کد خبر: 24527 ، سرويس: طنز تلخند
تاريخ انتشار: 01 بهمن 1392 - 10:29
هف تو لوله پوليكا (47)

عبدو جوكر

يه رفيقي داريم ما كه اسمش جعفره. جعفر فارسي. خومون وش مي گيم جفري. يعني خوش هميشه مي گو وم بگين جفري. جفري ورش خاشتره. ئي جفري كه رگ و ريشه شون مي رسه به تركل اردبيل و تبريز، خوش و كُكايل و دده يلش، يك آدمل پاك پاكيزه و قشنگي ان كه حد و اندازه نداره. (ور خومون بو، دي ما، او دده ماويني شونه كه اسمش النازه،  شي چيش كرده سي ما. بينم قسمت چه بو. يا خدا. شمانم بگين يا خدا) دوش خوم و دي رفتيديم خونه جفري اينا. دده گُتوش هم كه شي كرده بندرلنگه، خوش و ميره اش و دختر كوچيكوش اومديدن ديدنشون. دختر دده جفري كه هف هش ده سالشه، اسمش رعنايه. از اولي كه ما رفتيم اونجو، رعنا مُز كرده بي بَرَكِ ديش و همي طوري هاسي  نق و نوق مي كرد. مو و جفري و دوماشون ئي هل اتاق نشسيديم و دي و باقي زنگل هم اوهل اتاق هاسي سي خوشون گپ مي زدن. الناز هم جوري نشسه بي كه هرگاه سرمه بالا مي كردم، مي ديدمش تا هاسي سيلم مي كنه. يه مشت ديه كه رعنا سر و صدا كرد، گفتم چشه مي؟ ديش گفت هيچي، انشاشه ننوشته و صب هم مي خوايم حركت كنيم بريم كنگون و بعدش هم مي خوايم بريم بندرلنگه. گفتم خو همي الآن بنويسه. گفت خو نمي تره نه. تا دي رعنا گفت نمي تره، الناز گفت آغاي جوكر ماشاا... تو روزنومه يل چي مي نويسن، بتا كمكش كنه تا انشاشه بنويسه. مونم خندسم و گفتم در خذمتم. خلاصه رعنا دفترشه آورد و خوشم نشس شي زِكِ ما. گفتم موضوع انشات درباره چنه؟ گفت درباره جايل ديدني ايران. يه به نام خداي قشنگي پُي ماژيك سوز، بالاي دفترش نوشتم و گفتم ايسو بنويس. بعدش هم شروع كردم درباره جايل ديدني ايران سيش توضيح دادن. مو مث راديو گپ مي زدم و رعنا هم بيزونه مث دعانويسل، مي نوشت. گفتم و گفتم و گفتم تا ئي كه رسيدم به يه خبري كه تازه فهميديدم. گفتم يه موسسه نظرسنجي گردشگري تو آمريكا اعلام كرده كه تو ئي دو سه ماه اخير، سفرل توريستي از آمريكا به ايران 30% افزايش داشته و 60% توريستل آمريكايي هم به ئي موسسه گردشگري مراجعه مي كنن و پُرس مي كنن كه ايران، چطور جاينيه وچطوري ويمو برن ايران! خلاصه يه مشت ديه هم درباره ارزش سفرل توريستي به ايران و توريست و صنعت توريسم سي رعنا گفتم و نوشت تا ئي كه صفحه انشاش تموم واوي. بعدي كه انشاشه تموم كرد گفت عامو، نپه چطو پار مي گفتن توريسم تو ايران خطرناكه؟ سرمه تكون دادم و سيل دي بواش كردم تا هاسي مي خندن. گفتم چه واويده؟ بواش گفت هيچي، رعنا پُي زمان احمدي نژاده كه ايرانه پُي تروريسم مي شناختن! همه مون پي هم گير خنده واويديم و از ئي كه رعنا، توريسم و تروريسمه پُي هم قاطي كرده بي، كلي خندسيم سي خومون. راسي هم كه ئي دوتا كلمه فقط تو يه حرف "ر" پي هم تفاوت دارن اما يه دنيايي تفاوت معنايي دارن. شايد هم ئي "ر"، اول كلمه روحاني بو! چه مي فهمم. فقط مي فهمم كه ئي موسسه گردشگري كه سيتون گفتم، هميطوري الكي و گُتره اي گپ نمي زنه. آغا، خيلي حرفا. تو مدت دو سه ماه، 60% آمريكايل، نظرشون درباره ايران عوض واويده. مي معجزه يعني چه !!!  /ج

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/24527