
اتحادخبر - مجید رضائی: سالهاست در بخشهای مهمی از کشور، تعدادی انگشتشمار در صدر امور قرار دارند و مناصب و مسئولیتها بین همین افراد جابهجا میشود؛ بندرت اشخاص جدیدی مجوز ورود به این امپراطوری را میگیرند.
مجید رضائی؛ روزنامهنگار
سالهاست در بخشهای مهمی از کشور، تعدادی انگشتشمار در صدر امور قرار دارند و مناصب و مسئولیتها بین همین افراد جابهجا میشود؛ بندرت اشخاص جدیدی مجوز ورود به این امپراطوری را میگیرند.
این چرخه بسته مدیریتی، دیگر محدود به یک حوزه خاص نیست؛ از سرمربیان و مدیرانعامل فوتبال گرفته تا مدیران صنایع و پتروشیمی، وزارتخانهها، دستگاههای اجرایی استانها و حتی تهیهکنندگان سفارشی سینما و تلویزیون، همگی در این دایره قرار دارند. پدیدهای که سالهاست بهعنوان یکی از جدیترین نقدها از سوی کارشناسان و رسانهها مطرح میشود و ریشه در نبود شایستهسالاری و ضعف نظارت قانونی دارد.
فوتبال؛ چرخهای که حتی باخت ۷ گله هم آن را متوقف نمیکند
در فوتبال کشور، حدود ۲۰ سرمربی و ۲۰ مدیرعامل بین تیمهای مختلف لیگ برتر جابهجا میشوند. نکته قابل تأمل اینجاست که حتی باختهای سنگین و سقوط به دسته پایینتر هم این افراد را بیکار نمیکند؛ چراکه بلافاصله در تیم دیگری جای میگیرند. نمونههای عینی این چرخه در نقلوانتقالات فصلی لیگ برتر بهوضوح دیده میشود؛ جایی که همان چهرههای آشنا بارها و بارها بین تیمها جابهجا میشوند و در مجامع تصمیمگیرنده نیز همیشه همین حلقه مشخص حضور دارد.
صنعت و پتروشیمی؛ ۴۰ تا ۵۰ مدیر در یک دایره بسته
در صنایع و بهویژه پتروشیمی وضعیت بهتر نیست. حدود ۴۰ تا ۵۰ مدیر هستند که یا سالها در رأس یک پتروشیمی میمانند و یا نهایتاً به یک مجموعه بزرگتر منتقل میشوند. گزارشهای تخصصی این حوزه، سالهاست به پدیده «مدیران سفارشی» اشاره میکنند؛ جایی که روابط جای ضوابط را میگیرد و افراد بدون تخصص و تجربه کافی، به پستهای حساس گمارده میشوند. این در حالی است که حتی برخی مسئولان ارشد صنعت نفت نیز بر ضرورت واگذاری جایگاهها به افراد متخصص تأکید کردهاند، اما عملاً همان چرخه تکرار شده است.
استانها؛ دور باطلی که ورود افراد جدید را بندرت میپذیرد
در دایره مدیران ارشد استانی نیز همین الگو حاکم است. بهعنوان مثال در استان بوشهر، سالهاست مدیریتها و مناصب بین افراد مشخصی دستبهدست میچرخد و ممکن است سالها بگذرد تا یک نفر جدید وارد این چرخه شود. این وضعیت، نهتنها مانع ورود نیروهای جوان و متخصص میشود، بلکه بهتدریج به انباشت قدرت در دست یک حلقه محدود و تضعیف شایستهسالاری در استانها دامن میزند.
این پک مدیریتی تا کی ادامه دارد؟
پرسشی که اینجا مطرح میشود این است که این پک مدیریتی تا چه زمانی قرار است ادامه یابد؟ بر اساس آنچه از منابع و گزارشهای موجود برمیآید، تا زمانی که انتخاب مدیران بر اساس تخصص و تجربه نباشد، نهادهای نظارتی نتوانند جلوی اعمال نفوذ را بگیرند و فرهنگ «رفیقبازی» و «سفارش» جای ضابطه را بگیرد، این چرخه ادامه خواهد داشت.
بسیاری از کارشناسان معتقدند تا زمانی که نسل جدیدی از مدیران متخصص و مستقل وارد عرصه نشوند و سیستم بهسوی شایستهسالاری حرکت نکند، این وضعیت میتواند دههها تداوم یابد. بهعبارت دیگر، هیچ ضمانتی برای پایان این چرخه وجود ندارد، مگر اینکه اراده جدی سیاسی و اصلاحات ساختاری در نظام انتصابات مدیریتی کشور شکل بگیرد.