
اتحاد خبر - محمد حیاتی : جناب کوچکزاده!کلیپی از سخنان پرحرارت شما دیدم؛ آنجا که درباره سیاست ارزی بانک مرکزی چنان برآشفته بودید که گفتید اگر از جهنم نمیترسیدید، خودتان را جلوی بانک مرکزی آتش میزدید!البته اعتراض و مطالبهگری حق شماست.نماینده مجلس باید از منابع کشور، از بیتالمال و از سفره مردم دفاع کند. اگر سیاستی در بانک مرکزی اتخاذ شده که نیازمند توضیح و شفافسازی است، حتماً باید مسئولان مربوطه پاسخگو باشند...
محمد حیاتی،بندرگناوه
جناب کوچکزاده!
کلیپی از سخنان پرحرارت شما دیدم؛ آنجا که درباره سیاست ارزی بانک مرکزی چنان برآشفته بودید که گفتید اگر از جهنم نمیترسیدید، خودتان را جلوی بانک مرکزی آتش میزدید!
البته اعتراض و مطالبهگری حق شماست.
نماینده مجلس باید از منابع کشور، از بیتالمال و از سفره مردم دفاع کند. اگر سیاستی در بانک مرکزی اتخاذ شده که نیازمند توضیح و شفافسازی است، حتماً باید مسئولان مربوطه پاسخگو باشند.
اما اجازه بدهید یک سؤال صریح و البته محترمانه از شما بپرسم:
این رگِ گردن، چرا همیشه در برابر دولت رقیب متورم میشود؟
پرونده «چای دبش» را که فراموش نکردهایم!
ماجرایی با رقم بسیار سنگین که پای دو وزارتخانه و دو وزیر دولت سیزدهم را نیز به میان کشید و یکی از بزرگترین پروندههای فساد اقتصادی سالهای اخیر شد.
آن روز چرا خبری از این حجم از خشم و فریاد نبود؟
چرا آن روز جلوی وزارت جهاد کشاورزی یا وزارت صمت نمیایستادید و نمیگفتید:
«اگر از جهنم نمیترسیدم، خودم را جلوی این وزارتخانه آتش میزدم؟»
اگر آن روز هم همینگونه فریاد میزدید، اگر همانگونه که امروز درباره دولت چهاردهم حساس هستید، در برابر خطا و فساد دولت سیزدهم هم حساس بودید، امروز مردم راحتتر سخنان شما را باور میکردند.
مسئله ما دفاع از آقای همتی نیست.
اتفاقاً اگر سیاست ارزی بانک مرکزی اشتباه است، همتی باید پاسخ بدهد.
مسئله ما دفاع از سیاست ارزی دولت پزشکیان هم نیست.
مسئله، چیز مهمتری است:
«استاندارد دوگانه» در سیاست.
اگر فساد بد است، همیشه بد است.
اگر حیفومیل بیتالمال محکوم است، چه در دولت رقیب باشد و چه در دولت همفکر، محکوم است.
اگر تصمیم اقتصادی غلط است، مهم نیست چه کسی آن را گرفته است.
مردم از سیاستمدارانی خسته شدهاند که وقتی «خودی» خطا میکند، سکوت میکنند و وقتی «غیرخودی» همان کار را انجام میدهد، فریادشان گوش فلک را کر میکند.
جناب کوچکزاده!
رگ گردن را برای ایران متورم کنیم، نه برای جناح.
اگر قرار است آتش اعتراض روشن شود، برای دفاع از مردم روشن شود؛ نه برای تسویهحساب سیاسی.
مردم امروز دیگر فقط به صدای بلند سیاستمداران گوش نمیدهند؛
سابقه آنان را هم نگاه میکنند.
فریاد بلند، الزاماً نشانه صداقت نیست.
گاهی یک اعتراض آرام اما صادقانه، از صدها فریاد پرحرارت ارزشمندتر است.
و در پایان، یک سؤال ساده:
اگر ۱۰ هزار دلار امروز آنقدر شما را به خشم آورده که سخن از آتش زدن خودتان میگویید، آن روز که میلیاردها دلار در ماجرای چای دبش محل سؤال و ابهام بود، سهم شما از این خشم و اعتراض چه بود؟
مردم پاسخ این سؤال را میخواهند؛
نه از سر دشمنی،
بلکه برای اینکه بدانند رگ گردن بعضیها واقعاً برای مردم متورم میشود یا فقط وقتی طرف مقابل سیاسیشان روبهرویشان ایستاده است.