کد خبر: 226648 ، سرويس: مقاله
تاريخ انتشار: 04 شهريور 1405 - 08:08
اختصاصی اتحادخبر؛
مسئله امروز جامعه ایران

اتحادخبر - احمد خواجه حسنی:دوستی ضمن ارسال پیام های متعددِ به زعم خود انتقادی! ابراز تأسف کرده از اینکه بسیاری از نخبگان، روشنفکران و صاحب نظران مسئله ی امروز جامعه ایران را دغدغه معیشتی مردم می دانند و حول این موضوع سرگردان اند (نقل به مضمون)، بنابراین آنچه در پیش رو می آید...

احمد خواجه حسنی

دوستی ضمن ارسال پیام های متعددِ به زعم خود انتقادی! ابراز تأسف کرده از اینکه بسیاری از نخبگان، روشنفکران و صاحب نظران مسئله ی امروز جامعه ایران را دغدغه معیشتی مردم می دانند و حول این موضوع سرگردان اند (نقل به مضمون)، بنابراین آنچه در پیش رو می آید ماحصل این گفتگو حول موضوع مسئله ی امروز جامعه ایران است.

✓ نخست، این یک برداشت سطحی، منبعث از خطای شناختی است که با مطالعه ی یک یادداشت، کلیّت یک نظام فکری و روند یک فعالیت مستمر و دامنه داری را به داوری و قضاوت بنشینیم... در بعد امّا همان گونه که پیش تر در جستاری با عنوان فاصله ی نظام سیاسی با پیرامون نکاتی را برشمردم، یکی از دشوارترین مسائل جامعه ی ایران امروز فراتر از اقتصاد، تحریم، سیاست خارجی یا حتّی ناکارآمدی دستگاه‌ های اجرایی، ناشی از تغییرات متعدد در زمینه های مختلف جامعه و ثابت ماندن بخشی از منطق حکمرانی است، یعنی تغییر اجتماعی در بعضی عرصه‌ ها سریع‌ تر از تغییر در منطق سیاست‌ گذاری و حکمرانی اتفاق افتاده، برای نمونه در بحث فنّاوری، جامعه وارد عصر شبکه‌ ای شده ولی بخشی از ساختارهای حکمرانی هنوز منطق ارتباط یک‌ سویه را سرلوحه امور قرار داده، در موضوع فرهنگ، ناگفته پیداست که سبک‌ های زندگی متنوّع شده‌ و انتخاب فردی اهمیّت بیشتری پیدا کرده یا در نظام ارزشی جامعه، بخشی از نسل‌ های جدید از صرف بقا به سمت مطالبه ی کرامت، انتخاب، کیفیّت زندگی و ابراز وجود در حال حرکت اند. در باب ارتباطات، مردم دیگر فقط مخاطب رسانه های رسمی نیستند و خودشان تولید کننده و توزیع‌ کننده اطلاعات‌ اند یا در موضوع اقتصاد، جامعه با اقتصاد جهانی، مهاجرت، فناوری و بازارهای مالی جدید مواجه شده و این همه در حالی اتفاق افتاده که بخشی از ساختارهای اقتصادی همچنان با الگوهای قدیمی اداره می‌شوند.

من حیث المجموع اتفاقی که رخ داده اینکه همان شهروندی که از نظر ارتباطی و فرهنگی در فضای زیستمانی مدرن کنونی یا به عبارتی در جهان قرن بیست‌ و یکم زندگی می‌کند، متأسفانه از نظر اقتصادی گرفتار ارزش‌ های بقا و نگران مسکن، شغل، ازدواج و آینده است پس جامعه ی ایران در برخی عرصه‌ ها از حکمرانی پیشی گرفته! امّا اقتصاد و معیشت، بخشی از همین جامعه را دوباره به عقب، به سوی ارزش‌ های بقا سرازیر می کنند از همین رو، ایران امروز با جامعه‌ای مواجه است که هم‌ زمان مدرن‌ تر و گرفتارتر شده، (مدرن‌تر در ارتباطات و سبک زندگی، و گرفتارتر در معیشت و امنّیت اقتصادی)، بنابراین حتماً مسئله ی امروز جامعه ی ایران تنها معطوف به معیشت نیست و اساساً انسان امروز فقط موجودی اقتصادی نمی تواند باشد لذا مادامی که انسان دائماً نگران نان، امنیّت و آینده ی فردای خود هست، طبیعی است که ارزش‌ های بقا برای او در اولویّت باشد و اینجاست که فاصله ی نظام سیاسی با پیرامون پر رنگ تر می شود.
جامعه ی امروز ایران با برساخت نظام ارزشی مورد نظر خود، علاوه بر درآمد، آزادیِ انتخاب هم طلب می کند، علاوه بر امنیّت در پی  کرامت و منزلت اجتماعی به محاق رفته است هم چنان که علاوه بر شغل، امکان ساختن آینده را نیز مطالبه می کند، اینان علاوه بر تأمین معاش، می‌خواهند درباره ی شیوه ی زندگی خود نیز تصمیم بگیرند پس اگر بپذیریم که جامعه‌ در زمینه های آموزش، شهرنشینی، ارتباطات، فنّاوری و تجربه های جهانی تغییر کرده ولی ساختار حکمرانی همچنان عمدتاً با همان زبان و همان الگوهای گذشته با آن سخن می گوید، شکاف میان جامعه و حکمرانی عیان تر می شود.
شوربختانه نظام حکمرانی به تدریج و در فواصل مختلف توان حل مسئله های پیرامونی را نداشته و امروزه روز با انباشتی از مسائل لاینحل روبروست.
مادامی که حکمرانی‌ نتواند این مسائل را حل کند، ممکن است همچنان در عرصه ی سیاست خارجی، قدرت و مقاومت از دستاوردهای بزرگ سخن بگوید، امّا شهروند در نهایت وضعیت امروز خود را می سنجد و انتظار بهروزی و بهبودی شرایطی را دارد که نه تنها حاصل نشده که به قهقرا رفته! به عنوان مثال، وزیر نفت به تازگی از کشف مقادیر عظیمی گاز در میدانی در جنوب استان فارس خبر داده و اظهار داشتند که به ثروت ملّی کشور اضافه شده، جامعه امّا نسبت به این قبیل خبرها بی تفاوت بوده و از کنار چنین اتفاقاتی سرخورده عبور می کند! این پدیده در نوع خود ضعف حکمرانی را در ناتوانی در حل مجموعه‌ ای از مسائل پیرامونی برملا می کند که فراتر از ناکارآمدی است!
مسئله، تغییر انتظار جامعه است به نظرم معادله اتفاقاً خیلی ساده است، با جامعه ای مواجهیم که از نظر فرهنگی مدرن‌ تر و از نظر اقتصادی گرفتار تر شده و خودِ این ترکیب بسیار خطرناک است زیرا مردم در عرصه ی فرهنگ و ارتباطات، جهان بزرگ‌ تری را تجربه می‌کنند، اما در عرصه ی اقتصاد، امکان تحقق آن زندگی را ندارند (دغدغه ی اصلی اسلاونکا دراکولیچ در توصیف اروپای شرقی بعد از جنگ جهانی دوّم)
وقتی مردمِ قانع، بردبار و صبور این سرزمین برای داشتن یک زندگی شرافتمندانه، آرام و قابل پیش‌ بینی، با مشکلات دائمی مواجه باشند و مسائل پیرامونی یکی پس از دیگری روی هم انباشته شوند و از سوی دیگر فاصله ی میان تجربه ی واقعی مردم و روایت رسمی از جامعه افزایش پیدا کند، مسئله دیگر فقط «تهدید خارجی و جنگ نظامی» نیست مسئله ی مهم تر، ظرفیت حکمرانی برای فهم و حل مسائل این جامعه است.
ناتوانی در حل مسائل کوچک زندگی مردم، تدریجاً به بزرگ‌ ترین تهدید برای سرمایه اجتماعی نظام بدل شده و به نظرم مهم ترین نیاز امروز ایران، وجود یک حکمرانی نو ‌اندیش است، نظام حکمرانی که بفهمد شهروند ایرانیِ قرن بیست‌ و یکم دیگر فقط نان و امنیّت نمی‌خواهد! جامعه ای متکثر که در پی کرامت، انتخاب، امید، رفاه و امکان ساختن آینده خودش است، خوشایند ما باشد یا نباشد این ساختار حکمرانی نخواهد توانست بخش قابل توجهی از مسائل جدید جامعه را با مفاهیم و ابزارهای متعلق به شرایط گذشته تحلیل و مدیریت کند.
و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين.

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/226648