سنگرها و در خیمه فرماندهی ترتیب یافت. در آن جلسه نحوه مبارزه با دشمن و تقسیم سنگرها و چگونگی حمله یا مقاومت بررسی شد و برابر اخبار واصله از ستاد فرماندهی دشمن توان رزمی نظامیان انگلیس دقیقاً ارزیابی گردید و مقرر شد در وقت نبرد دشمن را با جنگی فرسایشی پشت سنگر نگه دارند تا خسته شده، دست از جنگ بشویند. پس از تبادل نظر سنگرها به شرح زیر در اختیار مجاهدین قرار گرفت: در جناح چپ – مشرق جلگه به سمت تنگستان- زایر خضر خان و افرادش موضع گرفتند. در جناح مرکزی غضنفر السلطنه با سیصد نفر از تفنگچیان برازجانی تمرکز یافتند و در جناح راست – شمال جلگه، شیخ حسین خان چاه کوتاهی عهده دار وظایف جنگی شد. در این روز تعدادی تفنگچی به سرکردگی آقا سید مرتضی از سعدآباد و 50 نفر تفنگچی ورزیده به سرپرستی آقا شیخ عبدالنبی از دهکهنه (شبانکاره) در کنار مجاهدین بودند.
جنگ در سربست چغادک و شکست مجاهدین
7مهر 1297/ 29سپتامبر1918حمله نیروهای متجاوز انگلیسی آغاز می شود.[1]
آفتاب تازه خود را بالا کشیده بود که نیروی دشمن شلیک توپ را شروع کرد، در زیر گلوله های توپ و خمپاره پیشروی پیاده نظام آنان نیز آغاز گشت، مجاهدین قرار و آرام نداشتند زیرا بی صبرانه منتظر بودند دشمن را به تیر رس سنگرهای خود کشانیده و آنگاه همچنان که دستور است با مقاومتی شجاعانه و جنگی آگاهانه نیروهای انگلیس را به ستوه آورده تا درمانده و وامانده از پیشروی نومید شوند و دست به عقب نشینی زنند و پس از آن مجاهدین با حملاتی کوبنده، انسجام نظامی و تفکر جنگی را از آنها سلب و وادارشان نمایند که ایران و سواحل خلیج فارس را ترک گویند.
بنا به اظهار مطلعین مقارن ظهر بود که جناح چپ و جایی که زایر خضر خان و تنگستانی ها موضع گرفته بودند، بدون آنکه به یاران خود اطلاعی دهند یا شرایط غیر مترقبه ای بر آنها واقع شود، سنگرهای محکم خود را رها کرده عقب نشستند و به این ترتیب سنگرهای شرقی مجاهدین به دست نیروهای انگلیسی افتاد. آنها ضمن تحکیم مواضع جدید علی الظاهر چند نفر نظامی را بدرقه زایر نمودند.
جناح راست که جای شیخ حسین خان و اتباعش بود پس از مقاومتی کم اثر و محتاطانه تخلیه شد و عده ای از مجاهدین که می دیدند برتری بر صحنه و میدان نبرد را دارند از دست می دهند به سنگر مرکزی که محل دفاع غضنفرالسلطنه و اعوان و انصارش بود پیوستند تا در کنار مردان جنگی برازجان به نبرد ادامه دهند. جناحین و قلب سپاه انگلیس همه فشار را بر سنگر مرکزی مجاهدین که بازمانده آن میدان غیرت و مردانگی بود، وارد آوردند و غضنفر و یارانش همچنان می جنگیدند و جان فشانی می نمودند. رؤسای مجاهدین روی برتافته از میدان نبرد، حجت الاسلام شیخ محمد حسین برازجانی را که به منظور تهییج احساسات مذهبی مجاهدین در چغادک حاضر بود، به نزد غضنفر فرستادند تا او را از سنگر خارج و وادار به عقب نشینی نمایند زیرا بر آن باور بودند که مقاومت رزمندگان برازجانی در برابر سیل سپاه هندی و انگلیسی جز شهادت آنها تا نفر آخر سود دیگری در بر نخواهد داشت، می گویند شیخ محمد حسین با دستان خود و با قسم به کلام الله آن راد مرد دلیر و مقاوم را بیرون آورد تا با عقب نشینی به سوی برازجان در فکر پیکار آینده باشد...[2]
«نیروهای انگلیسی در این عملیات سه کشته و دو مجروح بر جای گذاشتند. بعدها معلوم شد که دشمن (ایرانی ها) نیز حدود سی نفر تلفات داده بود که رقم چشمگیری محسوب نمی شد.»[3]
«میرزا محمود خان برادر کهتر غضنفرالسلطنه و حجت الاسلام آقاسید مرتضی از روحانیون سعدآباد که در جریان جنگ چغادک به شدت مجروح شده بودند به درجه رفیع شعادت نایل گشتند.»[4]
علت شکست مجاهدین
تخلیه نابهنگام سنگرهای شرقی از سوی زایر خضر خان و کمی بعد از او شیخ حسین خان روحیه مجاهدین را به شدت در هم کوبید و عامل اساسی شکست آنها گردید...[5]
کتاب گوشه ای از تاریخ انقلاب مسلحانه علیه استعمار با اینکه نقل قول رئیس غلامعلی سملی که گفته بود:«عقب نشینی زایر خضر به علت ضعف نفس وی بود» را ردّ می نماید؛ اما خود در پاورقی صفحات 106، 116، 117 زایر خضر خان را مسئول شکست مجاهدین دانسته و اظهار می دارد:
«در همان زمان شایع شده و به تواتر رسید که رهسپار شدن عده ای از افراد نیروی دشمن به طرف اهرم و چاهکوتاه صحنه سازی و توطئه ای بود که زایر خضرخان به بهانه جلوگیری از اشغال اهرم به وسیله دشمن سنگر خود را تخلیه و از میدان خارج گردد و موقع مجاهدین را تضعیف کند، والله اعلم بالصواب و الیه المرجع بالمآب. آنچه محقق است دشمن تا مجاهدین را بکلّی منکوب و تار و مار نمی ساخت جرأت نداشت به اشغال اهرم و چاهکوتاه بپردازد، زیرا در محاصره قرار می گرفت و جنگ همچنان ادامه می یافت. بنا به گفته مطّلعین به اوضاع و احوال آن زمان مسئولیت شکست غم انگیز و تلخ مجاهدین در جنگ سربست که متضمن عواقب وخیمی بود و باید آن را از رویدادهای مهم شمرد، زایر خضر خان و اتباعش می باشد. کیفیت این مغلوبیت که مجاهدین بی شبهه در این راه با موانع سهمگین مواجه شدند اینست که تخلیه نابهنگام سنگر زایر خضر خان سبب شد بالاخره مقاومت مدافعین با وجود تهور و سرسختی اعجاب آور و دفاع شجاعانه و دلاورانه غضنفرالسلطنه و رشادت و جسارت شیخ حسین خان و فداکاری متابعانش که در این جنگ به خرج داده بودند، درهم شکسته شود.»[6]
[1] - برداشتی از کتاب"عملیات در ایران" تالیف"جیمزمابرلی" ترجمه کاوه بیات ص470
[ 2-4-5-6] - جایگاه دشتستان در سرزمین ایران تالیف سروش اتابک زاده
[3] - عملیات در ایران تالیف"جیمزمابرلی" ترجمه کاوه بیات ص471
منبع: "تاریخ سیاسی و مبارزات مردم برازجان" تالیف اکبر صابری