
اتحادخبر - احمد خواجه حسنی :در فواصل مختلف و پیرو انتشار برخی مطالبی که بعضاً با عینک جامعه شناختی به مسائل و موضوعات نظر داشته، برخی منتقدان این قلم، استفاده مکرر از آرای اندیشمندان غربی را نشانه ی غرب گرایی دانسته و این نویسنده را به دفعات، غرب گرا خطاب کرده اند، خود امّا...
احمد خواجه حسنی
در فواصل مختلف و پیرو انتشار برخی مطالبی که بعضاً با عینک جامعه شناختی به مسائل و موضوعات نظر داشته، برخی منتقدان این قلم، استفاده مکرر از آرای اندیشمندان غربی را نشانه ی غرب گرایی دانسته و این نویسنده را به دفعات، غرب گرا خطاب کرده اند، خود امّا همواره سکوت اختیار کرده و در مقام پاسخ برنیامدم چرا که از سارتر آموختم: «سكوت صورت اصيل كلمه است، فقط کسانی که میتوانند چیزی بگویند سکوت میکنند» لیکن در این باب، توجه به نکات زیر به درک بهتر صورت مسئله کمک خواهد کرد.
البته که نقد سازنده ضرورتی اجتناب ناپذیر است و به تعبیر آیزایا برلین: "اگر پیش فرض ها بررسی نشوند و همان طور راکد بمانند جامعه ممکن است متحجر شود. اعتقادات تصلب پیدا می کنند، و به صورت جزمیات در میآیند و قوه ی تخیل کج و معوج میشود و ادراک و تفکر از باروری میافتد.
جامعه اگر در بستر راحت جزمیات و عقاید خشک و تردید ناپذیر به خواب برود، به مرور میپوسد.
اگر بنا باشد مخیله تکان بخورد و قوه ی فکر و ادراک بکار بیفتد و زندگی فکری و ذهنی تنزل و پسرفت نکند و طلب حقیقت، عدالت یا کمال نفس، متوقف نشود، مسلمات و پیش فرض ها باید مورد شک و سوال قرار بگیرند»
میدانم و می پذیرم که باد را با چراغ خاموش کاری نیست بنابراین وقتی دست به قلم می بریم، چه بسا مورد انتقاد قرار خواهیم گرفت.
(متکلم را تا کسی عیب نگیرد، سخنش صلاح نپذیرد.)
آثار هر نویسنده، شاعر و منتقدی نیازمند نقدها و نظرات بهتر خوانندگان نیل به پیشرفت و تکامل است.
نام هر نویسنده ای در کنار آثارش پذیرش مسئولیت ایرادهای موجود در آنهاست، منتهی آنچه که برلین بر آن تأکید دارند، فراتر از اهانت و برچسب زنی های نابخردانه و رأساً نقد افکار و پیش فرض هاست بنابراین در این وادی هر کسی صلاحیت نقادی ندارد!
باری به هر جهت برچسب غرب گرایی به ساحت دانش و اندیشه، خطایی شناختی، قضاوتی سطحی و اهانتی نارواست به این دلیل که میان بهره گیری علمی از یک اندیشه و دل بستگی سیاسی یا فرهنگی به یک تمدّن یا جغرافیایی خاص، تفاوتی بنیادین وجود دارد.
علوم سیاسی و جامعه شناسی در شکل و فرمت امروزی خود، عمدتاً در دانشگاه ها و مراکز پژوهشی غربی رشد یافته اند از این جهت طبیعی است که بخش مهمی از ادبیات علمی این حوزه ها توسط متفکرانی چون هابرماس، دورکهیم، آرنت و دیگر اندیشمندان غربی تولید شده باشد همان طور که بخش مهمی از میراث ریاضی، پزشکی و فلسفه در قرون ماضی توسط دانشمندان ایرانی و اسلامی شکل گرفته است.
باورمندم هیچ منتقد با سواد، آگاه و منصفی اندیشه را بر اساس ملّیت صاحب آن داوری نمیکند چون معیار اصلی، توانایی یک نظریه در تبیین واقعیت ها و کمک به حل مسائل جامعه است.
اگر چنان چه تحلیلی از یک جامعه شناس آلمانی بتواند بخشی از مشکلات ساختاری جامعه ی درمانده ی این سرزمین بلاخیز را توضیح دهد، ارزش آن در کارآمدی علمی آن است و ایرادی بر زیستگاه جغرافیایی صاحب نظر مترتب نیست.
از سوی دیگر، سنّت فکری انقلاب اسلامی نیز هرگز بر نفی دانش و تجربه ی بشری استوار نبوده است!
امام خمینی (ره) بر اهمّیّت شناخت دقیق جهان و مقتضیات زمان تأکید داشتند و ایضاً رهبر شهید انقلاب نیز بارها بر ضرورت تولید علم، گسترش پژوهش و بهره گیری از تجربیات موفق بشری در کنار حفظ استقلال فکری و فرهنگی تأکید می کردند.
با این تفاسیر به نظر می رسد امروز بیش از هر زمان دیگری به رویکردی نیازمندیم که نه دچار شیفتگی نسبت به غرب شود و نه به دام غرب ستیزی غیر علمی بیفتد، لاجرم نباید از خاطر دور نگه داشت که توسعه کشور با بستن درهای اندیشه ممکن نیست و پیشرفت زمانی حاصل میشود که بتوانیم با اعتماد به نفس ملّی، از همه ی ظرفیت های فکری جهان بهره بگیریم و در عین حال آنها را با نیازها، فرهنگ و منافع ملّی خود تطبیق دهیم.
بی گفتگوست هدف این نویسنده تقلید از غرب نیست، بل استفاده از ابزارهای فکری گوناگون برای فهم بهتر مسائل پیرامون جامعه ی ایران است.
نویسنده باید بتواند از هر اندیشه ای که به فهم واقعیت و حل مسائل جامعه ی امروزی کمک میکند، بهره ببرد و در نهایت قضاوت را بر اساس منافع ملّی و مصالح جامعه انجام دهد.