
اتحاد جنوب: غضنفرالسلطنه بلادرنگ فرمان بسیج عمومی داد. به نقل از شاهد عینی این رویداد تاریخی، در اندک مدتّی، یکهزار و دویست نفر مجاهد پیکارجو آمادگی خود را برای دفاع از استقلال و حیثیت ملّی اعلام نمودند؛ ولی غضنفر السلطنه فقط سیصد نفر رزمنده از میان آن عده برگزید. غضنفرالسلطنه وسایل و تجهیزات و مهمات لازم را از اندوخته خود تهیه و تدارک و به جبهه جنگ...
فراخوان غضنفرالسلطنه برای جنگ با انگلیس
«با ورود قاصد مخصوص زائر خضر خان و شیخ حسین خان چاهکوتاهی به برازجان و ابلاغ پیام آنان به غضنفرالسلطنه مبنی بر لزوم حضور او و اتباعش در میدان جنگ و رویاروئی وی و مجاهدین برازجانی با دشمن، غضنفرالسلطنه بلادرنگ فرمان بسیج عمومی داد. بنا به نوشته فتح الله شاه حسینی به نقل از بهرام دلاوری برازجانی شاهد عینی این رویداد تاریخی، در اندک مدتّی، یکهزار و دویست نفر مجاهد پیکارجو آمادگی خود را برای دفاع از استقلال و حیثیت ملّی اعلام نمودند؛ ولی غضنفر السلطنه فقط سیصد نفر رزمنده که غالباً از مردم کوهستانها[1] بودند از میان آن عده برگزید.»
«به نقل از بهرام دلاوری برازجانی شاهد عینی ماجرا، غضنفرالسلطنه برای شرکت در این نبرد سرنوشت ساز که یکی از خونبارترین صفحات تاریخ معاصر جنوب ایران است وسایل و تجهیزات و مهمات زیر را از اندوخته خود تهیه و تدارک و به جبهه جنگ حمل و ارسال داشت:
تعداد زیادی تفنگ از هر قبیل به اضافه تعداد زیادی از انواع مختلف طپانچه، تعداد یکصدهزار از انواع مختلف فشنگ، همچنین تعداد زیادی فشنگ طپانچه که کلاً از فشنگ تفنگ و طپانچه در صندوق های پلمپ شده به استثنای آنهائی که در اختیار جنگاوران بود، فراهم آورد. ضمناً تعداد زیادی اسلحه سرد از قبیل شمشیر و کارد و دشنه و قمه و نیزه و به عنوان ذخیره، خواربار از قبیل ذبرنج و روغن و نان و خرما و حبوبات و چای و قند و شکر و غیره به مقدار فراوان، تعداد چهارصد گوسفند و هزار عدد مرغ، ماحصل کلیه مایحتاج و مصرف روزانه زندگی به حد وفور در رزمگاه موجود بود، به طوریکه مجاهدین در طول مدت اقامتشان در میدان رزم از هر حیث کاملاً در رفاه بوده و در هیچ موردی کمبودی نداشتند. بیست نفر طباخ هم طبخ غذای یومیه مجاهدین را بر عهده داشتند.»[2]
30شهريور 1297/ 21سپتامبر1918 غضنفرالسلطنه همراه با سیصد تفنگچي به چاه کوتاه آمد. 31 شهريور/22سپتامبر؛ زائر خضرخان با سي تفنگچي به نيروهاي شيخ حسين خان و غضنفرالسلطنه در چاه کوتاه پيوست.
مستربيل توصيه کرد که حاکم بوشهر طي ديداري با غضنفرالسلطنه از او بخواهد که افرادش را برگرداند و در صورت امتناع غضنفرالسلطنه نيروهاي انگليسي چاه کوتاه را تصرف کنند.
غضنفرالسلطنه مجاهد انعطاف ناپذیر
مقامات انگلیسی که از مقاومت و سرسختی حیرت انگیز و موضعگیری جنگاوران نستوه تنگستان و چاهکوتاه در محل موسوم به "سربست چغادک" به ستوه آمده بودند هنگامی که اطلاع حاصل کردند غضنفرالسلطنه نیز به منظور تقویت بنیه نظامی آنان شخصاً به اتفاق سیصد نفر مجاهد دلیر در جنگ شرکت جسته، بر آن شدند تا با بکار بردن حربه همیشگی (تفرقه بینداز و حکومت کن، و پرداخت رشوه) در صفوف متشکل و متحد انقلابیون شکاف ایجاد نموده و در نتیجه موقعیت رزمندگان تنگستانی و چاهکوتاهی را تضعیف نمایند.
بنابراین برای اینکه هدف شوم خود را به موقع اجرا گذارند در محل مزبور با غضنفرالسلطنه تماس مستقیم برقرار نمودند تا بزعم خود او را از صحنه نبرد خارج سازند. در اینجا رشته کلام را به بهرام دلاوری برازجانی[3] شاهد عینی قضیه سپرده جریان آن رویداد تاریخی را به نقل از او که به قلم فتح الله شاه حسینی نگارش یافته با اندک تصرف در عبارت به اختصار منعکس می کنیم: پس از ورود غضنفرالسلطنه و اتباعش به رزمگاه، قاصد مخصوص مقامات سیاسی انگلیس در بوشهر، با نامه ای به عنوان وی وارد اردوگاه شد. غضنفرالسلطنه که تمام امکانات خود را برای مقابله با خصم اشغالگر بسیج نموده بود، در پاسخ نامه واصله آمادگی خود را برای جانبازی در راه عظمت و اعتلاء و دفاع از استقلاال و تمامیت ارضی میهن قاطعانه ابراز نمود.
مختصر آنکه تا مدت پانزده روز، تبادل نامه بین ژنرال کنسول انگلیس در بوشهر و غضنفرالسلطنه و اعزام قاصد کنسول جهت ابلاغ پیام به غضنفرالسلطنه و اخذ پاسخ از او به سربست چغادک برقرار بود ولی غضنفرالسلطنه همچنان مانند دژی پولادین و تسخیر ناپذیر پابرجا بود.
آخرالامر انگلیسی ها مستاصل شده به غضنفرالسلطنه نوشتند: «چون در طول این مدت با اعزام پیاپی قاصد و ارسال نامه های مکرر به خواسته دولت انگلیس تن در ندادید و توجه ننمودید و طریق آشتی نپیمودید، ناگزیر مبادرت به جنگ خواهیم نمود.»
با اعلام اولتیماتوم انگلیسی ها غضنفرالسلطنه رزمندگان تحت فرمان خود را در جریان امر قرار داد. در همین حیص و بیص، مستر چیک یهودی الاصل، ویس کنسول انگلیس در بوشهر به معیت احمد خان دریابیگی حاکم وقت بنادر جنوب، جهت ملاقات و مذاکره بدون واسطه با غضنفرالسلطنه به سربست چغادک آمده با او تماس حاصل کرده و به مذاکره پرداختند.[4]
غضنفرالسلطنه و ردّ هفتادهزار لیره انگلیس
مستر چیک و دریابیگی به غضنفرالسلطنه صریحاً پیشنهاد کردند که مبلغ هفتاد هزار لیره بابت مخارجی که متحمل شده اید از دولت انگلیس دریافت نمایید و دولت انگلیس این مبلغ را با کمال رضایت به شما می پردازد که از عبور قوای انگلیس جهت عزیمت به شیراز جلوگیری و ممانعت ننمائید.
نیروی مزبور در قلمرو شما نیز، چندان توقف نخواهد نمود که از این رهگذر خسارتی متوجه اهالی منطقه گردد. غضنفرالسلطنه این پیشنهاد را بکلی رد کرد و گفت: اگر دولت انگلیس هزار میلیون لیره بپردازد، حاضر به عقب نشینی نیستم. جز با تخلیه بوشهر و خروج قوای اشغالگر و متجاوز مطلقاً حاضر به هیچگونه مصالحه و سازش نیستم. من بخاطر دفاع از استقلال مرز و بوم و حق حاکمیت ملی تا آخرین رمق و قطره خونم می جنگم. کوتاه سخن یا جنگ یا خروج نیروی تجاوزگر از بوشهر، لاغیر.[5]
[1] - علت انتخاب این افراداین بود که مردان عشایر جنگجو ودر مقابل سختیها و مشکلات مقاومتر بودند.
[2] - جنوب ایران در مبارزات ضد استعماری تالیف علیمراد فراشبندی ص86 و87
[3] - نامبرده در آن روز بخاطر نزدیک شدن به محور قدرت، جزء ملازمان غضنفرالسلطنه و از خواص و نزدیکان او به شمار می رفت و مطیع صرف و تسلیم محض او بود. لیکن پس از تسلط انگلیسی ها بر برازجان به هر علت جزء مخالفان سرسخت وی قرار گرفت... (پاورقی ص81 کتاب جنوب ایران در مبارزات ضد استعماری تالیف علیمراد فراشبندی)
[4] - جنوب ایران در مبارزات ضد استعماری تالیف علیمراد فراشبندی ص81و82
[5] - جنوب ایران در مبارزات ضد استعماری تالیف علیمراد فراشبندی ص82
منبع: "تاریخ سیاسی و مبارزات مردم برازجان" تالیف اکبر صابری