
اتحاد خبر - ترانه فرخی: خانم دکتر اسکندری، مدیرکل محترم بهزیستی استان بوشهر؛یک سال از حضور شما در مدیریت بهزیستی استان میگذرد. بهعنوان یک فعال اجتماعی و مطالبهگر در حوزه توانیابان و در گفتوگو با جمعی از توانیابان و خانوادههای آنان، پرسشها و دغدغههایی را میشنوم که به نظر میرسد شایسته پاسخگویی و بررسی جدی است.نخستین پرسش این است: آیا در این یک سال، تغییر محسوسی در کیفیت، نحوه و دسترسی به خدمات ارائهشده به توانیابان ایجاد شده است؟...
ترانه فرخی
خانم دکتر اسکندری، مدیرکل محترم بهزیستی استان بوشهر؛
یک سال از حضور شما در مدیریت بهزیستی استان میگذرد. بهعنوان یک فعال اجتماعی و مطالبهگر در حوزه توانیابان و در گفتوگو با جمعی از توانیابان و خانوادههای آنان، پرسشها و دغدغههایی را میشنوم که به نظر میرسد شایسته پاسخگویی و بررسی جدی است.
نخستین پرسش این است: آیا در این یک سال، تغییر محسوسی در کیفیت، نحوه و دسترسی به خدمات ارائهشده به توانیابان ایجاد شده است؟
امروز بخش قابل توجهی از خدمات و حمایتها بر اساس معیار دهک درآمدی تعیین میشود؛ اما در شرایط اقتصادی کنونی، آیا صرفا دهکبندی میتواند معیار دقیقی برای سنجش میزان نیاز یک توانیاب باشد؟ آیا یک توانیاب در دهکهای مختلف، الزاما نیازهای متفاوتی دارد؟ آیا هزینههای مرتبط با زندگی، درمان، توانبخشی، رفتوآمد، تجهیزات و دسترسپذیری در این محاسبات به اندازه کافی دیده میشود؟
در حوزه توانبخشی نیز این پرسش مطرح است که چرا در برخی موارد، فرد باید ابتدا وسیله توانبخشی مورد نیاز خود را تهیه کند و سپس در انتظار تأمین اعتبار و پرداخت هزینه بماند؟ اگر فرد توانایی مالی خرید وسیله را داشته باشد، اساسا فلسفه حمایت و پشتیبانی در این بخش چه خواهد بود؟
مسکن، اشتغال، تحصیل و حضور اجتماعی نیز همچنان از دغدغههای جدی جامعه توانیابان است. توانیابان متاهل با مشکلات جدی در حوزه مسکن مواجهاند؛ برخی دانشجویان در فرآیندهای اداری و ثبت اطلاعات با موانعی روبهرو میشوند و توانیابان شاغل نیز نیازمند حمایت، نظارت و پیگیری موثرتر برای برخورداری از محیط کار مناسب و حقوق قانونی خود هستند.
در کنار این مسائل، موضوع مهم دیگری وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است: سرمایه انسانی جامعه توانیابان.
آیا در این یک سال، سازوکاری برای شناسایی توانیابان نخبه، ورزشکار، هنرمند، پژوهشگر، کارآفرین و فعال اجتماعی استان ایجاد شده است؟ چه میزان از ظرفیت، تخصص و تجربه خود توانیابان در سیاستگذاری و اجرای برنامههای مرتبط با آنان استفاده شده است؟ چه برنامههایی برای افزایش انگیزه، مشارکت اجتماعی و شکوفایی استعدادهای توانیابان طراحی و اجرا شده است؟
اگر استان بوشهر بیش از ۱۹ هزار توانیاب دارد، باید این پرسش را جدی مطرح کرد که چرا حضور و مشارکت اجتماعی بخش قابل توجهی از این جامعه همچنان کمرنگ است؟ برای حضور مؤثر توانیابان در عرصههای اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، اقتصادی و مدیریتی چه اقداماتی انجام شده و چه برنامهای برای تقویت این حضور وجود دارد؟
موضوع دیگری که از سوی برخی توانیابان مطرح میشود، سردرگمی در شناسایی و دسترسی به مددکار مربوط به خود است. برخی از توانیابان نمیدانند مددکار آنان دقیقا چه کسی است، چگونه باید با او ارتباط برقرار کنند و برای پیگیری مسائل خود باید به چه فرد یا واحدی مراجعه کنند. در کنار این مسئله، به نظر میرسد ارتباط میان بخشی از جامعه توانیابان و مددکاران نیز نیازمند تقویت، انسجام و استمرار بیشتری است.
مددکاری، زمانی میتواند اثربخش باشد که ارتباط میان مددکار و توانیاب، مستمر، روشن و مبتنی بر شناخت دقیق شرایط فرد باشد. تغییرات مکرر مددکاران یا معرفی مددکاران غیرتخصصی در بازههای زمانی کوتاه، میتواند موجب سردرگمی توانیابان و گسست در روند پیگیری مسائل آنان شود. از این رو، انتظار میرود در کنار تأمین نیروی انسانی، به مددکاری تخصصی، ثبات ارتباط و اطلاعرسانی شفاف درباره مددکار هر فرد نیز توجه جدی شود.
همچنین انتظار میرود درباره تغییرات و سیاستهای جدید در حوزه بهزیستی استان، ارتباط و مکاتبات با سازمان بهزیستی کشور و تلاش برای انعکاس شرایط و نیازهای خاص استان بوشهر، اطلاعرسانی شفافتری صورت گیرد تا جامعه هدف نیز در جریان روند اقدامات و تصمیمات قرار داشته باشد.
این نوشته نه از سر تقابل، بلکه از جایگاه مطالبهگری اجتماعی مطرح میشود.
ما بهزیستی را نهادی برای حمایت، توانمندسازی و ایجاد فرصت برابر میدانیم؛ بنابراین انتظار داریم صدای توانیابان شنیده شود و آنان صرفا دریافتکننده خدمات نباشند، بلکه بهعنوان شهروندانی دارای توانمندی، تخصص، تجربه و حق مشارکت، در فرآیند تصمیمگیریها و برنامهریزیهای مرتبط با خود نیز نقش داشته باشند.
خانم دکتر اسکندری؛
یک سال زمان مناسبی برای طرح این پرسش است:
برای بهبود کیفیت زندگی، افزایش مشارکت اجتماعی و توانمندسازی توانیابان بوشهر، دقیقا چه اقداماتی انجام شده و برنامه سال آینده چیست؟
این پرسشها را به نمایندگی از هیچ فرد یا گروه خاصی مطرح نمیکنم؛ بلکه بخشی از دغدغههایی است که در گفتوگو با جامعه توانیابان و خانوادههای آنان شنیدهام و معتقدم پاسخ روشن، شفاف و مستند به آنها میتواند به اصلاح فرآیندها، بهبود خدمات و افزایش اعتماد جامعه هدف کمک کند.
مطالبه ما ترحم نیست؛ فرصت، دسترسپذیری، توانمندسازی و مشارکت برابر است.