
رضا رفیع نظر
بیماری هلندی یک نوع معضل اقتصادی است که در پی درآمد بیش از حد منابع طبیعی در یک کشور پدید می آید که موجب رکود و تورم در آن کشور می گردد یا بعبارتی دیگر افزایش ناگهانی درآمد به سبب کشف و یا استخراج منابع طبیعی موجب می شود دولت تصور کند یک درآمد دائمی نصیبش شده لذا تمام درآمد را در جامعه تزریق می کند که آثار مرگباری را برای اقتصاد کشور به ارمغان می آورد از این رو نام دیگر آن را بلایای طبیعی نامیدند همانگونه که از اسم آن پیداست این بیماری برای اولین بار در کشور هلند روی داد و اکنون کشور ما دچار این بیماری شده است (هر چند که عده ای معتقدند هنوز نشدیم!!!)
بیماری هلندی از سال 1353 و در دوره پهلوی با چند برابر شدن فروش نفت وارد کشور شد و تبعات مخربی را در اقتصاد کشور بر جای گذاشته و می گذارد که به اجمال به برخی از آنها اشاره می شود:
1-ایجاد یک تصور غلط برای دولت و مردم مبنی بر وجود یک درآمد دائمی
2-افزایش بی رویه مخارج دولت و درآمد و افزایش تقاضا و ایجاد تورم (لازم نیست یک دانشجوی اقتصاد بود تا فهمید منظور چیست بدیهی است که وقتی درآمد زیاد شود تقاضا هم زیاد میشود و با افزایش تقاضا قیمت هم زیاد میشود)
3-افزایش واردات و کاهش صادرات
4-بی میلی تولیدکنندگان داخلی به تولید به دلیل افزایش بی رویه واردات که منجر به رکود می گردد
5-نوسان در بودجه کشور به دلیل نوسان در درآمد فروش نفت.
6-افزایش نقدینگی و حجم پول که تورم را به دنبال دارد.
موارد متعددی را می توان از اثرات خانمان سوز این بلای طبیعی نام برد اما بارز ترین آنها که کشور ما اکنون به آن دچار شده وجود تورم و رکود می باشد البته رکود و تورم حال حاضر کشور از دلایل دیگه ای هم نشات می گیرد ولیکن مهمترین دلیل آن وجود نفت می باشد
تمام نکات گفته شده تا اینجا را می توان در حوزه اقتصاد قرار داد و این بیماری را مربوط به آن دانست اما باید توجه داشت اقتصاد شاخه ای از علوم اجتماعی است که اختلال در آن اختلال در جامعه و رفاه افراد جامعه و پویایی در آن افزایش رفاه در یک جامعه را پدید می آورد، در ادبیات اقتصادی کشورهای دارای اقتصاد نفتی را کشورهای اقتصاد رانتی یا دولت رانتی می نامند از این رو که با رانت حاصل از درآمد نفتی شیوه حکومتی خود را دنبال می کنند و مردم را با استفاده از این رانت جلب خود می کنند در دوره 8 ساله ی آقای احمدی نژاد به کرات از به کار گیری این رانت مشاهده کردیم از جمله شعار معروفش آوردن نفت بر سر سفره مردم!!!
نظام اقتصادی دو رویکرد متفاوت دارد یک رویکرد که ظاهر خوب و عام پسندی دارد ولی باطن خانمان سوز و مخربی دارد و دیگری ظاهری بد و سخت گیرانه ولی باطنی خوب و موفق بیشتر دولت های رانتی از شیوه اول برای جلب توجه مردم استفاده می کنند که البته طبق قائده و قانون اقتصاد موقتی بوده و دیر یا زود مردم به آن روی سکه پی می برند.
در دوره هشت ساله اصولگرایان وقتی که ابتدای شروع بکار دولت جناب احمدی نژاد با افزایش درآمد نفت روبرو شد همچنین خزانه پر ارزی را در دست داشت با شعار آوردن نفت بر سر سفره و در ادامه تزریق بیش از اندازه پول در جامعه در قالب اجرای هدفمندی یارانه ها و اجرای پروژه های ساخت و ساز بدون توجیه اقتصادی از جمله مسکن مهر به طور موقت خرسندی و شادمانی مردم را به بدست آورد و مردم از اینکه یک رابینهودی در کشور آمده که دارد با بذل و بخشش درآمد کشور جیبشان را پر از پول می کند و برایشان خانه می سازد خرسند بودند غافل از اینکه دقیقا در اوج شادمانی این مردم روی دیگر این رویکرد اقتصادی دارد بنیان های اقتصادی کشور را دچار تزلزل می کند و رفاهشان را به زودی به یک زندگی پرهزینه و کمرشکن تبدیل می کند و همه مردم به جز کسانیکه خودشان را به خواب زدند اکنون باطن این عملکرد هشت ساله اصولگرایان را می بینند.
در این دوره وقتی دولت دید در نتیجه تزریق پول در جامعه سطح قیمت ها افزایش یافته برای جلوگیری از تورم کار را بدتر کرد و با درآمدهای نفتی اقدام به واردات کالای مصرفی کرد که این خود منجر به خارج کردن و رکود تولیدکنندگان داخلی گردید و بازار داخل کشور را کالاهای خارجی که بیشتر چینی هستند در دست گرفت
لازم به ذکر است با نگاهی به سیر تاریخی درآمدهای نفتی کشور از دوره پهلوی تا کنون بارها و بارها از این بیماری در جهت تقویت بنیه حکومت و انتقال قدرت از مردم به حکومت استفاده شده بطور مثال در دوره پهلوی بیش از یک سوم درآمد نفتی صرف تقویت ارتش برای حفظ پایگاه نظامی دولت می شد.
در دولت های دارای اقتصاد رانتی حکومت وابستگی آنچنانی به مردم ندارد چرا که بودجه خود یا به عبارتی درآمد خود را در دست مردم نمی بیند و از منابع طبیعی بدست می آورد و مالیات که مربوط به پرداخت های مردم می باشد سهم ناچیزی در بودجه دولت دارد لذا در چنین دولت هایی مسؤولین حکومتی واهمه ای از مردم ندارند اما در کشورهای پیشرفته که بیش از 80 تا 90 درصد بودجه دولت توسط مالیات های مردم تامین می شود وابستگی شدیدی به وجود مردم دارد چرا که بقای دولت را در سلامت نظام اقتصادی مالیاتی و مشارکت مردم می دانند.
اما راه درمان این بیماری چیست؟
کشورهای مختلف راه کارهای متفاوتی را با توجه به نظام اقتصادی و ظرفیت های کشورشان ارائه کرده اند از جمله در کشورهای حوزه اسکاندیناوی همچون سوئد با ایجاد یک صندوق درآمدهای نفتی را از بودجه دولت کنار گذاشته در یک صندوق جداگانه قرار داده که هدف از این کار ذخیره سرمایه برای نسل های بعد و جلوگیری از شوک های اقتصادی از جمله نوسان ارز و ... می باشد در کشور آمریکا با اعطا حق اکتشاف و استخراج منابع طبیعی به بخش خصوصی بصورت اجاره علاوه بر دریافت اجاره با وضع مالیات سنگین بر آن ها یک درآمد ثابت مالیاتی را از آن ها اخذ می کند که بتوانند با یک درآمد ثابت سالانه برنامه ریزی بهتری را برای سیاست های اقتصادی انجام دهند اما در کشور ما به دلیل ورود درآمدهای پر نوسان نفت در بودجه کشور برنامه ریزی اقتصادی را دچار مشکل کرده لذا جداکردن درآمد نفت از بودجه دولت و سوق دادن آن به واردات کالاهای سرمایه ای از جمله تکنولوژی به داخل بجای واردات کالاهای مصرفی که خودمان هم می توانیم تولید کنیم و همچنین اصلاح نظام مالیاتی و افزایش سهم مالیات در بودجه کشور می توان جلوی رشد این بیماری را گرفت امید که تیم اقتصادی دولت تدبیر و امید با تدبیر مردان اقتصادی خود امیدی را برای رفع این بیماری خطرناک اقتصادی در دل ها زنده کنند./ب