
اتحاد خبر - بابک شاکر : بوشهر بهعنوان یکی از کانونهای تمرکز دستگاههای اجرایی، با مسئلهای مواجه است که کمتر در ارزیابیهای رسمی دیده میشود: شکاف میان ساختار اداری و ظرفیت واقعی سازمان. بسیاری از سازمانها هنوز مدیریت را عمدتاً در چارچوب سلسلهمراتب، کنترل، بخشنامه و انجام وظایف روزمره تعریف میکنند، درحالیکه ادبیات معاصر مدیریت، سازمان را یک سیستم پویا از سرمایه انسانی، فرایندها، دانش، فرهنگ، ارتباطات و یادگیری میداند...
بابک شاکر
بوشهر بهعنوان یکی از کانونهای تمرکز دستگاههای اجرایی، با مسئلهای مواجه است که کمتر در ارزیابیهای رسمی دیده میشود: شکاف میان ساختار اداری و ظرفیت واقعی سازمان. بسیاری از سازمانها هنوز مدیریت را عمدتاً در چارچوب سلسلهمراتب، کنترل، بخشنامه و انجام وظایف روزمره تعریف میکنند، درحالیکه ادبیات معاصر مدیریت، سازمان را یک سیستم پویا از سرمایه انسانی، فرایندها، دانش، فرهنگ، ارتباطات و یادگیری میداند. مفاهیمی مانند رهبری سازمانی، کوچینگ مدیریتی، رفتار سازمانی، هوش سازمانی، مدیریت عملکرد، مدیریت دانش، توسعه شایستگیها و تضمین کیفیت، ابزارهای تزئینی برای بروشورهای اداری نیستند؛ سازوکارهایی هستند برای اینکه سازمان بتواند از ظرفیت بالفعل نیروی انسانی خود به ظرفیت واقعی و قابلاندازهگیری برسد.
مشکل از جایی آغاز میشود که «آموزش» از «توسعه سازمانی» جدا میشود. برگزاری چند دوره آموزشی و صدور گواهینامه، بدون نیازسنجی آموزشی، تحلیل شایستگی، ارزیابی اثربخشی و سنجش انتقال یادگیری به محیط کار، الزاماً هیچ تغییری در عملکرد سازمان ایجاد نمیکند. سازمان یادگیرنده سازمانی نیست که صرفاً کلاس برگزار کند؛ سازمانی است که بتواند از خطا، تجربه و بازخورد دانش تولید کند و آن دانش را به فرایند تصمیمگیری تبدیل سازد. از همینجا ضرورت استقرار نظامهای ارزیابی عملکرد، بازخورد ۳۶۰ درجه، جانشینپروری، مدیریت استعداد، توسعه رهبری، حل تعارض و مدیریت تغییر معنا پیدا میکند. اگر کارمند پس از سالها خدمت همانگونه تصمیم بگیرد که در نخستین روز ورودش تصمیم میگرفت، مسئله فقط فرد نیست؛ نشانهای از یک سیستم یادگیری ناکارآمد است.
بنابراین حلقه مفقوده بسیاری از دستگاههای اجرایی بوشهر را باید در «توسعه ظرفیت سازمانی» جستوجو کرد، نه صرفاً افزایش نیروی انسانی یا تغییر مدیران. سازمان کارآمد باید بتواند عملکرد خود را اندازهگیری کند، کیفیت فرایندهایش را بهبود دهد، دانش را حفظ و منتقل کند، استعدادها را پرورش دهد و میان اهداف راهبردی و رفتار روزمره کارکنان پیوند برقرار کند. اینجاست که مدیریت کیفیت، تفکر سیستمی، کوچینگ، رفتار سازمانی، مدیریت دانش، توسعه سرمایه انسانی و مدیریت فرایند به یک منظومه واحد تبدیل میشوند. بوشهر بیش از مدیرانی که صرفاً اداره را اداره کنند، به مدیرانی نیاز دارد که بتوانند سازمان را توسعه دهند؛ زیرا تفاوت این دو، تفاوت میان حفظ وضع موجود و ایجاد یک سازمان یادگیرنده، پاسخگو و دارای قابلیت ارتقای مستمر است.