
عکس صفحه ی فیس بوک آقای محمدیان.......دهان به دهان و فرد به فرد......و دستور رییس جمهور برای پیگیری و درمان "ماهان" و تقدیر از معلم نمونه.
این نوشته تأیید و تأکیدی است بر دو نکته: نکته اول این فرموده امام خمینی که معلم امانت داری است که انسان به او سپرده شده است و دوم اینکه بعضی گفته ها و نوشته ها هرچند بار گفته آید و نوشته شود تکراری و ملال آور نیست زیرا که قصه نیست که همه ی انسان بودن است .
مکان : ایران .... مریوان ..... مدرسه ابتدایی شیخ شلتوت زمان :1392
مهر ماه است،حیاط مدرسه شیخ شلتوت همچون دیگر مدارس مملو از جمعیت دانش آموزانی که بعد از چند ماه تعطیلات تابستانی همدیگر را دیده اند،خوشحال و خندان ،می گویند و می دوند و از سر و کول هم بالا می روند که اولین زنگ صبحگاهی به صدا در می آید و بعد از کلی بفرمایید بفرمایید صف ها تشکیل می شوندو بعد تلاوت آیاتی چند از قرآن،توصیه های تربیتی و آموزشی و کلاس.
آقای محمدیان معلم کلاس دوم وارد کلاس می شود ولی دانش آموزان هنوز در تب و تاب ،کم کم آرام می گیرند و سلام و احوال پرسی و بازگویی خاطراتی که رسم قشنگ روز اول کلاس است و معرفی معلم و دانش اموزان و سپس شرط و شروط ها و از فردا طبق برنامه کلاسی ،درس و کتاب و سئوال و جواب و خواندن و نوشتن.
آقای محمدیان با داشتن 24سال سابقه کوله باری از تجربه را دارد و به حالات روحی و جسمی توجه بسیار و به اصطلاح در زندگی دانش آموزانش سرک می کشد، آقای محمدیان از همان روز اول "ماهان" را خوب دیده با موهای ریخته و چهره ای غمگین و با صحبتهایی که با او کرده بیماری اش را می داند، خانواده اش را خواسته و با آنها به صحبت نشسته است که اظهار داشته اند برای "ماهان" کارهایی کرده اند ولی مخارج سنگین این بیماری (سرطان)و وضعیت بد اقتصادی امان آنها را بریده است.
آقای محمدیان به شدت نگران "ماهان" است چرا که او رنجور است، اعتماد به نفس لازم را ندارد و فعالیت های کلاسی اش چندان خوب نیست و تلاشی نمی کند تا خودش را نشان دهد از طرفی همکلاسی هایش هم او را اذیت می کنند هر چند وقتی "ماهان" نیست برای آنها توضیح می دهد که او بیمار است و ممکن است هر انسانی به این بیماری گرفتار شود ، اما بچه ها درک درست و واقعی از بیماری ندارند.
آقای محمد یان چه کاری باید برای "ماهان" انجام بدهد، تصمیم اش را می گیرد، یک شب ماشین را بر می دارد و درمیان حیرت و تعجب زن و فرزندانش موهای سرش را می زند و سپس که بیماری "ماهان " را برای خانواده اش تعریف می کند خوشحال می شوند و فردا هم که به کلاس می رود هر چند بچه ها زیر زیرک می خندند ولی "ماهان" خوشحال است که دیگر تنها نیست و معلمش مثل خودش مو ندارد و دیگر از سر و وضعش خجالت نمی کشد و اندک زمانی بعد تر دانش آموزان هم می خواهند همچون معلمشان "ماهانی" شوند ولی به دلیل سرمای زیاد آقای محمدیان آنان را باز می دارد.
.....و سپس عکس صفحه ی فیس بوک آقای محمدیان.......دهان به دهان و فرد به فرد......و دستور رییس جمهور برای پیگیری و درمان "ماهان" و تقدیر از معلم نمونه.
ماهان به همراه خانواده برای انجام معاینات پزشکی و درمان به تهران اعزام می شوند و پزشکان با توکل به خدا از درمان او مژده می دهند هر چند زمان بر و طولانی است و بعد از چند هفته ای "ماهان"به مدرسه بر می گردد همکلاسی ها در انتظارش هستند ولی همه "ماهانی اند"، آری همگی سر خود را تراشیده اند تا به "ماهان" بگویند : بواسطه موهای ریخته اش متفاوت از دیگران نیست و اورا با ذوق و شوق به آغوش می کشند.
این همه را از آن جهت بازگفتیم و باز نوشتیم تا یادآوری کنیم که برای "ماهان" و "ماهان ها" از خداوند طلب سلامتی و بهبودی کامل آرزو کنیم و نیز بگوییم: محمدیان عزیز: نگاه مهربان و دستان نوازشگرت به "ماهان" آرامش داده واین گل خندان نتیجه باغبانی شماست که امروز با طراوت گردیده است.
آری محمدیان عزیز شنیده ایم هیچ گاه فرم معلم نمونه را پر نکرده ای که صد البته نیازی نیست ای مهربان معلم و ای معلم مهربان، شما همه ی مهربانی های دنیا را، درس زندگی را، راه زندگی را و انسان بودن و انسانیت را معنی کرده و اعتبار بخشیده ای .