
اتحاد خبر - یکی از عجیبترین پدیدههای این روزگار، «کارشناس شدنِ ناگهانی» آدمهاست!طرف نه سواد اقتصادی دارد، نه مطالعه سیاسی، نه دانش اجتماعی و فرهنگی، نه تجربه آموزشی و نه حتی یکبار حاضر شده درباره موضوعی عمیق و مستند مطالعه کند؛ اما کافی است کسی نقدی مطرح کند یا درباره مسئلهای اظهار نظر کند، ناگهان از راه میرسد ...
محمدحیاتی ؛ بندرگناوه
یکی از عجیبترین پدیدههای این روزگار، «کارشناس شدنِ ناگهانی» آدمهاست!
طرف نه سواد اقتصادی دارد، نه مطالعه سیاسی، نه دانش اجتماعی و فرهنگی، نه تجربه آموزشی و نه حتی یکبار حاضر شده درباره موضوعی عمیق و مستند مطالعه کند؛ اما کافی است کسی نقدی مطرح کند یا درباره مسئلهای اظهار نظر کند، ناگهان از راه میرسد و در همه حوزهها صاحبنظر میشود!
از اقتصاد و سیاست گرفته تا فرهنگ، آموزش، تاریخ، پزشکی، مدیریت و حتی مسائل تخصصی که سالها تحصیل و تجربه میطلبد؛ همه را با چند جمله شنیدهشده در فضای مجازی تحلیل میکند و با اعتمادبهنفسی مثالزدنی، حکم نهایی صادر میکند!
مشکل، «نظر داشتن» نیست؛
هر انسانی حق دارد نظر داشته باشد.
مشکل آنجاست که نظر شخصی را با نظر کارشناسی اشتباه میگیریم.
کارشناس بودن فقط بلند حرف زدن، عصبانی شدن، مخالفت کردن یا چند اصطلاح تخصصی به کار بردن نیست. کارشناس بودن یعنی مطالعه، تجربه، تخصص، شناخت، استدلال و مهمتر از همه، پذیرفتن این جمله که:
«نمیدانم» هم یک پاسخ محترمانه و عاقلانه است.
نقدپذیری هم دقیقاً همینجاست.
اگر هر نقدی را توهین بدانیم و در پاسخ به هر انتقادی، بهجای استدلال، خودمان را صاحب همه علوم بدانیم، دیگر گفتوگو شکل نمیگیرد؛ فقط یک مسابقه برای بلندتر حرف زدن باقی میماند.
گاهی لازم نیست درباره همهچیز نظر بدهیم.
گاهی بهتر است قبل از قضاوت، کمی بخوانیم؛
قبل از تحلیل، کمی بفهمیم؛
و قبل از صدور حکم، کمی فکر کنیم.
دنیا به آدمهایی که درباره همهچیز نظر میدهند نیاز ندارد؛
به آدمهایی نیاز دارد که بدانند درباره چه چیزی باید نظر بدهند و درباره چه چیزی باید سکوت کنند.
و چه زیبا گفتهاند:
«هرچه دانش بیشتر شود، ادعای دانستن کمتر میشود.»